logo





خیزش و کشتار دیماه مردم ایران
ضرورت اتحاد نیروهای دموکراتیک

پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۵ ژانويه ۲۰۲۶

نسرین آزاد

دگربار ماشین کشتار حکومت ولایت فقیه جمهوری اسلامی به کار افتاد. این بار جنبش از کسبه کم سرمایه بازار که به علت تورم بالا و نوسانات روزانه ارز شروع شد. در واقع، اوضاع بد اقتصادی و تورم تصاعدی، برای سال‌ها سایه شومش را بر زندگی طبقه متوسط و کم درآمد ایران انداخته بود و موجب فقیرتر و کوچک تر شدن طبقه متوسط و بزرگ تر شدن طبقه کم درآمد. دلیل آن واضح است، اقتصاد ایران بوسیله مدیریت ناکارآمد دولتهای ج ا، رانت خواران دولتی و همچنین قشر بزرگ رانت خوارانی که برای دور زدن تحریم ها، صاحب میلیونها و شاید بیلیون ها شده اند و در خارج از ایران ذخیره کرده اند و شرایط اقتصادی را به فلاکت امروزی رسانده اند. قیمت های بالا، بی ارزش شدن ارز داخلی همراه با سیاستهای اشتباه اقتصادی و صنعتی و غیره دولت ناکارآمد ج ا مشکلات معیشتی را به خفقان سیاسی و از بین بردن حقوق شهروندی که از ابتدای حکومت ولایی شروع شده بود، اضافه کرد.

کشتار دست جمعی حکومتی، از بدو تاسیس حکومت ولایی شروع شد. احکام اعدام عناصر رژیم پیشین بدون حضور در دادگاه صالح، دسترسی به وکلاء دانا و لایق، و همچنین دادرسی منصفانه صادر که منجر به اعدام تعداد زیادی شد و ما هنوز از تعداد آن باخبر نیستیم.

حکومت ولایی فقط با یک حکم از ولی فقیه در سالهای اول دهه ۶۰ به کشتارهای دست جمعی خود در زندان های رژیم ادامه داد. این بار هم عوامل حکومتی بازهم بدون رعایت حقوق بشر دست به کشتار دست جمعی زدند، تعداد اعدامها به هزاران رسید. کشته شدگان شامل اطفال، نوجوانان، جوانان ، زنان حامله و غیره بود . این جوانان پرسشگر ایرانی همگی پشت در بسته زندان حکومت اسلامی کشته شدند، شکنجه شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند. اما، ما هنوز از چگونگی این جنایت و تعداد کشته شدگان اطلاع کامل نداریم.

متاسفانه تاریخ حکومت ج ا، پر از کشتار دسته جمعی آزادگان و پرسشگران کشور ما هست و واقعا دردناک است که برای چندمین بار سخن از سرکوبهای متعدد وحشیانه رژیم از جنبش های آزادی خواهانه مردم سربدهیم. ما هرگز پاسخگویی از هیچ جناح دولتی نداشتیم، جز سر هم کردن دروغ ها ، تهمت زدن ها و اقرار در زیر شکنجه ..

بنابراین، کشتار دست جمعی حکومت ولایی در جنبش دیماه ۱۴۰۴ بدون سابقه نبوده است. این بار، تفاوت اول، در وسعت اقشار شرکت کننده گان و بخصوص در کیفیت اقتصادی/سیاسی شروع کنندگان بود، این جنبش با شرکت فروشندگان کم سرمایه وسایل معیشت مردم شروع شد. طبق معمول عوامل رژیم در ابتدا، با دروغ های خود خواستند به محدود نشان دهنده تعداد شرکت کنندگان و منحرف کردن آنها و مردم با دادن های وعده های دروغین و بی ارزش -دادن کمک خرج معادل ۷-۸ دلار در ماه در مقابل تورم بیش از ۵۰٪- خواستند مردم را بفریبند. اما جنبش روز به روز وسیع تر شد و تعداد زیادی از شهرهای کوچک و بزرگ ایران به جنبش پیوستند وهمچنین اقشار بیشتری- دانشجویان، کارگران ، هنرمندان، اساتید، گروه زنان و غیره ـ را هم وارد حنبش مطلبه گری و اعتراضی شدند و به شعار اساسی براندازی رسید.

شعار های جنبش این بار سرنگونی رژیم ناکارآمد بود، رژیم ولایی وحشت زده از سرنگونی خود، دست به کشتار دست جمعی زد و در این بار با ابعادی وحشتناک تر از پیش . بر مبنای گزارش اقای امیر مقدم، از سازمان حقوق بشر ایران که در ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ در BBC پخش شد: آمار کشته شدگان اخیر که در دست ایشان بود ۳۴۲۸ نفراست، ایشان گفتند که تعداد کشته شدگان به سرعت افزایش می یابد، همچنین اضافه کردند که تعداد کشته شدگان بعد از قطع اینترنت و رسانه های عمومی به هزاران میرسد که بعد از راستی آزمایی های لازم، منتشر خواهند کرد. سپاهیان جمهوری اسلامی حتی به مردمانی که در آتش سوزی بزرگ بازار رشت گیر کرده بودند و با بلند کردن دست میخواستند از آن آتش که احتمالا بوسیله عوامل رژیم ایجاد شده بودـ نجات پیدا کنند. اما عوامل رژیم که حقوق بگیر مردم ایران هستند و تنها وظیفه شان حفاظت از جان مردم ایران است، با رگبار مسلسل هایی که همچنین با پول این مردم خریده شده بود به رگبار بسته شدند. آیا انتخاب مردم ایران، سوختن در آتش ایجاد شده از جانب رژیم است یا کشته شدن به وسیله مسلسل های عوامل رژیم؟؟؟؟

در مقابله با این عوامل و ایدئولوژی این حکومت ضد بشر، ضد ایرانی، ضد تمدن، ضد علم، ضد پیشرفت و ضد مدنیت که تصوری از حقوق بشر ندارند، چه باید کرد؟

آیا باید دست به دامان دولت بنیامین نتانیاهو زد؟ شخصی که خواستار محدودیت قوه قضایی در کشور اسرائیل بود چون توسط قوه قضایی کشور اسرائیل محکوم شده بود. ‌کسی که توسط سازمان ملل متهم به کشتار دست جمعی و از بین بردن قومی فلسطینی ها محکوم شده است، کسی که در کتابش آمده است که جغرافیای خاورمیانه منجمله کشور ایران باید تغییر کند؟

یا باید دست به جانب آقای ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده ، دراز کرد ؟ کسی که برای رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری از برگزار کنندگان انتخابات در آمریکا – کشوری که تعدادی آنرا مرکز آزادی و تساوی حقوق و انتخابات آزاد می دانند –خواست که آرای تقلبی ایجاد کنند تا او برنده انتخابات سال ۲۰ ۲۰ شود. و بعد از شکست در انتخابات ، او با تحرک تعدادی اوباش به کنگره آمریکا حمله کرد و جان منتخبان مردم را در معرض خطر عمده قرار داد. جناب ترامپ که در حال حاضر بودجه دولت مرکزی که باید طبق قانون فدرال، به ایالات مختلف پرداخته شود را برای ایالات دموکرات کم یا قطع کرده است. نیروی نظامی را که باید در مرزها حافظ کشور و برقراری قانون و جلوگیری از ورود دشمن به کشور باشند را به ایالاتی که بیشتر وابسته به حزب دموکرات هستند فرستاد و خارجی های که دهه زیادی مقیم و تابع آمریکا هستند را دست بسته به زندانهای قرون وسطی میفرستد. او باعث رعب و وحشت در مردم رنگین پوستی که حتی در امریکا زاده شده اند شده است. ترامپ کسی است که فقط در معامله ای وارد میشود که نفع مادی، اول برای او خانواده اش، سپس دوستانش، و در آخر برای کشورش داشته باشد.

یا جناب رضا پهلوی؟ که در بیش از چهار دهه ای که به گفته خود در کشورهای دموکراتیک زندگی کرده است، برخلاف دسترسی به امکانات مالی فراوان و مشاورین زبردست، قادر به ایجاد تشکیلاتی برای آزاد شدن ایران از دست دد منشان جمهوری اسلامی نبود. اما در سالهای اخیر به همت دوستان جدیدش، ازهواداران قدیمی خود برید و به گروه نوفدی ( NUFDI، اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران) - که ارتباطاتی بس سوال برانگیز با کشور اسرائیل و جناح دست راستی امریکا دارندـ پیوست. او، در زیر پرچمی که از مجموعه ای از ستاره داوود اسرائیل، علامت سازمان ساواک و شیر و خورشید در مونیخ، «کنفرانس گذار» را براه انداخت . ایشان به عنوان رهبر پادشاهی خواهان یا به تعبیر خودش با دعوت مردم ایران ، در اواخر هفته گذشته خواهان حضور هرچه بیشتر مردم ایرانیان به خیابانها شد. ایشان یا یارانشان هیچ گونه دستور عملی برای پیشگیری از خطرات ناشی از جوخه مرگ ج ا یا تاکتیک های جنبش های خیابانی را به جوانان ( بقول خودشان نسل زد) نداد. البته ایشان قبلا ادعا کرده بودند که هزاران نفر از سپاه پاسداران و ارتش به او پیوسته اند ، اما در این روزها از آنها خبری نبود. البته ولی فقیه و اطرافیان رانت خوارش همچنین سربازان سر تا پا مسلح و وحشت زده جمهوری اسلامی که برای بقای شان از هیچ کاری ابا ندارند و چاره ای جز کشتار ندارند، فضای رسانه های عمومی را بستند و مسلسل ها را بکار انداختند.

آیا جنابان نتانیاهو، ترامپ و رضا پهلوی درحالیکه به جوانان ما برای حضور در خیابان تشویق میکردند، آیا برنامه برای روز بعد از کشتار ج ا داشتند. در اخبار است که ترامپ در حال آماده شدن برای حمله به ایران است، اما هم زمان گفته میشود که مذاکرات با عوامل دولت ایران- حداقل به گونه غیر مستقیم -ادامه دارد. ترامپ بارها بطور واضح گفته است که او اهل معامله است و پی پرسودترین معامله میگردد . در معامله بر ایران چه کسی سود بیشتری به او خواهند پرداخت ؟ ما هنوز نمی دانیم.
خواستن کمک از دولت ها و مردم دنیای امکانات محدودی به جنبش میدهد، خلاصه میشوند به صدور بیانیه ها محکوم کردن یا تشدید تحریم ها. شاید تشکیلاتی چون مسئولیت برای حمایت ((Responsibility to Protect, R2P که گروهی است بین المللی و معتقد است که کشورهای دنیای آزاد موظف اند به حمایت از حقوق مردم کشورهایی که در معرض قتل وعام، نسل کشی، کشتار دست جمعی قرار دارند، بی ضرر نباشد.

حرف آخر:

به قدرت رسیدن حکومت ج ا بطور عمده به علت عدم آگاهی – خیلی از مردم عادی و خیلی از روشنفکران ـ از ماهیت اساسی حاکمیت قرون وسطایی خمینی بود. در آن زمان تعدادی از گروه های سیاسی میگفتند خمینی ضد امپریالیسم است – در حالیکه خمینی حتی قدرت درک لغت و معنای امپریالیسم را نداشت تا مخالف آن باشد. او مخالف دیرین مدرنیته بود و در نوشته و صحبتهای گذشته اش بطور واضح آمده بود، اما جمعیتی فقط به گفته های زیر درخت سیب پاریس- صحبت از شرکت وسیع مردم در حکومت آینده که شامل زنان و کمونیست ها و روشنفکران- او تکیه کردند. البته او سپس گفت که خدعه کرده است، اما ما دچار حکومتی شدیم که کشور ما را به قرون تاریک وسطی برد. در حال حاضر هم عناصر و تشکیلات مختلفی تکیه به پاره از صحبت های شعارگونه آقای رضا پهلوی می کنند. متاسفانه تاریخ برای چندمین بار در ایران در حال تکرار است.

خوشبختانه، بعضی از نیروهای اپوزیسیون دولت ج ا بیدار شده اند و خواهان اتحاد نیروهای دموکراتیک هستند که فوق العاده مایه دلگرمی و محترم است. این نشان میدهد که ما احتیاجی به توصیه، کمک یا رهبری لندزی گراهام، استیو بانن، ترامپ، نتانیاهو و یا آقای رضا پهلوی نداریم .

ما میدانیم که انتخاب ما برای داشتن یک دولت ایده آل بر مبنای تعداد اعدام ها، زندانی سیاسی، تورم، دزدی حکومتی و غیره نیست. وقت آن رسیده است که خود دولتی انتخاب کنیم که خواهان دموکراسی، حقوق شهروندی و احترام به حقوق بشر باشد.

در حال حاضر، خواست اکثریت مردم ایران، به‌دست آوردن آزادی و حقوق انسانی و یک زندگی طبیعی خالی از چالش‌های عوارض حکومت استبدادی است؛ که آن هم فقط به تکیه به قدرت خودشان عملی خواهد شد. در قرن بیست و یکم ما ملت هستیم و رمه نیستیم، احتیاجی به رهبر قدر قدرت نداریم.

وظیفه مبرم ما، ایجاد فضای گفت و شنود با تشکیلات مختلف که خواهان حکومتی سکولار، جدایی دین از دولت، آزاد، مستقل و مهمتر از همه دموکرات، باشد. ما باید به هویت و تفکر هم احترام بگذاریم و به تفاوت هایی که مانع اتحاد نمی شود هم احترام بگذاریم و به هم گوش فرا دهیم و به حق شهروندی همه احترام بگذاریم. ایران همیشه کشوری رنگارنگ بوده است و به همه تعلق دارد.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد