حکومت جنایتکار و سیاستِ بیعملِ جهان
امروز ملت ایران تنها در دام حکومت جنایتکار آخوندی گرفتار نیست؛
دامِ دیگری نیز همزمان بر پای این ملت بسته شده است:
دامِ تصمیمات حسابشدهی کشورهایی که نه برای آزادی مردم ایران، بلکه صرفاً برای منافع خود صبر کردهاند.
پیامها میآیند؛
امیدبخش، محتاط، آهسته و حسابشده.
اما بیعمل.
درست شبیه ماهیگیری که با صبر کنار آب نشسته،
نه برای نجات ماهی،
بلکه منتظر است ببیند کدامیک در تله میافتد.
اگر افتاد، سود میبرد؛
و اگر نه، وسایلش را جمع میکند و میرود.
برای آنها تفاوتی ندارد
که در این تله،
حکومت آخوندی گرفتار شود
یا ملت ایران.
در هر دو حالت،
پنجهی سودشان آماده است.
حتی اگر میلیونها نفر در خیابانها جان ببازند،
همانگونه که در اعتراضات پیشین دیدیم،
آبی از آب سیاستهایشان تکان نخواهد خورد.
دلسوزیها ظاهری است،
همدردیها دیپلماتیک،
و اشکها رسانهای.
این رفتار نهتنها به نفع ملت ایران نیست،
بلکه مستقیماً به تقویت ماشین جنایت حکومت میانجامد.
وقتی فشار واقعی وجود ندارد،
کشتار ادامه پیدا میکند،
سرکوب عمیقتر میشود
و در نهایت،
اگر پشت درهای بسته سیاست به «توافقی خوب» برسند،
همین حکومت جنایتکار
محکمتر از قبل
بر سر کار میماند.
اما اینبار،
معادله تغییر کرده است.
ملت ایران،
با بلوغ سیاسی نسل جوان خود،
این بازیها را میشناسد.
این ملت دیگر نه دستنشانده میپذیرد،
نه رهبرِ صادرشده،
نه نسخههای آمادهای که در اتاقهای فکر خارجی پیچیده شدهاند.
چشمها بر امیدهای واهی بسته شده است.
اعتماد، نه به دولتهای بیرون از گود،
بلکه به آگاهی درون جامعه سپرده شده.
بهتر آن است
کشورهایی که تنها تماشاگرند
و هیزم در آتش میریزند،
سکوت اختیار کنند.
نه اظهار نظر،
نه توصیه،
نه وعده.
ملت آگاه امروز،
فرزندان فریبخوردهی پنج دههی گذشته نیست.
این نسل،
به بلوغی رسیده
که حقیقت را از نمایش،
همراهی را از بهرهکشی
و همدلی را از معامله تشخیص میدهد.
ایران،
نه با دخالت خارجی آزاد میشود
و نه با انتظارِ سیاستِ بیعمل.
راه،
از آگاهی میگذرد
و این مسیر،
دیگر بازگشتی ندارد.
————-
۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد