logo





گیدئون لِوی

«نفرین مقدس »، مشخص کننده اسرائیل کنونی است:
محدودیت جهانی، تغییر سیاست در غزه و نظمِ نوین

برگردان : بهروز عارفی

دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴ - ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵



هَآرِتس، ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵

خبر خوب هم چون ودیعه ای است آسمانی. در حالی که رسانه‌ها هر چیزی را به عنوان شکست و فاجعه تلقی می‌کنند، مدت‌هاست که چنین دگرگونیِ امیدبخشی را تجربه نکرده بودیم.

این دگرگونی‌ها را در زیر می آوریم: بین المللی شدن بی اندازه ی مناقشه اسرائیل- فلسطین ؛ تصویب قطع نامه ای جدید در شورای امنیت سازمان ملل متحد که مسیر درستی را طی میکند؛ اسرائیل با سرعت دلگرم‌کننده‌ای به جنبههای واقعیاش برمی‌گردد و سرنوشت فلسطینی‌ها به طور فزاینده‌ای از سلطه انحصاری آن خارج می‌شود. نمیتوان بیش از این توقع داشت. آنچه در اسرائیل به عنوان یک سلسله شکست‌های تحقیرآمیز ارائه می‌شود، در واقع مجموعه‌ای از دگرگونیهای نویدبخش است.

مهمترین آنها، ترمیم وضعیت اسرائیل در گسترهی واقعی آن است. ابرقدرت جایگاه ابرقدرتیاش را و دولت سرسپردهی آن جایگاه واقعیاش را دوباره بازیافته است. وضعیت مبهمی که دشوار است تشخیص داد که کدام یک از بازیگران، وابسته بوده ، و پیچیدگی نقش‌ها بین ابرقدرت و دولت سرسپرده که ده‌ها سال ادامه داشت، از میان رفته است. این خبر خوبی برای اسرائیل است.

جنون خودبزرگ‌ بینی فروکِش کرده است، توهم عظمت و قدرت مطلقه دولت به پایان رسیده است. این چیز خوبی است. اسرائیل دیگر نمی‌تواند هر کاری که دلش ‌خواست انجام دهد. نسل‌کشی در غزه باید پایان می‌یافت - نه به این دلیل که نتانیاهو، نخست وزیر خواهانش بود، بلکه به این دلیل که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، دستور آن را داده بود. بدون او شاید قتل عام ادامه می‌یافت.

فروش جنگنده‌های اف-۳۵ به عربستان سعودی را به مثابه "شکست" تلقی میکنند، اما لزوماً این یک شکست نیست. تمرکززدایی تسلیحاتی در منطقه ممکن است به مهار اسرائیل منجر شود، اسرائیلی که تاکنون مثل قلدری رفتار کرده که همه باید از او ترس داشته باشند: بمباران و ترور در سراسر منطقه، نقض هرگونه حاکمیتی در منطقه، به عبارت دیگر، انجام کارهایی که بدون هیچ مجازاتی، مرتکب شده است.

این وضعیت به پایان رسید و این برای اسرائیل خوب است زیرا بسیاری از فاجعههایی که بر سرش آمد، نتیجه مستقیم تکبر و پرخاشگری اش بود، گویی هیچ کشور دیگری وجود نداشت. ازین پس، چنین نیست. اسرائیل تنها کشور بین دولتهای مجاور نخواهد بود که پیشرفته‌ترین جت جنگنده جهان را در اختیار دارد، و پیش از هر بمبارانی در منطقه، مجبور است کاملاً مراقب باشد.

سپردهشدنِ وضعیت غزه به ایالات متحده نیز نکتهی مثبتی است. به مدت دهها سال، و به ویژه در دو سال گذشته، شاهد بودیم که اسرائیل قادر به انجام چه کارهایی در باریکه غزه است. نتیجهی آن، تبدیل غزه به گورستانی است. بازیگر جدیدی وارد صحنه شده است؛ باید دید که او چه کارهایی می‌تواند انجام دهد. به نظر نمیرسد که بدتر از اسرائیل عمل کند.

امکان دارد که جلوگیری از استیلای اسرائیل بر غزه، به روند مشابهی در کرانه باختری منجر شود. این چشمانداز به یک رویا بیشتر شباهت دارد. استقرار یک نیروی چندملیتی در کرانه باختری می‌تواند به وضعیت درماندهی ملتی پایان دهد که بدون هیچ حمایت و هیچ حقوقی زندگی می‌کند، در حالی که بی‌وقفه مورد تجاوز ملت دیگر واقع میشود. این دیدگاه غیرقابل دسترسی تلقی میشد، اما ممکن است روزی به واقعیت بدل شود.

در همین حال، ایالات متحده در حال تحکیم رابطه خود با عربستان سعودی است. این کار چه ضرری برای اسرائیل دارد؟ اکنون، اسرائیل خواستار جبران از دست دادن «برتری کیفی نظامی» اش است، گویی این [برتری] نیز به مثابه "وعده الهی" برای مالکیت انحصاری‌ بر این سرزمین، به او داده شده است. اسرائیل بر چه اساسی فکر می‌کند که فقط او حق دارد خود را تا بن دندان مسلح کند؟

هرگاه که رویدادی مطابق میل اسرائیل نباشد، حمله می‌کند، آشکارا آتشبس را نقض میکند، دست به ترور و اقدامات تروریستی میزند: اسرائیل نه فقط فکر میکند که همه چیز برای او مجاز است، بلکه معتقد است که هیچ کس دیگری به غیر از این کشور، چنین حقی ندارد.
این طرز تفکر اسرائیل را به فساد کشانده است، که شاید اکنون به پایان برسد. شاید، اسرائیلی با جاه‌طلبی‌های کمتر و رفتاری فروتنانه، و با داشتنِ سلاح‌های تهاجمی کمتر، بخت بیشتری برای پذیرفته شدن در منطقه را داشته باشد.

در سال ۱۹۷۰، شَبتای تِوِث، مورخ اسرائیلی، کتاب خود را با عنوان «سعادت نفرین‌شده: داستان اشغال کرانه باختری توسط اسرائیل» ، به زبان عبری و انگلیسی منتشر کرد. این کتاب درباره هزینهی سنگینی بود که اسرائیل برای پیروزی خود در جنگ شش روزه ۱۹۶۷ پرداخت. اکنون زمان «نفرین مقدس» فرا رسیده است: این نفرین‌ها نیستند که بر ما نازل می‌شوند، بلکه شاید نعمت‌هایی باشند که پایان دوران مسیحایی‌گرایی [موعودگرائی] و غرور نسبت به همه را نوید می‌دهند. آغاز بازگشت به واقعیت.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد