|
باقر مرتضوی به یاد سیامک (کاک صفا) که دیگر در میان ما نیست سیامک را از پیش از انقلاب، از فعالیت در سازمان انقلابی حزب توده ایران میشناختم. هر جا که سازمان بود، او نیز حضور داشت. گاه بسیار پُررنگ و تأثیرگذار و بسیار مواقع ناپیدا و در واقع در پشت صحنه. بعدها بود که ابعاد فعالیت او بر من آشکارتر شد. خلاف بسیارانی، در حاشیه کار خویش را پیش میبرد. باید سالها میگذشت تا برایم در خارج از کشور، از گذشته خویش بگوید. از اینکه در همین حاشیه بارهایی بس گران از فعالیتهای سازمان را بر دوش داشت.
دكتر صدرالدين الهى با یاد تختی من در روز مرگ او در پاریس بودم و کار تحقیقی رساله فوق دکترای خودم را در دانشسرای عالی ورزش فرانسه انجام میدادم. در همان زمان یادداشت هائی در باره "ورزش روز" برای کیهان ورزشی می فرستادم و با دُری، سردبیر کیهان ورزشی در تماس دائم بودیم. دُری در موارد خیلی حساس و یا پر اهمیت با وجود آنکه تلفن به آسانی امروز نبود از من می پرسید و گاه کمک می خواست. آن روز که تلفن زنگ زد و او با دستپاچگی و بلاتکلیفی گفت: "فلانی، تختی رفت و شهر شلوغ است!" باور نکردنی بود.
ماکسیم گورکی برگردان. رحیم کاکایی سمتگیری اجتماعی آثار گورکی- ویژگی اساسی آن ، تضاد بین انسان و شرایط اجتماعی – مسئله اصلی آن و غلبه بر شرایط اجتماعی به نام انسان، گرایش اساسی آن است. گورکی این سمتگیری را در سه نوع نشان میدهد: افسانهها و داستان ها – این قرار دادن تصاویر قوی، شجاعانه و مغرور با زندگی روزمرهی بیروح، کسلکننده و ناخوشایند؛ رودر رو قرار دادن واقعیت با واقعیت آرمانی است. «ماکار چودرا»، «پیرزن ایزرگیل»، «سرود شاهین» و «خان و پسرش» از این جملهاند. تصاویر در اینجا به صورت شماتیک، جدا از محتوای زندگی و با تأکید بر یک ویژگی واحد و به ویژه مشخص ارائه شدهاند.
|