logo





نوشتهٔ کریستوف ونچورا (لوموند دیپلماتیک)

آمریکای لاتین در دوران ترامپ

پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۸ ژانويه ۲۰۲۶



ایالات متحده با یک اقدام نظامیِ ناقض حقوق بین‌الملل، رئیس‌جمهور ونزوئلا را ربوده است. این نخستین عملیات از این دست نیست. مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین تاریخی طولانی دارد. دونالد ترامپ امروز با ارجاع به «دکترین مونرو»ی ۱۸۲۳، به «دکترین جدید دونرو»ی خود می‌بالد.

آگوستو پینوشه از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ بر شیلی حکومت کرد. در این دوره دست‌کم ۳۰۰۰ نفر ناپدید شدند یا به قتل رسیدند. به فرمان این دیکتاتور، بیش از ۴۰ هزار نفر شکنجه شدند؛ برخی از آنان هنوز از پیامدهای آن رنج می‌برند.

از زمان پایان دیکتاتوری، پرتره‌ای که پیش‌تر همه‌جا از پینوشه دیده می‌شد، تا حد زیادی ناپدید شده بود. اما در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵، تصاویر این ژنرال ناگهان بار دیگر در سانتیاگو ظاهر شد: در جشن پیروزی رئیس‌جمهور تازه‌منتخب، خوسه آنتونیو کَست، که با افتخار به دیکتاتورِ درگذشته ارجاع می‌دهد.

چهارده سال پیش، دانشجویان و دانش‌آموزان شیلی به خیابان‌ها آمدند. در بزرگ‌ترین تظاهرات پس از بازگشت به دموکراسی، آنان خواستار «آموزش رایگان و باکیفیت» شدند، اما همچنین پایان دادن به الگوی اقتصادی نولیبرالی را مطالبه کردند که به‌عنوان میراث پینوشه در قانون اساسی ۱۹۸۰ تثبیت شده است. بسیاری از معترضان پرترهٔ سالوادور آلنده را با خود حمل می‌کردند. چهرهٔ شاخص سوسیالیسم شیلی در اکتبر ۱۹۷۰ به ریاست‌جمهوری انتخاب شده بود. اما کمتر از سه سال بعد، در ۱ سپتامبر ۱۹۷۳، آلنده به‌دست ژنرال پینوشه سرنگون و به مرگ کشانده شد.

یکی از دانشجویان معترض آن دوران بعدها به‌عنوان سیاستمدار به شهرت رسید. گابریل بوریچ، که همواره به آلنده ارجاع می‌داد، در سال ۲۰۲۱ به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. در مارس ۲۰۲۶، خوسه آنتونیو کَست جای او را می‌گیرد؛ فرزند یک افسر ارتش آلمان و برادرِ یکی از وزیران دوران پینوشه.

کودتای نظامی ۱۹۷۳ با حمایت ایالات متحده انجام شد. هنری کیسینجر، وزیر خارجهٔ وقت آمریکا، گفته بود: «نمی‌فهمم چرا باید اجازه دهیم کشوری مارکسیستی شود، فقط به این دلیل که جمعیتش غیرمسئولانه رفتار می‌کند.» (1۱) امروز رئیس‌جمهور آمریکا بی‌پرده پیروزی انتخاباتی نامزدی را جشن می‌گیرد که پیش‌تر آشکارا از او حمایت کرده بود. هرگز پیش از این، مردی در کاخ سفید چنین گستاخانه جانب‌داری یک‌سویهٔ خود را در امور این زیرقاره به نمایش نگذاشته بود. (۲)

با مداخله، باج‌گیری و دلار

بیانیهٔ رئیس‌جمهور آمریکا البته چندان هم غافلگیرکننده نیست. در آمریکای لاتین مدتی است به‌خوبی دریافته‌اند که ارباب کنونی کاخ سفید تا چه اندازه به این منطقه علاقه‌مند است.

برای نمونه، دونالد ترامپ پیش از انتخابات پارلمانی آرژانتین در ۲۶ اکتبر، فشارهای مالی و اقتصادی شدیدی اعمال کرد. او اعلام کرد که در صورت پیروزی حزب خاویر میلی، آرژانتین را با وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها حمایت خواهد کرد؛ در غیر این صورت، کشور را رها خواهد کرد—به‌طور مشخص: تعلیق کمک‌های دوجانبه، افزایش چشمگیر تعرفه‌های گمرکی و دشوارتر کردن دسترسی به بازار آمریکا.

نظرسنجی‌ها پیش از انتخابات ابتدا حزب میلی را تنها با اختلافی اندک پیشتاز می‌دیدند، اما در نهایت حزبِ متحدِ لیبرتارینِ ترامپ با فاصله‌ای آشکار از اپوزیسیون پرونئیستی پیروز شد و جایگاه خود را در پارلمان تثبیت کرد.

فشارها در انتخابات هندوراس حتی شدیدتر بود. در ۲۶ نوامبر، ترامپ در شبکهٔ اجتماعی خود، «تروث سوشال»، نوشت: «دموکراسی در کشور زیبای هندوراس در انتخابات آیندهٔ ۳۰ نوامبر به آزمون گذاشته خواهد شد.» در آن زمان، طبق مقررات شورای ملی انتخابات (CNE)، کارزار انتخاباتی سه روز بود که رسماً پایان یافته بود.

با این حال، ترامپ مستقیماً با میلیون‌ها رأی‌دهندهٔ هندوراسی سخن گفت و تاجر محافظه‌کار، ناصری «تیتو» آسفورا از حزب ملی را به‌عنوان «تنها دوست واقعی آزادی» توصیه کرد. (۳)

دو روز بعد، صریح‌تر شد: آمریکا از ریاست‌جمهوری آسفورا «به‌شدت حمایت خواهد کرد». اما اگر نامزد «درست» پیروز نشود، «ایالات متحده پول خوب را صرف پول بد نخواهد کرد، زیرا یک رهبر نادرست فقط نتایج فاجعه‌بار به بار می‌آورد.»

مهم‌ترین پایگاه دائمی نظامی آمریکا در آمریکای مرکزی در شمال‌شرق پایتخت هندوراس، تگوسیگالپا، قرار دارد. در پایگاه هوایی سوتو کانو، نیروی مشترک «تسک فورس براوو» مستقر است؛ یگانی مشترک از دو کشور. این نیروی ثابتِ ۵۰۰ نفرهٔ آمریکایی مأموریت‌های بشردوستانه، آموزش نظامی و مبارزه با مواد مخدر را بر عهده دارد.

در آغاز ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور چپ‌گرای هندوراس، شیومارا کاسترو، تهدید کرد این همکاری را پایان دهد. او می‌خواست به سیاست ترامپ در تشدید اخراج مهاجران اعتراض کند؛ سیاستی که ده‌ها هزار نفر از هم‌میهنانش را دربر می‌گرفت. توصیهٔ انتخاباتیِ بی‌پردهٔ رئیس‌جمهور آمریکا را باید واکنشی به موضع کاسترو دانست.

برای آن‌که پیام ترامپ برای همهٔ مردم هندوراس کاملاً روشن شود، بین ۲۷ تا ۲۹ نوامبر، پیام‌هایی به تلفن همراه بیش از ۹۰ هزار دارندهٔ حساب بانکی هندوراسی ارسال شد؛ حساب‌هایی که به‌طور منظم «رمسِسا» (Remesas)—انتقال پول از سوی بستگان در آمریکا—دریافت می‌کنند.

این پیام‌ها حاوی پیوندی به یک فایل صوتی بودند که اعلام می‌کرد در صورت پیروزی ریکسی مونکادا، نامزد چپ‌گرا، از دسامبر دیگر هیچ رمسسایی از آمریکا دریافت نخواهند کرد. انتقال پول حدود دو میلیون هندوراسیِ ساکن آمریکای شمالی بیش از یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد. (۴) نتیجهٔ انتخابات همان شد که انتظار می‌رفت. با آن‌که نامزد ترامپ، آسفورا، در نظرسنجی‌ها پیشتاز نبود، پس از چند تأخیر، با اختلافی تنها ۰٫۷۲ درصدی بر رقیب راست‌لیبرالش، نصرالله، پیروز اعلام شد.

ترامپ شادمان شد. سه روز پیش از انتخابات هندوراس هشدار داده بود که «مادورو و تروریست‌های مواد مخدرش» ممکن است «کشور دیگری را تصرف کنند»، همان‌گونه که کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا را.

تهاجم آمریکا علیه ونزوئلا از سپتامبر ۲۰۲۵—پس از تحریم‌های مالی و اقتصادی و یک کارزار رسانه‌ای—با تشدید تدریجی آغاز شد. ابتدا نیروی دریایی آمریکا به قایق‌هایی که مظنون به حمل مواد مخدر بودند حمله کرد؛ قایق‌ها نه بازرسی شدند و نه خدمه‌شان بازداشت، بلکه بی‌درنگ غرق شدند.

تا پایان سال دست‌کم ۱۱۵ نفر کشته شدند. فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از «قتل‌های فراقضایی» سخن گفت. (۵) از ۱۶ دسامبر «محاصرهٔ دریایی کامل و تمام‌عیار» اعمال شد: چندین نفتکش حامل نفت ونزوئلا توقیف شدند. هدف از این اقدام، ضربه‌زدن به بازیگران هم‌پیمان با ونزوئلا بود که allegedly «زیر پرچم‌های جعلی» حرکت می‌کنند.(6) اندکی پیش از کریسمس، برای نخستین بار به بندری در خاک ونزوئلا حمله شد.

سرانجام، تهاجم ۳ ژانویه رخ داد که در آن مهم‌ترین پایگاه‌های نظامی کشور، بنادر و ساختار ارتباطات نظامی، و نیز موزهٔ نظامی مونتانا با آرامگاه چاوز، ویران شدند. در زمان انتشار این مقاله، فهرست اهداف و میزان خسارت‌ها هنوز کامل نیست. رئیس‌جمهور مادورو و همسرش به نیویورک ربوده شده‌اند و قرار است در آن‌جا محاکمه شوند.

با این حال، آمریکا ابزارهای فراوان دیگری—و کم‌خشونت‌تر—در اختیار دارد تا دولت‌های آمریکای لاتین را تحت فشار بگذارد یا به‌خاطر رفتار نامطلوب تنبیه کند و نفوذ خود را در این زیرقاره تقویت نماید. مداخلات همیشه به این اندازه پرطمطراق، آن‌گونه که ترامپ در تروث سوشال اعلام می‌کند، یا به‌صراحتِ گذشته در قبال کوبا و نیکاراگوئه، یا امروز در قبال ونزوئلا، انجام نشده‌اند. اغلب تهدید یا به‌کارگیری ابزارهای قدرت اقتصادی کافی است تا دولت‌های منطقه در خط واشنگتن قرار گیرند.

ازاین‌رو، حاکمان این کشورها کم‌وبیش می‌کوشند از خشم رئیس‌جمهور آمریکا در امان بمانند و امیدوار باشند که بتوانند کاهش یا لغو تعرفه‌ها را از هژمون چانه‌زنی کنند. مکزیک بیش از همه به این امید دل بسته است.

آمریکا گهگاه مکزیک را به مداخله‌ای به نام مبارزه با مواد مخدر تهدید می‌کند. همچنین قرار است مکزیک ۵۰ درصد تعرفه بر صادرات فولاد و آلومینیوم خود بپردازد و ۲۵ درصد بر سایر صادراتی که مشمول توافق ایالات متحده–مکزیک–کانادا (USMCA)، جانشین نفتا، نمی‌شوند.

دولت کلودیا شاینباوم پیوسته می‌کوشد از اقدامات تنبیهی بیشتر جلوگیری کند؛ در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا توجیه‌های گوناگونی می‌آورد: گاه مبارزه با مهاجرت غیرقانونی، گاه قاچاق مواد مخدر، گاه مطالبهٔ کاهش صادرات محصولات چینی به آمریکا در چارچوب USMCA یا درخواست تحویل آبِ شیرین بیشتر.

رئیس‌جمهور مکزیک بیش از هر چیز باید بهترین شرایط ممکن را برای مذاکرات بازبینی USMCA فراهم کند که قرار است از اول ژوئیهٔ ۲۰۲۶ آغاز شود. این توافق که در ۲۰۲۰ امضا شده، تا ۲۰۳۶ اعتبار دارد، اما پس از شش سال نخستین بازنگری را پیش‌بینی کرده است. نتیجهٔ این روند برای اقتصاد مکزیک—که مستقیماً به اقتصاد آمریکا وابسته است—اهمیتی حیاتی دارد، زیرا بحث بر سر تمدید آن تا ۲۰۴۲ نیز در میان است.

برزیل نیز تحت فشار قرار دارد. در ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ترامپ تعرفه‌ای ۵۰ درصدی اعلام کرد تا مانع آن شود که متحد سیاسی‌اش، رئیس‌جمهور پیشین ژائیر بولسونارو، محکومیت زندانش به‌دلیل تلاش برای کودتا را تحمل کند. اما لولا دا سیلوا کوتاه نیامد. حکم پابرجا ماند و بولسونارو در زندان ماند. پس از هفته‌ها مذاکرات سخت، برازیلیا توانست لغو یا دست‌کم کاهش ۴۰ درصدی تعرفه‌های تنبیهی بر محصولات کشاورزی (مانند گوشت گاو، قهوه، کاکائو و میوه) را به‌دست آورد—تا حدی نیز به این دلیل که ترامپ نگران افزایش قیمت‌ها برای مصرف‌کنندگان آمریکایی بود.

در برابر تهدید «چماق تعرفه‌ها»، ایستادگی در سایر موضوعات در برابر رئیس‌جمهور آمریکا پرخطر است. در مورد تشدید تهاجمی علیه ونزوئلا، از سوی آمریکای لاتین انتقادهای لفظی مطرح می‌شود. برای مثال، لولا دا سیلوا اعلام کرد «بمباران خاک ونزوئلا و دستگیری رئیس‌جمهورش از مرزی غیرقابل‌قبول عبور کرده است». اما قدرت‌های مهم منطقه‌ای از هرگونه رویارویی مستقیم با ترامپ پرهیز می‌کنند، چه رسد به اقدام مشترک.

این وضعیت بیش از همه رئیس‌جمهور کلمبیا، گوستاوو پترو، را خشمگین کرده است. ترامپ در کنفرانس خبری پس از حملهٔ آمریکا به ونزوئلا، بی‌پرده پترو را تهدید کرد که «مواظب پشتش باشد» و او را نیز به قاچاق مواد مخدر به آمریکا متهم کرد. رئیس‌جمهور چپ‌گرای کلمبیا تا مارس ۲۰۲۶ ریاست جامعهٔ کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (سلک) را بر عهده دارد که ۳۳ کشور عضو آن هستند. پترو در کنفرانس خبری ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵ گفت: «من رئیس سلک هستم و می‌خواهم بگویم که این تا حالا برای سه چیز خوب بوده: هیچ، هیچ و باز هم هیچ.» با این سخن، او همهٔ دولت‌هایی را نقد کرد که به حملات دریایی آمریکا واکنشی نشان نداده بودند.

دقیقاً هدف دونالد ترامپ از تهاجمش در ونزوئلا و جاهای دیگر چیست؟ بخشی از پاسخ را «راهبرد امنیت ملی» جدید می‌دهد که در ۵ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد. (7) بازگشت واشنگتن به «حیاط‌خلوت» خود قرار است تضمین کند که «آمریکا در دهه‌های آینده قوی‌ترین، ثروتمندترین، قدرتمندترین و مرفه‌ترین کشور باقی بماند».

هدف‌گذاری امپریالیستی روشن است: آمریکای لاتین باید به بازسازی، تقویت و توسعهٔ نیروها و ظرفیت‌های تولیدی، فنی، راهبردی و نظامی ایالات متحده کمک کند تا «توازن قدرت» با دیگر بازیگرانی که هم‌تراز شناخته می‌شوند حفظ شود—پیش از همه چین، و همچنین روسیه.

در این‌جا مفهومی از روابط بین‌الملل صورت‌بندی می‌شود که بر اولویت توازن قوا میان دولت‌ها استوار است؛ مفهومی که همکاری را منتفی نمی‌کند، اما به معنای به‌رسمیت‌شناختن حوزه‌های نفوذ ابرقدرت‌هاست. گفته می‌شود که قصد حملهٔ مستقیم به رقبا وجود ندارد، اما به‌هیچ‌وجه گسترش نفوذ آنان در «نیم‌کرهٔ غربی»—که کل قارهٔ دوگانهٔ آمریکا را دربر می‌گیرد—تحمل نخواهد شد. افزون بر این آمده است: «هدف سیاست امنیتی، حفاظت از منافع اساسی ملی است، حتی اگر برخی اولویت‌ها از مرزهای منطقه‌ای فراتر روند.» برای تضمین امنیت ایالات متحده، حاکمیت آن باید «از گرینلند تا تیرا دل فوئگو» امتداد یابد.

رئیس‌جمهور ماگا بدین‌سان به اصول شناخته‌شدهٔ دکترین مونرو استناد می‌کند. جیمز مونرو، رئیس‌جمهور وقت (۱۸۱۷–۱۸۲۵)، در ۱۸۲۳ آمریکای لاتین را حوزهٔ نفوذ آمریکا اعلام کرد و هرگونه مداخلهٔ استعماری اروپا را در این زیرقاره رد نمود. ۸۱ سال بعد، تئودور روزولت در نطق سالانهٔ ۱۹۰۴ خود این دکترین را به مجوزی عملی برای اقدام بدل کرد: «بدرفتاریِ مستمر یا ناتوانی‌ای که به سستی پیوندهای جامعهٔ متمدن می‌انجامد، ممکن است در آمریکا، همچون هر جای دیگر، مداخلهٔ یک ملت متمدن را ایجاب کند.»

در نیم‌کرهٔ غربی، اجرای دکترین مونرو می‌تواند ایالات متحده را وادارد که «در موارد فاحش چنین بدرفتاری یا ناتوانی، هرچند با اکراه، نقشی پلیسی در سطح بین‌المللی ایفا کند». این افزوده که به «ضمیمهٔ روزولت» مشهور شد، از جنگ آن زمان آمریکا با ونزوئلا درس گرفته بود. «ضمیمهٔ ترامپ» جدید بار دیگر ونزوئلا را نشانه گرفته است.

آن‌چه پیش‌تر تهدید قدرت‌های استعماری اروپا بود، امروز از نگاه واشنگتن تهدید چین است. برای رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، «موارد فاحش بدرفتاری یا ناتوانی» بیش از همه به فعالیت‌های دولت‌های «کمونیست» یا «نارکوتروریست» آمریکای لاتین اطلاق می‌شود. همان‌گونه که در راهبرد جدید آمده است، باید «برتری آمریکا در نیم‌کرهٔ غربی دوباره برقرار شود و از قلمرو ملی و دسترسی ما به مناطق جغرافیایی کلیدی در سراسر منطقه حفاظت گردد».

اگرچه نام چین هرگز صراحتاً ذکر نمی‌شود، اما رقیب جهانی آمریکا—و نفوذ اقتصادی، مالی و فناورانهٔ آن در آمریکای لاتین—همواره در لابه‌لای سطور هدف قرار گرفته است. برای مقابله با نفوذ پکن، ترامپ بر «دیپلماسی تجاری» تازه‌ای در قبال دولت‌های آمریکای لاتین تکیه می‌کند و از آنان می‌خواهد در سیاست داخلی و خارجی از خط واشنگتن پیروی کنند.

بر اساس سند راهبردی، این زیرقاره «دارای منابع راهبردی فراوانی» است که آمریکا به آن‌ها نیاز دارد. مواد خامی چون نفت و گاز، محصولات کشاورزی، و نیز زیرساخت‌ها و مناطق جغرافیایی کلیدی می‌توانند به «تقویت زنجیره‌های تأمین حیاتی در این نیم‌کره» کمک کنند و بدین‌سان «وابستگی‌ها را کاهش داده و تاب‌آوری اقتصادی آمریکا را افزایش دهند». از این رو، دولت‌های منطقه باید آمریکا را «شریک نخست انتخابی» خود بدانند. آنان که چنین کنند پاداش می‌گیرند؛ دیگران «با ابزارهای گوناگون از همکاری با دیگران بازداشته خواهند شد».

اکنون واشنگتن در آمریکای لاتین می‌تواند بر شمار زیادی از متحدان تکیه کند، حتی در میان کشورهایی که چین شریک تجاری اول یا دوم آن‌هاست. امروز دولت‌های محافظه‌کار، راست‌افراطی یا وابسته به آمریکا در دوازده کشور بر سر کارند: آرژانتین (خاویر میلی)، بولیوی (رودریگو پاز)، شیلی (خوسه آنتونیو کست)، کاستاریکا (رودریگو چاوس)، السالوادور (نایب بوکله)، اکوادور (دانیل نوبوآ)، هندوراس (نصری آسفورا)، گواتمالا (برناردو آروالو)، گویان (محمد عرفان علی)، پاناما (خوسه رائول مولینو)، پاراگوئه (سانتیاگو پنیا) و جمهوری دومینیکن (لوئیس آبی‌نادر). احتمالاً ونزوئلا نیز به‌زودی به این فهرست افزوده خواهد شد.

پیشی گرفتن از رقیب چینی

همهٔ این کشورها همان کاری را می‌کنند که ترامپ می‌خواهد، و برخی با اشتیاقی ویژه: نایب بوکله، رئیس‌جمهور السالوادور، زندان بدنام «مرکز مهار تروریسم» (Cecot) را در اختیار او می‌گذارد تا مهاجرانی را که از ایالات متحده اخراج شده‌اند در بازداشت امنیتی نگه دارند.

در ائتلاف بین‌المللی علیه قاچاق مواد مخدر که وزیر خارجهٔ آمریکا، مارکو روبیو، پایه‌گذاری کرده است، کشورهایی چون آرژانتین، اکوادور (که امروز مهم‌ترین نقطهٔ ترانزیت کوکائین کلمبیا به‌شمار می‌آید)، گویان، پاراگوئه، جمهوری دومینیکن و نیز کشور جزیره‌ای ترینیداد و توباگو مشارکت دارند؛ کشوری که تنها ۱۱ کیلومتر با سواحل ونزوئلا فاصله دارد. همهٔ این دولت‌ها از سیاست آمریکا در قبال ونزوئلا نیز حمایت می‌کنند؛ برخی قلمرو، زیرساخت‌ها یا حریم هوایی خود را برای عملیات نظامی ایالات متحده با نام «نیزهٔ جنوبی» (Southern Spear) علیه ونزوئلا در اختیار گذاشته‌اند؛ عملیاتی که پس از ۳ ژانویه به‌هیچ‌وجه پایان نخواهد یافت.

بزرگ‌ترین قدرت جهان ماه‌هاست حضور نظامی خود را در آمریکای لاتین تقویت کرده و هم‌زمان توافق‌نامه‌های همکاری نظامی را احیا، به‌روز یا تازه امضا می‌کند. (8) برتری آن در حوزهٔ کارائیب بر شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی در گوانتانامو (کوبا)، پورتوریکو، جزایر ویرجین آمریکا، گرنادا، و نیز آروبا و کوراسائو (در ۸۰ کیلومتری سواحل ونزوئلا) استوار است.

از کوراسائو، سیاستمدار مخالف ونزوئلایی، ماریا کورینا ماچادو—که با کمک «نهادهای آمریکایی» با یک قایق ماهیگیری از ونزوئلا خارج شده بود—برای شرکت در مراسم اهدای جایزهٔ نوبل صلح به اسلو سفر کرد. او در آن‌جا با رؤسای‌جمهور خوسه رائول مولینو، خاویر میلی، سانتیاگو پنیا و دانیل نوبوآ دیدار کرد؛ کسانی که همبستگی خود را با ماچادو اعلام کردند و وفاداری‌شان را به ترامپ نشان دادند.

در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین، راست در حال پیشروی است. هرچند هر کشور چشم‌انداز سیاسی خاص خود را دارد، اما نفوذ احزاب راست افراطی در همه‌جا رو به افزایش است، حتی اگر هنوز نتوانسته باشند در انتخابات پیروز شوند. در آرژانتین و شیلی، رؤسای‌جمهور محافظه‌کار، مائوریسیو ماکری (۲۰۱۵–۲۰۱۹) و سباستیان پینیه‌را (۲۰۱۰–۲۰۱۴ و ۲۰۱۸–۲۰۲۲)، که همچون مدیرانی نولیبرال عمل کرده بودند، جای خود را به نامزدهایی رادیکال‌تر دادند که از نظر ایدئولوژیک بسیار صریح‌تر و تندترند.

مردان نیرومند جدیدِ راست آمریکای لاتین اعلام می‌کنند که زمان آن رسیده است همهٔ سرهای «هیدرای کمونیستی» را قطع کنند. در مقابل، چپ از هر زمان دیگری—از پایان دیکتاتوری‌های قرن بیستم تاکنون—ضعیف‌تر است. از همین روست که تکرار دائمی «خطر سرخ» از سوی راست، رنگی گروتسک به خود می‌گیرد.

در واقع، راست جدید بیش از آن‌که از قدرت چپ بترسد، از نارضایتی مردم نسبت به دولت‌های چپ سود می‌برد؛ دولت‌هایی که پس از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کرونا سال‌ها در قدرت ماندند. چپ این بحران‌ها را در چارچوب ساختارهای اجتماعی و اقتصادی موجود، کم‌وبیش مدیریت کرد، بی‌آن‌که بتواند یا بخواهد اصلاحات واقعی را پیش ببرد.

این دو بحران ضربهٔ سختی به جوامع آمریکای لاتین وارد کردند. در چندین کشور، احساسات ضد دولتی و ضد نهادی شدیدی پدید آمد که متوجه نخبگان سیاسی نیز بود. همچنین مبارزهٔ دولت‌های چپ با جرایم سازمان‌یافته—که در منطقه به‌شدت گسترش یافته—ثمر چندانی نداشت، زیرا در بیشتر کشورها این مبارزه ناکام تلقی شد.

عوامل دیگری نیز به صعود راست کمک می‌کنند. با همه‌گیری کرونا، شکل‌های تازه‌ای از خوداشتغالی پدید آمد، به‌ویژه در حوزهٔ خدماتی که از طریق پلتفرم‌های دیجیتال سازمان می‌یابند (حمل‌ونقل، خدمات تحویل، واردات/صادرات). این روند به‌خصوص در اقتصادهایی رشد کرد که نزدیک به نیمی از نیروی کارشان در بخش غیررسمی فعال است، و در برخی کشورها—مانند بولیوی، اکوادور و پرو—حتی بیش از ۷۰ درصد. (9) اکثریت این گروه را زنان و مردان جوانِ ساکن شهرها تشکیل می‌دهند.

افزایش فردی‌شدنِ کار مزدی، گرایش به انزوا و تک‌افتادگی را نیز تقویت می‌کند: هر کس به حال خود رهاست. این امر پیامدهای اجتماعی و سیاسی دارد که از جمله در تکه‌تکه‌شدن پایگاه رأی‌دهندگان نمود می‌یابد. هرچه چشم‌انداز بهبود موقعیت اجتماعی–اقتصادی فردی مبهم‌تر باشد، ردّ دولت‌های پیشین قاطع‌تر و نهایی‌تر می‌شود. (10)

نکتهٔ مهم دیگر این است که زنان در جوامع آمریکای لاتینِ قرن بیست‌ویکم هرچه بیش‌تر دیده می‌شوند. از نظر جمعیتی در اکثریت‌اند؛ دسترسی‌شان به آموزش عالی و دانشگاه و به بازار کار به‌طور محسوسی بهبود یافته؛ و در حوزهٔ حقوق فردی و جمعی—به‌ویژه در زمینهٔ خودمختاری جنسی و باروری—پیشرفت‌های قابل توجهی حاصل شده است.

در برابر این تحولات، نیروهای محافظه‌کار، مذهبی و سنت‌گرا دیدگاه‌های ارتجاعی خود را دربارهٔ جایگاه زنان در جامعه تبلیغ می‌کنند. این امر—در شرایط افول اقتصادی—به بادبان احزاب راست افراطی باد بیشتری می‌دهد.

در سال ۲۰۲۶ در سه کشور مهم آمریکای لاتین انتخابات برگزار می‌شود: کلمبیا (مارس و مه)، پرو (آوریل) و برزیل (اکتبر). در برزیل و کلمبیا، دولت‌های چپ می‌کوشند دستاوردهای خود را در برابر احزاب راستِ قدرتمند و انتقام‌جو حفظ کنند. با توجه به این وضعیت، می‌توان انتظار داشت که دونالد ترامپ به‌زودی پیام‌های بیشتری روانهٔ آمریکای لاتین کند.

یادداشت‌ها

۱. نقل در: گریس لیوینگستون، حیاط‌خلوت آمریکا: ایالات متحده و آمریکای لاتین از دکترین مونرو تا جنگ علیه ترور، نیویورک، ۲۰۰۹.
۲. فرانسیسکو سانچس، «واکنش دونالد ترامپ به پیروزی خوسه آنتونیو کست در شیلی»، ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵.
۳. موریس لوموئن، «رویارویی در هندوراس»، نوامبر ۲۰۲۵.
۴. «هندوراس بیش از ۱۱ میلیارد دلار حواله دریافت کرده است»، لا پرنسا، ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵.
۵. اخبار سازمان ملل، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵.
۶. «ونزوئلا: آمریکا قصد توقیف نفتکش دیگری را دارد»، رادیوی آلمان، ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵.
۷. «راهبرد امنیت ملی ایالات متحدهٔ آمریکا»، کاخ سفید، ۵ دسامبر ۲۰۲۵.
۸. وینسنت اورتیس، «اکوادور؛ آزمون موردی»، دسامبر ۲۰۲۵.
۹. «گزارش بازار کار آمریکای لاتین و کارائیب ۲۰۲۵»، سازمان بین‌المللی کار، ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵.
۱۰. مائل ماریِت و فرانک پوپو، «بولیوی—چرخش از چپ»، نوامبر ۲۰۲۵.

ترجمه از آلمانی
ترجمه از فرانسه به آلمانی: سابینه یاینسکی
نوشتهٔ کریستوف ونچورا، دبیر تحریریهٔ لوموند دیپلماتیک، پاریس
لوموند دیپلماتیک، ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد