:: آرشيو ماهانه

  • مه 2026
  • آپريل 2026
  • مارس 2026
  • فوريه 2026
  • ژانويه 2026
  • 2025
  • 2024
  • 2023
  • 2022
  • 2021
  • 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • آیدین آبایی
  • ماشالله آجودانی
  • آذرميدخت آذر شهاب
  • کتایون آذرلی
  • برزین آذرمهر
  • محمد آزادگر
  • جهان آزاد
  • شهرزاد آزاد
  • علی آشناگر
  • مهیار آشنا
  • علی آشوری
  • مانا آقائی
  • شهلا آقاپور
  • علی‌ آلنگ
  • گیل آوایی
  • عسگر آهنین
  • آبتین آیینه
  • آسیا ابتهاج
  • محمد احمدیان(امان)
  • محمد احمدیان
  • پگاه احمدی
  • حميد احمدی
  • فریدون احمدی
  • ایرج ادیب‌زاده
  • پرستو ارستو
  • ع. اروند
  • ع. اروند
  • فرخ ازبرى
  • مهدی استعدادی شاد
  • یاور استوار
  • جواد اسحاقیان
  • رضا اسدی
  • مینا اسدی
  • علي محمد اسکندری جو
  • سعید اسکندری
  • آرش اسلامی
  • دکتر علیرضا اصغرزاده
  • محمدعلی اصفهانی
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • نيكروز اعظمى
  • رضا اغنمی
  • احمد افرادی
  • نادره افشاری
  • محمد افشار
  • بیژن اقدسی
  • منیره اکبرپوران
  • حمید اکبری
  • بهار الماسی
  • الهه امانی
  • امید
  • بهمن امینی
  • جلال ایجادی
  • لاله ايرانی
  • دنیز ایشچی
  • م. ايل بيگی
  • مهرداد ایمانی
  • آبتین آیینه
  • بیژن باران
  • جلیل باران
  • طاهره بارئی
  • خسرو باقرپور
  • ناهید باقری- گلداشمید
  • احمد باقری
  • الهام باقری
  • حبیب باوی ساجد
  • خالد بایزیدی(دلیر)
  • رضا بایگان
  • آرام بختیاری
  • عباس بختیاری
  • منوچهر بختیاری
  • مهناز بدیهیان
  • منیره برادران
  • رضا براهنی
  • آریو برزن
  • علی محمد برنوشیان
  • منوچهر برومند سها
  • ادیب برومند
  • م . ت . برومند
  • محمدتقی برومند
  • منوچهر برومند
  • علیرضا بزرگ قلاتی
  • یدالله بلدی
  • عبدالقادر بلوچ
  • کاوه بنائی
  • رضا بنایی
  • رحمت بنی اسدی
  • شهلا بهاردوست
  • محمد بهارلو
  • ملک الشعراء بهار
  • سیمین بهبهانی
  • علیرضا بهتوئی
  • کریم بهجت‌پور
  • بهرام بهرامی
  • فیروز بهرام
  • امید بهرنگ
  • رضا بهزادی
  • سید حیدر بیات
  • آزاده بی پروا
  • سیامک بیداروند
  • مسعود بیزارگیتی
  • رضا بی شتاب
  • سياوش بيضايي
  • محمدرضا بیگی
  • محمد بینش (م ــ زیبا روز )
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • جواد پارسای
  • بهمن پارسا
  • فرامرز پارسا
  • کوشیار پارسی
  • فریاد پاشاکی
  • ناصر پاکدامن
  • علی پاینده جهرمی
  • علیرضا پرویز
  • شهلا پزشکزاد
  • دکتر عارف پژمان
  • ناصر پسانیده
  • هژیر پلاسچی
  • محبوبه پورجعفر
  • احمد پورمندی
  • روح انگیز پورناصح
  • عیسی پهلوان
  • شهرام تابع‌محمدى
  • مازیار تپوری
  • لقمان تدین نژاد
  • هایده ترابی
  • منوچهر تقوی بیات
  • حمید تقی آبادی
  • شکوفه تقی
  • فریدون تنکابنی
  • سعيد توکل
  • ملیحه تیره گل
  • خسرو ثابت قدم
  • فریبا ثابت
  • نادر ثانی
  • دکتر شهلا جاسمی
  • پرویز جاهد
  • علی رضا جباری
  • سپیده جدیری
  • میهن‌ جزنی(قریشی)
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • حسن جلالی
  • بهروز جليليان
  • داوود جلیلی
  • افسانه جنگجو
  • محمد جواهرکلام
  • امير جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری
  • گلرخ جهانگیری
  • ژاله چگنی
  • علی چگینی
  • پدرام حاتمی
  • شهریار حاتمی
  • فرخنده حاجی‌‌‌زاده
  • سارا حافظی صافی
  • سینا حافظی
  • مهرزاد حافظی
  • فرنگیس حبیبی
  • حسن حسام
  • محسن حسام
  • کامروز حسنی
  • غلام حسين بيگي(ح- هادی)
  • سعید حسینی
  • ناهید حسینی
  • محمد رضا حق پناه
  • ناظم حکمت
  • محسن حکیمی
  • حمید حمید بیگی
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • قباد حیدر
  • افسانه خاکپور
  • عباس خاكسار
  • منصور خاکسار
  • نسيم خاكسار
  • جلال خالقی مطلق
  • مهین خدیوی
  • علی خردپیر
  • مجید خرمی
  • س. خرم
  • مهدی خطیبی
  • الف خمیرانی
  • سارا خوزی
  • محمود خوشنام
  • اسماعیل خویی
  • حسین دانائی
  • سورنا دانایی
  • رضا دانشور
  • مزدک دانشور
  • م. دانش
  • بهروز داودی
  • پرویز داورپناه
  • محمود درويش
  • مسعود دلیجانی
  • آزاده دواچی
  • منوچهر دوستی
  • حسین دولت آبادی
  • اشرف دهقانی
  • اکبر ذوالقرنین
  • فرزانه راجی
  • علی اصغر راشدان
  • یدالله رؤیایی
  • مریم رئیس دانا
  • محمد ربوبی
  • قاضی ربیحاوی
  • بیژن رحمانیان
  • ناصر رحمانی نژاد
  • بهرام رحمانی
  • ا. رحمان
  • حامد رحمتی
  • عبدالعلی رحیم خانی ( گلی )
  • احمد رحيمي
  • بهروز رحیمی
  • س. رحیمی
  • عتیق رحیمی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • ر. رخشانی
  • مهرانگيز رساپور (م. پگاه)
  • جلال رستمی
  • محمدرضا رضایی
  • شیرین رضویان
  • محسن رفعتی
  • الف رفيوجی
  • سیاوش رنجبر دائمی
  • وانشا رودبارکی
  • بهمن رودی
  • میهن روستا
  • بهناز روشن روان
  • روشنک
  • محمد روشن
  • ملیحه رهبری
  • ح. ریاحی
  • فريبرز رييس‌دانا
  • علی زاده
  • ساناز زارع ثانی
  • زاگرس زاگرسی
  • زاگروس
  • ناصر زراعتی
  • راشل زرگریان
  • حسن زرهی
  • علیرضا زرّین
  • علیرضا زرّین
  • حسین زندی
  • بهمن زنگنه
  • مهران زنگنه
  • آریو ساسانی
  • م. ساقی
  • حبيب ساهر
  • زهره ستوده
  • فرشته سخائی
  • جلال سرفراز
  • علی سرکوهی
  • فرج سرکوهی
  • شهزاد سرمدی
  • محمد سطوت
  • مریم سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سهيلا سعدان
  • آتوسا سلطان زاده
  • هدایت سلطان زاده
  • حمید سلطانی
  • گلسير سلمخار كوهي
  • آزاده سليمانی
  • رعنا سلیمانی
  • عباس سماکار
  • شیرین سمیعی
  • مجيد سيادت
  • سيامند
  • اصغر سید غراب
  • س. سیفی
  • احمد سیف
  • اسد سیف
  • سيروس"قاسم" سيف
  • نصرت شاد
  • ع. ش. اروند
  • محمد علی شاکری یکتا
  • احمد شاملو
  • مرضیه شاه بزاز
  • مهستی شاهرخی
  • نوشین شاهرخی
  • اندیشه شاهی
  • منصوره شجاعی
  • محمد رضا شفیعی کدکنی
  • جعفر شفیعی نسب
  • روحی شفیعی
  • شهلا شفيق
  • ایرج شکری
  • عباس شکری
  • رضا شکیبا
  • س. شکیبا
  • صادق شکیب
  • م. شکیب
  • میترا شکیب
  • مختار شلالوند
  • محمد شمس لنگرودی
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • بهروز شوقی
  • صادق شهرکی
  • بهروز شیدا
  • نیلوفر شیدمهر
  • احمد شیرازی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی لاهیجی
  • علیرضا صالحی مقدم
  • سید علی صالحی
  • منوچهر صالحی
  • محمود صباحی
  • ماریا صبای مقدم
  • عباس صحرائی
  • جهانگیر صداقت فر
  • مجید صدقی
  • محمد حسین صدیق یزدچی
  • علی صدیقی
  • هیلا صدیقی
  • یوسف صدیق (گیلراد)
  • ی. صفایی
  • عیسی صفا
  • محمود صفریان
  • جمال صفری
  • محمد حسن صفورا
  • ا. صفوى (يوسف)
  • جواد صلاحی
  • مـه نـاز طالبی طاری
  • جواد طالعی
  • شهاب طاهرزاده
  • دکتر عباس طاهری
  • زهرا طاهری
  • فرح طاهری
  • زری طبایی
  • حسن طلا نژاد
  • شبنم طلوعی
  • منیر طه
  • فروغ طیاری
  • محمد تقی طیب
  • محمدامین عاشوری
  • اسد عبدالهی
  • اصغر عربشاهی
  • رضا عرب
  • بتول عزیزپور
  • آرش عزیزی
  • میرزاآقا عسگری. مانی
  • علیرضا عسگری
  • رضا علامه زاده
  • رضا علوی
  • محمود علی آبادی
  • اشرف علیخانی
  • علی سرکوهی، ناصر رحیم خانی
  • سرور علی محمدی
  • سیروس علی نژاد
  • میر مجید عمرانی
  • عباد عموزاد
  • منوچهر عوض نیا
  • گلناز غبرایی
  • فرامرز غفاری
  • شهناز غلامی
  • داریوش فاخری
  • محمد فارسی
  • اتابک فتح‌اله‌زاده
  • مسعود فتحی
  • بهروز فراهانی
  • لیلا فرجامی
  • راحله فرج زاده
  • فروغ فرخ زاد
  • فهیمه فرسایی
  • رضا فرمند
  • احمد فرهادی
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • فرانک فرید
  • محمّد رضا فشاهی
  • امید فلاح آزاد
  • مهدی فلاحتی
  • مجـيـد فلاح زاده
  • محمود فلکی
  • آراز فنی
  • خدامراد فولادی
  • علی فياض
  • سیاوش قائنی
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • کبری قاسمی
  • نزار قبانی
  • شهناز قراگزلو
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • فیروز قرشی
  • همت قلاوند
  • قهرمان قنبرى
  • آزیتا قهرمان
  • کمباور کابلی
  • بیژن کارگر مقدم
  • محمود کاشفی
  • رحيم کاکايی
  • علی کامرانی
  • رحيم کا‌کايی
  • مسعود کدخدایی
  • امیر کراب
  • جاسم کرباسی
  • لیلا کردبچه
  • کاظم کردوانی
  • کاوه کرمانشاهی
  • بهزاد كریمی
  • سیاوش کسرایی
  • سرور کسمایی
  • علی کشتگر
  • فرهاد کشوری
  • شقایق کمالی
  • حسین کمال‌زاده
  • رسول کمال
  • شامل کناری
  • عبداله كوثری
  • منصور کوشان
  • مجتبا کولیوند
  • مهدی کوهستانی
  • ه. لیله کوهی
  • محمود کویر
  • محمود کیانوش
  • تهمورث کیانی
  • یاسمن گرامی فرد
  • عاطفه گرگین
  • عباس گلستانی
  • هوشنگ گلشیری
  • حسن گل محمدی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • علی گوشه
  • کامبیز گیلانی
  • بهروز گیلک
  • مسعود لقمان
  • احمد لنگرودی (فردایی)
  • م. لنگرودی
  • ه . لیله کوهی
  • سحر مازیار
  • ا. ماهان
  • عفت ماهباز
  • شهرزاد مجاب
  • ابراهیم محجوبی
  • ابوالفضل محققی
  • آرمان محمد پور
  • محمد امین محمدپور
  • محمد محمدعلی
  • عارف محمدی
  • میترا محمودی
  • سهراب مختاری
  • حسین مدنی
  • نسرین مدنی
  • بهرام مرادی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • رضا مرزبان
  • مهرنوش مزارعی
  • ژیلا مساعد
  • نصرت‌اله مسعودی
  • شاهرخ مسکوب
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • عزیز معتضدی
  • محمود معتقد ی
  • اسماعیل معزّی
  • هوشنگ معین زاده
  • بابک مغازه ای
  • رویا مقدس
  • رضا مقصدی
  • دكتر محمد ملکی
  • عمار ملکی
  • امیر مُمبینی
  • پری منصوری
  • نجمه موسوی - پیمبری
  • جواد موسوی خوزستانی
  • پژمان موسوی
  • حافظ موسوی
  • مسعود مولازاده
  • فرشته مولوی
  • امیر مومبینی
  • باقر مومنی
  • پرویز مویدی
  • امیر مهاجر سلطانی
  • ناصر مهاجر
  • نیلوفر مهدیان
  • محمد علی مهرآسا
  • بهرامِ مهران
  • اردشیر مهرداد
  • امیر مهیم
  • میرزا تقی خان
  • میرزاتقی خان
  • احمد میرزا
  • محمود میرمالک ثانی
  • مهین میلانی
  • پریسا میم
  • برزو نابت
  • نادر نادر پور
  • صفیه ناظر زاده
  • خسرو ناقد
  • شیدا نبوی
  • کمال الدین نبوی
  • اسحاق نجم الدین
  • عیسی نخلستانی
  • جمیله ندائی
  • امرالله نصراللهی
  • پیمان نعمتی
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • محسن نکومنش فرد
  • فرح نوتاش
  • پرتو نوری علا
  • لیلا نوری نایینی
  • حسین نوش آذر
  • نوشین
  • احد واحدی
  • دکتر ایرج والا
  • نورالله وثوق
  • شاداب وجدی
  • شميم ورزنه
  • اسماعیل وفا یغمائی
  • فریبا وفی
  • عباس هاشمی
  • الف. هامون
  • مهناز هدایتی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • داریوش همایون
  • همنشین بهار
  • رضا هیوا
  • فرشید یاسائی
  • دکتر محمد حسین یحیایی
  • بابک یحیوی
  • علی یحیی پور سل تی تی
  • پيرايه يغمايی
  • محسن یلفانی
  • شهره یوسفی
  • سعید یوسف
  • حبیب باوی ساجد

    کدام زندگی، کدام سینما؟

    راستش ما باید از همان ابتدا که کرمِ سینما به جان‌مان می افتد، فیلم را به درستی درذهن مان زیرورو کنیم (وطبیعی ست مرادِ کلامم نه هر فیلمی، بل فیلمی که خود به خود و ناخواسته تو را زیرورو می‌کند)، باید صدابرداری و صداگذاری وترکیبِ صداها را خوب گوش کنیم، ششدانگِ حواس‌مان را به بک گراند تصویر بدهیم، به نور، به سایه روشن ها، به گریم، به لباس، به صحنه، به موسیقی، و همه ی چیزهایی که یک فیلم را می سازند. به دیالوگ ها خوب گوش کنیم. گاه دیالوگ خوب نوشته می شود، اما بازیگر خوب آن را نمی گوید، این را مخاطبِ نکته سنج باید بفهمد. معمولا دیالوگ های بی کم وکاست را دوبلورها خوب می گویند. چون آن ها استادِ گفتارند. می دانند که هنرشان درصد است.



    new/hossein-dowlatabadi04.jpg
    حسین دولت آبادی

    جگر بند و زاغ

    آن انسان زیبایِ افسانه‌ای و افسانه‌ها که قرن‌ها پیش مهربانی، برادری و برابری آدم‌ها را همه جا موعظه و تبلیع می‌کرد، بالای تپۀ جلجتا بر صلیب چوبی بزرگی که خود بسختی به دوش کشیده بود، مصلوب شد و تاریخ به ما ثابت کرد که با موعظه‌ها و پند و‌اندرز مسیحائی انسان‌ها مهربان، برابر و برادر نمی‌شوند. نه، نه، کینه‌، نفرت‌ و دشمنیِ‌ آدم‌ها ریشه در منافع مادی و معنوی آن‌ها دارد.



    new/alexis-a.jpg
    الکسیس آرانتا

    من از آن تو هستم

    ترجمه علی اصغر راشدان

    روزی که یونیفرم استتارت را برای آخرین بار آویختی و دسته گلی از لاله‌ها را به سمتم دراز که کردی، پرسیدی " من ازآن تو هستم؟ ". با عصبیت یک پات را جلوی دیگری گذاشتی، صدای قدم زدن‌ات روی کف چوبی سالن رقص طنین ‌انداخت که به من نزدیکتر شوی، من که دویدم توی بازوهای باز شده ات، برات سر تکان دادم و گذاشتم که لبهای کمانیم، گونه ت را لمس و آنها را ازآن خود کنند.



    Mohsen-hesam02.jpg
    محسن حسام

    آزادی نوشتن و جایزه شجاعت روزنامه‌نگاری

    آن‌گاه ماه دی فرا رسید. بدون شک مخاطبان آن دو روز سیاه ۱۸ و۱۹ ماه دی را از یاد نبرده‌اند. جوانان به کف خیابان‌ها آمدند. بدون هیچ‌گونه خشونتی در یک حرکت صلح آمیز مطالبات خود را اعلام کردند. اما ماموران امنیتی با خشونت تمام با آنان برخورد کردند. این بار، آن‌قدر زدند و کشتند و بازداشت کردند که جامعه جهانی به زیر شوک فرو رفت. از فردای آن روز حاکمیت کمر به قتل‌جوانان وطن زد. روزی نیست که در یکی از بازداشتگاه‌ها یک یا دو گروگان را به چوبه دار نیاویزد.



    new/Feridun-Zaimoglu01.jpg
    فریدون زعیم‌اوغلو:

    درباره نوشتن
    نوشتن یک مبارزهٔ روزانه است

    گفت‌وگو از آماندا بوم

    اغلب نوشتن را با جمله‌هایی شروع می‌کنم که ناگهان به ذهنم می‌آیند. این هم یکی از آن‌ها بود. راوی نمی‌خواهد مرگ پدرش را بپذیرد. او آدمی است که نمی‌خواهد با احساسات شدید درگیر شود. اما حالا عزادار است و این سوگ او را «ترکی» می‌کند: نمایشی می‌شود، هق‌هق می‌زند، جهت‌گیری‌اش را از دست می‌دهد. ثبات از بین می‌رود. از زندگی خودش به بیرون پرتاب می‌شود. با این حال، می‌خواهد دوباره «غیرترکی» شود. این جنبهٔ جنوبی برایش چندان آشنا و امن نیست—اغلب هم به‌خاطر ناآگاهی از واقعیت‌های آن کشوری که در آن قرار گرفته است.



    new/yousef-almoheymid1.jpg
    یوسِف المُحَیمید

    در این شهر برای عاشقان جایی نیست

    ترجمۀ فریبرز فرشیم

    دسته کلیدم را از توی جیبم در آوردم و روی تنۀ درخت شکل یک قلب و دو چشم کشیدم. هنوز از جایم بلند نشده بودم که صدای آهسته‌ای را در پشت سرم شنیدم؛ زن بسیار زیبایی بود که نجوای لطیفش در گوشم وزیدن گرفت و گفت: "با تو زندگی می‌کنم، حتی داخل کمد زیر راه‌پله‌ها." به خدا آن کلمه‌ها را شنیدم و حتی با او حرف زدم؛ ولی آن‌ها که در اطراف ما بودند، او را با من نمی‌دیدند. انگشتان ظریف و زیبایش مثل شاخ و برگ درخت لابه لای انگشت‌های لرزان من درپیچید و با هم از آن جا دور شدیم.



    reza-hiwa.jpg
    رضا هیوا

    از عرب‌ستیزی تا «بردگی داوطلبانه[۱]»

    − در جستجوی کلید −

    در زندگی پرسش‌هایی هست که شما را بی‌رحمانه از درون می‌خورد. ترتیب تمام یقین‌هایتان را می‌دهد و حتی هویت‌تان را به زیر سؤال می‌برد. بدرود خواب و خیال راحت!
    یک ضرب‌المثل خودمان می‌گوید: « آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام آن بیند. »
    یک چیز برایم محرز شد: من جزو آن پیران نیستم! من می‌بایست سال‌ها سر به دیوار بکوبم تا به چیزی که از دور به پاسخ می‌ماند دست یابم. این برگه روایت این سفر درونی‌ست به امید بازیابی احتمالی خواب راحت!



    new/Claude-Monet02.jpg
    هانو راوتر‌برگ

    کلود مونه: جهان در نور او
    شش پرسش درباره کلود مونه – زندگی، هنر و راز او

    دقیقاً چه زمانی نخستین اثر امپرسیونیستی خلق شد، محل بحث است. اغلب گفته می‌شود که با نمایشگاه مستقل سال ۱۸۷۴ این جنبش شکل گرفت؛ با حضور هنرمندانی چون دگا، پیسارو، رنوار و مونه. مونه در این نمایشگاه اثری از ۱۸۷۲ ارائه کرد: بندری مه‌آلود در طلوع خورشید با عنوان «امپرسیون، طلوع خورشید». منتقدی به نام لویی لِروا این نمایشگاه را به سخره گرفت و آثار را ناتمام و شلخته خواند؛ او نقاشی مونه را به کاغذ دیواری تشبیه کرد و این هنرمندان را «امپرسیونیست» نامید – اصطلاحی که در ابتدا تحقیرآمیز بود.



    new/asad-seif06.jpg
    اسد سیف

    پیوند فلسفه، روان‌شناسی و ادبیات داستانی

    (نگاهی به رمان "درمان شوپنهاور")

    رمان درمان شوپنهاور را نمی‌توان صرفاً یک اثر داستانی دانست، بلکه باید آن را نوعی آزمایشگاه فکری تلقی کرد که در آن اروین یالوم می‌کوشد سه حوزه را به هم پیوند بزند: فلسفه بدبینانه شوپنهاور، روان‌درمانی اگزیستانسیال، و روایت ادبی. این رمان در ادامه پروژه فکری یالوم قرار می‌گیرد که پیش‌تر در وقتی نیچه گریست آغاز شده بود: تبدیل فلسفه به تجربه زیسته.



    new/table-moghaddas01.jpg
    ینس یسن

    طبل مقدسِ گونتر گراس

    بله، طبل حلبی اگر امروز دوباره خوانده شود، شالی بافتنیِ فلاکت‌بار و بی‌پایان است، یا قالیچه‌ای راهرو‌مانند، آن‌قدر بلند که برای طولانی‌ترین راهروی آپارتمان‌های قدیمی برلین هم کافی است، بلکه حتی بلندتر از آن. این بدان معنا نیست که در آن کمبودِ اپیزودها، داستان‌ها و موتیف‌ها وجود دارد؛ بلکه به این معناست که همانند کالاهای پشمی مشابه، این عناصر مدام تکرار می‌شوند، دوباره از سر گرفته می‌شوند، از پیش اشاره می‌شوند یا باز فراخوانده می‌شوند.



    seif.jpg
    سيروس"قاسم" سيف

    « کلام نود و هفتم از حکایت قفس – ارتباط اجساد بی سر و پرونده حاج آقا شیخ علی و....»

    گربه ی بزرگ، با عصبانيت، محکم می کوبد روی ميز. دوات جوهر، ازجايش می پرد و دارد می رود که فروبپاشد روی پرونده ی سرگرد که کبوتر، از روی صندلی اش کنده می شود و پرواز کنان، دوات را ميان زمين آسمان می قاپد و دستش را به همراه دوات، فرو می کند توی دهان عقاب دوسر و سر رشته ای را که با الياف طلا بافته شده است،



    new/d-l-g.jpg
    دیدرا ویت لاوگرن

    کنجکاوی‌های انسانی

    ترجمه علی اصغر راشدان

    پیشنهاد می‌کنم یک میکروفون یقه‌ای روی بلوز گلدار قرمز اوا نصب کنید که با موهاش، رژلب و کفش‌های پاشنه‌بلندش که به طور مشخص روی زیرپایی صندلی چرخدار قرار گرفته، ست می‌شود.
    " واسه چی اون مرد واسه پدر بزرگت بودن جالب نبود؟ "
    " بابکا، لطفا. این واسه آیندگانه. ما احتیاج داریم داستاناتو ضبط کنیم. "



    new/nasim-khaksar-202601.jpg
    نسيم خاكسار

    بازتاب زندگی ما در چهار دهه بعد از انقلاب در ادبیات

    (در نگاهی به چند داستان و شعر و چند اثر داستانی درباره تبعید)

    دادن گزارشی مختصر از روایت زندگی ما از انقلاب به بعد و واقعیت‌های برخاسته از دل آن در طی این چهل سال، واقعیت‌هایی چون انقلاب، جنگ ایران و عراق، اختناق‌های بعدی در جامعه، بستن مطبوعات، ممنون کردن فعالیتهای سازمان‌های سیاسی، محدود کردن آزادی و حقوق زنان و در دنباله آن، زندان و تبعید و بازتاب این همه در شعر و داستان، وظیفه‌ای است که این جستار به عهده دارد.



    new/hossein-dowlatabadi04.jpg
    حسین دولت آبادی

    کاتب، کاجِ کهنسال و زاغچه‌ها *

    در فرهنگ فارسی سه واژه به سه معنا و مفهوم متفاوت وجود دارد: «مهاجرت»، «جلای وطن» و «تبعید»؛ مهاجرت هدفمند، آگاهانه، با تمهیدات و تدارکات قبلی‌صورت می‌گیرد و ترس و اجباری در آن نیست. جلای وطن اگرچه به اختیار و آگاهانه است، ولی انسان از بیم جان و زندان و شکنجه و اعدام یا بنا به دلایل دیگری بناچار تصمیم به‌‌ترک یار و دیار می‌گیرد و جلای وطن می‌کند، منظور وحشت و عدم امنیت جانی و مالی درمیهن خویش دلیل جلای وطن است و انسان در تنگنا و زیر فشار چنین تصمیمی می‌گیرد. و اما «تبعید» اجبار رسمی از سوی قدرت یا حکومت است.



    mohammad-binesh1.jpg
    محمد بینش (م ــ زیبا روز )

    فهم ِ دُرست

    بر تمام این مسائل باید خواست ِ عارفان ِ واصل را هم افزود که مایل نبوده و نیستند عوام ِ مردم از مقصود و مقصد آنان با خبر گردند، زیرا از طرفی در طول تاریخ همواره خطر مرگ در کمین ِ فاش گویان نشسته بود و از طرفی دیگر اغلب صوفیه معتقد بودند غیرت ِ خداوندی مایل نیست رازهای عرفانی بر ملا گردد.و بقول خواجهٔ شیراز : گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد...



    new/F-Dostojewski1.jpg
    فلکس مونگر

    امروز ادبیات روسی چه چیزی درباره قدرت و دولت روایت می‌کند

    تمام جهان در انتظار نوزایی از طریق ایده روسی است؛ این ایمان مقدس من است. اما برای آن‌که این مأموریت به انجام برسد، ضروری است که ملت روس بزرگ از حق سیاسی و برتری بر تمام جهان اسلاو برخوردار شود، آن هم به‌گونه‌ای نهایی و برگشت‌ناپذیر.»
    این سخن را نه ولادیمیر پوتین گفته و نه یکی از پیروان او. این جمله را شاعر و نویسنده روس فئودور داستایوسکی در سال ۱۸۶۸ در نامه‌ای به دوست نزدیکش آپولون مایاکوف نوشته است. این نشان می‌دهد که داستایفسکی نه‌تنها رمان‌های بی‌همتایی چون «جنایت و مکافات» یا «برداران کارامازوف» را خلق کرد، بلکه گاه به خطابه‌های تند ملی‌گرایانه نیز کشیده می‌شد.



    new/aliasghar-rashedan07.jpg
    علی اصغر راشدان

    جزوه‌ی فلسفه

    مهرانگیز، برعکس من، تندنویس و خوش خط بود. جزوه‌های دبیر فلسفه را خوش خط می‌نوشت، کلی هم وقت اضافه می‌آورد. رو انگشت قلمی کشیده و نوشتن‌اش خیره می‌شدم، وقت که اضافه می‌آورد، با سرخم شده رو دفتر، یک‌بری نگاهم می‌کرد، می‌خندید، خنده‌ش قشنگ بود، صورت نمکی، گیس‌ها و چشم‌های قهوه‌ئی‌اش هم قشنگ بود. بیست یکی دو ساله، ترکه‌ای و هم قد خودم بود. با هم تعلق خاطر داشتیم. شعر یادگاریش را حفظ کردم، شب‌ها، تو تاریکی لابه لای توتستان‌های دهکده‌ی ونگ، با دو دانگ صدائی که داشتم، می‌خواندم و چهچهه می‌زدم.



    شهناز قراگزلو

    دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل
    وقتی جنگ تمام ‌شد، ویرانی آغاز می‌شود

    در جهان مدرن، ما مدام از ساختن حرف می‌زنیم؛ توسعه، پیشرفت، رشد، بازسازی. اما کمتر کسی دربارهٔ خودِ ویرانی فکر می‌کند. انگار نوعی فراموشیِ خودخواسته وجود دارد؛ این‌که خرابی باید هرچه زودتر از چشم پنهان شود تا زندگی بتواند ظاهری عادی به خود بگیرد. همان‌طور که پس از جنگ‌ها، جامعه می‌کوشد ردّ ویرانی را از حافظه کنار بزند و تصویری تازه جای آن بگذارد.



    new/marzie-shahbazaz2.jpg
    مرضیه شاه بزاز

    از خاکستر آتشفشانی

    نعره ی قورباغه‌ ای
    به هنگام جهیدن از سنگی خُرد
    که جلگه و دشت را
    با قطره های آب، پیوند میدهد سست،
    تمنای پرسشی در گلوگاه را
    به آشوب می کشاند.



    ا. رحمان

    مردار،

    دهانت-
    بویِ مردار می دهد
    بویِ کشتارِ کودکان میناب
    لجنزارِ اِپستین-
    وقتی - هوا مسوم می شود:
    -امشب یک تمدن می میرد!!



    Mohsen-hesam02.jpg
    محسن حسام

    نگاهی به مصاحبه اخیر حسین دولت‌آبادی

    راوی از حافظه‌ای قوی برخوردار است و همین ویژگی به او کمک می‌کند که در گفتگو با مصطفی خلجی در یک هماهنگی زمانی موضوعات را به‌خوبی و به‌وضوح دسته بندی کرده ،لایه لایه به آن بپردازد. طرفه آن‌که راوی به زوایای پنهان و آشکار آن‌ها اشراف دارد. از سوی دیگر به‌عنوان یک کارگر رنگ‌کار ساختمانی مشغول به کار می‌‌شود تا خرج و مخارج زندگی را فراهم کند. گرچه، راوی در این رهگذر دست به کارهای مختلف می‌زند. هم راوی هم برادر بزرگ‌تر می‌دانند که نان در آوردن در شهر چندان آسان نیست. در واقع کار کردن با «‌پیمانکارها‌» ساده نیست.



    new/hossein-dowlatabadi04.jpg
    حسین دولت آبادی

    بندر، طبل تو خالی *

    .. شب مهتابی و آرامی بود، راه تا بی‌نهایت ادامه داشت و انگار هرگز به‌پایان نمی‌رسید. مسافرهای اتوبوس خوابیده بودند، مسیحا نیز به‌‌خوابی عمیق فرورفته بود وآهسته خرنش می‌کرد. رانندۀ سیاهچرده و زمخت، به جادۀ اسفالته خیره شده بود، تخمۀ ژاپنی می‌شکست و هر‌از‌گاهی از فلاسک یک لیوان چای می‌ریخت و قطره قطره می‌نوشید. من بنا به‌تقاضای راننده کنار او روی صندلی شاگرد ‌شوفر نشسته بودم و از هردری حرف می‌زدم تا مبادا پشت فرمان چرتش می‌برد.



    new/nasim-khaksar-202601.jpg
    نسيم خاكسار

    برای برداشتن ترومپت لحظه‌ای تامل کنیم

    ما از زندگی و فکر تک تک آن‌هایی که به شکل‌های مختلف قربانی فاشیسم شده‌اند خبر نداریم. چه بسا اگر بسیاری از آن‌ها فرصت آن را داشتند و از زندگی‌ روزانه‌شان در آن روزها یادداشت برمی‌داشتند و یادداشت‌های‌شان به دست ما می‌رسید، ما هم اکنون در همین خاک هلند، تعداد زیادی “آنه فرانک” داشتیم. آنه فرانکی که هربار وقتی از جلو “کلیسای یانس” در اوترخت می‌گذرم و مجسمۀ کوچکش را می‌بینم؛ با آن دست‌هایش که پشتش قایم کرده و آن لباس ساده‌اش، برای لحظاتی ذهنم را به خود مشغول می‌کند.



    seif.jpg
    سيروس"قاسم" سيف

    «کلام نود و ششم از حکایت قفس – آزادش کنيد. دستور اعلحضرت است!-»

    سرگرد اکبر دولت آبادی این سوی میز نشسته است و آن کسی که اورا برای بار دوم مورد خطاب قرار داده است، شخص امنیتی بلند بالائی است با اسم مستعار گربه بزرگ و سرگرد نه تنها بازهم به او پاسخ نمی دهد بلکه از موضع قدرت با سکوت معناداری به گربه ی بزرگ خیره می شود و گربه ی بزرگ همچنانکه دارد با سرگرد حرف می زند، در شيشه ی جوهر را بازمی کند و بعد هم، مشغول سرهم کردن قطعات خودنويسش می شود که روی ميز پراکنده شده اند.



    new/mahshid-amirshahi-02.jpg
    سورنا دانایی

    خوانش کرونولوژی «در حَضَر» نوشته‌ی «مهشید امیرشاهی» با رویکرد «تاریخگرایی نو»

    ارزش این رمان شاید بیشتر به این دلیل باشد که از ترکِش و آسیب "ایده‌ئولوژی" جهنمی، ایمِن مانده است و نویسنده‌ی آزادی‌خواه با شهامتی تمام، دیدگاه شخصی خود را مطرح می‌کند اما همه‌ی "صداها" و "گفتمان‌ها"ی دیگر را هم بازتاب می‌دهد و نظر خود را در مورد آن‌ها می‌نویسد. ارزش دیگر این اثر، در کوشش برای جمع میان "تاریخ" و "رمان" به عنوان "رمان تاریخی" است



    »  بشین، مصیبت
    »  میهمان
    »  تکیه بر قامت سپیدار،
    »  چيستان
    »  به بهانه ی امروز
    »  عقل در برابر ایدئولوژی: خوانشی انتقادی از «مسئله اسپینوزا» اثر اروین یالوم
    »  کشف دنیاهای ناشناخته جهان با زنان کارگردان
    »  «فیزیک‌دانان»: نه انسان، بلکه جهان دیوانه شده است
    »  کلاه گیس
    »  در آمدی بر ماهِ مجروح
    »  «می‌توانی رازهایت را در کتاب‌ها زمزمه کنی»
    »  گذر از بیهق و بدخشان
    »  خدایان بی‌رحم
    »  زندانیان سیاسی را از یاد نبریم
    »  نیرومند
    »  حراج یک کمونیست در بازار: آزادی برای فریدا کالو!
    »  «کلام نود و پنجم از حکایت قفس - اين شهرها، تاريخ ندارند! لازمانند و لامکان! »
    »  کمان‌گیران تنگه
    »  پل سفید
    »  پیریِ تلخ
    »  «من به الهام باور ندارم.»
    »  خلیج فارس
    »  زمین معوض
    »  سیاست، تجارتِ پشتِ پرده
    »  سپید و سیاه