|
امید رضایی لولیتاخوانی در تهران زنانی روی پرده سینما که میتوانند خواهران بزرگتر من باشند یکی از تفاوتهای بنیادی بین دولت مذهبی اسلامی و یک دیکتاتوری سکولار این است که در اقتدارگرایی اسلامی، انسانها حتی در چهار دیواری خانه خود میتوانند مجرم محسوب شوند: به این دلیل که سریالهای غربی تماشا میکنند، شراب خانگی در کابینت دارند، به ترانههای پاپ ممنوع گوش میدهند، یا زوجی غیرمتأهل زیر یک سقف زندگی میکنند. یا اینکه کتابی ممنوعه دارند. زیر سلطه اسلامگرایان، این فهرست هنوز طولانی است و آنقدر دلبخواه و دلخواهانه است که تقریباً در هر خانه ایرانی میتوان چند کتاب ممنوعه، پیشتر ممنوعه یا احتمالاً آینده ممنوع پیدا کرد.
املیا زیتنآوِر مطالعهای تازه درباره زنکشیها
چرا مردان زنان را میکشند با اینکه مردان هر سال صدها زن را فقط بهخاطر زن بودن میکشند، درباره روند ارتکاب جرم و انگیزههای آن هنوز اطلاعات کمی وجود دارد. یک مطالعه گسترده از سوی مؤسسه جرمشناسی دانشگاه توبینگن اکنون برای نخستینبار در آلمان خشونت مرگبار جنسیتمحور علیه زنان، موسوم به فمینیساید، را بهطور نظاممند بررسی کرده است. این بررسی نشان میدهد: پشت اغلب فمینیسایدها، قتل همسر (پارتنر) یا یار (پارتنر) سابق بهدلیل ترس از جدایی یا حسادت قرار دارد.
جمعی از زنان تهران و کرج - جمعی از زنان فعال داخل کشور با پرچم پر شکوه «زن، زندگی، آزادی» علیه زنستیزی خونین ایستادهایم سال ها پس از نامگذاری ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی «نه به خشونت علیه زنان» توسط زنان فعال آمریکای لاتین، درسال ۱۹۸۱، خشونت علیه زنان در سراسر جهان همچنان و با شدتی هر چه بیشتر از طریق جنگ، کشتار و فقر روزافزونِ ادامه دارد. ما زنان ایرانی نیز تحت حکومتی اقتدارگرا، فاسد و دینی، بهرغم سالها مبارزه و پرداخت بهای سنگین، از جمله تحمل انواع مجازات، زندان، شکنجه و اعدام، ستم و تبعیض بیسابقهای را تجربه میکنیم.
زرینه صفایی خشونت علیه زنان در سالی که گذشت خشونت درون خانواده، خانواده به عنوان حوزهای خصوصی و به عنوان مکانی ایمن برای آسایش اعضای آن تعریف شده است و چنین انتظار میرود که ایمنی و آسایش برای زنان نیز فراهم باشد ولی، کهن بودن و پراکندگی وسیع خشونت خانگی به آن وجه پدیدهای جهانی را داده است و خانه تبدیل به جایی شده که به صورت عام محل اعمال خشونتهای مختلفِ مردان، به ویژه مردان فامیل نسبت به زنان و وسیلهای برای کنترل زنان در فضای خانه و تثبیت قدرت مردان است که توسط ساختارها و نهادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در اختیار مردان قرار داده شده است. تبدیل خانواده به حریم خصوصی، نه تنها برای زنان امنیت و آسایش در پی نداشته بلکه، موجب عدم اعلام خشونت و پنهان ماندن آن درون این نهاد و آشکار نشدن آن در سطح جامعه شده است.
جمعی از زنان فعال داخل کشور - جمعی از زنان تهران و کرج تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان مجازات اعدام، قتل عمدِ حکومتی، مجازاتی قرون وسطایی و وحشیانه است که از جانب جکومت نه تنها در مورد مخالفین سیاسیاش اعمال میشود، بلکه همواره برای «توجیه» خود با چهرهای «حق به جانب» از میان اقشار ضعیف جامعه، با اتهام جرائم عادی، نیز قربانی میگیرد، انسانهایی که خود قربانیان جامعهای ناسالم، نابرابر و سراسر بحرانزده هستند. سرمایهداری هار و ارتجاعی جمهوری اسلامی که از حل و فصل کوچکترین مشکلات جامعه عاجز است، بار مشکلات را بر دوش آنان میاندازد و برای «توجیه» ناکارآمدی خود اقدام به حذف فیزیکی آنان میکند.
مصاحبه اشپیگل با ژاکلین احمدی «رژ لب یعنی مقاومت» مصاحبهکنندگان: کاترین الگر، آسیا حیدر فکر میکنم تفاوت بنیادینی بین فمینیسم آلمان و فمینیسم افغانستان وجود دارد. برای بسیاری از فمینیستهای آلمانی، بهطور استعاری، موهای زیر بغل نشانهی مقاومت است، چون موضوع این است که خود را به معیارهای زیبایی مردان تحمیل نکنند. اما برای من مقاومت معنای دیگری دارد: رژ لب، آرایش یا خط چشم. این روش من برای گفتن این است که من یک زن هستم و حق دارم آرایش کنم، دامن کوتاه بپوشم و هر طور که میخواهم لباس بپوشم. بسیاری از زنان جوان افغان برای همین مرا تحسین میکنند؛ برای آنها این نمادی از آزادی و خودمختاری است.
نینا آپین «چه کسی از جنسیت میترسد؟» (کتاب جدید جودیت باتلر) «آه، هنوز جودیت باتلر میخوانی؟» – این جمله را یکی از همکاران با نگاهی تمسخرآمیز به جلد صورتی رنگ انتشارات سورکامپ روی میز من گفت. واکنشی که نشان میدهد فیلسوف آمریکایی هنوز هم بسیار برانگیزنده است. با نظریههای خود درباره کوئرنس و جنسیت، باتلر در دهه ۱۹۹۰ چارچوبهای فکری را بهطور رادیکال گسترش داد. حلقههای محافظهکار و مذهبی مسیحی، از پیام اصلی او که جنسیت بیشتر اجتماعی است تا زیستشناختی، چنین برآشفته شدهاند که او را بهعنوان «شیطان در قالب انسان» میبینند.
منصوره شجاعیصید آن کاکل شوریدهی جانانه مکن مرورنویسی کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم»، صدیقه وسمقی صدیقه وسمقی پیش از این نیز در کنار آثار تحقیقی و علمی خود، بخشهایی از زندگی خود را نیز مکتوب کرده است. درکتاب «حتما راهی هست» از چالش هایی مینویسد که هنگام عضویت در شورای شهر تهران با آن روبرو بود. در کتاب « تبعید یا زندان» بخشهایی از شرح زندگی در تبعید و چرایی انتخاب زندان به تبعید را مینویسد. کتاب حاضر نیز تصویری کامل از زندگی و تحول و تغییرات عمیقا شگفت انگیز در زندگی او به عنوان زنی اسلامپژوه است که نه تنها حجاب اجباری را قبول ندارد بلکه اصولا مشروعیتی برای بایدها و نبایدهای دینی قائل نیست.
الهه امانیزنکشی در ایران و جهان: بازخوانی تقاطع جنسیت، دولت و خشونتهای ساختاری در سراسر جهان، عوامل متعددی زمینهساز فمیساید هستند. هنجارهای پدرسالارانهای که زنان را فرودست یا ملک مردان میپندارند، مهمترین ریشهی پدیدهی زنکشی بهشمار میروند. وابستگی اقتصادی نیز عامل دیگری است که زنان بسیاری را در روابط خشونتآمیز گرفتار میکند، راه برونرفت را بر آنان میبندد و آنان را در معرض خطر مرگ قرار میدهد. سنتها و رسوم فرهنگی واپسگرا، مانند قتلهای ناموسی یا قتلهای مرتبط با جهیزیه نیز، از دیگر زمینههای فرهنگی و اجتماعی هستند که زنکشی را تسهیل میکنند. خلاهای قانونی و مصونیت از کیفر و یا مجازاتهای ناکافی، این بحران را تشدید میکنند.
جمعی از زنان فعال داخل کشور- جمعی از زنان تهران و کرج حکم اعدام فقط سرکوب آزادی و آزادیخواهی نیست، اذعان به شکست است! شریفه محمدی یک زن است! زنی جوان، زنده، باهوش، با روحیهی عدم تسلیم، با صدای بلند آزادگی، انسانی آگاه، مبارز و پیشرو با رویاهایی انسانی. همین رویاها برای حکومتی سرکوبگر، ضد زن و ضد کارگر تهدید محسوب میشود. جمهوری اسلامی برای بقای حاکمیت نکبتبار خود، زنان و مردانی را سرکوب میکند که سکوت نمیکنند، میایستند و زندگی و عدالت را فریاد میزنند. این ساختار از زنانی که بپامیخیزند بیش از هر ارتشی میهراسد.
نقش زنان در کودتای ۲۸ مرداد در گفتوگو با «سیمین کاظمی» پسلرزههای کودتا بر حقوق زنان در جبهه مخالفان کودتا و حامیان جنبش ملیشدن نفت کنشگران حرفهای و سازمانیافته زنان و زنان طبقه کارگر فعالیت میکردند. زنان حامی جنبش ملیشدن نفت در مخالفت با استبداد، استعمار/امپریالیسم و ارتجاع فعال بودند و همزمان از مطالبات زنان شامل حقوق اجتماعی و حق رأی دفاع میکردند. درواقع، در جبهه مخالفان کودتا، عاملیت زنانه فراتر از منافع شخصی و در جهت منافع ملی، مبارزه طبقاتی و مبارزه با تبعیض جنسیتی بود، اما در میان زنان حامی کودتا آنچه آنها را به میدان آورده بود، بیشتر منافع شخصی و زودگذر بود.
شعله پاکروان زن و درخت شبیهاند؟ گاهی آری و گاهی نه اما تنها موردی که شخصاً تجربه کردهام و در آن زنان را با درختان متفاوت یافتهام، این است: بریدن و بر زمین انداختن شاخههای تر و تازهٔ یک درخت، آن را نابود نمیکند؛ دوباره جوانه میزند و به حیاتش ادامه میدهد. اما کشتن یا مرگ فرزند، بخش بزرگی از جان و دل زن را خاکستر میکند، حتی اگر به ظاهر زنده بماند. چه بسیار زنان خاکسترشدهای که یک یا چند جگرگوشه را در خیابان یا زندان از دست دادهاند؛ زنانی که در صف مقدم مبارزات مردم برای دادخواهی و برقراری عدالت ایستادهاند.
جمعی از زنان تهران و کرج - جمعی از زنان فعال داخل کشور پیش به سوی همبستگی و سازماندهی در برابر جنگ، تبعیض و سرکوب ما در جنبش ۱۴۰۱ نشان دادیم که توان تغییر داریم. امروز، برای حفظ زندگی و کرامت انسانیمان، راهی جز اتحاد در برابر سیاستهای جنگافروزانه حکومتها نداریم. جنگ تنها منافع حکومتها را تأمین میکند، نه مردم؛ نه آن ۹۹ درصدیهایی که سالهاست زیر بار فقر و سرکوب کمر خم کردهاند. در این جنگ نابرابر زنان نیرویی عمده هستند و همچون پیشگامان صلح، با ایجاد تشکلهای مردمی و نهادهای همیاری، در برابر جنگ و جنگ افروزان میایستند. همبستگی با جنبشهای کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و دیگر اقشار تحت فشار، راهی روشن بهسوی پیروزی بر ویرانی خواهد بود.
نوشین احمدی خراسانیدلنوشتهای براي وطنام:
ملتِ بی دولت / دولتِ بدون مرز خالیشدنِ محله از سكنه، تاريكي كم و بيش مطلقِ كوچهها در نبود كورسوي روشناييبخشِ خانهها، تعطيلی مغازهها و پاساژها، خالی بودنِ ميدانهاي ترهبار از مواد غذايي و خريداران، جاي خاليِ نيروهاي پشتيبان «نظم» به منظور حضور در بينظميِ جنگ، و شكايتِ رئيس بانكي كه به خاطر كمبود پرسنل نيروي انتظامي، گِله داشت كه «حتا يك سرباز هم ندارند كه به ما بدهند تا از بانك مراقبت كنيم»، همگي تصوير ترسناكي بود از «آينده فروپاشيدهشده» و احساس بيپناهي مطلق! آيندهاي كه در آن قفلهاي خانهها بازدارندهي اشرار، خشونتگران و سارقان براي سرك كشيدن در هر گوشهاي از خانه و زندگي و بدنات نخواهند بود. همين احساس بيپناهي كه باعث ميشد در كمال تعجب مرا به سمت دلتنگي براي «حافظان نظم» بكشاند يعني كساني كه تا آنروز، براي من به عنوان يك زن، نشانهاي بودند از ناامني!
داگمار فون توبه بلا فروید، «شاعر مد» از لباس میگوید
«مد در اصل بیجنسترین مسئله جهان است» نقل از : دی ولت لباس باید جا برای اندیشیدن بگذارد. ظاهر برایم مهم نبود. زود فهمیدم لباس برایم مثل یک متحد است. به بیتوجهی عادت داشتم، بنابراین طوری لباس میپوشیدم که انگار از صومعه آمدهام — مبهم برای دیگران، تا راحتم بگذارند. همزمان، دیدن اینکه اگر طوری لباس بپوشی که انگار همهچیز روبهراه است، چه میشود، هم جالب بود. بازی بود — و نبود. دستکم میدانستم چطور باید طوری لباس بپوشم که بیشترین چیز ممکن را پنهان کنم.
مریم محمد الخطيب بدن زنان، آیینه جنگ: بدن به مثابه آرشیوی از پاکسازی و مقاومت بدن زنانه بهعنوان یک شماره در فهرست مجروحان ثبت نمیشود، نه در گزارشهای امدادرسانی و نه در خبرنامهها ذکر نمیگردد، بلکه به آرشیو زندهای از خشونت تبدیل میشود؛ نه فقط روایتکننده اتفاقات، بلکه آن را زندگی میکند و در آشفتگی، سکوت و سازگاری با ترس بازنویسی میکند. این بدن به سندی سیاسی بدل میشود که نشان میدهد چگونه خشونت سازمانیافته به تجربهای شخصی و خاموش تبدیل میشود که زن آن را در بدنش تحمل میکند. تجاوز وقتی بمباران تمام میشود پایان نمییابد، بلکه در سکوت پس از نسلکشی ادامه مییابد.
جمعی از زنان فعال داخل کشور زندانی سیاسی آزاد باید گردد! پراکنده کردن زندانیان سیاسی در زندانهای مختلف با شرایطی غیرانسانیتر از گذشته، محرومسازی گستردهی آنان از ارتباطات، بازداشتهای فلهای تحت اتهامهای بیپایه و واهی جاسوسی، افزایش احکام اعدام و تشدید فضای امنیتی، که همه نشانههاییست از تلاشی هدفمند برای درهمشکستن همبستگی زندان و خیابان. همبستگیای که در یک سال اخیر، با شکلگیری کارزار سراسری سهشنبههای نه به اعدام، قدرتی تازه یافته بود؛ صدایی که از سلولهای تاریک زندانها به بیرون راه یافت و علیه مجازات اعدام، خشونت ساختاری، و بیعدالتی قضایی اعتراض میکرد. نه فقط برای نجات جان، که برای بازپسگیری کرامت انسان.
هایده مغیثیبیشترین صدمات جنگ متوجه زنان است زنان هیچ نفعی در پیروزی هیچ سویی را در این جنگ ندارند. در شرایط حاضر و با توجه به پراکندگی مزمن نیروهای اپوزیسیون، خاتمهی فوری تجاوز نظامی خواستی معقول و قابلتحقق در جهت بهبود شرایط سیاسی و امنیتی در داخل کشور است تا نیروهای دموکراتیک امکان تحرک و سازماندهی بیشتر را برای زیر وزبرساختن بنیادین نظام سیاسی ایران و استقرارجامعهای آزاد از استبداد، از فساد، از خرافه و زنستیزی به دست آورند. زنان که در سختترین شرایط سیاسی و امنیتی از طلب عدالت و دگرگونی ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی واخلاقی زنستیزانه پا پس نکشیدهاند، همواره در صف مقدم نیروهای دموکرتیک جامعهی مدنی قدم برمیدارند.
جمعی از زنان تهران و کرج - از زنان فعال داخل کشور جنگ جنگ است، همیشه و در همه حال علیه ماست بمباران تهران و به آتش کشیدن آن، حمله به نیروگاهها، پالایشگاهها، زیرساختها و خانههای مردم، تفاوتی با حملات حکومت جمهوری اسلامی به خانوادههای سیستان و بلوچستان و کردستان ندارد. هر کودکی که کشته میشود و هر منطقهی اقتصادی که نابود میشود، ادامهی همان احکام جمهوری اسلامی در سرکوب زندگی و معاش مردم است. حضور نظامی دولت فاشیستی اسراییل با حمایت همهی جناحهای سرمایه از شرق و غرب بر فراز سر ما مردم به هیچوجه پذیرفتنی نیست. ما اجازه نخواهیم داد به غزه و لبنان دیگری تبدیل شویم. ما بساط همه شما را برخواهیم چید. «زن، زندگی، آزادی» در صدد برچیدن همهی نیروهای ارتجاعی و فاشیستی داخلی و خارجی است که سد راه رهایی، برابری، عدالت و شادی مردم بوده و هستند.
میترا شجاعی ۲۰ سال پس از ۲۲ خرداد ۸۴؛
تداوم جنبش با روسریهای بربادرفته دویچهوله جمع هماندیشی زنان که متشکل از گروههای مختلف زنان بود و پس از آنکه شیرین عبادی جایزه نوبل صلح را دریافت کرد، تشکیل شد، فراخوان تجمع ۲۲ خرداد را منتشر کرده بود. خواست اصلی برگزارکنندگان این تجمع تغییر قانون اساسی بود. در این فراخوان "از همه زنان و مردانی که به نقض حقوق زنان در قانون اساسی و ناديده گرفته شدن حقوق گروههای مختلف زنان و تحقير آنان در قوانين اعتراض دارند" خواسته شده بود تا روز یکشنبه ۲۲ خرداد از ساعت ۵ تا ۶ بعدازظهر مقابل در اصلی دانشگاه تهران گردهم آیند.
کانون هستیااندیش، مرکز فرهنگی زنان، سایت زنان ایران و بسیاری گروههای دیگر زنان از جمله در شهرهای مریوان و سنندج این فراخوان را امضا کرده بودند.
شهلا عبقریکودکان کار را دریابیم به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان در آستانه روز جهانی مبارزه با کار کودکان (۱۲ ژوئن) هستیم و می رویم که در این روز که در اصل یک جنبش جهانی برای عدالت برای کودکان و نیاز فوری به حذف کار کودکان در تمام اشکال آن است را هر چه بیشتر یادآوری کنیم و به تلاش هایمان برای اهداف زیر بیافزاییم
توجه بینالمللی را به این حقیقت دردآور که بیشتر از ۲۵۰ میلیون کودک در سراسر جهان برای گذران زندگی مجبور به کار هستند را جلب کنیم و آگاهی جهانی را افزایش دهیم .
جمعی از زنان تهران و کرج - جمعی از زنان فعال داخل کشور ما زنان در کنار رانندگان، نانوایان، کشاورزان و سایر زحمتکشان ایستادهایم مطالبهی رانندگان در مقطع کنونی، در یک کلام «معیشت و رفاه» است: سهمیهی سوخت، لوازم یدکی استاندارد با قیمت مناسب ، جادههای امن و استاندارد، دستمزد، بیمه و درمان مناسب و.... مگر میشود بدون این امکانات زندگی کرد؟ مگر میشود سهمیهی سوخت نداشت ولی حق بیمههای سنگین برای بیمههای ناکارآمد پرداخت کرد؟ مگر میشود بیمه و بیمارستان نداشت ولی هر روزه جادههای مرگآفرین را طی کرد؟
شهلا عبقریافزونی دشواری و مشکلات زنان کارگر در ایران در بسیاری از کشورهای غربی به ویژه کشور های اسکاندیناوی، قوانین و دولت از زنان خانهدار پشنیبانی میکند. اما در کشور ایران، هیچ گونه حمایتی از زنان خانهدار نمی شود و زنان در خانه در دامنه قانون مردسالارانه همسرانشان قرار دارند که نه تنها پشتیبانی نمی شوند بلکه در بسیاری موارد آزار هم میبینند .
برای حمایت و پشتیبانی از زنان خانه دار در ایران ابتدا باید تلاش شود که آموزش کافی به همسران و افراد خانواده داده شود تا فرهنگ باورمندی به اینکه وظیفه زنان است که کار های خانه و مواظبت از کودکان و کهنسالان را برعهده داشته باشند، تضعیف گردد و این باور به وجود بیاید که مسئولیت، مواظبت از کودکان و کهنسالان و کار های خانه برای زنان و مردان در خانواده مشترک است.
جمعی از زنان فعال داخل کشور - جمعی از زنان تهران و کرج زنان، کارگران و زحمتکشان همبسته در راه صلح، عدالت و آزادی در جامعهی ما حضور زنان، افزون بر بازار کار رسمی (با سهمی اندک، حتی کمتر از پاکستان) و غیررسمی، در صحنههای مختلف اجتماعی از جمله دانشگاه، آموزش و پرورش، رسانه، هنر، ادبیات، ورزش و .... پایهی مادی جنبشی را فراهم کرده است به نام جنبش زنان که نه حکومت و نه جنبشهای موجود نمیتوانند و نتوانستهاند آنرا نادیده بگیرند، چنانچه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نه تنها حاکمیت را بهطور جدی به چالش کشید بلکه از آن پس شعار «زن، زندگی، آزادی» به یکی از شعارهای اصلی بسیاری از جنشهای سیاسی، اجتماعی و صنفی تبدیل شده است.
الهه امانیبرابری جنسیتی: نبردی ناتمام با چالشهای فزاینده نمیتوان از خیزش امید آفرین و الهام بخش «زن، زندگی، آزادی» نام نبرد که نشان داد زنان و دختران ایران از وضعیت فعلی، تبعیضها، نقض حقوق فردی، سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، خشونتها، اقتدارگرایی در حوزهی خصوصی خانواده -مناسبات قدرت پدر مردسالانه- و تبعیضات در حوزهی عمومی ناراضیاند. ما هر روزه در سطح جهان و ایران شاهد تکثیر شجاعت زنان و دختران هستیم. آنان در دل زندگی روزمره، در این نبرد علیه ساختارهای سرکوب ایستاده و بر هرگونه نماد نابرابری جنسیتی پای کوبیده و نشان میدهند که برای آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و تحقق مطالبات خود حاضرند هزینه دهند و چه زیباست که این امید، این پایداری، با فریاد و عشق، به تاریخ سپرده میشود تا هیچگاه فراموش نکنیم که «زن، زندگی، آزادی» نهتنها یک شعار، که وعدهای برای جهانی انسانیتر است.
|