logo





تغییر نقطه حرکت اعتراضات مشروع علیه نظام غیر مشروع

چهار شنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۴ ژانويه ۲۰۲۶

حسن نادری

اعتراضات کنونی علیه نظام ولایت فقیه، به تدریج در بازه های زمانی همزمان با شکلگیری و تحکیم استبداد نطفه گرفت و اینک به ابعاد وسیع از زاویه کمی و کیفی گسترده شد.این یک منطق تاریخی و تحولخواهی در هر جامعه بالنده است.گرچه خاستگاه و مطالبات مشروع اکثریت جامعه، در بازی دو نیروی ساخته شده« اصلاح طلب»از یک سو،و طیف های کم و بیش همزاد «اصولگرایان» در انتخابات مهندسی شده محاق می شدند، اما انباشت نارضایتی از ناکارآمدی برنامه های اقتصادی مسیر طبیعی خود را طی می کرد.اگر خمینی اقتصاد را برای خر می‌دانست، اینک خود در لجنزار اقتصادی که به بارآورده گیر افتاد.در همه این سالها،نظام انحصارگر نخبگان اقتصادی و فرهیختگان مستقل کشور را از گردونه تصمیم سازی به سود جناح های مهندسی شده محروم کرد.گرچه برخی از نیروهای«اپوزیسیون» خارج از قدرت هم در ایجاد این شرایط و تولید توهم و امید به اصلاحات در راس نظام بسیار تلاش کردند تا مطالبات به تغییر را در همان پارادایم مورد نظر نظام تقلیل دهند.این تلاشهای عبث و قابل پیش بینی،سرمایه انسانی و مادی نیروهای بالنده جامعه را به سوی نیروی گریز از مرکز و نافرمانی سوق داد و به نیروهای مطالبه محور مستقل اما پراکنده و عاصی تبدیل کرد.صندوق های رای و«انتخابات» به نمایش حداقلی تبدیل و شکاف دولت ـ ملت عمیق تر شد.شعار«اصلاح طلب،اصولگرا دیگه تموم ماجرا»هم برآمد استدلال بیفایدگی انتخابات در نظام انحصاری بود. این یک شوک بزرگ هم برای رژیم و نیزبرای تولید کنندگان توهم خارج از حکومت و شرکت کردن به هرقیمت در«انتخابات» واردکرد .نمایش «انتخابات» رژیم به نقطه بن بست و به انتصاب نامزدهای مورد توافق«وفاق ملی» ولی فقیه منجر شد.روزمرگی سیاسی ودرپی حوادث دویدن عمق راهبردی ماجراجویانه و پرهزینه سید علی خامنه ای در منطقه و فرامنطقه، به ویژه برای بخشی از رفورمیست ها این بود که سیاستهای خود را ولو به هر قیمتی بر خلاف جهت تاریخ و نادیده گرفتن امر سکولاریسم،دموکراسی و اصل دفاع از آزادی و کثرت گرایی در پیش بگیرند.

اگر سلطنت خواهان و رضا پهلوی در همه این سالها غیر فعال بودند،اما در بزنگاههای جنبش های اعتراضی و رهایی بخشی ملی با امکانات مالی و حمایتهای خارجی سعی در مصادره به مطلوب از اعتراضات کردند.گرچه در این مرحله، تمایزات و اختلافات در صفوف سلطنت خواهی به سودآقای رضا پهلوی کاهش یافت،اما این گرایشات غلبه بر نظام کنونی را در هر حال و حتی دست یاری و کمک از کشورهای خارج، شبیه کودتای ۱۳۳۲ را جایز می دانند.

هنگامی‌که سلطنت خواهان شعار«جاوید شاه»،«پهلوی بر می‌گرده» را سرمی دهند، تداعی کننده و تداوم « جاوید به دیکتاتوری» و «جاوید به نظام» گذشه و اصل وفاداری و پذیرش همه دیدگاهها و خاستگاههای رژیم گذشته است. پرخاش این جماعت علیه جمهوریخواهان تایید این موضوع است.این جماعت هنوز به قدرت نرسیده همه آن کسانی را که از آنها نیستند را تهدید می کنند.این درست است که سلطنت خواهان در شبکه های مجازی بسیار فعال هستند،اما این به معنای آن نیست که آنها دربطن و متن جامعه قدرت براندازی و هدایت کشور راهم دارند. اگر رضا پهلوی با کمک نیروهای خارجی به« قدرت» برسد،نمیتوان ونباید وقوع جنگ داخلی با توجه به برتری توازن قوای ذهنی و خاستگاه جمهوریخواهی را نادیده گرفت.

تاریخ جنبشهای رهایی بخشی در ایران نشان میده دهنگام قیام علیه دیکتاتوری‌های حاکم، خشم بر عقل و منطق مسلط می شود. بنابراین، رهایی از استبداد در خط مقدم واکنش و کنش قرار گرفت و می گیرد، بدون آنکه به فردای سقوط استبداد باندیشد. حاصل آن، برگشت استبداد با چهره ای دیگر. به این گردش نمی‌توان ایراد گرفت زیرا قدرت‌های مستبد حاکم گسترش دموکراسی و آزادی بیان را علیه خود می دانستند. اما واکنش روانی مردم ستمدیده و رهایی بخش بر محور«این باید برود» می چرخد.

برای پیشگیری ازاین چرخه عبث،با پیشینه بیش از یک صد سال و اینک با داشتن سرمایه انسانی کمی و کیفی قابل تقدیر،به ویژه زنان و جوانان، ابزار انتقال مطالبات از طریق چرخه قدرت انتخاباتی در تغییر اوضاع با ارایه و پیشبرد برنامه متحدانه از اصول و شروط غلبه بر اقتدار و نیز اجرای برنامه بعد از سقوط استبداد ضروریست. اتحاد در مبارزه با اهمیت است اما اتحاد باید پیام آور نوری بر آینده کشور بیفکند. اعتماد به نفس ایجاد کند: اتحاد بر پایه برنامه دموکراسی و آزادی و آزادی بیان، علیه تبعیض گرایی ملی، قومی، دینی و مذهبی است. و مهم‌تر از همه اعتلای آزاد اندیشی علیه اطاعت کورکورانه و پرورش دهنده دستجات سرکوبگر.

به یاد داریم در زمان اعتراضات علیه نظام استبدادی محمد رضا شاه پهلوی، نیروهای اپوزیسیون اقتدارگرای انحصار طلب، چپ،راست و جمهوریخواهان راضی به پذیرش رویکرد ارتجاعی خمینی شدند و صفوف«ضد امپریالیستی» به مفهوم واقعی و «بیگانه ستیزی» با رویکرد دینی را در هم آمیختند.هر اعتراض واقعی به این «اتحاد و مبارزه نامبارک» را ضد انقلاب می پنداشتند. به قول معروف «دیگی که واسه من نمی جوشه،بگذار سر سگ به‌جوشه».یک استدلال خودخواهانه و متاثر از زیست دوگانه انسان ایرانی.

اگر در سالهای ۵۶، ۵۷ اعتراضات خیابانی به سوی حرکت به مساجد و عزاداری روزهای سوم،هفتم و چهلم سوق داده شد، خمینی مرتجع بر جهل مرکب سوار شد.شوربختانه، طیفی از«جمهوریخواهان و چپ های اردوگاهی» نظریه های التقاطی « اسلام ناب محمدی» که متضاد با اصول سکولاریسم جدایی دین از دولت است را در پشتیبانی از رویکرد ارتجاعی بازگشت به اسلام ۱۴۰۰ سال کمک کرد. اما با دگردیسی عمیق در جامعه و نیز عملکرد نظام،گریز از مساجد،آخوند و مداحان زالوصفت،مسیر اعتراضات علیه نظام ولایت فقیه نایب خدا و امام زمان ... از خیانان‌ها و بیرون از مساجد علیه استبداد کاست روحانیت و نظام ولایت فقیه شروع شد.سوزاندن مساجد،تقدس زدایی از«نظام مقدس اسلامی» ،حمله به آخوندها و بسیجی های حلقه به گوش سلطان،حمله به «امام زاده های» ساخته و پرداخته افسانه و داستان سازی فئودالها با همدستی قشری در کسوت«آخوند»،گام بزرگی در شکستن خرافات و فرو ریختن ترس و برآمد فاصله گیری از نظام دینی به سوی سکولاریسم است. اما همزمان باید صفوف نمازگزاران سنتی و غیر وابسته را از صفوف جیره خواران تفکیک کرد.

کشتار بیرحمانه بی‌شمارمعترضین روزهای اخیر را نباید فقط به فقط به نیروهای ویژه نظام محدود کرد،بلکه ورود نیروهای نیابتی و مزدوران حزب اللهی لبنان و حشد الشعبی عراق و گروههای فاطمیون .. را که با امکانات مالی حاکمیت ولایت فقیه آموش و پرورش دیده اند را باید زیر نظر داشت و هر فرد و سازمان سیاسی با نامه اعتراضی به کشورهای مزبور آنها را«شریک غیر مستقیم» جنایت خطاب کند. من به سهم خود چنین خواهم کرد.

واقعیت سیاسی و عینی جامعه به ما نشان می دهد که مبارزات و اعتراضات کنونی باید در برگیرنده مطالبات اجتماعی، فرهنگی،طبقاتی و نیز هدایت نوع حکومت علیه نظام فرسوده و اختلاس گرا،علیه فقر و ستم رژیم آخوندی و غیرمعم های اسلامیست، باشد.خط و مشی مبارزه در شرایط کنونی جمهوریخواهان، باید تاکید بر جدایی دین از دولت،حق برابری خواستهای زن و مرد،علیه هرگونه تبعیض باشد. اتحاد همه نیروهای دموکراسی خواه با حفظ دیدگاههای ایدئولوژی و طبقاتی با در نظر داشتن حق تقدم جمهوریت و کثرتگرایی از ضروریات تاریخی است.از انقلاب مشروطیت به این سو،نبود میدان دموکراسی و تامل و تعامل،زمینه برآمد استبدادهای پی در پی،فقر،زندان و تبعید و اعدام ها و هدر دادن سرمایه انسانی و ثروت کشور و متاع خودکامگان استبداد سلطنتی و سلطانی رژیم ولایت فقیه شد.

همه جمهوریخواهان باید حول برنامه حداقل جمع شوند تا خطر برگشت استبداد سلطنتی با کمک برنامه های اغفال کننده رژیم حاکم را خنثی کنیم.

انحلال باد نظام جهل و جنایت
برقرار باد نظام جمهوری سکولار ـ دموکرات .

حسن نادری
۱۲ ژانویه ۲۰۲۶= ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد