logo





شعری از ویلیام وردزور

به شکرانه مهربانی و ملاطفت‌اش ...

ترجمه از نسیم خاکسار

يکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴ - ۰۷ دسامبر ۲۰۲۵



شعری از ویلیام وردزورث William Wordsworth ( شاعر انگلیسی .قرن هیجدهم و نوزدهم)

ترجمه این شعر برای محمود معمارنژاد عزیز و با یاد دو گل زیبای او: آیدا و آناهیتا

اگرچه آن رخشانی نور
که زمانی روشنایی بسیار خیره کننده‌ای داشت
اکنون برای همیشه
از برابر چشمانم دور شده
اگرچه هیچ چیز نمی‌تواند
آن زمان علفزار در شکوه
و آن گل تابان را
به من بازگرداند
اما حسرتی نیست
زیرا ما توانایی‌هایی خواهیم یافت
در آنچه از آن برایمان بجا مانده
در آن صمیمیت ابتدائی
که بوده و همواره خواهد بود
در آن افکار تسلی دهنده
که از رنج‌های بشری بیرون می‌تراود
از آن باوری که به مرگ نگاه می‌کند
به شکرانه دل انسانی
که از آن زندگی داریم
به شکرانه مهربانی و ملاطفت‌اش
شادی‌اش، ترس‌اش
برای من اکنون
ناچیزترین گل‌ها
هنگام که می شکوفند
می توانند اندیشه‌هایی به من ارزانی دارند
در لایه‌ای بسیار عمیق تر از اشک ریختن.

تاریخ نوشتن شعر. ۱۸۰۷- ۱۸۰۴


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد