logo





مهمانِ ماهم امشب

چهار شنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵

رضا بی شتاب



برای دخترِ زیبایِ تنها و نگاهش... نگاهش...

مهمانِ ماهم امشب؛ زیبایِ من کجایی!
بازآ عزیزِ زیبا؛ در جامِ جان ندایی
اینجا نفس گرفته هر سو به رنگِ سوگی
برگانِ خسته بنگر در حسرتِ صبایی
اندوه وُ بی قراری جانها به لب رسانده
ای نورِ دیدۀ دل ای ماهِ ما هُمایی
تاریکی وُ تباهی بگرفته راهِ رفتن
جانها عجینِ رنج اند فردایِ بی بقایی
زنجیرِ زجر وُ جادو بر دست وُ پای مردم
آغشته عشقِ شبگیر شب نامه اش فنایی
خشکیده شبنمِ اشک بر گونه های گُلنار
گردابِ نامرادی گیتی نما لوایی
هجران وُ زخمِ کاری دردی مُدام وُ جاری
هر خانه رودِ خونست؛ اما کجا دوایی
تنها نگاه وُ یادت افسونِ بی پناهی
ای ماهِ آسمانی افسرده از جدایی
شَهرَت در آتشی سوخت آیینه ات شکستند
نه یار وُ نه دیاری؛ ای ماهِ ما نوایی!
لُکنت گرفته واژه؛ از ترس وُ از سیاهی
ای نورِ چشمِ عاشق از ما چرا سوایی
می سوزد از غمِ تو؛ برگِ سکوتِ دفتر
چیزی نوشته شاید در مرگِ گُل عزایی
تعلیقِ عقل وُ هستی!؟ ای دشمنانِ شادی
طاعونِ زندگی ها از تیرگی ثنایی
قهقاهِ مرگ وُ وحشت پیچیده در زمانها
حیرت به گریه آمد از صبر وُ بی صدایی
تحریمِ روحِ باغ اند صورتگرانِ مرگ اند
بر بومِ باغِ دلها آتش شود جزایی
گر گُل شکوفه آرَد یا غنچه ای بخندد
با بوسه های عاشق شلاقِ غم سزایی
گر شوق وُ رغبتِ عشق در سینه ای بجوشد
پنهان وُ آشکارا نازل شَوَد بلایی
تا ما فقط تماشا؛ در گوشه ای نشستیم
جز این چه انتظاری؛ زین زاهدِ هُدایی
تا در حصارِ حیله؛ جا خوش کُنَد حقیقت
هر مُستبد به مَسند؛ در کارِ خود خدایی
راهِ گریز وُ ماندن از هر طرف در آتش
هر جستجو سَرابی؛ ای گورِ گُم سرایی
اما امیدِ مایی؛ ای عشقِ کهکشانی
بازآ نگارِ دلبند؛ محبوبِ ما رهایی...

سه شنبه 25 آذرماه 1404///16 دسامبر 2025


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد