new/Anton-Pawlowitsch-Tschechow1.jpg

دستاوردهای خلاق چخوف، نویسنده برجسته رئالیست روسی

برگردان. رحیم کاکایی

چخوف فرآیند رهایی درونی انسان از قید و بندهای برده‌وار نظام بورژوازی را به تصویر کشید و همزمان گرایش انسان به یک زندگی جدید را نشان داد. این امر او را با مردم شوروی و مردم مترقی سراسر جهان مرتبط می‌کند. «چخوف و گورکی» موضوع گزارش ب. بیالیک بود. او بر ارزیابی‌ها و توصیفات گورکی از چخوف تمرکز کرد و نشان داد که گورکی یکی از نخستین کسانی بود که او را در زمره نویسندگان بزرگ قرار داد. گ. بردیکوف با استفاده از شماری نمونه ها، قرابت ذاتی بین برخی از ویژگی‌های کلیدی آثار این دو نویسنده را نشان می‌دهد.



new/houshang-golab1.jpg
جمعی از دوستان و رفقای امید ـ هوشنگ گلاب دژ

در سوگ هوشنگ گلاب‌ دژ

هوشنگ(امید) یکی از أعضاء پرکار سازمان انقلابی و حزب رنجبران ایران بود. و همواره از سیاست‌های حزب در پشتیبانی از جمهوری اسلامی انتقاد می‌کرد. او در مردادماه ۱۳۶۳ برای شرکت در کنگره دوم حزب به جمع رفقای مستقر در کردستان پیوست . هوشنگ در کنگره نقش فعالی در به نقد کشیدن انحراف رویزیونیستی حزب و دنباله روی از بورژوازی داشت.
در کنگره دوم به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شد و یکی از پرکارترین اعضای رهبری در هیئت تحریریه رنجبر بود. هوشنگ پس از مهاجرت به سوئد از حزب کناره ‌گیری کرد. ولی همچنان مبارزی خستگی ناپذیر ومعتقد به عدالت اجتماعی و سوسیالیسم بود.



new/nikolai-ostrovski1.jpg

رمان «چگونه فولاد آبدیده شد» اثر نیکولای آستروفسکی و قهرمانان آن نمونه‌ای از خدمت به سرزمین مادری هستند (۱)

برگردان. رحیم کاکایی

اگر ژانر و گونه «چگونه فولاد آبدیده شد» را در نظر بگیریم، ژانر آن حماسی است و ژانر اثر، رمانی آموزشی است. با این حال، داستانی نه درباره تربیت فرزندان، بلکه درباره خودآموزی یک مبارز روایت می‌کند. نیکولای آستروفسکی با تکیه بر زندگی خود، مسئله‌ی بازآموزی سوسیالیستی مردم، یعنی تولد انسانی نو را بررسی کرد که تا آخرین لحظه‌ی زندگی خود، برای سودمند بودن به کشورش تلاش می‌کند. موضوع کار یکی از مضامین اصلی در اثر است. نیکولای آلکسیویچ نشان می‌دهد که چگونه یک انسان شخصیت خود را از طریق نبرد، کار و نبردی دشوار با بیماری شکل می‌دهد. به نظر ما، درونمایه رمان را می‌توان همان نام کنونی موزه آستروفسکی در مسکو نامید - «چیره شدن».



new/lenin04.jpg
اوگنی فدورینوف

مکتبی برای درک درد مردم

برگردان. رحیم کاکایی

هنگامیکه انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر در سال ۱۹۱۷ به غرش در آمد، لنین از همین توده‌های کارگر و دهقان - مردمی شکنجه‌شده و تحقیرشده که از گرسنگی و بیماری جان خود را از دست داده بودند، مردمی که سال‌ها برای تغییر منتظر مانده بودند و سرانجام تصمیم به اقدام گرفته بودند - کمک گرفت. سخنان او نه در سالن‌ها و اتاق کارها، بلکه در روستاها، کارخانه‌ها و سربازخانه‌ها طنین‌انداز می‌شد، زیرا او به زبان کسانی گفتگو می‌کرد که ارزش یک تکه نان را می‌دانستند، کسانی که به یاد داشتند ترس از محاکمه به خاطر جرمی ناشی از فقر چگونه است، کسانی که رویای عدالت را نه به عنوان یک آرمان انتزاعی، بلکه به عنوان یک نیاز مبرم در سر می‌پروراندند.



new/farhad-doroudian1.jpg
دکتر رضا راهدار

خاطره ای فراموش نشدنی از فرهاد دورودیان (لویی ویل)

هوای پاییزیِ ۱۹۷۶«لویی ویل» کنتاکی و تصویر فرهاد عزیز با آن پالتوی بلند خز، در حال قدم زدن کنار پارک محله‌ی قدیمی نزدیک دانشگاه، بار دیگر پیش چشمانم زنده شد؛ درست همان لحظه‌ای که خبر «پرواز» او را شنیدم. آن روز، فرهاد با اشتیاقی وصف‌ ناپذیر به دنیای پیچیده اما جذاب سیاست لبخند می‌زد. با هم از سیاست و زیست انسانی گفتیم و از دغدغه‌ی چگونه زیستن در دوران دانشجوییِ خارج از کشور (هرچند ما تقریباً هم سن بودیم ولی من مدتها پیش در گیر زندگی سیاسی شده بودم و از ماجراها اندکی با خبر بودم). آن زمان، شاید نخستین روزهای ورود او به دنیایی جدید بود؛ دنیایی که پیش از آمدن به لویی‌ ویل، حتی در تصورش هم نمی‌گنجید.