توّجه داشته باشیم گروه یا گروههایی از دیاسپورای ایرانی [ ایرانیان خارج کشور ] یعنی حامیان رضا پهلوی و بازگشت پادشاهی را نباید با اپوزیسیون واقعی رژیم حاکم یکسان دانست. اکثریّت ایرانیان خارج کشور، حملهی خارجی و جنگ و همراه آن سرکوبهای خونین رژیم حاکم را فقط نظاره کرده و می کنند. بهعلاوه اپوزیسیون واقعی در خارج کشور عموما جمهوریخواهاند که در اکثریّت غالب، مخالف حمله ی خارجی بوده و هستند و جنگ را به شدّت محکوم کرده اند.
اپوزیسیون واقعی رژیم حاکم در خارج کشور، هر جنگی بر علیه کشور را، کمک به بقای استبداد حاکم و هر شکلی از استبداد از جمله بازگشت استبداد منفور پادشاهی ایرانی میداند. لذا پادشاهیخواهان و حامیان رضا پهلوی مطلقا اپوزیسیون رژیم جنایتکار حاکم بر ایران نیستند. رضا پهلوی و دار و دسته های همراهاش در کنار ملایان حاکم یا در حاشیهی قدرت، عموما ضّد منافع مردم و سرزمین ایران اند. رضا پهلوی و حامیانش از هر گروه و هر پایگاه اجتماعی، ضّد منافع کشور و ضّد بلکه دشمن مردم ایرانند.
رضا پهلوی و حامیان سلطنتطلب، اکثریّت ایرانیان را در سقوط سلطنت پهلوی مقصّر میشناسند. از اینرو از قربانی شدن تودهها خواه با سرکوب رژیم حاکم، خواه با جنگ، نه تنها کوچکترین خمی بر ابروی شان نمینشیتد، بلکه سرکوب تودهها، مرگ و نابودیشان را سزای ناسپاسی شان نسبت به سلطنت پهلوی میدانند که در اکثریّت نود در صدی در انقلاب سال ۵۷ به خیابانها آمدند و رژیم شاه را پائین کشیدند و رضا پهلوی را از سلطنت محروم ساختند.
بنابراین سلطنتطلبان بهطور عموم و از هر گروهاش، مطلقا اپوزیسیون رژیم حاکم نیستند، بلکه مدعّی قدرت و بازگردانی سلطنت پهلویها هستند که ۴۷ سال است از آن محروم مانده اند.
م. ح. صدیق یزدچی