|
رضا جاسکی ابطال توهمی مرگبار مسئله فقط این نیست که اعدام مجازاتی خشن و برگشتناپذیر است؛ مسئله این است که هر نظریهای که آن را به نام تاریخ، طبیعت، تمدن یا بقا توجیه کند، به تداوم ماشین کشتار دولتی کمک میکند. این به معنی آن نیست که نکات مثبت تاریخ گذشته خود، مثلا مداراگری هخامنشیان، را نادیده بگیریم، بلکه باید ضمن تجلیل از آنها و نیز مبارزه مردم عادی بر علیه خشونت و بیعدالتی طبقات حاکمه در ایران، از این تاریخ برای فراتر رفتن از میراث گذشته استفاده کرد. باید قاطعانه خواهان پایان دادن به خشونت دولتی، به ویژه مجازات اعدام و شکنجه، شده و برای قوانین جزایی عادلانه و برابر برای همه مردم این کشور تلاش کنیم.
سعید رهنماتصویرهندسی جنبشهای اجتماعی ایران پس از انقلاب جنبشهای اجتماعی پیدرپی ایران پس از انقلاب که همگی بیانگر نارضایتیهای عمیق بخشهای مختلف مردم از فساد و ناکارآمدی، و سیاستهای نابخردانهی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی، و سیاست خارجیِ رژیم جمهوری اسلامی، و در نتیجه بحران مشروعیت آن هستند، ضمن تفاوتها و ویژگیهای هر یک، شباهتهای زیادی با یکدیگر داشتهاند. همگی به درجات مختلف خودانگیخته، بدون رهبری مرکزی و سازمانیابی بسیار ضعیف، و در تمام موارد، متکی به خیابان بهعنوان مهمترین عرصهی مبارزاتی بودهاند. اقشار و طبقات اجتماعی مختلف بهویژه طبقهی متوسط جدید، زنان و ملیتهای مختلف در آنها حضور جدی داشتهاند. عرصهی تحصیل و حضور دانشجویان و جوانان در بعضی از آنها بسیار مهم بوده، و در مواردی آغازکنندهی جنبش بودهاند. در یک مورد، بهویژه عرصهی کسبوکار هم نقش مهمی داشته است. اما، در تمام موارد، بهجز در مناطق اقلیتهای ملی بهویژه کرد و بلوچ که همپیوندیِ هر چهار عرصه را به درجات مختلف میتوان دید، ارتباط محدودی بین این عرصهها بر قرار شده است.
س. سیفیتنبیه بدنی، سنتی برآمده از نظم شاهانه
مدارس ایران در تمامی دورهی سی و هفت سالهی حکومت شاه تجربههایی ضد انسانی از تنبیه بدنی را پشت سر میگذاشتند. سنتی که از مکتبخانههای سابق به فضای مدارس کشور سرریز میکرد. راهاندازی انواع و اقسام دانشسراهای مقدماتی و عالی و حتا دانشکدههای علوم تربیتی هم نتوانست از شدت و حدت چنین ماجرای آسیبزایی بکاهد. چون همهی این نهادهای آموزشی در عمل پذیرفته بودند که شکنجه و تنبیه بدنی هم میتواند به موضوع یادگیری دانشآموزان یاری برساند. با همین رویکرد غیر علمی بود که دانشآموزان در حیاط مدرسه به صف میشدند تا شاهد تنبیه افرادی از همشاگردیهای خویش باشند.
اصغر شیرازیسرنگونی یا گذار غیر خشونت آلود خشونت از نظر اخلاق گفتمانی نیز غیردموکراتیک است، زیرا متضمن اعتقاد مطلق به درستی نظر خود و نادرستی مطلق نظر مخاطب خویش است. در این رابطه گفتمان صورت نمیپذیرد. اعمال خشونت هیچگاه به صلح و آرامش رضایتبخش منجر نمی شود. یا طرف مقابل نیرومندتر است و مخالفان را با شدت افزوده سرکوب میکند، یا به فرض پیروزی مخالفان، آنها حکومتی میسازند، چه بسا خشنتر از حکومت پیشین خود. از آنجا که طرفداران اعمال خشونت از نظر تجهیز به وسایل لازم برای مبارزه قهرآمیز ضعیفتر از حکومت اند به دنبال دریافت حمایت از نیروهای خارجی میروند و با این عمل راه را برای دخالت آنها در تعیین نتیجه اعمال خشونت باز میکنند.
مسعود نقره کارپرویز بدون «فاطمه صفا» پرویز قلیچ خانی نمی شد فاطمه صفا ، ورزشکار و قهرمان شنا، در نوجوانی با پرویزِ جوان ازدواج کرد، اما پس از سالیانی زندگی مشترک و داشتن دو دختر، از هم جدا شدند. این بانوی توانا و " همه چیز تمام"، مادر دو دختر موفق، هاله و اولدوز قلیچ خانی ست، بانوئی که هم درایران و هم در خارج کشور در سخت ترین شرایط ستون خانواده و پشتیبان پرویز بود. فقط یک نمونه می آورم تا به وقتش مفصلتر به این موضوع بپردازم: من در ایران، اروپا و امریکا شاهد بودم که این زن فداکار چگونه در سخت ترین شرایط، بهویژه در آوارگی و تبعید یار و یاور پرویز بود.
خلیل رستمخانینگاهی به انقلاب ۵۷ و نقش چپ با بحران سیاسی و اقتصادی که در اثر سیاستهای شاه در ایران پدیدار شده بود، تردیدی نیست که انقلاب دیر یا زود رخ میداد. دربارهی ماهیت انقلاب ۵۷ بحثها و نظرهای زیادی مطرح شده است. نیروهای اصلی که موفق به کسب حمایت تودهی مردم و دستیافتن به قدرت شدند، نمایندگان بخشهایی ناراضی از سرمایهداران و بهویژه سرمایهداری کوچک تجاری بودند که در اثر سیاستهای رژیم شاه از بسیاری از مواهب سرمایهداری و «غنایم» تاحدی محروم شده بودند. انقلاب آنها را به قدرت رساند. به عبارتی با انتقال قدرت از بخشی از طبقهی حاکم به بخشی دیگر انقلابی سیاسی رخ داد که راهبران آن با استفاده از شبکههای دیرینپای سازماندهی اسلامی و تکیه بر اعتقادهای دینی اکثریت تودههای مردم را با خود همراه کرد.ند.
س. حمیدیتهران به مثابه ی پادگانی همیشگی علیه مردم پادگانی کردن شهر تهران این ویژگی را برای شاه و جمهوری اسلامی داشت که از نیروهای آن برای سرکوبهای دائمی جنبش اعتراضی مردم سود بجویند. جدای از این، به حکومت چنین قابلیتی را میبخشید تا در صورت حملهی هر دشمنی چه داخلی یا خارجی از محل سکنای مردم به عنوان سنگر اختصاصی حکومت استفاده به عمل آورد. ماجرایی که بدون چون و چرا تا زمانهی ما نیز همچنان دوام آورده است. جمهوری اسلامی حتی از این هم فراتر رفت. چون نیروهای نظامی آن در صورت بروز هر جنگی از خارج یا داخل کشور پشت همین شهروندان تهرانی پنهان میشوند تا از آنان به عنوان سنگری انسانی بهره برگیرند. ناگفته نماند که راهاندازی چنین سنگری از آدمهای معمولی را از قبل پیشبینی نمودهاند.
نانسی فریزر: سرمایهداری بهمثابه آدمخواری
بحران چندبُعدی و سوسیالیسم قرن بیستویکم ترجمه: هرمس برادری سرمایهداری نه صرفاً شکلی اقتصادی، بلکه شکلی اجتماعی است که به اقتصادی، که رسماً «سرمایهدارانه» نامیده میشود، امکان میدهد برای سرمایهگذاران و مالکان ارزشِ پولی انباشت کند، درحالیکه ثروتِ غیراقتصادیشدهٔ سایرین را میبلعد. این صورتبندیِ اجتماعی ـ اقتصادی، با تقدیمِ این ثروت به شرکتهای بزرگ، آنان را فرامیخواند تا از تواناییهای خلاقانهٔ ما و نیز از زمینی که ما را تغذیه میکند بهرهکشی کنند، بیآنکه الزامی به جبرانِ آنچه مصرف میکنند یا ترمیمِ آنچه تخریب میکنند داشته باشند. بدینترتیب، راه برای گونهگونترین بحرانها و مشکلات گشوده میشود. بهبیانی فشرده و روشن، جامعهٔ سرمایهداری همچون «اوروبوروس»، نمادِ کهنِ ماری که دُمِ خود را میبلعد، معطوف به بلعیدنِ جوهرِ وجودِ خویش است. این جامعه نیروی محرکهٔ واقعیِ خودبیثباتسازی است؛ نیرویی که بهطور منظم بحرانها را ایجاد میکند، در حالیکه بهطور مداوم بنیانهای وجودِ ما را میبلعد
مهدی استعدادی شادغروب قهرمان و خاموشی یک فرهنگساز افزوده بر جایگاه بی نظیر ورزشی وی، نسلهای بعدی در پیش و پس انقلاب متوجه عملکرد سیاسی وی شدند. او که با دستگاه حاکمه زاویه یافت. چنان که مورد پیگرد، دستگیری، سرکوب و شکنجه قرار گرفت تا سرانجام مجبور به ترک ایران گشت. در خارج کشوری که پس از حاکمیت ملایان شکل میگرفت، بسیاری از ما جوانترهای اهل ادب و فرهنگ را به همکاری با نشریه آرش فرا میخواند. بزعم خودش میخواست تیم باشگاه "آرشیان" را تاسیس نماید.
ناصر رحمانی نژادوداع با قهرمان ملی ایران پرویز قلیچخانی، نگهبان وفادار آزادی و عدالت بود. او در آزمایشها ثابت قدم ماند و در هر آزمایشی با صداقت روبرو شد، و حتی در شکست نیز هرگز تعهد خود را نسبت به آرمان جمعی و به سوسیالیسم از دست نداد. او تنها نمونهی شاخص و بیهمتا از صداقت فردی و سیاسی است که وقتی در برابر بازجویان و شکنجهگران ساواک شکست خورد، همچون یک قهرمان استوار ورزشی در میدان بازی، شکست خود را پذیرفت و با فروتنی از مردم پوزش خواست. ما، در عرصهی سیاسی چنین نمونهای نداشتهایم و همین امر احترام ما را نسبت به این قهرمان بیش از بیش بالا میبرد.
الف خمیرانیاعلامیه جهانی حقوق بشر و حق آموزش به زبان مادری این روزها هر آنکس که از آموزش به زبان مادری بگوید و یا سخنی از خلق به میان آورد، از سوی بخشی از ایرانیان، از جمله طالبان پهلوی، متهم میشود به «تجزیهطلب». پهلویطلبان اما در "کتابچه اضطرار» خویش به ظاهر اعلامیه جهانی حقوق بشر را میپذیرند و در پایبندی خویش بر آن اصرار دارند. با اینهمه در "کتابچه اضطرار" سخنی از زبان مادری و آموزش به آن یافت نمیشود. یادداشت زیر ارزش آموزش به زبان مادری را در این ارزشمندتری سند مورد پذیرش نهادهای بینالمللی، یعنی اعلامیه جهانی حقوق بشر، دنبال کرده است.
بهمن پارساببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! امروز، ظاهراً دیگر از برخوردهای منطقی و مبتنی بر پذیرشِ مخالفتِ عقاید، در میان پادشاهیخواهان، چندان خبری نیست. میگویم «ظاهراً»، چون کمتر پیش میآید که شخصاً درگیر چنین فضاهایی باشم. اما آنچه اینجا و آنجا دیده و شنیده میشود ـ و آنچه در رسانهها بازتاب مییابد ـ بیشتر حکایت از پرخاشجوییِ عصبی، تهمت، بددهانی و بدزبانی دارد؛ گویی آنان نیز، همچون بسیاری از نیروهای تمامیتخواه، به این باور رسیدهاند که:
«هر که با ما نیست، بر ماست.»
علی فياضچرا نباید از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد کرد؟ انتقاد معنا و مفهوم خاصی دارد. انتقاد یعنی این که خود را در معرض نقد دیگران قرار دادن و یا مورد نقد دیگران قرار گرفتن. هنگامی که چنین پروسه ای روی می دهد، فرد مورد نقد، در نظر همه گان عریان می شود، خصوصیات و توانایی های مصنوعی و دیگران ساز و یا طبیعی وی به پرسش گرفته می شود و سره و ناسره شخصیت او در معرض دید توده مردم قرار می گیرد. در میدان سیاست، نقد به معنای تجزیه و تحلیل موضع گیری ها و جهت گیری های سیاسی یک فرد، یک رهبر، یک حزب و یا یک سازمان سیاسی تلقی می شود.
مسعود نقره کارپرویز، خیال می کنی که رفتی! شفاف ازپسِ قطره ها و غشایی بلورین: روی زمین چمن ورزشگاه شماره ۸ و امجدیه، اورژانس بیمارستان سوانح سوختگی و نگرانی برای پای سوختۀ اولدوز، علامت ۲۱ تیغه کشیدن برای رو کم کردن گردن کلفت های خیابان ناجی و نظام آباد، مست کردن درمهمانیِ خواستگاریِ من از شیده، بر پیشانی کوبیدن و هق هق کردن در سوگ داش علی و همایون، گنجۀ کفترها، و چقدر عکس و نامه.
بهزاد كریمیخیلیها پرویز قلیچ را دوست دارند! اولین خاطرهی رفاقت من با پرویز هم در این لحظات بود که ثبت شد. زمانی که، من در زندان بودم و از طریق تلویزیون، پایانی دل خواسته از بازی ایران – اسرائیل در سالهای بیشترین کشتار و آوارهکردن فلسطینیها توسط نظامیان اسرائیل را به انتظار نشسته بودم و پرویز در استادیوم، با دلی پیش جانباختگان و ما زندانیان، پا به پشت توپ همه زمین ملی را میدوید! در زمانی که، من و او هنوز هم همدیگر را ندیده بودیم، اما هر دو تایمان به یک جنبش تعلق داشتیم و متعلق به آن هم ماندیم. او، این اشتراک را همیشه حفظ کرده و کارنامهی درخشان ورزشیاش را هم، هماره پشتوانهای برای آرمان عدالتخواهی قرار داده است.
فرشید یاسائیوقتی واژهها آینده را میسازند زبان، آینه روح انسان و معیار بلوغ یک جامعه است. انسانها ممکن است از نظر نژاد، فرهنگ، مذهب یا اندیشه با یکدیگر متفاوت باشند، اما آنچه امکان همزیستی را فراهم میکند، زبانِ احترام و گفتوگو است. آینده جهان نه با قدرت سلاح، بلکه با قدرت فهم متقابل ساخته خواهد شد. تمدنها زمانی پایدار میمانند که انسانها بتوانند حتی در اوج اختلاف، کرامت یکدیگر را حفظ کنند.
مهدی اصلانی کاپیتان رفت! پارهای آدمیان تنها و تنها به واسطهی پدیدآوردن یک اثر ماندهگار تاریخ شدهاند. سید جواد بدیعزاده با «شد خزان». حسن گلنراقی با «مرا ببوس» و پرویز قلیچخانی با گُلترین گُل فوتبال. ۲۹ اردیبهشت. روزی که همهی ایران در استادیوم پیرِ شهر امجدیه خلاصه شده. بازی آغاز میشود. سکوتی مرگبار پس از گل اولِ اسرائیل ایران را فراگرفته. به ناگاه بغضِ ملتی در استادیوم پیرِ شهر به واسطهی پای راست فرزندِ خاک میترکد. پاس حسین فرزامی، حرکتِ یکهسوار فوتبال ایران تا نیمههای زمین و شلیکی که ویسوکر، گلر پرآوازهی اسرائیل را به قول فوتبالیها چمن داد.
مهدی رجبی«داستان های موازی» اصغر فرهادی
و نبرد واقعیت و تخیل در ایران تماشاگر فیلم که شاهد رویارویی دو جهان واقعی و آمیخته شدن آنها با روایتی تخیلی است، چه بخواهد، چه نخواهد و چه آگاه یا ناآگاه با چند لایه تخیلی سروکار دارد. تامل روی رابطه این لایه های مختلف تخیلی و اندرکنشی آنها با جهان واقعی خود موضوع بررسی و نقد فیلم است که کار نویسنده نیست. ولی آیا می توان با اتکا به ماجراهای فیلم و اثرگذاری دنیای تخیلی روی دنیای واقعی که در گفته بالای سیلوی پیرامون جادادن یک اردک در یک بطری خلاصه شده است، نتیجه گرفت که فیلم تازه فرهادی کنایه به جهان واقعی ایران درحال حاضر دارد؟ و اینکه روایت خیالی از ایران در این روزگار، سیر واقعی زندگی را گرفتار خود کرده و مصیبت ساز شده است؟
حميد فرخندهنگاهی به سیاستورزیِ پساجنگ جامعه ایران نیز در مجموع نشان داد که میان نارضایتی و مخالفت با حکومت و پذیرش حمله خارجی تفاوت بزرگی قائل است. حتی بسیاری از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی نیز با حمله خارجی مخالفت کردند. تجربه تاریخی ایرانیان، از حمله عراق تا دخالتهای خارجی در منطقه و مصائبی که برای مردم آن کشورها درپی داشته، نوعی حساسیت عمیق نسبت به حمله خارجی و اهداف پشت پرده متجاوزان ایجاد کرده است. به همین دلیل، جنگ نهتنها به فروپاشی انسجام داخلی منجر نشد، بلکه بعد از هفتههای اولیه احساس همبستگی ملی را تقویت کرد.
تقی روزبهنگاهی به ادعاهای پیرامون تسلیح گروههای کرد و ضرورت شفاف سازی! بهرحال پرونده این موضوع بازاست و از قضا با پرسشگری و فشارافکارعمومی و نیروهای پیشرو و هشدارها و انتقادهای سازنده و تأکید برشفافیت، چه بسا بتوان گروههای کرد را- که از اعتبار و نفوذنسبی تاریخی برخوردارند وعموماهم در خیزش زن زندگی آزادی نقش مثبت و سازندهای داشتهاند، از وسوسه افتادن به دام این تله برحذر داشت. نکته مهم آن است که گروهها و سازمانها فقط در پیوند با جنبشهای اجتماعی و مدنی وکنشگری براین بسترمی توانند از افتادن به تله وسوسه قدرتهای بزرگ که حاصلی جز آسیب دیدن اعتبارو نفوذتاریخی شان ندارد، اجتناب ورزند.
فرامرز پارسانگاهی بر چند دهه اعتراض، سرکوب و عوامل بقای حکومت اعتراضات مردمی در ایران تنها واکنشی به مشکلات اقتصادی یا سیاسی نبودهاند؛ بلکه بازتاب شکاف عمیقی میان جامعه و حاکمیتی هستند که بهتدریج فاصلهٔ خود را از خواستهها و زندگی مردم بیشتر کرده است. با این حال، در کنار سرکوب داخلی، عوامل دیگری نیز در تداوم حکومت و ناکامی بسیاری از خیزشها نقش داشتهاند؛ از نبود همبستگی و رهبری منسجم گرفته تا حمایتهای منطقهای و بینالمللی.
محمد حسین صدیق یزدچیملاحظاتی در «ایران گرائی» یا ناسیونالیسم ایرانیان قدر مسلّم و بنابر واقعات صد سالهی اخیر یا دقیقا پنجاه یا شصت سال اول آن و دورهی پادشاهی ۵۷ سال پهلوی، ناسیونالیسم ایرانی خلاصه شد در بازسازی یا الگوبرداری از پادشاهی کهن و استبدادی کهن ایرانی. یعنی رضا شاه و پسرش محمدرضا شاه تمام انگیزههای تحوّل فرهنگی و سیاسی ایران را که هدف انقلاب مشروطیّت و ابداع «جامعهای مدنی/ civile» بود، در «بازسازی مجد شاهنشاهی کهن» ایرانی [عصر هخامنشی و اشکانی و ساسانی] جهت بخشیدند.
باقر ابراهیم زادهپنجاهمین سالگرد:
جانفشانی چریکهای فدایی خلق در اردیبهشت ماه ۱۳۵۵ برگی از تاریخ، از تاریخ چه میآموزیم؟ روزهای ۲۵ تا ۲۸ اردیبهشت ضربات بسیار گستردهای به خانه های تیمی چریکهای فدایی وارد شد. من هم در روز ۲۸ اردیبهشت ۵۵ از طریق کنترل طولانی مدت قرار های خیابانی و مکالمات تلفنی دستگیر شدم . ساعت ۲ بعداز ظهر بود که ماموران ساواک با محاصره کامل منطقه به خانهام ریختند و مرا دستگیر کردند. در این روز دهها نفر دیگر در ارتباط با چریک های فدایی خلق دستگیر و تحت شکنجه های وحشیانه ساواک قرار گرفتند و به سالهای طولانی زندان محکوم شدند. شبکه علنی و نیمه علنی سازمان همراه شبکهی مخفی و خانههای تیمی ضربات مهلکی خوردند.
باقر مرتضویلباس بالماسکه خلقهای ایران در مهد کودک سیاست آقای رضا پهلوی باید همه، چه چپ وچه راست، بپذیریم که تنوع ملی، قومی، زبانی و فرهنگی در ایران یک واقعیت اجتماعی است. وجود ترکها یا آذربایجانیها، کردها، بلوچها، ترکمنها، عربها ووو همه نشانی روشن بر این واقعیت اجتماعی است. بنابراین پرداختن به این مسئله نباید به ابزاری برای شکاف انداختن بین مردم ایران بدل گردد. با نگاهی گستردهتر و آزادانهتر به موضوع، چندزبانه و چند فرهنگی بودن یک کشور میتواند سرمایهای بسیار افتخارآمیز برای آن جامعه باشد. این غنای ارزشمند را نباید در خفقان و عقبماندگی ذهنی به بند کشید. باید با چشمانی باز آن را ببینیم و بپذیریم، که اگر چنین نکنیم، دگربار باید فجایعی را شاهد باشیم.
یدالله بلدی جنایات بی حد وحصر حکومت اسلامی توجیهگر شکنجههای ساواک نیست در شرایط فاجعهبار میهن مان که مردم انواع دردها ورنجهایی مانند گرانی، تورم، بیکاری وکمیابی داروهای ضروری، دستگیریها، اعدامها و نگرانی ازحملات دوباره را تحمل میکنند، در خارج از کشور نیز با یک جریان شبهفاشیستی مواجه هستیم که با لباسهای متحدالشکل وآرم ساواک و سلام دادن شبیه نازیها در خیابانها عرض اندام میکنند و افزون بر هتاکی و فحاشی، دگراندیشان را تهدید بهانواع شکنجه واعدام میکنند. از اینرو سازمانها وجریانات آزادیخواه که باید تمام انرژی و توان خودرا صرف مبارزه با جنایتکاران وسرکوبگران حکومت اسلامی کنند، ناچارند به برخی از اتهامات ودروغهای این نحله هتاک پاسخ دهند و مردم را به قضاوت بطلبند.
|