new/book
رضا علامه زاده

فدریکو گارسیا لورکا: مرگ یک شاعر در پرتو اسنادی تازه

سال گذشته مصادف با صدوبیستمین سال تولد لورکا، نازک‌خیال‌ترین شاعر و نمایشنامه‌نویس اسپانیایی، کتابی با عنوان ترور گارسیا لورکا در بارسلونای اسپانیا منتشر شد. این کتاب حاوی اسناد تازه و قابل اتکایی است در مورد آخرین ماه زندگی لورکا در خانه‌ی مادری‌اش در گرانادا (ایالت آندلس)، و دستگیری و تیربارانش در هفته‌های آغازین جنگ داخلی اسپانیا.



س. سیفی

ملحد به تعبیر سعدی، مولانا و عبید

یکی از مَلاحده (بی‌خدایان)، لعنهم‌ُالله عَلی حِدّة / سعدی

شکی نیست که در این حکایت، سعدی همانند اکثر حکایت‌هایش تجربه‌های شخصی خود را با خواننده و مخاطب در میان می‌گذارد. چنانکه در متن حکایت یاد شده، موضوعی انعکاس می‌یابد که بر پایه‌ی آن به حتم باید پذیرفت، ملحدان و بی‌دینان عصر و دوره‌ی سعدی در جامعه حضوری فعال داشته‌اند. همچنان که سعدی نیز به سهم خود صف‌بندی مزاحم ایشان را در جامعه حس می‌کرد. چون در این صف‌بندی، سعدی بنا به دیدگاه شخصی‌اش به عنوان مخالف ایشان نقش می‌آفرید. تا آنجا که سوای از سعدی، اکثر "عالمان معتبر" ولی دین‌فروش زمانه را هرگز با ملحدان یارای مناظره نبود.



Mohammad
محمد احمدیان(امان)

عیبی ندارد

تحقیر، فریب و توطئه به زیستن تعلق دارند. عیب هم که نداشته باشی، هر روز در معرض آن ها قرار داری. عیب که داشته باشی، چه بد تر. آیا می توانی خانه را هر روز با اطمینان خاطر ترک کنی؟ آری، می توانی! حرمت، حقیقت دوستی و همیاری نیز به زیستن تعلق دارند.



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

باجناق ها

بیل رابلندکرد، به طرف باجناقش خیزبرداشت که بکوبدوسط ملاجش، باجناقش یک نیمه آجرازجلوپاش برداشت وکوبیدطرف چپ پیشانیش. درجاخون فوران زد. اول خواسته بودباجناقش رابترساند، خون روصورتش که جاری شد، خونش جوش آمد، باجناقش رابغل زدوپرت کردتوجوی کنده شده ی خشک، بیل راکه ازدستش افتاده بود، برداشت وشروع کردبه خاک ریختن روش، باجناقش رازنده زنده دفن میکردکه زن وخواهرزنش وحشتزده هجوم آوردند، روصورتش خنج کشیدند، پشم وپیل سرش راکندند، باتیپاوپس گردنی ازدرباغ پرتش کردندبیرون ودرراپشت سرش بستند...



new/fereshte-moulavi03.jpg
فرشته مولوی

سنگسار تابستان

نیمه‌ی تابستان تورنتو، نشسته روی صندلی کافه‌ای خیابانی، مات روبرویش را نگاه می‌کند. حاشیه‌ی جدول پیاده‌روی خیابان دراز، زیر نور ماه تمام، مردی مست قیقاج می‌رود و تلوتلوخوران پیش می‌آید و پیش می‌آید و پیش می‌آید تا به ته راه می‌رسد و می‌ایستد. سر که بلند می‌کند آسمان را نگاه کند، دود می‌شود و هوا می‌رود. بعدِ آنی در آن سر خیابان، دوباره پیدا می‌شو



Mahesti-Shahrokhi02.jpg
مهستی شاهرخی

گروگانگیری کسب و کار من است

انتخاب «گاندو»، جانوری که هیچ نمی فهمد جز شکار، برای این ۳ریال انتخاب مناسب و بجاست. البته جانور سرانجام سیرایی دارد و همین که شکمش پر شد خود را کنار می کشد تا غذایش هضم بشود استراحت می کند اما مأموران امنیتی با روحیه ای بیمارگونه برای زمین و زمان دائم پرونده میسازند و زندانها را از جوانان وطن پر می کنند و به صورت سیستماتیک دو تابعیتی ها را مورد معامله و مبادله و گروگان گیری و اخاذی قرار می دهند.



majid-sedghi.jpg
مجید صدقی

ماموراسرائیل درتهران

راشل درماموریتش درتهران به عنوان یک معلم انگلیسی باید یک ایرانی به نام فرهاد رضوی ( با نقش آفرینی کسری انوار ) را اغوا کند و از طرفی با توماس هیرش ( مارتین فریمن ) که برای یافتن وی آمده مدارا کند. این فیلم همچنین به بررسی سفر و روابط پیچیده راشل با توماس می پردازد . رابطه این دو با یکدیگربه دلیل وجود فرهاد غیرمنتظره است . اکنون توماس باید مطمئن شود که راشل برنامه های موساد را انجام داده یا خیر. ضمن آنکه باید همه هزینه های تحت کنترل سازمان را برگرداند و یا حذف شود ! فریمن بازیگرنقش توماس انگلیسی است وبیشترین فعالیت او بازی درسریالهای تلویزیونی است



new/parviz-natel-khanlari1.jpg
محمود کویر

درودی بر استاد سخن

پرویز ناتل خانلری از نخستین کسانی بود که دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه تهران دریافت کرد. استاد راهنمای او ملک‌الشعراء بهار و عنوان رساله او «تحول غزل در شعر فارسی» بود. این رساله بعدتر با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» منتشر شد.
ناتل خانلری به روزگار جوانی شعرها و نوشته‌های خود را در مجله مهر چاپ می‌کرد .



pouyan1.jpg
سعید یوسف

و نامِ پویان گوید که: من بقای چپ ام!

کدام گونه ز بسیار گونه های چپ ام؟
کجای این چپِ صد پاره ام؟ کجای چپ ام؟

کجاست آن چپِ پوینده ای که پویان اش
بنا نهاد؟ که من خشتِ آن بنای چپ ام



farrokh-Azbari.jpg
فرخ ازبرى

برف هاى سيه

آيينه هاى صورت و
دستان سرد تو
يك انعكاس ساده ى
دنياى درد ماست



new/azar-biniaz-tabari02.jpg
امید

و عشقِ ما نپژمُردنی بود*

به یاد آذر بی نیاز - طبری

آذر، بعد از تسلیمِ نامۀ دادخواهیِ خود به آیت الله منتظری در مهرماه ۱۳۶۲ حتی تا ۵ سال بعد هم فقط با چشم بند! موفق به دیدارهایی محدود با "پرویز" (نام مستعارِ احسان طبری) می شود؛ درحالی که خودش با چندین بیماری مثل دیابت و سرطان ریه دست و پنجه نرم می کرد و روزگار را با بافندگی و رنج و تعب فراوان سپری می کرد.



shahab-taherzade.jpg
شهاب طاهرزاده

تک بیتی

گل را چمن به عیان گذاشت
عاقبت گل بود که جان گذاشت

نمی دانی کجا رفت پروانه ؟
باغ خالی شده است از آشیانه



new/rasoul-kamal1.jpg
رسول کمال

خنده آفتاب

کور سوی فانوس را میبینم
بر پیشانی کلبه
هرچند راه سخت و گل آلود است
من اما
با خنده آفتاب
دوباره می‌رویم



new/inja-beraghs-hasan01.jpg
رضا اغنمی

این جا برقص

بررسی و معرفی دفترشعر

حسن حسام، دراین کتاب خواندنی وپُر بارش، بخشی از تاریخ سرکوب وخفقان و دار وطناب را با زبانی عریان به آثارفرهنگی تبعیدیان افزوده است که باید به دقت خواند و رگ و ریشۀ نهادی شدۀ «فقراندیشه» درجامعۀ باستانی را دریافت و با آسیب های فاجعه بارش آشنا شد و فلاکت هایش !



دکتر منوچهر سعادت نوری

چهار پاره ها و خاطره ها

ما، بسان دو سنگ نرم و صبور
عشقمان بود و زندگی به سرور
یک زمان در کنار_ هم شادان
یک زمان دلخور از هم و ناجور



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

نقشه بردارها

حول و حوش غروب، دوربین ها و سه پایه ها و چوبتخته های دراز درجه بندی شده را سه نفری جمع و جور می کنیم و تو صندوق عقب پیکان مصطفی می گذاریم. سوار می شویم و می زنیم تو سینه جاده خاکی طرف اتوبان کرج – تهران. نرسیده به اتوبان، کنار گودال سمنتی موتور آب توقف می کنیم. لایه های خاک سمج دست و سر و صورت وگل وگردنمان را می شوریم. کنار گودال پرآب چند می زنیم، سعید بسته سیگار وینستونش را درمی آورد و جلومان می گیرد. هر نفر یک سیگار دود می کنیم. سعید چشمک میزند و دود سیگارش را تو صورت مصطفی فوت می کند.



nafisi.jpg
مجید نفیسی

دستش را می‌گیرم

پیچکهای شب دوباره می‌رویند
و رویاهای من به بیداری چنگ می‌زنند.
در کنار آبهای آرام
تنها زاری شن را می‌شنوم.
چشمم را می‌بندم
و دستش را می‌گیرم.



ا. رحمان

مویه...بر ویرانی زمین

ریه های زندگی از کار افتاد(ه)ند
جنگلها در آتش می سوزند
خون در شریان زندگی،
از حرکت باز می ماند
و حباب های سربین و خون آلود
تکه تکه فرو می بارد،



امید همائی

نامه

چه می کنید آه
ای عزیزانِ دورِ من؟
رنگِ بزرگ شادمانی را
دیدار میکنید هر چند گاه گاه؟
من در لحظه هایِ بسیاری این رنگ را
دیدار میکنم.



asgar-ahanin1.jpg
عسگر آهنین

پنج شعر کوتاه


از سرزمینی می آیم
که در آن درخت ها
بخت بقا ندارند
نی ها به راز بقا
در معرض توفان آگاهند



shahla-shafigh.jpg
شهلا شفيق

دو تا دگمه توپی

داوی انگار برای تائيد حرفهای ما پيش پای زيبا دراز کشيد و سرش را روی دستهايش گذاشت. وقتی وارد خانه شده بوديم با جست و خيزی شاد و پر سروصدا پيچيده بود به پاهای زيبا.بعد، از واق واق افتاده بود و دنبال ما آمده بود توی سالن ميانی خانه و حالا لم داده بود روی زمين و زل زده بود به زيبا که با داگ سيتر صحبت می کرد.چشمهايش خرمائی سير بود واگر نور خفيفی نمی تاباند می شد فکر کنی دو تا دگمه توپی اند.در نگاهش دنبال خشم و پرخاشجویی گشتم اما هيچ چيز به جز پرسشی سمج پيدا نکردم.



ا. رحمان

با گل های سرخ سراسر جهان

پرستوها دسته جمعی بالای سرمان
آسمان شهر را دور می زنند
و پروانه ها آخرین روزشان را
جشن گرفتند ,
دلم گرفت از عمر کوتاه پروانه ها ؛
چون آهی در غروبِ تنهایی ام



reza-allamezadeh70.jpg
رضا علامه زاده

ميشل اوباما شدن

مرورى بر كتاب خاطرات ميشل اوباما

وقتى در نوامبر سال پيش كتاب خاطرات ميشل اوباما با عنوان "شدن" انتشار يافت به چند ماه نكشيد كه اين كتاب به پرفروش‌ترين كتاب خاطرات در تاريخ خاطره‌نويسى جهان بدل شد. اگر كسى با خواندن عنوان نامأنوس كتاب وسوسه شود كه بداند اين عنوان به چه چيز اشاره دارد كافى است نگاهى به فهرست كوتاه كتاب بياندازد تا پاسخش را مستقيما از ميشل اوباما بگيرد! كتاب به جز يك مقدمه و مؤخره كوتاه، در سه بخش نوشته شده كه عنوانشان اين‌هاست: "من شدن"؛ "ما شدن"؛ و "بيشتر شدن"، كه اولى خاطرات كودكى و نوجوانى او را شامل شده، دومى به زندگى مشتركش با باراك اوباما و فرزندانشان اختصاص يافته، و بخش نهائى مجموعه‌ى خاطرات اوست از دوران هشت ساله‌ى بانوى اولِ ايالت متحده آمريكا بودن.



kambiz-gilani.jpg
کامبیز گیلانی

سنگریزه ی خاطره

گذشته
در ساحلی پر ازدحام
چون سنگریزه هایی سرگردان
خواب
و
بیداری تو را
در هم می پیچد.



بهروز داودی

تأملی در سقوط

به تماشا
ایستاده ایم
پیکری را
در برابر دار