logo





ضرورت انقلابی بودن در شرایط انسداد، معیارها و مرزها

سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ - ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵

الف. کیوان

در ایران امروز، انقلابی بودن را نمی شود به یك رویای دور، یا به یك لحظه انفجاری، یا به یك سبك گفتار تقلیل داد. انقلابی بودن یك جهت گیری است كه همزمان به تحلیل و به عمل مربوط می شود، هم به فهم ساختارها و هم به ساختن نیروی اجتماعی. در شرایطی كه بحران های اقتصادی و زیستی و جنگی در مقیاس جهانی تشدید شده اند، و در داخل كشور هم انسداد سیاسی، سركوب، فرسایش اعتماد، و فشار معیشتی به هم گره خورده اند، آنچه وزن بیشتری پیدا می‌كند انقلابی بودن است، یعنی توان دیدن واقعیت از زاویه طبقه و قدرت، و توان تبدیل این دیدن به سازمان، برنامه، و مداخله جمعی.

زمینه جهانی امروز فقط پس زمینه نیست، بلكه جزئی از ماده خام سیاست در ایران است. نظامی سازی، تحریم، بحران زنجیره های تولید و مبادله، و رقابت بلوك ها، همه مستقیم بر زندگی روزمره و بر امكان های كنش سیاسی اثر می گذارند. در چنین جهانی، اگر تفكر سیاسی به سطح تفسیرهای رسانه ای یا جدال های اخلاقی فروكاسته شود، نمی تواند پاسخ بدهد كه چرا فشارها دائما بازتولید می شوند، چرا دولت ها در بحران های عمیق تر می روند، و چرا نابرابری و سركوب شكل های تازه پیدا می‌كنند. از طرف دیگر، اگر عمل سیاسی از تحلیل جدا شود، به موج های كوتاه، واكنش های شتاب زده، یا قهرگرایی بی هدف می لغزد، و در نهایت هم سرمایه اجتماعی را می سوزاند، هم نیروی سازمان یافته تولید نمی‌كند.

از همین رو، انقلابی بودن در این متن به معنای وحدت دو بعد است، تفكر انقلابی و عمل انقلابی.

تفكر انقلابی یعنی روش دیدن، تحلیل مشخص از شرایط مشخص، تشخیص تضاد اصلی و تضادهای فرعی، فهم جایگاه دولت و دستگاه سركوب، و فهم نسبت ایران با نظام جهانی و امپریالیسم.

عمل انقلابی یعنی سازماندهی پایدار، ساختن تشكل های پاسخگو، پیوند دادن مبارزه های پراكنده، و طراحی تاكتیك هایی كه بتوانند نیرو بسازند، نه این‌كه فقط صدا تولید كنند. تفكر بدون عمل به خطابه و تفسیر تبدیل می شود، عمل بدون تفكر به واكنش و فرسایش.

نقطه شروع كلاسیك این بحث هنوز هم یك خط‌كشی روشن به دست می دهد. ماركس در جمع بندی تجربه كمون پاریس نشان می دهد كه طبقه كارگر نمی تواند صرفا ماشین دولتی آماده را در دست بگیرد و با همان سازوكارها به هدف رهایی برسد. همین نكته مرزبندی بنیادی با اصلاح طلبی از بالا و با خوانش های سوسیال دمكراتیك از دولت را روشن می‌كند، چون در آن گرایش ها معمولا این فرض پنهان وجود دارد كه با مدیریت بهتر، جابه جایی افراد، یا قانونگذاری از بالا، می توان همان دستگاه را در خدمت اكثریت قرار داد، بدون اینكه شكل قدرت و سازوكار بازتولید آن تغییر كند. اینجا مسئله این است كه انقلابی بودن، قبل از هر چیز، توهم بی طرفی دولت را كنار می گذارد و به جای اتكا به نخبگان و شكاف های بالا، مسئله را روی نیروی اجتماعی از پایین می گذارد.

اما همین خط كشی، به معنای كنار گذاشتن عرصه های علنی و قانونی نیست. اینجا نظر انگلس مهم است.

انگلس در مقدمه ١٨٩٥ بر مبارزات طبقاتی در فرانسه، تجربه جنبش كارگری را طوری جمع بندی می كند كه نشان دهد شرایط تاریخی می تواند وزن شكل های مبارزه را عوض كند. او به كار قانونی، استفاده از انتخابات، و بهره بردن از روزنه های علنی به عنوان امكانی برای رشد نیرو و گسترش نفوذ اشاره می كند. همزمان، همین تجربه یادآور می شود كه این عرصه ها اگر به جای ابزار به هدف تبدیل شوند، یا اگر جایگزین سازماندهی از پایین شوند، نتیجه اش توهم به اصلاح از بالا و فرسودن نیروی اجتماعی است. در این نگاه، معیار ثابت می ماند، هر شكل علنی فقط وقتی ارزش دارد كه به ساختن نیروی مستقل، آگاهی، همبستگی، و تشكل های پایدار كمك كند.

لنین این نسبت میان تفكر و عمل را با یك اصل ساده و سخت گیرانه بیان می كند، بدون نظریه انقلابی، جنبش انقلابی شكل نمی گیرد.

این جمله اگر درست فهمیده شود، به معنای كتابی كردن سیاست نیست، به معنای این است كه عمل سیاسی باید روی تحلیل سوار باشد و تحلیل هم در عمل آزمون شود. در شرایط سركوب و پراكندگی، این اصل شكل مشخص تری پیدا می كند، سازماندهی، آموزش كادر، تقسیم كار، امنیت، و استمرار، به همان اندازه مهم می شوند كه شعار و موضع گیری. به همین دلیل، انقلابی بودن در ایران امروز بیش از هر زمان دیگر با توان پیوند دادن چهار محور سنجیده می شود، آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی. جدا كردن هر كدام از این چهار محور از بقیه، یا جامعه را به سازش در چارچوب سركوب هل می دهد، یا مبارزه را به سیاست مجرد و دور از زندگی مردم تبدیل می كند، یا به وابستگی به بیرون راه می برد، یا عدالت را به وعده های اداری تقلیل می دهد.

در كنار اینها، یك اصل اخلاقی و سیاسی هم باید از ابتدا روشن باشد، وسیله ها باید قابل دفاع باشند و اعتماد جمعی را نسوزانند. سیاست اگر به دروغ سیستماتیك، حذف درون جریانی، تخریب شخصیتی، یا به خرج كردن امنیت دیگران برای برد لحظه ای متكی شود، حتی اگر كوتاه مدت نتیجه ای نشان بدهد، در بلندمدت ظرف جمعی را از درون می پوساند. اینجا همان خط قرمز روشن می نشیند، هدف وسیله را توجیه نمی كند. انقلابی بودن یعنی رادیکال بودن در هدف، و مسئول بودن در وسیله، یعنی تاكتیك هایی كه هم نیرو بسازند، هم پاسخگو باشند، هم به بلندمدت فكر كنند.

در نهایت، این متن قرار نیست انقلاب را به عنوان یك رخداد قطعی یا یك نسخه حاضر و آماده تصویر كند. موضوع این است كه انقلابی بودن در ایران امروز چه معنای دقیقی دارد و چگونه می شود آن را معطوف به عمل كرد. برای همین، ادامه مقاله بر اساس دو ستون پیش می رود، تفكر انقلابی، یعنی چارچوب تحلیل، و عمل انقلابی، یعنی چارچوب سازماندهی و تاكتیك. هدف این است كه خواننده در پایان با یك نقشه روشن از معیارها روبرو باشد، معیارهایی كه بتوان با آنها هم خطوط سیاسی را سنجید، هم انتخاب های عملی را.

وحدت تفكروعمل انقلابی

انقلابی بودن وقتی از سطح شعار جدا می شود كه به صورت یك وحدت فهمیده شود، وحدت تفكر و عمل. تفكر انقلابی ابزار دیدن است و عمل انقلابی ابزار ساختن. اگر تفكر از عمل جدا شود، سیاست به تفسیر و خطابه فرو می كاهد. اگر عمل از تفكر جدا شود، كنش سیاسی به واكنش های شتابزده، موج های کوتاه، یا قهرگرایی بی هدف تبدیل می شود. پس مسئله اصلی این است كه تفكر انقلابی چگونه به عمل انقلابی ترجمه می شود و عمل انقلابی چگونه دوباره تفكر را دقیق تر می كند.

تفكر انقلابی از این نقطه شروع می كند كه جامعه را نه با معیار شخصیت ها و رویدادهای پراكنده، بلكه با معیار طبقه و قدرت می بیند. این نگاه می پرسد چه نیروها و چه لایه هایی از طبقات در موقعیت تصمیم گیری و سود قرار دارند، چه ائتلاف هایی نظم موجود را نگه می دارند و كدام گروه ها هزینه های آن را می پردازند.

بحران در این چارچوب صرفا نتیجه خطای مدیریت یا بدشانسی نیست، بلكه محصول رابطه ای است میان مالكیت، انباشت، و قهر سیاسی. به همین دلیل، تفكر انقلابی به جای كلی گویی، تضادهای مشخص را روشن می كند و می كوشد از دل آنها خط روشن بسازد، خطی كه بتواند نیرو جمع كند و اولویت بسازد.

از اینجا عمل انقلابی آغاز می شود، عمل انقلابی پیش از هر چیز سازماندهی است، نه موج. سازماندهی یعنی ساختن تشكل های پاسخگو، تقسیم كار، آموزش، استمرار، و انتقال تجربه. در شرایط سركوب، عقلانیت امنیتی لازم است، اما نباید به فلج شدن تبدیل شود. كار جمعی باید هم قابل تكرار باشد و هم هزینه انسانی را كم كند، چون دوام مبارزه از برد لحظه ای مهم تر است. در این مسیر، چهارگانه آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی فقط وقتی نیرو می سازد كه به خواست های مشترك حداقلی ترجمه شود، خواست هایی ساده، قابل فهم، و قابل دفاع، كه بتوانند نیروهای آزادیخواه و مترقی را كه امروز جدا از هم و بدون هماهنگی عملی و تشكل های پاسخگو عمل می كنند، به همسویی واقعی برسانند و به كار جمعی پایدار گره بزنند.

طیف غیر انقلابی در چپ امروز

در چپ امروز، با وجود تفاوت های واقعی، یك طیف گسترده دیده می شود كه نتیجه كارش در تفكر و عمل، از انقلابی بودن فاصله می گیرد. نه به این معنا كه همه چیزش نادرست است، بلكه به این معنا كه یا افق تغییر ساختاری كمرنگ می شود، یا ابزارهای نیرو سازی و سازماندهی پایدار ساخته نمی شود، یا هر دو.

در سطح تفكر، این فاصله گرفتن معمولا از چند لغزش شناخته شده می آید. گاهی سیاست به واكنش خبری و تفسیر رسانه ای فرو می كاهد و تحلیل به دنبال رخدادها می دود. گاهی نقد به اخلاق گرایی تبدیل می شود و به جای تبیین سازوكارهای قدرت، فقط داوری تولید می كند. گاهی هم در بخشی از این طیف، نگاه مدیریت گرا یا حقوقی پررنگ می شود و این تصور شكل می گیرد كه با سازوكارهای رسمی و تنظیمات از بالا می توان بن بست ها را شكست، بدون آنكه مسئله نیرو و سازمان از پایین محور شود. نتیجه مشترك این لغزش ها این است كه تفكر سیاسی به جای اینكه خط روشن بسازد، پراكنش و دوگانگی تولید می كند.

در سطح عمل، نشانه اصلی فاصله گرفتن از انقلابی بودن این است كه سازماندهی پایدار جایش را به كنش های مقطعی می دهد. كارزار رسانه ای یا كنش نمادین، بدون اتصال به تشكل های پاسخگو و ظرف های قابل تكرار، سریع فرسوده می شود. از دل همین فرسایش، پراكندگی دوام پیدا می كند و امكان شكل دادن به جبهه واحد پاسخگو حول خواست های مشترك حداقلی تضعیف می شود.

مرزهایی برای عمل انقلابی

عمل انقلابی وقتی به سیاست پایدار تبدیل می شود كه محورش نیرو سازی از پایین باشد، نه بازنمایی و نه برد لحظه ای. هر تاكتیك، هر روزنه علنی، و هر شكل مداخله فقط تا جایی معنا دارد كه به سازماندهی قابل تكرار، افزایش توان دفاع جمعی، و رشد تشكل های پاسخگو كمك كند.

در این چارچوب، آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی یك بسته یگانه است و جدا كردن آنها از هم، هم در سطح تحلیل خطا می سازد و هم در سطح عمل به بن بست می رساند، چون یا به سازش در چارچوب سركوب می لغزد، یا به وابستگی بیرونی، یا به عدالت اداری، یا به صلح منفعل. از همین رو، سیاست انقلابی ناگزیر است این چهارگانه را به خواست های مشترك حداقلی ترجمه كند و آنها را به كار جمعی پایه دار پیوند بزند. مرز عملی این مسیر هم در روش است، ابزارها تقدس ندارند، اما حذف مطلق ابزارها هم توده ها را كنار می گذارد، پس معیار همواره سنجش اثر سیاسی است، نه وفاداری به یك شكل مبارزه. و چون سیاست بدون اعتماد و پاسخگویی دوام ندارد، وسیله ها باید قابل دفاع باشند، یعنی هیچ بردی نباید با سوزاندن اعتماد جمعی، امنیت دیگران، و تشكل های نوپا خریداری شود.

نتیجه گیری

در این مقطع، بحث بر سر انقلاب به عنوان یك رویداد نیست، بلكه بر سر انقلابی بودن است، یعنی توان ساختن یك مسیر پایدار در دل بحران و سركوب. انقلابی بودن وقتی واقعی می شود كه به جبهه واحد پاسخگو گره بخورد، جبهه ای كه حول خواست های مشترك حداقلی شكل بگیرد و نیروهای آزادیخواه و مترقی را از حالت جدا از هم، به همسویی عملی برساند. معیار هم ساده است، هر گام باید به نیروی مستقل از پایین اضافه كند، نه اینكه جامعه را به انتظار تغییر از بالا یا به هیجان های كوتاه مدت بسپارد. در این چارچوب، آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی یك بسته واحد است و فقط وقتی نیرو می سازد كه به مطالبات مشخص و قابل دفاع ترجمه شود و به سازماندهی پایدار وصل بماند.

نتیجه این است كه انقلابی بودن در ایران امروز نه یك كلمه بزرگ، بلكه یك روش است، روش دیدن و روش ساختن. روش دیدن یعنی تحلیل طبقاتی، فهم دولت و امپریالیسم، و تشخیص اولویت ها. روش ساختن یعنی سازماندهی پایدار، پیوند دادن آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی به مطالبات مشخص، و انتخاب تاكتیك هایی كه نیروی مستقل از پایین را زیاد كنند. اگر این دو كنار هم بمانند، سیاست از چرخه امید و ناامیدی بیرون می آید و به یك روند پایدار تبدیل می شود. اگر از هم جدا شوند، یا به تفسیر بی اثر می رسد یا به كنش فرساینده. این مقاله بر همین وحدت تكیه دارد، چون در شرایط امروز، تنها چیزی كه می تواند از دل بحران، افق واقعی بسازد، همین وحدت تفكر انقلابی و عمل انقلابی است.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد