logo





خون در دیده و روی بر راه

شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۳۱ ژانويه ۲۰۲۶

حمید سلطانی

اینجا
همین کنار
مقابل و پشت سر
تله هایی از اعداد
تصاویر خودکار
واژگان باد کرده

چاله های پر از زمزمه های خاموش

کهنه دخمۀ خود ساخته فراموشی
همان انتخاب خویش و دیگری و فردا در آن انداخته
به پناه می‌خوانندش
بخز
بیا
مرو
کجا

از کدام جنسی
بنده
چگین
مرید
برده
رعیت دیروز امروز یا فردا
سوداگری
و نان به نرخ مداحان خورده و کیسه از پشم تملق بافته؟

چاله ای آرام میگوید
نه
میشناسمت
غریبه در خانه
تو از آن بسیارانی که نخواستیم دید
مرو اینبار
جوانی
فراتر مرگ است و خون
زخم هایی که بر جان و جای خواهند ماند
بمان

انگشت سرخ زن به روی مدادین زن نقاشیش بوسه زد
قامت بر پای افراشت
از چاه و دخمه گذشت
بر بلند ترین تل ایستاد
رگباری ترکید تا جانی
زندگیی
آرزویی خاموش شود
صدای آزادی آزادی آزادی از سرخترین
لبهای کاغذین زندگی براه شد

ژانویه ۲۰۲۶



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد