:: آرشيو ماهانه

  • ژوين 2018
  • مه 2018
  • آپريل 2018
  • مارس 2018
  • فوريه 2018
  • ژانويه 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • سرژ آراکلی
  • سهيل آصفی
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • داریوش افراسیابی
  • حسین افصحی
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • نسرین الماسی
  • مینا انتظاری
  • ابراهیم اوخ
  • اصغر ایزدی
  • بیژن باران
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • یدالله بلدی
  • کاوه بنائی
  • بهار
  • امیر حسین بهبودی
  • بهرام بهرامی
  • منصور بيات زاده
  • شهرام تابع‌محمدى
  • منوچهر تقوی بیات
  • عباس ثابت
  • ف. جاوید
  • بهروز جليليان
  • امير جواهری لنگرودی
  • تراب حق‌شناس
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • فرّخ حیدری
  • سارا خاکباز
  • افسانه خاکپور
  • مجید خوشدل
  • پرویز داورپناه
  • دكتر عبدالستار دوشوكی
  • نادر دولتشاهي
  • ناصر رحیم‌خانی
  • جلال رستمی
  • فرهمند رکنی
  • حسن زرهی
  • نادر ساده
  • محمد سطوت
  • سعید - سلطانپور
  • هدایت سلطان زاده
  • فريبرز سنجری
  • مهستی شاهرخی
  • منصوره شجاعی
  • محمود شریکر
  • شهلا شفيق
  • عباس شکری
  • فواد شمس
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • ماریا صبای مقدم
  • مجید صدقی
  • اشکبوس طالبی
  • جواد طالعی
  • فرح طاهری
  • آرش عزیزی
  • سرور علی محمدی
  • فرهاد عمیدی
  • نوشین غبرائی
  • مسعود فروزش راد
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • محمد فلاح نیا
  • دکتر پرویز قدیریان
  • احد قربانی
  • اجلال قوامی
  • قویدل
  • کمباور کابلی
  • شکوفه کاوانی
  • بی بی کسرائی
  • امیر کسروی
  • هوشنگ کشاورز صدر
  • رئوف کعبی
  • مهدی کوهستانی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • ه . لیله کوهی
  • کامی مالکی
  • عفت ماهباز
  • لیلا مجتهدی
  • ابوالفضل محققی
  • عارف محمدی
  • وریا محمدی
  • میترا محمودی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • خاطره معینی
  • داود منطق
  • امیر مومبینی
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • احد واحدی
  • شیدان وثیق
  • همنشین بهار
  • هوشنگ
  • مجید هوشیار
  • naser-malekmotiee-poster1.jpg
    آرمان ریاحی

    سنت پهلوانی به رسم ناصر ملک مطیعی

    کهن‌الگوی «پهلوان» و سنّت عیّاری در زمانه‌ی نظم نوین و در برابر تحوّلات شگرفی که مدرنیزاسیون در جامعه به‌وجود می‌آورْد، به نمودی عینی نیاز داشت تا با آن هر از چندی هویّت خود را بازیابی کند و به ‌رخ بکشد. ناصر ملک مطیعی با اکت‌ها، میمیک صورت و گره ابروان و چشم‌غرّه‌ها و خوش‌ذاتی فطری‌اش، این زمینه را از هر بازیگری بهتر فراهم کرد. چه آن‌که می‌دانیم پیش از او مجید محسنی با فیلم «لات جوانمرد» در سال ۱۳۳۷ تیپ «کلاه‌مخملی» را در سینمای ایران باب کرد، ولی هیچ‌کس جز ناصر ملک مطیعی نتوانست این تیپ را با همه‌ی مؤلّفه‌هایی که ذکرش گذشت، متکامل کند. این بود که اقبال تماشاگران ایرانی او را تا سال‌ها در صدر هنرمندان پرفروش سینما نگه داشت.



    marasem-tashiie-malekmotiei01.jpg

    پیکر ملک مطیعی بدرقه شد

    مراسم تشییع و بدرقه ناصر ملک مطیعی در خانه سینما ۲ (خیابان وصال) و خیابان‌های اطراف آن با حضور گسترده مردم و سینماگران برپا شد.
    به گزارش ایسنا، صبح یکشنبه ۶ خرداد ماه جمعیت زیادی از مردم در کنار هنرمندان‌ به ساختمان شماره دو خانه سینما رفتند تا این هنرمند قدیمی را به سمت خانه ابدی بدرقه کنند.
    در این مراسم که با اجرای کامران ملکی عضو هیات مدیره خانه سینما همراه بود، وجه غالب سخنرانی‌ها گله از عملکرد صدا و سیما بود که بیشتر از سوی مردم عنوان شد و هنرمندان نیز در سخنان خود این موضوع را مطرح کردند که چرا بعد از مرگ؛ صدا و سیما به ناصر ملک مطیعی پرداخت.



    naser-malekmotiei1.jpg

    ناصر ملک‌مطیعی درگذشت

    آقای ملک‌مطیعی، ۸۸ ساله، که طی چند روز گذشته به علت مشکلات تنفسی و کلیوی در بیمارستان بستری شده بود، شامگاه چهارم خرداد (۲۵ مه) درگذشت.
    جعفر پناهی، کارگردان برجسته ایرانی با انتشار ویدئویی از آقای ملک مطیعی در صفحه اینستاگرام خود به مرگ این هنرمند قدیمی واکنش نشان داده و نوشته: "رفت و به آرزویش که دیده شدن (دوباره) بر پرده سینما بود نرسید".
    ناصر ملک‌مطیعی که در کنار هنرپیشگان دیگری چون فردین و بهروز وثوقی، یکی از فعال‌ترین بازیگران سینمای ایران پیش از انقلاب اسلامی بهمن ۵۷ بود، در چهار دهه گذشته فرصت حضور دوباره در سینمای ایران را پیدا نکرد و به حرفه های دیگری چون مشاور املاک و قنادی پرداخت.



    goli-ebrahimi.jpg
    مادران پارک لاله ایران

    گلی ابراهیمی چه ناباورانه از میان ما رفت!

    با تاسف و اندوه فراوان، خانم گلی ابراهیمی، یکی از زنان آزادی خواه و جسور که در سال ۸۸ از همراهان مادران پارک لاله نیز بود، پس از چندین ماه مبارزه با سرطان خون، در غروب سه شنبه ۲۲ اسفند، ناباورانه از میان ما رفت.
    ما مادران پارک لاله ایران، از صمیم قلب به خانواده محترم و عاشق او و تمامی آزادی خواهان ایران تسلیت می گوییم و خود را شریک غم شان می دانیم.



    kazem-moinzadeh.jpg

    مراسم وداع و خاکسپاری کا ظم معین زاده در گورستان پر لاشز

    محمد رضا شاهید - زیر آسمان پاریس ، بیست و پنجم فوریه

    مراسم وداع و خاکسپاری کا ظم معین زاده در گورستان پر لاشز وسپس سخنرانی همسر اقای بنی صدر خانم حسینی در بزرگداشت علی اکبر معین فر وزیر نفت دولت مهدی بازرگان و در پی ان سخنان عبد الرضا تاجیک و محمود دلخواسته در باره موضوع انقلاب ۵۷ ، جنبش ۹۶ ،شباهتها و تفاوتها ، برنامه زیر اسمان پاریس هرشنبه ازتلویزیون ایران فردا



    Jalal1.jpg
    جلال رستمی

    بعد از «فرهاد هژیر»، چایی و قهوه طعمی ندارد!

    خبر کوتاه بود: «فرهاد هژیر» درگذشت. درگذشت یا فوت کرد یا پرکشید یا مُرد یا دارفانی را وداع گفت! این عبارات مهم نیست چون همه ی آنها شرح عجز ما از توضیح واقعه ای است که واقعه ی عجز ما را شرح می دهد. اینکه کسی در میان ما بوده که دیگر نیست و دیگر هیچ امکانی نیست که او به ما توضیح بدهد که چرا دیگر نیست. همینطور که از همه ی پرسش ها گیج می شویم شروع می کنیم به خودمان توضیح دهیم که او چه کسی بوده که دیگر نیست تا چاره ای برای جای خالی اش پیدا کنیم. درست مثل فروشنده ای که فهرست کالاهایی را که هر روز می فروشد یادداشت می کند تا برای روز بعد آنها را جایگزین کند؛ هر چه این لیست دقیق تر باشد باعث می شود جنس های ما همیشه جورتر و کاسبی ما پر رونق تر از آب در بیاید.



    r.seif1.jpg
    اطلاعیه دبیرخانه شورای سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)

    از مرگ ناگهانی و نابهنگام "عمی سیف" سخت متاثریم!

    او را همگان "عمی سیف" صدا می زدند. نه فقط همسالانش و آنانی که سنی کمتر از او داشتند، بلکه آنانی نیز که از او مسن‌تر بودند! و همین هم بود رمز و راز شخصیت دوست داشتنی و مورد احترام این رفیق فداکار و مایه‌گذار برای اطرافیان. این رفیق با دانش سیاسی، مجرب در سیاست، استوار بر باور و آرمان خویش، و همیشه هم حتی در سخت‌ترین لحظات گشاده ‌رو و لبخند بر چهره با یاران و مردم. این اندیشه‌اش بود که هیچ حدی از استبداد خونریز و هیچ میزان از تهدیدات نباید دستاویزی باشد برای تعطیل کردن مبارزه! او مبارزه را، خود زندگی می دانست و زندگی را در مبارزه کردن می فهمید.



    mehdi-aslani03.jpg
    مهدی اصلانی

    آب‌گوشتِ گربه، واگویی‌ی روایتی مخدوش

    خانم قاجار می‌توانستند در ثبتِ شهادت‌شان به جای هادی "به کنایه گفت" بنویسند درست است که هادی "به کنایه گفت" آب‌گوشتی که خوردید گوشتِ همان گربه‌ی دیروز بود، اما چنین رخ‌‌دادی نه تنها در حوزه‌ی اختیاراتِ فردی هادی نبود که با سازو‌کار و مناسبات و آئین‌‌نامه‌های تنبیهی سازمان و خانه‌های تیمی منطبق نبود و تصور می‌کنم هادی برای بیان نوعی اتمامِ حجت و اعمال اتوریته‌ی سازمانی چنین سخنی بر زبان آورد و بسیار بعید که هادی خود و دیگران را با گربه‌خوری مجازات کند!



    Fatemeh

    بدرود با فاطمه جریری

    فاطمه جریری (جوشنی) برای آشنایانش با نام دلنشین "فاطی" شناسا بود. آنچه از او در یادها خواهد ماند، مهربانی‌های بی مضایقه ی اوست و نیز آن لبخندهای همیشه نشسته‌ بر گشاده روی هماره شادش. دراین مهر ورزی به کودکان که می رسید توان ازکف می داد و سراپا عشق بود.
    هیچ روزگار تلخی در خاطره یاران بی نشان از لبخند و مهر صمیمانه او نیست. حضورش دعوت به دوستی بود و مهربانی.
    "فاطی" جریری پرورده ی خانواده ‌ای فرهنگی در شهرستان آباده بود. دورۀ دبستان رادر همان شهر و دبیرستان رادرتهران به پایان برد.همزمان با تحصیلات دانشگاهی به تدریس دربرخی مدارس تهران پرداخته وپس از پایان آن، دبیر محبوب ریاضی فیزیک در دبیرستان های دخترانه محله های جنوب شهر تهران شد.



    manije-frouhesh.jpg
    باقر مرتضوی

    در چهارمین سالگرد مرگ دلخراش منیژه فروهش تهرانی

    منیژه از همان اوان جوانی به نابسامانیهای جامعه آن روزی پیبرده بود و با مطالعات عمیقی که داشت به این نابسامانیهای طبقاتی جامعه عمیقاً آگاه بود. نمیخواست در مقابل دگرگونیها و نابرابریها و بیعدالتیهای زمانه خود ساکت بماند. براین اساس فعالانه در تغییر آنها شرکت میکرد و چاره را در بنیان نهادن یک تشکیلات انقلابی میدید. در این راستا با ایجاد یک گروه شروع به فعالیت و مطالعه آثار مارکسیستی نمود. پس از مدتی توسط ساواک دستگیر و به زندان موقت کمیته برده شد.



    yade-yaran-mortazavi.jpg
    باقر مرتضوی

    گرامی باد یاد یاران

    ۴۱ سال از شب یلدای ۵۵، شب کشته شدن یارانمان گذشت. این جنایت بر پیشانی نظام شاهنشاهی همیشه ماندگار است. این جنایت را نه می توان از یاد برد و نه جانیان را بخشید.
    در تاریخ سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۵۵ ساواک با حمله مسلحانه به یکی از جلسات اعضای سازمان آزادیبخش در خیابان شهرآرای تهران جنایتی دیگر آفرید. نقشه این یورش کار سااک بود که با همکاری سیرس نهاوندی، عنصر خود فروخته و خائن به جنبش طرح ریزی شده بود. در این یورش ۹ نفر از افراد این سازمان به ضرب گلوله ساواک کشته می شوند و نیز همزمان در یورش به خانه معصومه طوافجیان (شکوه) و همسرش پرویز واعظ زاده (حمید) از رهبران سازمان انقابی آنان را هم به رگبار می بندند.



    goudarz-beroumand1.jpg
    باقر مرتضوی

    بدرود رفیق خولیو

    گودرز برومند برای تمامی آنانی که پیش از انقلاب در ایتالیا تحصیل می‌کردند، نامی آشناست. او در شهر رم پزشکی تحصیل می‌کرد و نقش به سزایی در جنبش دانشجویی داشت.
    گودرز در ۲۰ دی‌ماه سال ۱۳۱۹ در اصفهان به دنیا آمد. در تمامی سال‌های مدرسه شاگردی ممتاز بود و در این راستا جوایزی نیز دریافت داشت. پس از پایان تحصیلات متوسطه در سال ۱۳۳۸ برای ادامه تحصیل رهسپار ایتالیا شد و در شهر رم تحصیل در رشته پزشکی را آغاز کرد. او نیز مانند صدها دانشجوی آزادیخواه فراتر از خویش و زندگی شخصی خود فکر می‌کرد. در آرزوی ایرانی آزاد و آباد به محافل دانشجویی راه پیدا کرد. با خسرو صفایی، پرویز واعظ‌زاده، شکوه طوافچیان و فریده گرمان آشنا شد. همگام و همراه آنان با اندیشه‌های مارکس آشنا گردید و گام به راه مبارزه نهاد. و در همین راستا بود که به سازمان انقلابی حزب توده ایران که تازه تأسیس شده بود، پیوست.



    houshang-aminpour1.jpg
    باقر مرتضوی

    نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم
    هوشنگ امیرپور

    در سالهایی که کنفدراسیون دچار تفرقه و اختلافات درونی شدید شده بود، امیرپور همواره روحیه ای صبور و وحدتطلب داشت و کماکان می‌کوشید به جای تأکید بر اصول مورد اختلاف، مواردی را ملاک کار قرار دهد که پیرامونشان وحدت عمومی وجود داشت. همین روحیه باعث شد که اغلب گروههای سیاسی او را به عنوان میانجی میپذیرفتند. هوشنگ، انسانی بذلهگو و شوخ و شاد بود. فروتنی و سادگی خاصی داشت که احترام همگان را برمیانگیخت. هوشنگ نه تنها رهبر خوب جنبش دانشجوئی بود و در امر وحدت نیروها نقش مؤثری داشت، بلکه خدمتگذاری کوشا و صادق از اعضای ساده جنبش بود و با شور و شوق با افراد ساده جوش میخورد و با کردار و گفتار مناسب خود به سرعت آن‌ها را به جنبش جلب میکرد.



    mandour_najafi_shushtari1.jpg
    کار آنلاین

    گرامی باد یاد و خاطره‌ی منصور نجفی شوشتری

    در تابستان خونین ۶۷ در سحرگاهی دم‌کرده جلادان شب‌پرست رفیق پرشور و مهربان ما منصور نجفی شوشتری را مانند هزاران سرو ایستاده‌ی دیگر درحالی‌که هفت سال از زندانی شدن او می‌گذشت را به جوخه‌ی اعدام سپردند. نام رفیق مهندس منصور نجفی همواره یادآور اعتراض و دفاع از حقوق انسانی و زحمتکشان بوده و هست. رفیق منصور از دانشجویان هند و یکی از اعضای انجمن دانشجویان ایرانی در شهر لودیانا- هندوستان و عضو سازمان دانشجویی فریاد بود. او که برای تحصیل در رشته‌ی مهندسی به هندوستان رفته بود، از همان سال اول ورود به هندوستان به صفوف جنبش دانشجویی نوپای هند پیوست و لحظه‌ای را در مبارزه علیه رژیم شاه از دست نداد.



    ali-mehdizade1.jpg
    رخشنده حسین‌پور

    ملاقات قاچاقی در اوین: بازجو، زندانی و معشوقه‌اش

    هفت سال (۵۰ ـ۵۷) من هم یکی از همین ملاقاتی‌ها بودم. ملاقاتی قاچاقی. من و همسرم (علی مهدی زاده ) در زمان دستگیری او هنوز رسمأ ازدواج نکرده بودیم و حکم سنگین ده ساله موجب تردید علی در رسمی نمودن این پیوند شد. با روحیه انسانی که در او سراغ داشتم، می‌دانستم که به این سادگی‌ها راضی نمی‌شود زندگی یک زن جوان را در شرایط نامشخص آن زمان به زندگی خود پیوند بزند. برای من همان که گاهی ببینمش کافی بود. باید بهانه‌ای جور می‌کردم و امیدوارم می‌بودم که غیر قانونی بودنم رو نشود. معمولاً می‌گفتم که شناسنامه‌ام را در خانه از یاد برده‌ام. گاهی راه می‌دادند و گاهی نه و گاهی هم وسط ملاقات می‌آمدند سراغم و از اتاق ملاقات اخراجم می‌کردند و طعم خوش دیدار تلخ می‌شد.



    faramoush-nemikonim.jpg
    باقر مرتضوی

    نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم
    به یاد محمد على پژمان

    احساس می‌کنم که نباید نام هیچ یک از قربانیان رژیم جمهوری اسلامی از یادها برود. این حداقلِ کاری است که می‌توان انجام داد. کشتار را نیز نباید به سال ۶۷ و یا گروهی ویژه محدود کرد. می‌توان به شکل نمادین روزی از روزهای سال را برگزید که یادمانی باشد عمومی از تمامی کشته‌شدگان. از قربانیان که ایدئولوژی‌زدایی بکنیم، از همان فردای انقلاب که حاکمیت به خمینی و پیروان او رسید، انسان‌کشی نیز آغاز شده است. در سکوت ما یک به یک به رگبار بستند تا نوبت به ما رسید. کشتند و کشتند و کشتند تا بر جنازه قربانیان حاکمیت خویش مستحکم کنند.



    mahmoud-bozorgmehr1.jpg
    باقر مرتضوی

    به یاد محمود بزرگمهر

    نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم

    محموددر کنار فعالیت های شبانه روزی در جنبش دانشجوئی برای گذراندن زندگی به کار ترجمه میپرداخت.به زبان فرانسه کاملا مسلط بود.برخی از دانشجویان ایرانی که دوره فوق لیسانس یا دکترای خود را دردانشگاه های فرانسه می گذراندند. هنگامی که تزپایان نامه تحصیلی خود را مینوشتند از محمود میخواستند تا متن را تصحیح کند
    محمود در آستانه انقلاب ۵۷ به ایران بازگشت و در تأسیس حزب رنجبران نقش مهمی بازی کرد.اودر کنگره اول حزب ۵ دیماه ۱۳۵۸ به عضویت دفتر سیاسی این حزب انتخاب شد. در حملات رژیم به سازمانها و احزاب، در یک روز نزدیک به بیست نفر از اعضاء، کادرها و رهبران حزب رنجبران، از جمله محمود دستگیر شدند.و در بیست و ششم تیرماه ۱۳۶۳ به دست عمال رژیم اسلامی به جوخه اعدام سپرده شد.یادش گرامی باد



    hoshang-azami3.jpg
    یادی از دکتر هوشنگ اعظمی

    نام دکتر هوشنگ اعظمی زینت لرستان است!

    به بهانه روز پزشک یکی از خوانندگان عصرنو مطلبی را که در تجلیل از پزشکان و با تمرکز روی خدمات درخشان دکتر هوشنگ اعظمی نوشته شده است برایمان ارسال کرده، بدون آنکه بنویسد که این مطلب کجا درج شده است. ما آنرا به یاد همه پزشکان مبارز به ویژه به یاد یکی از سرداران شجاع لرستان دکتر هوشنگ اعظمی منتشر می نمائیم.



