محمود راسخ (افشار) نكاتي دربارهي زمينههاي تاريخي انقلاب ۵۷ - ۳ در اين جا مناسب خواهد بود توجه خود را به يك موضوع اساسي ديگر معطوف داريم. آن موضوع اساسي، كه توضيح دهندهي بسياري از مشكلاتي است كه جامعهي ايران، و بسياري از ديگر جوامعِ مانند ايران، در گذار از جامعهاي سنتي و پيشاسرمايه داري به جامعهي مدرن سرمايه داري با آن دست به گريبان بودهاند، عبارت است از شباهتها و تفاوتهائي كه ميان شرايط، اوضاع و احوال و چگونگييِ راهي را كه در گذار از جامعهي پيشاسرمايه داري به جامعهي سرمايه داريِ برخي از كشورهاي پيشرفتهتر اروپاي غربي طي كردند، با شرايط، اوضاع و احوال و راهي كه ايران و كليتر جوامع كشورهاي «عقبمانده» مجبور به طي كردن آن گرديدند و هنوز نيز با آن دست و پنجه نرم ميكنند.
بیژن باران کوچ آریاییها از شمال خزر در منطقه بین جنوب جبال اُرال و دریای خزر انسانهای با تمدن آندرونُوو- مرحله گذار از عصر حجر به عصر فلزات- زندگی می کردند. آنها از نژاد شمالی/ نوردیک به شیوه شبانی زیسته، در 5 هزار سال پیش با ازدیاد جمعیت و احشام نیاز به زمینهای بیشتر پیدا کردند. در شرایط سخت شمال، زندگی سالانه شبانی 2 بخش داشت: در بهار، تابستان، پاییز پرتحرک؛ در زمستان با سکون طولانی همراه بود.
بیژن باران منطق و مجاز در تاریخ گاهی تحلیلگر در بیان اندیشه های خود به کلام، آرایه های ادبی بکار می برد. او برای تحلیل، استدلال، رد نظر مخالف داده های مربوط به یک سازمان انقلابی یعنی آثار سازمان، نظرات دیگران، فکرهای فردی را بررسی می کند. گاهی به حیطه تخیل، مکاشفه، اشراق، بلاغت، شعر قدم می گذارد. یک نمونه از کتاب علم جامعه شناسی ادیسه چریکی و کاربرد مجاز بجای منطق بحث می شود. روال نگارش را می توان بقرار زیر خلاصه کرد. تحلیلگر برای نگارش کتاب فکر می کند. برای فکرش، آثار سازمان را مطالعه می کند تا معلومات بدست آورد.
محمود راسخ (افشار)نكاتي دربارهي زمينههاي تاريخي انقلاب ۵۷ - ۲ آن ضرورت تاريخي چه بود كه ائتلافي را ميان دو بخش از جامعهي ايران، يكي بزرگ و ديگري بسيار كوچك، يكي مذهبي، سنتي و خرافاتي، ديگري تجددخواه، گريز ناپذير ميساخت. يعني ائتلافي ميان نيروهاي سنتي- مذهبي با ريشههاي عميق تاريخي در مناسبات كهنهي مالك- رعيتي و پيچيده در باورهاي خرافي كه به هيچ وجه خواهان دگرگوني در اين مناسبات نبودند و آن را به سود خود نميدانستند در يك سو، و در سوي ديگر نيروهاي تجددخواه، كه ظاهرن خواهان دگرگونيهاي عميق و ريشهاي در مناسبات و شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ايران بودند.
همنشین بهارغبارزدایی از آینه ها کیفرخواست شیخ فضلالله نوری برق تفنگ و سرنیزهها در زیر آفتاب گرم تابستان چشم را خیره میکرد. شیخ فاصلهٔ میانهٔ مجلس و محل اعدام را با خونسردی کامل و متانت طی نموده با کبر سن و پیری، ضعف و ناتوانی از خود نشان نمیداد. به محض رسیدن به پای چوبهٔ دار، دو نفر از مجاهدین طناب را به گردنش انداخته و او را بالا کشیدند...
مجید هوشیارپیشنهاد ایجاد کمیسیون تربیتی ، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یکی از دوستان فیسبوکی ام در نقل قولی از آقای غدیر مصر اوغلوی ترکیه ای اشاره کردند که وی یونسکو را یک سازمان یهودی نامیده است .شنیدن این سخن مرا بیاد کتاب خاطرات مرحوم دکتر علی اکبر سیاسی انداخت. تصور کردم بخشی از آن را که درکتاب خاطراتش ، « گزارش یک زندگی ، دکتر علی اکبر سیاسی » جلد اول ، چاپ دوم که توسط نشر اختران چاپ گردیده ،ازبخش هفتم آن که دربارۀ مشارکت در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد تحریر نموده از صفحات 148 تا 151 که مربوط به چگونگی بوجود آمدن یونسکو می باشد ، در اینجا نقل کنم
|