مادر بدبخت! Madre infeliz! از مجموعه «فجایع جنگ» شماره ۵۰ ∙ ۱۸۱۲–۱۸۱۴ (عکس: لندن، موزه بریتانیا، ۱۹۷۵)
گویا؛ روح زمان
(به بهانه انتشار مجموعه آثار حکاکی گویا)
نوشته: سابینه اولمان
۵ اکتبر ۲۰۲۵
گویا ؛ از نظر هنری گرانمایه و متأسفانه کاملاً بهروز است. وقتی نام گویا را میشنوید، به چه چیزی فکر میکنید؟ مدت زیادی از آن زمان گذشته، فضایی تاریک، اسپانیا، از دل روکوکو مستقیم به سوی رمانتیسم؟ اگر همین به ذهنتان میرسد، بد نیست! اما اگر بخواهید عمیقتر به هنرمندی بپردازید که میتوانست با همان مضامین در زمان حال نیز نقاشی کند، باید به سراغ کتاب تصویری بینظیر "گویا" بروید.
گویا اگر امروز زنده بود، چه تیپی میداشت؟ روزنامهنگاری با زمینهی هنری؟ پژوهشگری دقیق؟ یا شاید سیاستمداری جسور؟ هرچه بود، همه چیز از
هشتاد چاپ حکاکی مرموز آغاز شد که فرانسیسکو دِ گویا در سال ۱۷۹۷ شروع به خلق آنها کرد؛ آثاری که مسیر کارش را بهطور ریشهای دگرگون کردند و او را به شهرت جهانی رساندند. مجموعهای که با عنوان
«کاپریچوس» (Caprichos)
گویا ؛ از نظر هنری گرانمایه و متأسفانه کاملاً بهروز است. وقتی نام گویا را میشنوید، به چه چیزی فکر میکنید؟ مدت زیادی از آن زمان گذشته، فضایی تاریک، اسپانیا، از دل روکوکو مستقیم به سوی رمانتیسم؟ اگر همین به ذهنتان میرسد، بد نیست! اما اگر بخواهید عمیقتر به هنرمندی بپردازید که میتوانست با همان مضامین در زمان حال نیز نقاشی کند، باید به سراغ کتاب تصویری بینظیر "گویا" بروید.، به معنی «بوالهوسیها» یا «هوسها»، شناخته میشود؛ کاری از نقاش پرترههای درباری، نقاش مخصوص دربار و عضو افتخاری آکادمی هنرها. آثارش تأثیری ماندگار بر جای گذاشتهاند – تأثیری که تا امروز نیز ادامه دارد.
در کاپریچوس، گویا جامعهای را بازمیتاباند که از هم گسیخته است؛ جامعهای گرفتار رذایل، خودخواهی و فریب. این تصویر برایتان آشنا نیست؟ در کنار اشراف، راهبان و قاضیان، در این تصاویر تبعیدیان، دیوانگان، روسپیان، هیولاها و موجودات افسانهای سرگرداناند؛ چهرههایشان آکنده از ترس و رنج. اینجا با کابینهای از وحشت روبهرو هستیم – کابینهی حماقت، خودسری و جنون مذهبی. باز هم آشنا نیست؟
یواخیم پیوخ (Jochen Pioch) در مجلهی Geo Epoche بیش از ده سال پیش اینگونه نوشت. با این حال، آن زمان این چهرهها به نظرمان دورتر میآمدند… تا امروز.
گویا: مجموعهی کامل چاپها – آثار گرافیکی کامل
آفرینشِ شگفتیها
سال ۱۷۹۷: گویا تازه از بیماریای جان به در برده بود که نزدیک بود جانش را بگیرد — پس چندان عجیب نیست که حال و هوای خوشی نداشت. با نگاهی تیزبین و قوهی تخیل شگرف، او در چاپهای خود روح اسپانیا را در آن دوران پرآشوب به تصویر کشید. اکنون، با انتشار کامل مجموعهی ۲۸۷ اثر حکاکی و لیتوگرافی او در انتشارات Taschen، میتوان کارنامهی هنرمندی را دید که در آستانهی قرن نوزدهم از رویارویی با ژرفای حماقت، ریا، خشونت و قدرت انسان نهراسید.
او در سال ۱۷۹۹ باور داشت:
«تخیلِ بیعقل، هیولا میآفریند؛ اما وقتی با عقل همراه شود، هنر راستین پدید میآورد و شگفتی میآفریند.»
وحشیها! Barbaros! از مجموعه «فجایع جنگ» شماره ۳۸ ∙ ۱۸۱۰–۱۸۱۴(عکس: لندن، موزه بریتانیا، ۱۹۷۵)
فرانسیسکو دِ گویا، یکی از نوآورترین نقاشان و گرافیستهای اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، آثاری از خود برجای گذاشت که شاهکارهای مسلم در تاریخ چاپ هنری مدرن به شمار میروند. او در آغاز کار خود، پس از آموزش در اسپانیا و ایتالیا، به عنوان نقاش اول دربار کارل چهارم منصوب شد. در آثارش، گویا ایدههای پیشرو روشنگری را با واقعیت خشن زمانهاش در گفتوگویی پرتنش درآمیخت.
چه در آثار تکبرگی مانند اثر تکاندهندهی «دارزن» (Der Garrottierte) یا اثر باشکوه «غول نشسته» (Der sitzende Gigant) و چه در مجموعههای مشهورش — کاپریچوس طنزآمیز، فجایع جنگ (Desastres de la Guerra) بیرحم، تائورماکیا (Tauromaquia) پرانرژی و دیسپاراتس (Disparates) کابوسوار — گویا هم نور و هم سایههای دنیایی در حال دگرگونی را ثبت کرد، دنیایی که در آن فرد غالباً قربانی خشونت، خرافات یا قدرت حاکم بود.
فریادی در مس
شادمانی در آثار او یافت نمیشود، چرا که این آثار تنها بازتاب جامعهی اسپانیا نبودند، بلکه اعتراض، تأمل و هشدارهایی حکاکی شده بر صفحات مس بودند. مجموعهی برجستهی ۲۸۷ حکاکی و لیتوگرافی که توسط خوزه مانوئل ماتیا و آنا رویتر گردآوری شده، تمامی آثار چاپی گویا را شامل میشود، از جمله نسخههایی که تحت نظارت مستقیم او خلق شدهاند و چاپهای نادری از مجموعههای منتشرنشده.
نویسندگان این کتاب تصویری عظیم واقعاً زحمت کشیدهاند:
* آنا رویتر در رشتهی تاریخ هنر از دانشگاه فیلیپس ماربورگ دکترا گرفت و در پروژههای متعدد نمایشگاهی اسپانیایی و بینالمللی و نیز انتشار آثار علمی دربارهی هنر اروپایی و اسپانیایی مشارکت داشته است. او بهعنوان پژوهشگر مستقل، دربارهی فرانسیسکو گویا و طراحیهای استادان قدیم تحقیق میکند.
* خوزه مانوئل ماتیا رئیس مجموعهی گرافیک پرادو است و پیش از این فعالیتهای Calcografía Nacional de la Real Academia de Bellas Artes de San Fernando در مادرید را هماهنگ میکرد. حوزهی تخصصی او طراحیها و چاپهای گویا و حکاکیهای سده هفدهم است.
این کتاب با توضیحات دقیق دربارهی هر اثر چاپی و مقالات عمیق ماتیا و رویتر، نتیجهی بیش از دو قرن پژوهش علمی و روایتی بصری و تأثیرگذار از هنر گویا است.
بهروزتر از همیشه
گویا جهان را تنها نشان نداد؛ او آن را برید، بررسی کرد و تنش میان عقل و جنون، عدالت و بیرحمی، امید و ناامیدی را آشکار ساخت. گویا فقط هنرمندی از قرن هجدهم یا نوزدهم نیست — گویا متأسفانه بسیار معاصر است و آینهای جلوی ما میگیرد که ای کاش هرگز مجبور نمیشدیم آن را دوباره از کشو بیرون بیاوریم.
منبع ntv.de