    abbas-aghelizadeh1.jpg
    اطلاعیه شورای موقت سوسیالیست‌های چپ ایران

    رفیق عباس عاقل‌زاده از میان ما رفت

    عباس‌عاقلى‌زاده رفيق عزيز ما، مبارزی ديرين در راه استقلال، آزادی، عدالت اجتماعى، برابری و سوسیالیسم و عضو شوراى موقت سوسياليست‌هاى چپ ايران بود. در بامداد ۱۰ اوت ٢٠١٧ برابر با نوزدهم مرداد ١٣٩٦ پس از بیش از شصت سال مبارزه عليه استبداد و بى عدالتى به خاموشى گرائید.
    عباس عاقلى‌زاده در ميان مبارزان راه آزادی ايران چهره‌اى آشنا و فراموش نشدنى است. او از سال‌هاى جوانى تلاشى خستگى‌ناپذير براى آزادی و بهروزى مردم ایران آغاز كرد. از ياران خليل ملكي در نیروی سوم بود، خود را در كنار دكتر محمد مصدق در ملى کردن صنعت نفت مى‌‍ديد و هم‌راه او عليه ديكتاتورى محمد رضا شاه و حاميان داخلى و خارجى رژیم پادشاهی مبارزه كرد. او خود را سوسیالیستی آزادی‌خواه و دموکرات می‌خواند. در اين دوران چند بار به زندان افتاد.



    maryam-mirzakhani1.jpg
    همنشین بهار

    مریم میرزاخانی و، شهود هندسی قوی

    مریم با محاسبهٔ عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح مورد بحث، آن را حل کرد و نشان داد در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، این روش، به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. او با اشاره به اینکه حتی یک سطح منحنی می‌تواند دارای یک مفهوم پاره خط مستقیم باشد که کوتاهترین خط بین دو نقطه است، یادآور شد در یک سطح هذلولی، برخی ژئودزیک‌ها(خطوط راست) دارای طول بی‌نهایت هستند اما برخی دیگر در یک حلقه بسته می‌شوند.



    Abdolrahman-Ghassemloo1.jpg

    در بزرگداشت یاد و خاطره گرانقدر دکتر قاسملو

    به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد ترور او در وین - اتریش

    ترور دکتر قاسملو ضایعه ای بزرگ نه فقط برای حزب دمکرات کردستان ایران و خلق کرد، بلکه در عین حال برای جنبش دمکراسی در ایران بود. دکتر قاسملو همواره در تلاش بود که با تاکید بر نزدیکی ها بین نیروهای جبهه وسیعی برای تحقق دمکراسی در ایران ایجاد نماید و شکل گیری چنین جبهه ای را تنها راه موفقیت در برابر حکومت جمهوری اسلامی و تحقق خواست دمکراسی و تضمینی برای تامین خواست های مردم ایران می دانست. او همواره در مذاکرات خود با همه نیروها چه آن ها که در کردستان حضور داشتند و چه آن ها که در خارج از کشور بودند، براین امر تاکید ویژه داشت. دکتر قاسملو به همین دلیل نیز از اعتبار و محبوبیت کم نظیری بین همه نیروهای مبارز کشور ما برخوردار بودو به تنهائی حلقه اتصال بخش مهمی از این نیروها بود.



    ata-behmanesh1.jpg
    یدالله بلدی

    صدای گویای ورزش خاموش شد

    اولین خاطره‌ای که از عطا بهمنش به یاد دارم به هنگام مسابقات کشتی قهرمانی جهان در سال ۱٣٣٨ بود که بچه‌های نوجوانِ محل، در کنار قهوه‌خانه ی محله جمع می‌شدیم و با نگرانی و هیجان به گزارش مسابقات تختی و حبیبی و تاجیک و سروری گوش فرا می‌دادیم. سال‌ها بعد، در خوابگاه دانشگاه، به هنگام مسابقات فوتبال که در سالن غذاخوری خوابگاه گرد می‌آمدیم، صدای تلویزیون را که توسط گزارشگر دیگری پخش می‌شد قطع می‌کردیم و گزارش مسابقه را از رادیو که به‌وسیله ی بهمنش پخش می‌شد می‌شنیدیم.



    davoud_madayen2.jpg
    عزت مصلا نژاد

    خاطرات زندان: یادی از داود مدائن

    داود هنوز بیست سالش نشده بود که به زندان افتاده بود. در زندان بود که او شروع کرد که دیپلم دبیرستانش را بگیرد. در آن زمان اگر اشتباه نکنم درس های کلاس پنجم ریاضی را می خواند. گداها و سایر بچه ها حسابی به داود کمک می کردند. من هر وقت دست می داد با او انگلیسی کارمی کردم. داود هم در زندان درس می خواند، هم کارسیاسی می کرد، هم در ورزش و تشویق همگان به ورزش سرآمد بود. اگر یک روز یکی از بچه ها در برنامه ی ورزش حاضر نمی شد، داود تا او را پیدا نمی کرد و از حالش جویا نمی شد از پای نمی نشست. یک روز من سخت سرما خورده بودم، پتو را کشیدم روی سرم و خوابیدم. داود که جلودار ورزش بود و نمی توانست بروبچه ها را رها کند به نعمت گفته بود:
    ـ “بدو برو عمو را پیدا کن و هرطورشده بیارش توی جمع.”



    khosrow-safaei1.jpg
    باقر مرتضوی

    به یادِ خسرو صفائى در سالگردِ مرگ او

    خسرو صفائى كمونيستى فروتن و صادق بود، قلبى آكنده از احساس مسئوليت نسبت اعضای سازمان و طبقه كارگر داشت. او بيش از ٢٥ سال از عمر ٤١ سالهاش را وقف مبارزه عليه استبداد و براى آزادى و سوسياليسم كرد. گاه ساعتها به مطالعه مىنشست و قادر بود بدون استراحت كافى هفتهها كار كند. خستگى كمتر بر چهرهاش مىنشست. گوئى هيچ غمى نبود كه به ديدار رفيقى به تبسم بدل نشود. نگاهى نافذ داشت و كلمات، ساده و روان بر زبانش جارى مىشدند. رك و راست حرف مىزد. خسرو به زندگى عشق می‌ورزید. به آينده اميدوارم بود و برای بر قرارى آزادى و عدالت اجتمائى در ايران مبارزه مي‌كرد. او زندگى را جدا از مبارزه و مبارزه را جدا از زندگى نمى‌ديد.



    bvida-hajebi09.jpg
    محمد اعظمی

    به یاد ویدا حاجبی عزیز

    نخستین بار در پائیز ۱۳۵۷، که بالاخره درب زندانهای شاه گشوده شد، ویدا را دیدم. از آن روز تا به امروز، به رغم برخوردهای خشک اولیه او، رابطه ما استمرار داشته و با آشنائی بیشتر، دانستم در پس زبان گزنده اش، چه قلب مهربانی می تپد، هر چند هرگز درک نکردم چگونگی همزیستی طولانی این زبان تیز، با آن روحیه لطیف را. طی این سالها نه محبت پنهان شده در قلب پر احساس او راهی به زبانش گشود و چندان منشا اثری شد و نه تندی زبان او بر روحیه لطیفش سایه انداخت. هر چه زمان گذشت درون او را شفاف تر و مهر و صداقت او را در این جهان نامهربان، کمیاب تر دیدم.



    »  «طرح بزرگ» استیون هاوکینگ / خدا، وِل مُعطل است !
    »  به یاد بیدار علی شاهنده
    »  به یاد فداییان قهرمان خلق
    »  ویدا حاجبی به میهمانی خاک رفت یاد باد آن که رُخَت شمع طرب می‌افروخت...
    »  ماسیس هم رفت . . .
    »  عبدالله اندوری (سحری) بارش را بست و رفت . . .!
    »  به یاد رفیق بهرام مهین
    »  بابک پاکزاد؛ سرشار از عشق و کین
    »  به یاد رفیق سلیم صابرنیا
    »  در پاس داشت رفیق تراب حق شناس
    »  ياد رفيق هوشنگ پورکريمی گرامی باد!
    »  به یاد رفیق نابدل که نامش ماندگار است بر، "نامه حزب"(۱)!
    »  صفرخان، آن سرو بلند که ایستادگی برازنده‌اش بود
    »  مادرم در آئینه زندان به یاد سلطنت اعظمی
    »  در سوگ پروین صدیقی (سپیده)، و در حسرت حضور مهربان اش!
    »  در بزرگداشت خانم سلطنت اعظمی سلطنت مهر و امید
    »  خاطراتی از پدرم، پرویز اعظمی
    »  رضی تابان، عاشقی که سوخت تا رفقایش نسوزند و به زندگی و مبارزه ادامه دهند
    »  بدرود استاد ترابی! یادت گرامی!
    »  مراسم یادبود بر سر مزار خسرو شاکری زند در سالگرد درگذشت وی
    »  ... برای خوش داشت رژیم و به کام ساواک و سلطنت
    »  وحید افراخته، تراژدی یک انسان
    »  گرامیداشت یاد دکتر عبدالرحمن برومند
    »  آیا کسی از این فدایی گمنام نشانی دارد؟
    »  دکتر هاشم بنی‌ طُرُفی به میهمانی خاک رفت