حاکمان ایران در نبرد برای بقای خود، حمام خونی بیسابقه به راه انداختهاند. اعتراضها فعلاً خفه شده، کشور در شوک فرو رفته است. اما نفرت از رژیم بهاحتمال زیاد بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
در ایران، به نظر میرسد دستکم فعلاً ترس جای ناامیدی را گرفته است. رژیم با خشونتی که تاکنون نظیری نداشته، آخرین موج اعتراضها را در هم کوبیده است. در عرض چند روز، نیروهای حکومتی هزاران نفر را کشتند، تا جایی که بهسختی کسی جرأت کرد دوباره علیه نظام به خیابان بیاید. اطلاعات دربارهٔ ابعاد واقعی این فاجعه تنها بهطور پراکنده به افکار عمومی جهان میرسد. نزدیک به دو هفته است که حاکمان اینترنت کشور را قطع کردهاند. با این حال، نتوانستهاند بهطور کامل مانع خروج گزارشها، عکسها و ویدئوها شوند. از کنار هم گذاشتن این تکههای اطلاعاتی، بهتدریج تصویری از آنچه رخ داده شکل میگیرد.
یکی از منابع مهم، افرادی هستند که پس از آغاز کشتار ایران را ترک کردهاند. کیارش محمودی* یکی از این شاهدان عینی است. این مرد ۴۴ ساله تعطیلات کریسمس را برای دیدار خانوادهاش در تهران گذرانده بود و در زمانی در ایران حضور داشت که موج تازهای از اعتراضهای تودهای کشور را لرزاند.
اعتراضها در اواخر دسامبر ابتدا در واکنش به سقوط شدید ارزش پول ملی آغاز شد. خشم بهسرعت گسترش یافت؛ گروههای مختلف به اعتصاب بازاریان تهران پیوستند. در شهرهای بیشتری مردم به خیابان آمدند و آشکارا در برابر نظام ایستادند. شامگاه ۸ ژانویه، خیابانها در بسیاری از مناطق از جمعیت انبوه پر شد. سپس اینترنت قطع شد، خطوط تلفنی خارج از کشور مسدود گردید و کشتار آغاز شد. محمودی در آن زمان هنوز در ایران بود. او یکشنبه ۱۱ ژانویه از طریق استانبول به برلین بازگشت. اکنون در آپارتمانش در برلین روایت میکند که در زمانی که بهدلیل محاصرهٔ ارتباطی نگاه جهان بیرون تقریباً کور شده بود، چه دیده است.
برآورد شمار قربانیان هر روز بالاتر میرود
محمودی از بازدیدی در گورستان بهشت زهرا در تهران میگوید. به گفتهٔ او، این بازدید عصر شنبه، سومین روز قطع سراسری اینترنت بوده است. خانواده برای شناسایی و تحویل پیکر یکی از دوستان آمده بودند. نسیـم پورآقایی، ۴۱ ساله، مادر یک پسر و یک دختر، نزدیکترین دوست خواهر محمودی بوده است. به گفتهٔ او، نسیـم روز قبل، در حضور همسرش، با شلیک گلوله کشته شده بود. محمودی به یاد میآورد که گورستان مملو از جمعیت بوده است: «همهجا صدای جیغ و گریه میآمد.» معترضان اغلب شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر میدادند؛ این شعار در گورستان نیز شنیده میشد. شمار کسانی که برای شناسایی بستگان خود آمده بودند آنقدر زیاد بود که جلوی سالنهای سردخانه صفهای طولانی شکل گرفته بود. «در داخل سالنها، اجساد روی هم انباشته شده بودند»، میگوید. کیسههای جنازه برچسب نام داشتند. «برای پیدا کردن جنازهها، نیروهای رژیم بیمحابا آنها را اینسو و آنسو پرت میکردند.» مادری، به یاد میآورد، خود را روی یکی از کیسهها انداخته و فریاد زده بود: «این بچهٔ من است، به او دست نزنید!» به گفتهٔ محمودی، بدترین صحنه، کیسههای جنازهٔ کوچک در میان انبوه کیسههای بزرگ بود.
سه ساعت طول کشیده بود تا پیکر نسیـم پورآقایی را پیدا کنند. محمودی تخمین میزند که در یک سالن سردخانه دستکم بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ جسد قرار داشته است. در این گورستان دو سالن وجود داشته. تاکنون تعیین دقیق ابعاد کشتار بسیار دشوار است. آمارهای قربانیان که در حال حاضر منتشر میشود، تنها برآوردهای اولیهاند و گاه اختلاف زیادی با هم دارند؛ وجه مشترک همهٔ آنها این است که پیوسته رو به افزایشاند. برخی سازمانها تقریباً هر روز برآوردهای خود را به سمت بالا اصلاح میکنند. سازمان حقوق بشری آمریکایی «هرانا» (HRANA) بنا بر گزارش ۲۰ ژانویهٔ خود، تاکنون ۴۵۱۹ مورد مرگ را تأیید کرده است. رسانهٔ تبعیدی «ایران اینترنشنال» برآورد خود را که ابتدا ۱۲ هزار کشته بود، اکنون به ۱۶ هزار نفر افزایش داده است. این ارقام بر اساس منابعی در شورای عالی امنیت ملی، دفتر ریاستجمهوری، در میان سپاه پاسداران، مراکز درمانی و نیز اظهارات شاهدان عینی و خانوادهها به دست آمدهاند. افزون بر این، احتمالاً صدها هزار نفر نیز مجروح شدهاند.
به الگوی کشتار میدان تیانآنمن
ممکن است ماهها طول بکشد تا اعداد دقیقتر شوند؛ چهبسا هرگز تمام ابعاد این فاجعه بهطور کامل روشن نشود.
رسانهٔ تبعیدی IranWire چند روز پیش از قول یک مقام پیشین و ناشناس جمهوری اسلامی گزارش داد که علی لاریجانی پشت سر سرکوب اعتراضها قرار داشته است. به گفتهٔ او، رئیس شورای عالی امنیت ملی قصد داشته لحظهای بیافریند که الگوبرداریشده از کشتار میدان تیانآنمن پکن در سال ۱۹۸۹ باشد؛ زمانی که ارتش چین یک قیام مردمی را بهخون کشید. شمار قربانیان آن رویداد هنوز هم نامشخص است؛ عفو بینالملل تخمین میزند که تا ۳۰۰۰ نفر کشته شده باشند. این کشتار تا امروز بهعنوان هشداری برای مخالفان دولت چین عمل میکند. بنا بر گزارش IranWire، لاریجانی نیز خواسته بود آخرین هشدار را بفرستد.
«همهچیز شبیه جنگ بود. همهچیز کاملاً سازمانیافته بود»، این را کامران نوری* در یک پیام صوتی میگوید که سازمان حقوق بشری «مرکز عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران» آن را در اختیار نشریهٔ اشپیگل قرار داده است. این سازمان موفق شده از طریق اینترنت ماهوارهای استارلینک پیامهای متنی و صوتی افرادی را دریافت کند که در اعتراضها شرکت داشتهاند.
یک شاهد عینی از مشهد در شمالشرق ایران گزارش میدهد که نیروهای مسلح با کلاشنیکف شلیک میکردند: «وقتی میدویدم، صدای برخورد گلولهها با بدن مردم را میشنیدم. فریادها فضا را پر کرده بود و بسیاری به زمین میافتادند. بوی خون در خیابان پیچیده بود.» خود او با ساچمه به ابرو و شقیقهاش زخمی شده بود. «در میان دود دیدم که مردم به مجروحان کمک میکردند و بعضی تلاش داشتند پیکر دوستانشان را با خود ببرند تا به دست رژیم نیفتند و بینامونشان دفن نشوند. با این حال، شعارها خاموش نشد.» شاهد دیگری از مردی با چادر ــ پوششی بلند که زنان برای پوشاندن سر و بدن به کار میبرند ــ سخن میگوید که در میان معترضان ایستاده بود و لولهٔ یک اسلحه از زیر چادرش بیرون زده بود.
به نظر میرسد حتی مردگان نیز در ایران آرامش ندارند. گزارشها حاکی از آن است که رژیم برای تحویل پیکرها هزاران دلار مطالبه میکند. خانوادهها میگویند تنها در صورتی میتوانند از پرداخت این پول اجباری بگریزند که تعهدنامهای امضا کنند مبنی بر اینکه کشتهشدگان عضو بسیج یا سپاه پاسداران بودهاند. مبلغ این پرداختها ظاهراً بین ۵۰۰۰ تا ۱۳ هزار دلار است؛ در کشوری که بسیاری از مردم بهسختی پول کافی برای خرید نان، شیر یا کره دارند. بنابراین بهاحتمال زیاد بسیاری از کشتهشدگان نه دفن خواهند شد و نه در آمارها ثبت میشوند.
نگرانی از محدودسازی دائمی اینترنت
به نظر میرسد راهبرد خشونتآمیز رژیم فعلاً جواب داده است. اعتراضها متوقف شدهاند. اینکه مردم چه زمانی و آیا دوباره به خیابان بازخواهند گشت، در حال حاضر بهسختی قابل پیشبینی است. با توجه به خشونت گسترده علیه مردم خود، نفرت از رژیم احتمالاً بیش از پیش افزایش خواهد یافت. به همین دلیل است که به باور بسیاری، حاکمان همچنان به قطع اینترنت ادامه میدهند. نوری در پیام صوتی خود میگوید: «وصل کردن اینترنت برایشان خودکشی است. ابعاد جنایتهایشان بیش از حد بزرگ است.»
به گفتهٔ مقامهای امنیتی ایران، ۴۰ هزار دستگاه استارلینک متعلق به شرکت ایلان ماسک غیرفعال شدهاند. روشن نیست این دستگاهها توقیف شده یا بهطور فنی از کار انداخته شدهاند. همچنین ایران اینترنشنال اواخر هفتهٔ گذشته گزارش داد که رژیم قصد دارد دسترسی به اینترنت را بهطور دائمی و گسترده محدود کند؛ بنا بر این طرح، تنها افرادی با تأیید امنیتی سطح بالا اجازهٔ استفاده از اینترنت را خواهند داشت. گروههای مختلف فعال در حوزهٔ آزادی دیجیتال در ایران هشدار میدهند که رژیم ممکن است مشابه مدل چین، نوعی «اینترنت داخلی» ایجاد کند؛ پروژهای که حاکمان سالهاست روی آن کار میکنند. در حالی که کشور هنوز در شوک فرو رفته، خطر کشتاری دیگر در کمین است: شمار نامعلومی از معترضان بازداشت شدهاند و با خطر حکم اعدام روبهرو هستند.
* به دلایل امنیتی، تمام نامهای ذکرشده در این متن تغییر داده شدهاند.
به نقل از سایت هفتهنامه اشپیگل ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