logo





سايت ائتلاف سياسی "همبستگی فراگير برای آزادی و برابری در ايران"

آتش‌بس شکننده، بازتولید سرکوب، و بن‌بست ساختاری

"يادداشت هفته"

دوشنبه ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳ آپريل ۲۰۲۶

new/Logo_Hambastegi_Faragir.jpg
آتش‌بس دو هفته‌ای، بیش از آن‌که نشانه پایان جنگ باشد، یک وقفه تاکتیکی در دل یک منازعه باز و حل‌نشده است؛ وقفه‌ای که با شکست دور نخست گفت‌وگوها در اسلام‌آباد، بیش از پیش ماهیت شکننده خود را آشکار کرد. طرف‌ها نه بر سر اصول به توافق رسیده‌اند و نه حتی چارچوبی پایدار برای ادامه مذاکرات شکل گرفته است. در چنین شرایطی، آتش‌بس عملاً به دوره‌ای برای بازآرایی نیروها، ارزیابی مجدد موازنه‌ها و آماده‌سازی برای سناریوهای بعدی، از تشدید تنش تا بازگشت به میز مذاکره، تبدیل شده است.

در این چارچوب، ارزیابی جنگ اخیر نیز نیازمند نگاهی واقع‌بینانه و غیرتبلیغاتی است. جمهوری اسلامی با وجود تحمل خسارات جدی، از جمله تلفات در سطوح فرماندهی، آسیب به زیرساخت‌های نظامی و آشکارشدن برخی ضعف‌های ساختاری، توانست از فروپاشی عبور کند و کنترل سیاسی خود را حفظ نماید. این وضعیت، نه بیانگر «پیروزی» به معنای کلاسیک، بلکه نشان‌دهنده تثبیت موقتی یک موازنه ناپایدار است. با این حال، حکومت تلاش می‌کند همین بقا را به‌عنوان دستاورد بازتعریف کرده و از آن برای بازسازی روایت قدرت استفاده کند.

جنگ، در عین حال، شکاف‌های درونی حاکمیت را عمیق‌تر کرده است. اختلاف بر سر نحوه مدیریت پساجنگ، بازسازی توان نظامی، جهت‌گیری سیاست خارجی و چگونگی کنترل فضای داخلی، میان بخش‌های مختلف قدرت وجود دارد. اما فضای امنیتی ناشی از جنگ، این شکاف‌ها را به زیر سطح رانده و نوعی همگرایی اجباری برای حفظ کلیت ساختار ایجاد کرده است. این وضعیت، نه نشانه انسجام، بلکه بیانگر تعلیق موقت تضادها در شرایط بحران است.

در سطح داخلی، مهم‌ترین پیامد جنگ، تشدید روندهای سرکوبگرانه بوده است. موج گسترده بازداشت‌ها، احضارها، پرونده‌سازی‌ها و فشار بر فعالان سیاسی، مدنی و رسانه‌ای، نشان‌دهنده امنیتی‌تر شدن هرچه بیشتر فضای کشور است. حکومت عملاً جنگ را به ابزاری برای بستن فضای عمومی، حذف صداهای مستقل و پیشگیری از شکل‌گیری هرگونه اعتراض سازمان‌یافته تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، مرز میان فعالیت مدنی و «تهدید امنیتی» عملاً از میان برداشته شده است.

موج اعدام‌ها نیز در همین راستا قابل تحلیل است. افزایش و تسریع اجرای احکام اعدام، در شرایطی که توجه افکار عمومی تحت تأثیر جنگ و تحولات منطقه‌ای قرار دارد، بیانگر استفاده آگاهانه از «سایه بحران» برای پیشبرد سیاست ارعاب است. اعدام در این مقطع، کارکردی فراتر از مجازات دارد و به ابزاری برای مهار روانی جامعه و جلوگیری از بازگشت اعتراضات تبدیل شده است.

در کنار این روندها، وضعیت زندانیان سیاسی و جنبش دادخواهی بیش از پیش به حاشیه رانده شده است. سرکوب گسترده اعتراضات دی‌ماه گذشته و کشتار وسیع معترضان، که هنوز ابعاد کامل آن روشن نشده، در سایه جنگ عملاً از مرکز توجه خارج شده است. خانواده‌های دادخواه، زندانیان و فعالان این حوزه، تحت فشارهای امنیتی شدید قرار دارند و امکان طرح مطالبات خود را به‌سختی می‌یابند. با این حال، این مطالبات نه از بین رفته و نه فراموش شده، بلکه در لایه‌های زیرین جامعه در حال انباشت است.

جنبش‌های اجتماعی در ایران، اگرچه در سطح علنی تضعیف شده‌اند، اما از میان نرفته‌اند. مطالبات مربوط به آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض و بهبود شرایط معیشتی، همچنان پابرجاست. مسئله اصلی، فقدان فضای بروز و نیز نبود یک چارچوب سیاسی منسجم برای تبدیل این مطالبات به نیرویی سازمان‌یافته است.

در سطح بین‌المللی، نقش قدرت‌هایی مانند چین نشان‌دهنده پیچیدگی فزاینده معادلات است. تلاش هم‌زمان برای میانجی‌گری و حفظ موازنه، در کنار اتهامات مربوط به حمایت غیرمستقیم از ظرفیت‌های نظامی ایران، بیانگر آن است که بحران کنونی بخشی از رقابت گسترده‌تر قدرت‌ها بر سر نظم منطقه‌ای و جهانی است.

در خارج از کشور، اپوزیسیون همچنان با چالش‌های جدی مواجه است: پراکندگی، فقدان راهبرد مشترک و فاصله از واقعیت‌های درون جامعه. بخشی از این نیروها همچنان به سناریوهای مبتنی بر فشار خارجی دل بسته‌اند، در حالی که تجربه نشان داده چنین رویکردهایی نه‌تنها به گذار دموکراتیک کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند شکاف میان داخل و خارج را تعمیق کند.

چشم‌انداز پیش‌رو، ترکیبی از بی‌ثباتی منطقه‌ای، تداوم رقابت قدرت‌های جهانی و تشدید بحران‌های داخلی در ایران است. آتش‌بس، در غیاب یک توافق سیاسی پایدار، بیشتر به یک وقفه موقت شباهت دارد تا آغاز یک مسیر حل‌وفصل.

در چنین شرایطی، ضرورت اصلی، شکل‌گیری یک راهبرد سیاسی مستقل، واقع‌بینانه و متکی بر جامعه است؛ راهبردی که بتواند میان مطالبات آزادی‌خواهانه، عدالت‌طلبانه و ضرورت‌های گذار از رژیم جمهوری اسلامی پیوند برقرار کند. آینده ایران نه در میدان جنگ و نه در توافقات قدرت‌های خارجی، بلکه در توان جامعه برای سازمان‌یابی و تداوم دادخواهی و ساختن یک آلترناتیو سیاسی فراگیر و دموکراتیک رقم خواهد خورد. آلترناتیوی که نه از دل جنگ و نه از دل سرکوب، بلکه از دل آزادی و برابری زاده شود.

https://hambastegi.net/



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد