خیرش انقلابی دی ماه ۱۴۰۴، فوران خشم مردمی است که حاکمیت جمهوری اسلامی، زندگی شان را تباه کرده است. ویرانی زندگی مردم و پرتاب شدن به دره فقر، نداری و بی آیندگی، بویژه برای جوانان کشور، زمینه ساز رشد و گسترش جنبشی شده که در بیش از دو هفته، سراسر کشور را فراگرفته است. گسترش جنبش انقلابی در ۶۰۶ نقطه کشور، در ۱۸۷ شهر و در تمام ۳۱ استان کشور نشانۀ عمق و گستردگی خشم مردم و مبارزه شان برای زندگی بهتر و شایسته انسانی است.
خیزش انقلابی دی ماه ۱۴۰۴، که بنیان های رژیم اسلامی را لرزانده ، با واکنش های سرکوبگرانه فاشیسم دینی و نیروهای سرکوبگرش روبرو شده است. حمایت های بیشرمانه دونالد ترامپ، رئیس جمهور نئوفاشیست آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر نژادپرست و تحت تعقیب اسرائیل، از این جنبش انقلابی، که برای کرامت انسان ایرانی می جنگد، در کنار دخالت های جنایتکارانۀ مزدوران وابسته به قدرت های خارجی در این جنبش، بهانه های لازم را دراختیار رهبران جمهوری اسلامی داده قرار داده است. این بهانه ها باعث شده تا آنها بر سیاست سرکوبگرانه شان لباس "دفاع از ایران" بپوشانند و با شقاوت بی حد و حصر وارد صحنه شوند و شهدای بیشمار این جنبش را "تروریست"، "اغتشاشگر" یا "تلفات" نامگذاری کنند. سخنان رهبر رژیم، رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، فرمانده نیروی انتظامی و بیانیه های «شورای عالی امنیت ملی»، «سپاه پاسداران»، «ارتش جمهوری اسلامی» ، «سازمان اطلاعات سپاه» و «دادستانی کل کشور» در راستای تشدید سرکوب خیزش انقلابی مردم کشور بر متن بهانه های ایجاد شده ناشی از دخالت های نیروهای سلطه جوی بین المللی است. ما در هیچکدام از خیزش های گذشته مردمی شاهد چنین وقاحت آشکاری در اعلام رسمی سیاست سرکوب خشن نبوده ایم. نتایج این سرکوب بسیار خشن، تا شانزدهمین روز خیزش مردم، در شرایط قطع کامل چند روزه اینترنت سراسر کشور، به قیمت جان ۵۰۵ تن از معترضان( از جمله ۹ کودک) تمام شده و مرگ ۵۷۹ نفر دیگر در حال بررسی است. گفته می شود آمار جان باختگان بسیار بیشتر از ارقام اعلام شده است. از سوی دیگر مرگ ۱۳۳ مامور نظامی، انتظامی و دادستانی نیز گزارش شده است. دستگیری بیش از ۱۰۶۸۱ از شهروندان کشور نیز در راستای مهار خیزش انقلابی مردمی است.
سیاست های سرکوبگرانه رژیم اسلامی و همسوئی بیشرمانه پاره ای از افراد شناخته شده سیاسی ایرانی با دخالت های نئوفاشیست های آمریکایی، جنبش مردم ایران را در برابر سرکوب خشن فاشیستی بی دفاع ساخته است. تجربه تاکنونی خیزش های انقلابی مردم در چند دهه گذشته نشان داده که برای در هم شکستن فاشیسم خشن دینی و ایجاد تزلزل در ماشین جنگی بشدت گسترده، متمرکز و گوش به فرمان رژیم اسلامی، بسیج وسیع ترین نیروهای مردمی از طریق نافرمانی مدنی و اتخاذ تاکتیک های کم هزینه.یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. قدرت فاشیسم دینی جمهوری اسلامی را تنها با عدد بزرگ و حضور گسترده مردمی می توان در هم شکست. برای سازماندهی چنین جنبش توده ای و قدرتمندی، حضور رهبران میدانی جنبش انقلابی یک ضرورت حیاتی است. آنها هستند که با توجه به اشراف شان بر توازن قوا و بررسی وضعیت لحظه می توانند تاکتیک های مبارزاتی را مشخص کنند نه نیروهای خارج نشین و خارج از گودی که هیچ شناختی از میدان جاری مبارزه مردمی ندارند.
التماس های زبونانۀ رضا پهلوی از دونالد ترامپ نئوفاشیست برای حمله به ایران و درخواست او از «گاردهای جاویدان» سلطنت طلبان برای حمله به مراکز نظامی و امنیتی و به آتش کشیدن مراکز دولتی ، بهانه های لازم را در اختیار نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی داده است. او با فرستادن غیرمسئولانۀ مردم بی دفاع به جلو گلوله، آنها را به گوشت دم توپ نیروی جهنمی سرکوب تبدیل کرده است. رضا پهلوی با پا گذاردن جای پای سازمان مجاهدین و تعیین رهبر برای جنبش مردمی و با انتشار «دفترچه دوران اضطرار»، راه دخالت نیروهای مردمی دخیل در جنبش را بسته و زمینه سازماندهی یک دیکتاتوری خشن نظامی چند ساله را تئوریزه کرده است. "دفترچه دوران اضطرار" نقطه پایان مانور رضا پهلوی به عنوان نماد سلطنت مشروطه و سازگار با اصول دمکراسی و رونمائی از مانیفستی است برای ارتجاعی ترین و وابسته ترین شکل سلطنت استبدادی و نظامی. رضا پهلوی با تاخیر سی و دوساله پای در جای پای مجاهدین می نهد، فرقه ای که در سال ۱۳۷۲ مریم رجوی را به عنوان «رئیس جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال» اعلام کرد. این دو نیروی همزادِ سرکوبگر، امتحان پس داده و نوکر خارجی، بدیل های استبدادی هستند که روز به روز با روح رهائی بخش خیزش "زن، زندگی، آزادی" بیگانه می شوند. کپی برداری "گاردهای جاویدان" از "کانون های شورشی" مجاهدین، شباهت های این دو جریان را بیش از پیش برجسته می سازد. رضا پهلوی با متکی شدن به نیروهای سازمانی موساد چه در شرایط کنونی و چه در "دوران اضطرار"، عملا به ابزار سیاست های اسرائیل در ایران تبدل شده است. او اکنون در آرزوی آن است که هم چون پدر بزرگش رضا شاه و پدرش محمد رضا شاه با کودتا و دخالت نیروهای امپریالیستی بر سریر قدرت بنشیند و دستورات این قدرت های سلطه جو را به اجرا درآورد.
اپوزیسیون راست، چه سطلنت طلبان تحت رهبری رضا پهلوی و چه سازمان مجاهدین، در توسل و آویزان شدن به قدرت های خارجی سلطه جو تنها نیستند. چهره های سیاسی همچون محمد جواد اکبرین، نازنین انصاری، فواد پاشائی، یزدان شهدایی، شیرین عبادی، محسن مخملباف و عبدالله مهتدی، با درخواست بیشرمانه شان از دونالد ترامپ ، رئیس جمهور نئوفاشیست آمریکا، برای حمله به ایران، نه تنها در راستای فراهم آوردن امکان حضور گسترده مردمی عمل نکرده اند، بلکه با ایجاد شرایط جنگی، بدترین وضعیت را برای جنبش انقلابی مردم ایران فراهم آورده اند. تاریخ از این چهره های سیاسی به عنوان خائن به مردم ایران و ضربه زنندگان به خیزش انقلابی دی ماه ۱۴۰۴ یاد خواهد کرد.
ما بر این باوریم که خیزش انقلابی مردم ایران برای پیشروی راهی جز پیوند پیکار برای نان و پیکار برای آزادی ندارد. از این رو شعار « زن، زندگی، آزادی» که در دل «زندگی» شعار « نان، کار، مسکن» را هم دارد، می تواند بیان این در هم تنیدگی باشد. روشن است در کنار شعار محوری جنبش، تاکید بر شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» نیز از آن رو اهمیت دارد تا با آزادی زندانیان سیاسی که رهبران امتحان پس داده جنبش های اجتماعی مردمی در میان شان هستند، جنبش انقلابی بتواند رهبران طبیعی خود را در این شرایط حساس در کنار خود داشته باشد. تنها از این طریق می توان در برابر آلترناتیو تراشی ها و چهره سازی های قدرت های امپریالیستی و رسانه های مگاتنی شان همچون "من و تو"، "ایران اینترنشنال" و "بی بی سی" ، چهره های مردمی و رهبران طبیعی خیزش های انقلابی را مطرح ساخت.
ما معتقدیم؛ در شرایط کنونی که چهره های موج سوار و وابسته به قدرت های خارجی روز به روز رسواتر می شوند و شکست تاکتیک های جدا از توده و ماجراجویانه شان بیش از پیش آشکار می گردد، راه شکل گیری آلترناتیو مردمی در داخل کشور و متکی به جنبش های اجتماعی تاثیرگذار در میان اقشار گوناگون مردم بیش از پیش هموارتر می گردد. از یاد نبریم که بن بست های لاینحل در ساختار قدرت جمهوری اسلامی و ناتوانی شان در اداره یک کشور به شدت متحول شونده، آینده این رژیم را به سوی فروپاشی و تسلیم در برابر اراده مردم به پیش خواهد برد.
از نگاه ما، یک آلترناتیو مردمی و متکی به خواست های توده ای و سراسری مردم ایران نمی تواند جز با تاکید بر آزادی های بی قید و شرط سیاسی، دمکراسی فراگیر و برخاسته از پائین و قابل کنترل بوسیله مردم، حق تعیین سرنوشت ملیت های ایران و اتحاد داوطبانه شان، تامین اجتماعی فراگیر با بهداشت، درمان، آموزش رایگان، مسکن اجتماعی و داشتن زندگی شایسته انسانی به سازمان یابی مستقل مردمی دست یابد. اکنون وظیفه همه نیروهای مترقی، دمکراتیک، چپ و فمینیست است تا راه های همگرایی و کمک به شکل گیری آلترناتیو دمکراتیک را فراهم آورند. از این طریق می تواند زمینه های لازم برای حرکت در جهت فراهم آوردن شرایط فراخواندن مجلس موسسان قانون اساسی و تصویب قانون اساسی تدوین شده توسط چنین مجلسی با رای همگانی و مستقیم فرد فرد ایرانیان فراهم آید. در این راستا تلاش برای ایجاد جبهه فراگیر چپ انقلابی می تواند با گردهم آوردن و همسو کردن نیروهای مدافع آزادی، دمکراسی، برابری و زندگی شایسته انسانی، زمینه را برای بسیج همه امکانات در دفاع از مبارزات توده ای مردم و جلب حمایت نیروهای مترقی و انساندوست در سراسر جهان فراهم نماید.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دموكراسی و سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ ژانويه ۲۰۲۶
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد