:: آرشيو ماهانه

  • فوريه 2017
  • ژانويه 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • آیدین آبایی
  • ماشالله آجودانی
  • کتایون آذرلی
  • برزین آذرمهر
  • محمد آزادگر
  • جهان آزاد
  • شهرزاد آزاد
  • مهیار آشنا
  • مانا آقائی
  • شهلا آقاپور
  • علی‌ آلنگ
  • گیل آوایی
  • آبتین آیینه
  • محمد احمدیان
  • پگاه احمدی
  • حميد احمدی
  • فریدون احمدی
  • ایرج ادیب‌زاده
  • پرستو ارستو
  • ع. اروند
  • ع. اروند
  • فرخ ازبرى
  • مهدی استعدادی شاد
  • یاور استوار
  • رضا اسدی
  • آرش اسلامی
  • محمدعلی اصفهانی
  • مهدی اصلانی
  • نيكروز اعظمى
  • رضا اغنمی
  • احمد افرادی
  • نادره افشاری
  • محمد افشار
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • بهار الماسی
  • الهه امانی
  • بهمن امینی
  • لاله ايرانی
  • دنیز ایشچی
  • م. ايل بيگی
  • مهرداد ایمانی
  • آبتین آیینه
  • بیژن باران
  • جلیل باران
  • طاهره بارئی
  • خسرو باقرپور
  • ناهید باقری- گلداشمید
  • الهام باقری
  • خالد بایزیدی(دلیر)
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • رضا براهنی
  • علی محمد برنوشیان
  • ادیب برومند
  • م . ت . برومند
  • منوچهر برومند
  • علیرضا بزرگ قلاتی
  • کاوه بنائی
  • رحمت بنی اسدی
  • شهلا بهاردوست
  • محمد بهارلو
  • ملک الشعراء بهار
  • سیمین بهبهانی
  • کریم بهجت‌پور
  • بهرام بهرامی
  • فیروز بهرام
  • امید بهرنگ
  • سید حیدر بیات
  • آزاده بی پروا
  • سیامک بیداروند
  • مسعود بیزارگیتی
  • رضا بی شتاب
  • سياوش بيضايي
  • محمدرضا بیگی
  • محمد بینش (م ــ زیبا روز )
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • جواد پارسای
  • بهمن پارسا
  • فریاد پاشاکی
  • ناصر پاکدامن
  • علی پاینده جهرمی
  • علیرضا پرویز
  • شهلا پزشکزاد
  • دکتر عارف پژمان
  • هژیر پلاسچی
  • محبوبه پورجعفر
  • احمد پورمندی
  • روح انگیز پورناصح
  • شهرام تابع‌محمدى
  • مازیار تپوری
  • لقمان تدین نژاد
  • هایده ترابی
  • منوچهر تقوی بیات
  • حمید تقی آبادی
  • شکوفه تقی
  • فریدون تنکابنی
  • سعيد توکل
  • ملیحه تیره گل
  • خسرو ثابت قدم
  • دکتر شهلا جاسمی
  • پرویز جاهد
  • علی رضا جباری
  • سپیده جدیری
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • بهروز جليليان
  • افسانه جنگجو
  • هادی جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری
  • گلرخ جهانگیری
  • ژاله چگنی
  • شهرزاد چگنی
  • سارا حافظی صافی
  • سینا حافظی
  • مهرزاد حافظی
  • فرنگیس حبیبی
  • حسن حسام
  • محسن حسام
  • کامروز حسنی
  • غلام حسين بيگي(ح- هادی)
  • سعید حسینی
  • محمد رضا حق پناه
  • ناظم حکمت
  • محسن حکیمی
  • حمید حمید بیگی
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • افسانه خاکپور
  • منصور خاکسار
  • نسيم خاكسار
  • جلال خالقی مطلق
  • علی خردپیر
  • مجید خرمی
  • مهدی خطیبی
  • سارا خوزی
  • محمود خوشنام
  • اسماعیل خویی
  • حسین دانائی
  • مزدک دانشور
  • بهروز داودی
  • پرویز داورپناه
  • محمود درويش
  • مسعود دلیجانی
  • آزاده دواچی
  • حسین دولت آبادی
  • اشرف دهقانی
  • فرزانه راجی
  • علی اصغر راشدان
  • مریم رئیس دانا
  • محمد ربوبی
  • بیژن رحمانیان
  • ناصر رحمانی نژاد
  • بهرام رحمانی
  • ا. رحمان
  • حامد رحمتی
  • عبدالعلی رحیم خانی ( گلی )
  • احمد رحيمي
  • س. رحیمی
  • عتیق رحیمی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • ر. رخشانی
  • مهرانگيز رساپور (م. پگاه)
  • جلال رستمی
  • شیرین رضویان
  • محسن رفعتی
  • الف رفيوجی
  • وانشا رودبارکی
  • بهناز روشن روان
  • روشنک
  • محمد روشن
  • ملیحه رهبری
  • فريبرز رييس‌دانا
  • ساناز زارع ثانی
  • زاگرس زاگرسی
  • زاگروس
  • ناصر زراعتی
  • راشل زرگریان
  • حسن زرهی
  • علیرضا زرّین
  • علیرضا زرّین
  • حسین زندی
  • بهمن زنگنه
  • مهران زنگنه
  • آریو ساسانی
  • م. ساقی
  • حبيب ساهر
  • زهره ستوده
  • فرشته سخائی
  • جلال سرفراز
  • فرج سرکوهی
  • شهزاد سرمدی
  • محمد سطوت
  • مریم سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سهيلا سعدان
  • آتوسا سلطان زاده
  • هدایت سلطان زاده
  • گلسير سلمخار كوهي
  • آزاده سليمانی
  • عباس سماکار
  • شیرین سمیعی
  • مجيد سيادت
  • س. سیفی
  • احمد سیف
  • اسد سیف
  • سيروس"قاسم" سيف
  • نصرت شاد
  • ع. ش. اروند
  • محمد علی شاکری یکتا
  • احمد شاملو
  • مرضیه شاه بزاز
  • مهستی شاهرخی
  • نوشین شاهرخی
  • اندیشه شاهی
  • منصوره شجاعی
  • محمد رضا شفیعی کدکنی
  • جعفر شفیعی نسب
  • روحی شفیعی
  • شهلا شفيق
  • ایرج شکری
  • عباس شکری
  • صادق شکیب
  • م. شکیب
  • میترا شکیب
  • مختار شلالوند
  • محمد شمس لنگرودی
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • صادق شهرکی
  • بهروز شیدا
  • نیلوفر شیدمهر
  • احمد شیرازی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • علیرضا صالحی مقدم
  • سید علی صالحی
  • منوچهر صالحی
  • محمود صباحی
  • ماریا صبای مقدم
  • عباس صحرائی
  • جهانگیر صداقت فر
  • مجید صدقی
  • علی صدیقی
  • هیلا صدیقی
  • یوسف صدیق (گیلراد)
  • ی. صفایی
  • عیسی صفا
  • محمود صفریان
  • جمال صفری
  • محمد حسن صفورا
  • جواد صلاحی
  • مـه نـاز طالبی طاری
  • جواد طالعی
  • شهاب طاهرزاده
  • فرح طاهری
  • زری طبایی
  • حسن طلا نژاد
  • شبنم طلوعی
  • منیر طه
  • محمدامین عاشوری
  • اصغر عربشاهی
  • رضا عرب
  • بتول عزیزپور
  • آرش عزیزی
  • میرزاآقا عسگری. مانی
  • علیرضا عسگری
  • رضا علامه زاده
  • رضا علوی
  • محمود علی آبادی
  • اشرف علیخانی
  • سرور علی محمدی
  • سیروس علی نژاد
  • میر مجید عمرانی
  • منوچهر عوض نیا
  • گلناز غبرایی
  • فرامرز غفاری
  • شهناز غلامی
  • محمد فارسی
  • مسعود فتحی
  • لیلا فرجامی
  • راحله فرج زاده
  • فروغ فرخ زاد
  • فهیمه فرسایی
  • رضا فرمند
  • احمد فرهادی
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • فرانک فرید
  • محمّد رضا فشاهی
  • امید فلاح آزاد
  • مهدی فلاحتی
  • مجـيـد فلاح زاده
  • آراز فنی
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • کبری قاسمی
  • نزار قبانی
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • قهرمان قنبرى
  • آزیتا قهرمان
  • کمباور کابلی
  • بیژن کارگر مقدم
  • محمود کاشفی
  • رحيم کاکايی
  • رحيم کا‌کايی
  • جاسم کرباسی
  • لیلا کردبچه
  • کاظم کردوانی
  • بهزاد كریمی
  • سیاوش کسرایی
  • شقایق کمالی
  • حسین کمال‌زاده
  • شامل کناری
  • عبداله كوثری
  • منصور کوشان
  • مجتبا کولیوند
  • مهدی کوهستانی
  • ه. لیله کوهی
  • محمود کویر
  • محمود کیانوش
  • تهمورث کیانی
  • یاسمن گرامی فرد
  • عاطفه گرگین
  • عباس گلستانی
  • حسن گل محمدی
  • کوروش گلنام
  • علی گوشه
  • کامبیز گیلانی
  • بهروز گیلک
  • مسعود لقمان
  • احمد لنگرودی (فردایی)
  • م. لنگرودی
  • ه . لیله کوهی
  • سحر مازیار
  • عفت ماهباز
  • ابوالفضل محققی
  • محمد امین محمدپور
  • محمد محمدعلی
  • عارف محمدی
  • میترا محمودی
  • سهراب مختاری
  • حسین مدنی
  • نسرین مدنی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • رضا مرزبان
  • ژیلا مساعد
  • نصرت‌اله مسعودی
  • شاهرخ مسکوب
  • بهروز مطلب زاده
  • عزیز معتضدی
  • محمود معتقد ی
  • اسماعیل معزّی
  • هوشنگ معین زاده
  • بابک مغازه ای
  • رویا مقدس
  • رضا مقصدی
  • دكتر محمد ملکی
  • عمار ملکی
  • امیر مُمبینی
  • پری منصوری
  • نجمه موسوی - پیمبری
  • جواد موسوی خوزستانی
  • پژمان موسوی
  • فرشته مولوی
  • امیر مومبینی
  • باقر مومنی
  • پرویز مویدی
  • امیر مهاجر سلطانی
  • نیلوفر مهدیان
  • بهرامِ مهران
  • اردشیر مهرداد
  • امیر مهیم
  • میرزا تقی خان
  • میرزاتقی خان
  • مهین میلانی
  • پریسا میم
  • برزو نابت
  • نادر نادر پور
  • صفیه ناظر زاده
  • خسرو ناقد
  • کمال الدین نبوی
  • اسحاق نجم الدین
  • جمیله ندائی
  • امرالله نصراللهی
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • فرح نوتاش
  • پرتو نوری علا
  • لیلا نوری نایینی
  • نوشین
  • احد واحدی
  • دکتر ایرج والا
  • نورالله وثوق
  • شاداب وجدی
  • شميم ورزنه
  • اسماعیل وفا یغمائی
  • عباس هاشمی
  • الف. هامون
  • مهناز هدایتی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • داریوش همایون
  • همنشین بهار
  • رضا هیوا
  • دکتر محمد حسین یحیایی
  • بابک یحیوی
  • علی یحیی پور سل تی تی
  • پيرايه يغمايی
  • محسن یلفانی
  • شهره یوسفی
  • سعید یوسف
  • Aliasghar-Rashedan05.jpg
    علی اصغر راشدان

    یک مرده دهقان

    یک قوری گلسرخی چای تازه دم خوش عطربا دو استکان کمر باریک لب طلائی با نعلبکی، روسینی و کنار قندان تمیز گذاشت. از قهوه خانه جبریل کنار فلکه خیام بیرون زد. سینی رو دست داخل نخودبریزی شد. حاج حجت کنار میز پشت دخل نشسته بود. سیگار هماب یضی را سرچوب سیگار بلندش گیر داده و دنبال کبریت می گشت. سینی چای را رو میزگذاشت، بلافاصله یک استکان را پر کرد و جلوی حاجی گذاشت،



    بهروز داودی

    دو سروده از زیبائی تا مرگ

    نمايان نميشود
    مگر
    در حجابى بيرنگ
    از الياف گذشته
    در مسيرِى مه آلود
    از خاطرات سرگردان
    و در هاله ای انباشته



    رضا اغنمی

    آخرین اعدام

    نقد و بررسی کتاب

    زکریاهاشمی هنرمند با ذوقی ست که با فکر و دید هنرمندانه ش، زشت ترین، هولناک ترین پیشامدها و بدترین رفتار آدمی را درجلوه های گوناگون ادبی – هنری به زیبائی، درمنظر نگاه تماشاگران به نمایش می گذارد. با تکیه به چنین ذوق وسلیقه است که «آخرین اعدام»، که داستان یک انسان نمای جانی بچه باز به نام هوشنگ ورامینی را با نثری زیبا روایت کرده است؛ و خواننده با همۀ نفرت و احساس دلهره های هولناک، نمی تواند چشم ببندد وکتاب را ازخود دورکند.



    Charles-Baudelaire.jpg
    شارل بودلر

    مُرده دلشاد

    برگردان از مانی

    در زمینِ پُر حلزونی، نَمور و چربناک
    چاله ی گودی کُنم با دست خود در قلبِ خاک
    تا تنِ فرسوده را در آن دهم جا بی درنگ
    و بخوابم بی خیال، چون در دلِ دریا نهنگ



    ناصر رحیم‌خانی

    معرفی کتاب « روز سیاه کارگر»

    *«روز سیاه کارگر» روایتی ست تصویرگرِ روزگارانِ سختِ زندگانی و کار وزحمتِ طاقت سوزِ دهقانان و کارگرانِ کشاورزی و برزگرانِ روستاهای کرمانشاهان ، نمونه و نموداری از بود وباشِ زحمتکشانِ شهر و روستایِ ایران ، روایتِ دقیق و جزء به جزءِ ستمِ خانمانسوزی که برآنان می رفت ، سکوت و تسلیم ویا گاه هم کنش و واکنش آنان دربرابر آن جورِ گسترده .



    bineshe-zibarouz3-s.jpg
    محمد بینش (م ــ زیبا روز )

    دیدار مثنوی معنوی
    "شمس تبریزی" در رمان "ملت عشق"

    بخش نخست


    خانم الیف شافاک رمان نوبس کشور ترکیه ،در ادبیات معاصر آن سامان چهره ای موفق است. وی رمان ملت عشق را ابتدا در سال ۲۰۰۹ میلادی به چاپ رساند و عنوان پرفروش ترین کتاب ِتاریخ ترکیه را از آن خود گردانید. این اثر با ترجمه خوب ارسلان فصیحی توسط انتشارات ققنوس در بازار کتاب ایران رواج یافته است. استقبال مردم از این کتاب شاید برای مطالبی باشد که وی ضمن داستان ، در بارۀ شخصیت بی نظیر شمس تبریزی و روابطش با اطرافیان نگاشته است. داستان در دو فضای زمانی جدا از یکدیگر پیش می رود .در واقع دوحکایت در ارتباطی تنگاتنک و معنوی با یکدیگر در دو زمان متفاوت پیش می روند و خواننده را بدنبال خویش می کشانند.



    آرش اسلامی

    صحنه

    گُل در دست‌های کوچکش می‌خشکد
    کودکی
    که قرار بود ناجی ما شود
    حکیم خواب‌های من ...!



    Georg

    سه شعر از گئورگ تراکل

    ترجمه علی اصغر فرداد

    خواب و مرگ
    عقابان تاریک
    در سراسر شب
    می گردند
    باشد که امواج یخ زده ی ابدیت
    تصویر طلایی انسان را فرو بلعد.



    نقد و نظری به "رمان تاریخی اشک سبلان"

    نوشته ی ابراهیم دارابی

    در رمان آقای دارابی ،کلارا دختری است که بر خلاف میل پدر و مادرش می خواهد همسر مرد جوانی گردد که به مبارزه اجتماعی ایمان دارد و با تمامی وجود خود درگیرمبارزه است . درست به همین علت این وصلت مورد مخالفت شدید والدینش واقع می شود . پدر و مادر کلارا خرده بورژوای مرفه تمام عیاری هستند که در زندگی جز به منافع تنگ نظرانه ی کوتاه مدت خانوادگی خود نمی اندیشند . و به مردمان فرودست جامعه با دیدی خودبرتربینانه و کینه توزانه می نگرند .این خانواده فارغ از هر نوع حس همدردی با دیگران در تجملات دنیای مبتذل خود غرقه اند . ولی کلارا دختر خانواده علیرغم میل آنها به همسری آیدین درآمده و در راه مبارزه اجتماعی پای می گذارد .



    Aliasghar-Rashedan05.jpg

    چهارداستانک از ادواردوگالینو

    ترجمه علی اصغرراشدان

    براولیولوپزخواننده، نصف گروه موزیک داس لوس اولیمومارنوس، بایک دست شکسته خودرابه بارسلون تبعیدکرد.
    براولیوتوزندان ویلادووتوزندانی بود، چراکه سه جلدکتاب باخودداشت: یکی زندگی نامه آرتیگاس، دیگری دفتری ازاشعارانتونیوماکادووسومی شاهزاده کوچک سنت اکزوپری. کمی پیش ازآزادیش، نگهبانی آمده بودتوسلولش وپرسیده بود:
    « توگیتاریستی؟ »



    bijan-baran.jpg
    بیژن باران

    سیاهکل

    ۱۳ گوزن شجاع، آگاه
    در تاریک جنگل-
    تبلور تضاد آتش و گل.



    اسد سیف

    هزار و یک‌شب؛ روایتِ عشق در فرهنگِ ما

    هزار و یک‌شب داستان زندگی انسان‌هاست در کنار جن‌ها و پریان، داستان سحر و جادو و دین، داستانی که عشق در آن به حیله ممکن می‌گردد و زنان حیله‌گرند. دام برای مردان می‌گسترند تا اسیرشان کرده، کام از آنان برگیرند. داستان مردانی‌ست که شب‌ها را با ساز و ترانه و می به صبح می‌رسانند، به دنیای دور سفر می‌کنند، به عشق زنان گرفتار می‌آیند، فریب آنان می‌خورند، نرد عشق می‌بازند، منتظر حادثه‌اند و این‌که؛ تقدیر چه برایشان در پیش دارد.



    reza-allamezadeh70.jpg
    رضا علامه زاده

    کندوکاوی در نامزدهاى اسكار ٢٠١٧

    هر ساله هنرمندان و دست‌اندركاران سينما، از كارگردان و بازيگر گرفته تا چهره‌پرداز و ميكس‌كننده صدا، از سازندگان فيلم‌هاى كوتاه و بلند داستانى گرفته تا فيلم‌هاى مستند و انيميشن، در رقابتى سنگين براى ربودن ٢٤ تنديس طلائى اسكار تلاش مى‌كنند. براى تماشاگر عادى سينما اما تنها هشت رشته از ٢٤ رشته موجود در رقابت‌هاى اسكار اهميت ويژه دارد كه معمولا اين‌هايند: بهترين فيلم؛ بهترين كارگردان؛ بهترين بازيگر مرد در نقش اصلى؛ بهترين بازيگر زن در نقش اصلى؛ بهترين بازيگر مرد در نقش مكمل؛ بهترين بازيگر زن در نقش مكمل؛ بهترين فيلمنامه اوريجينال و بهترين فيلمنامه اقتباسى. براى تماشاگران غيرانگليسى زبان، مثل ما ايرانى‌ها، البته بايد بر اين هشت رشته، رشته‌ى بهترين فيلم غيرانگليسى‌زبان را نيز افزود.



    خسرو ثابت قدم

    خانوم یا خانم؟ فک کردم یا فکر کردم؟

    چگونه اینترنت زبان را عوض می کند!

    هر کس که سَری، هر چند کوتاه، به شبکه های اجتماعی زده باشد، با کمی دقت، این خطاها را دیده است. و شاید متوجه شده باشد که این اشتباهات، بطورِ تصاعدی در حالِ افزایش اند. حتی در صفحاتِ کتابدوستان و دوستدارانِ ادبیات. و صاحبانِ این صفحات، کاربرانِ غلط نویس خود را تصحیح نمی کنند، چون یا تعدادشان زیاد است، یا امیدی به بهبود ندارند، و یا خود از املای صحیح بی خبرند.



    Abbas-Shokri2.jpg
    عباس شکری

    دریا: رخت تن مهتاب

    نقدی بر کتاب «شهر مرقدی»

    مجموعه داستان «شهر مرقدی»، سومین کار حسین رحمت است که نشر آفتاب در نروژ آن را منتشر کرده است. این مجموعه گوشه‌هایی از زندگی انسان را در این سو و آن سوی جهان، خارج از مام وطن به تصویر می‌کشد. شگرد حسین رحمت در این کتاب همانی است که در دو کتاب پیشین؛ "از شب دمی باقی است" و "فارانهایت شرجی" دیده بودیم. یعنی طرح یک شخصیت در چند داستان که گاه چنین می‌نماید که داستانی بلند خوانده می‌شود. داستانی که پاره‌پاره شده تا ذهن خواننده در هم‌سویی یا در مخالفت با نویسنده، هر گاه و هرجا که خواست، تعبیری دیگر و به ناگزیر ادامه‌ای دیگر برای آن متصور شود.



    mohammad-farsi02.jpg
    محمد فارسی

    هدیهٔ رهائی

    ویرانی را آبادانی جهان نمی انگاشتی
    که نه همزاد آبادانی بود،
    و نه همزاد انسان
    تنها کین و بیداد
    همزادیشان را سرشته بود
    ویرانی آن کلام بیداد
    که فسخ انسان بود و شرم تاریخ



    رضا اغنمی

    نگاهی به «شهر مرقدی»

    داستان کوتاه

    خواننده، داستان را دنبال می کند. همراه نویسنده به سال های سپری شده، بیست و سه سال گذشته برمی گردد. گوش می خواباند به پند و اندرز دوراندیشانه ی پدر «به هنگام بدرقه، پدر لب آویخته، دست روی شانه هایم گذاشت و گفت سعی کن آن ور آب، حرام نشوی و آرزو داشت بعد از اتمام درس، آفتاب زندگی من درایران پا بگیرد». ازگذران خود درلندن می گوید و دوستی خود با دریا. دختر زیبائی که :« حدیث سرنوشت با دریا خوش بود. درهوای هم پیالگی، یاری شیرین و الفبای محبت بود و صاحب همه ی صداها».



    aref-pejman4.jpg
    دکتر عارف پژمان

    عشق، آزادی و کلاغ!

    از خیابان وصال، یک کمی آن سو تر
    ته بولوار کشاورز، بنگر
    یک کلاغی است که مرموز تر ازتاریکی است ؛
    گو ئیا این شبرنگ، خبری آورده
    از پشتهء کوه
    از دل دریاها، شاید از عرش خدا.



    mehdi-estedadi-shad.jpg
    مهدی استعدادی شاد

    مریضی لندنی

    اما هر بار بی حوصلگی و یأسی که چند صباحی است مرا از رمق انداخته مانعم میشود. یک کمی محتاط شده ام. اعتراف میکنم که عافیت طلبی هم در چشم اندازم خوشرقصی میکند. افزون بر این ها، عقل سلیم نیزمدام نهیب میزند که پا به سن گذاشته ای! مبادا تندروی کنی و خودت را درگیر بحث و جدل های بی نتیجه و بیهوده سازی. این نصیحت گویا و مدام در گوشم طنین انداز است که در مرز بازنشستگی هستی! کمی کوتاه بیا!
    اما این مصاحبه آقای کریمی (مجری برنامه پرگار در بنگاه خبر پراکنی دولت فخیمه) با ابراهیم گلستان، که دیروز آن را دیدم، بیکباره تمام رشته های مصلحت بینی ام را پنبه کرد. تاثیر ناگوار آن چنان حاد بود که پرده محافظه کاری های مرا کنار زد .



    seif.jpg
    سيروس"قاسم" سيف

    انتخابات

    شکر تو کلومت ، حرفت يادت نره. .. داشتم چی می گفتم؟! ...آره. داشتم راجع به علی شاگردم می گفتم.....آره. ..... داشتم می گفتم که نونوائیه ، اونجا بود؛ کنار اون برجه؛ اون رو به رو. يکی از دومادام ، همه ی دکون مکون و خونه مونه ها وو بازارچه ی کنارشو صاف کرد و به جاش اون برجه روساخت. خدادتا آپارتمان توشه. بالای بالای برجه؛ منظورم رو پشت بومشه. يه رستوران زده، به بزرگی دولت آباد خودمون که وختی توش مينشينی عين اون ميمونه که رو قله ی دماوند نشستی. هرچی هم که بخوای ميتونی سفارش بدی.از شيرمرغ گرفته تا جون آدميزاد. آره. يکی ديگه از دومادام تو کار ارز و مرز و اينطور چيزا بود که اين قضايای اخير و حکم اعدام گرفتن يکی از شرکا، بهتر ديد که کنار بکشه و از اين حرفا. البته، ما سعی خودمونو کرديم تا اون بالا بالاها هم رفتيم که يک جورائی قضيه رو بکشونيم اونور بازار، اما نشد! به دومادم گفتم بکش کنار. آدم حرف شنوويه، کشيد کنار. الان داره ميره تو کار سياست و اينطور چيزا. آخه ، پسرش که نوم باشه، ليسانس سياست و اينطور چيزا گرفته. آره!



    Aliasghar-Rashedan05.jpg
    ولفگنگ بورشرت

    نان

    ترجمه علی اصغرراشدان

    زن ناگهان بیدارشد. دو ونیم بود. فکرکرد چرابیدار شده. آه، آره! تو آشپزخانه یکی به صندلی خورده بود. به آشپزخانه گوش سپرد. ساکت بود. خیلی ساکت بود. با دست رو تختخواب را جستجو کرد، کنارش خالی بود. خودش بود، دلیل آن همه سکوت همان قضیه بود. نفسش را توسینه حبس کرد. بلند شد، در تاریکی خانه طرف آشپزخانه رفت. تو آشپزخانه هم را دید. ساعت دو و نیم بود. چیز سفیدی رو کابینت آشپزخانه دید. لامپ راروشن کرد. ساعت دو و نیم، با لباس های سفیدتو آشپزخانه برابر هم بودند.



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    داستان آن آگهی نصب‌شده بر کوی و برزن!

    یک روز تصمیم گرفت اطلاعیه عکس‌هائی را که پشت ویترین گاراژ مسافربری « کاوندی » بوده بردارد. بارها از جلو ویترین عبور کرد؛ داخل سالن فروش بلیط شد؛ بار نخست دو نوار چسب آن را برداشت و در نهایت در شلوغ‌ترین زمان، اطلاعیه را از شیشه کند. هرگز آن لحظه را تا امروز که سنی از وی گذشته از یاد نبرده است؛ حسی از ترس، حسی از ناترسی، نوعی آزادشدن و نوعی باورکردن به خود. شاید همین کار کوچک نمادین بود که تمامی مسیر زندگی او را تغییر داد. در سختی راه، یارش بود تا نهراسد و تا حد مرگ در چشم زندگی خیره شود؛ چرا که در جستجوی ایستادگی قدم اول را برداشته بود.



    ali-saddighi2.jpg
    علی صدیقی

    جشنواره تئاتر ایرانی هایدلبرگ؛
    نگاهی به آثار یازدهمین سال

    در یازدهمین سال جشنواره تئاتر ایرانی هایدلبرگ، نمایش اقتباس شده از” تریلوس و کرسیدا” اثر ویلیام شکسپیر به کارگردانی آزاده محمدی به عنوان بهترین نمایش از سوی تماشاگران انتخاب شد. ده گروه تئاتر ایرانی از شهرهای اروپایی بین روزهای اول تا پنجم فوریه ۲۰۱۷، آثار خود را در یازدهمین دوره جشنواره به نمایش گذاشتند.
    این جشنواره هر ساله در پایان ماه ژانویه و یا ابتدای فوریه با شرکت گروه های تئاتر ایرانی و آلمانی به مدت پنج روز برگزار می شود و در روز پایان با آراء گردآمده تماشاگران پس از هر نمایش، تندیس جشنواره، به انتخاب اول تماشاگران تعلق می گیرد.



    ا. رحمان

    «بادها آغوش مرا می انبارند»


    چه سودای سرکشِ
    شعله افزایی در سر ،
    داشتید.. !
    کدامین عشقی آتشین افزا،
    افق نگاهتان را می شکافت...!



    mahmoud-safarian.jpg
    اسماعیل معزّی

    در باره رمان «تابستان آن سال»

    کتاب جدید محمود صفریان

    این رمان خواننده را با خود به گوشه کنار های یک زندگی که پر از فراز و نشب هائی است که گاه سهراب را هم عاصی می‌کند می‌کشاند و مینمایاند، هم مشغول کننده است هم آموزنده و مسیری را که می‌رود مسیری است که نا گزیر پیش می‌آید و تصمیم نهائی سهراب تصمیمی است شخصی که ولی بنظر من جز آن معلوم نبود این تب تند کی و چگونه به عرق مینشست.



    »  مردی تو؟
    »  رحمی بجانِ خویش کن!
    »  پیشخوان به جای صحنه!
    »  دوداستان کوتاه
    »  آژیرِ قرمز
    »  رفیق آیت الله نقش سازمان امنیت شوروی درانقلاب اسلامی و به قدرت رسیدن سیدعلی خامنه ای
    »  دو داستان فارسی و گیلکی
    »  آتش سرخورده
    »  هوای تازه
    »  مرگ هنرمندان*
    »  کوهِ نیاکان
    »  آوار
    »  «اتوبوس زلف زرد»
    »  برایِ آگاهیِ کتابفروشان و کتابخوانانِ فارسی‌زبان
    »  نگاهی به رمان تابستان آن سال
    »  رفتی؟
    »  نامه و شعری از نیما برای تقی اِرانی
    »  گناه دادخواهی
    »  دوداستان کوتاه
    »  هوای شرجی بندر، دروغ کمتر گفت!
    »  استخوان زمین
    »  دیدار مثنوی معنوی
    »  معرفی و بررسی دوکتاب
    »  پنجره ای همیشه روبه بهار
    »  فاجعه ای به بزرگی پلاسکو