“امیر کریمی” از سران پژاک، اظهار نظرهائی بسیار نخ نما در باره احزاب فعال در صحنه سیاست کُردستان، را علنی کرده است. تمرکز اصلی بر سابقه و تاریخ احزاب سیاسی “کلاسیک” در کردستان ایران است.
بسیار قابل انتظار بود که این لجن پراکنی ها با اعتراضات وسیعی مواجه شود. اما به گمان من بحث از صرف اظهارات “غلط” و پرتاب کردن برچسب ها از جانب جناب امیر کریمی، بسیار فراتر است. مطالبه اینکه رهبری پژاک آن اظهارات را “پس بگیرد”، مساله را به تصحیح یک اشتباه “معرفتی” و “لپی” یکی از سران پژاک تنزل دادن است.
به نظر من پژاک یک پروژه است شبیه پدیده ای مثل حماس در قبال سازمانهای “کلاسیک” جنبش فلسطین.
افشاگری "احزاب کلاسیک" کردستان عین بحث امیر کریمی است.
اگر سیر تاریخی مهندسی حماس را توسط اسرائیل تعقیب کنیم، بروشنی میتوان فهمید که به حاشیه انداختن سازمانها و احزاب “کلاسیک”، برای مثال سازمان آزادیبخش فلسطین، الفتح، جبهه خلق برای آزادی فلسطین، جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین، و…یک پروژه پیچیده و کار شده دوائر امنیتی اسرائیل، جمهوری اسلامی، آمریکا و ام آی شش(MI6)است. در نگاه به اوضاع فعلی خاورمیانه و مساله فلسطین، این پروژه توانسته است از آن سازمانهای کلاسیک در فلسطین و شخصیتهای سیاسی آن احزاب، یک تصویر گنگ، غیر فعال، حاشیه ای و تقریبا هضم شده در تحولات به افکار عمومی جهانیان، مهندسی کند. شخصیت های یک تاریخ مبارزه واقعی، یاسر عرفات، جرج حبش و نایف حواتمه، و… انگار اصلا وجود نداشته اند.
“میلیتانسی” حماس، با تصویر سازی از آنان به عنوان مبارزان “سازش ناپذیر” با اسرائیل، که از جانب معماران “تروریست” نیز نامیده شدند، با نشان دادن وزنه سنگین آنها در نوار غزه، تکمیل شد. تصویر مهندسی شده از حماس اکنون این است که آنها، و نه سازمانها و احزاب کلاسیک و معتبر فلسطین، طرف جدال با اسرائیل است. در کشورهای حاشیه خلیج دفتر و مقر دارد و در “مذاکرات” طرف حساب.
به نظر من خطر و تهدید اصلی تکرار این “شبیه سازی” علیه سازمانهای کلاسیک و معتبر کردستان ایران، با کمک کردن به پژاک است. جمهوری اسلامی هم که از مهندسین پژاک است، هر از گاه پژاک را “تروریست” می خواند و از این سو، پژاک نیز هر از گاه از “مذاکره” با رژیم اسلامی پیرامون “مساله کرد” و نیز “آتش بس” دم میزند. پروژه این است که پژاک زیر پای احزاب کلاسیک و جریانهای سیاسی معتبر در کردستان ایران را خالی کند. و از آن پس، هم رو به مردم کردستان و فراتر از آن در ابعاد وسیع تر در معادلات سیاسی منطقه نشان بدهند که “پژاک” طرف اصلی رژیم اسلامی در کردستان ایران است.
در این رابطه یک مساله بسیار قابل تامل است:
در حالی که رژیم اسلامی در توافق با دولت عراق و حکومت “اقلیم”، اردوگاه های مسلح احزاب کلاسیک را برچیدند و سپس افراد و خانواده ها را به اردوگاههای تحت نظارت سازمان ملل انتقال دادند، پژاک در داخل خاک کردستان ایران و در “جوار” قرارگاههای نظامی سپاه پاسداران، “مقر” دارند! این را حتی خود جناب امیر کریمی انکار نمیکند. در مصاحبه ای که با “ژیار گل” از بی بی سی داشته است، او میگوید “زیاد با صدای بلند” حرف نزنیم، چون افراد پایگاه پاسداران “خواهند شنید”. خیلی روشن است که وادار کردن احزاب کلاسیک کردستان ایران به برچیدن اردوگاههای مسلح و دور کردن آنها از مرز، و اجازه دادن به گروه “تروریست” پژاک که در نوار مرزی و در چند متری پایگاههای سپاه پاسداران، “مسلح” مقر داشته باشند، یک برنامه بسیار حساب شده برای دوران بر هم خوردن اوضاع و غیر قابل کنترل شدن فضای سیاسی کردستان توسط ارگانهای مسلح رژیم است. هیچ تردیدی نیست که برای آن شرایط “بحران”، پژاک را اکنون کاشته اند که خلاء ناشی از تضعیف جمهوری اسلامی را پر کند. پژاک به این پیشینه تراشی امنیتی در چنان شرایطی به عنوان سازمان مسلح، در تقابل با سازمانهای کلاسیک قرار خواهد گرفت.
به این
صفحه از روزنامه “جوان” که به دیدار مشاور امنیت ملی عراق با رئیس ستاد کل نیروهای پرداخته است نگاه کنید و بعد این دیدار “ژیار گل” خبرنگار بی بی سی را از یکی از چندین پایگاههای پژاک در نوار مرزی مریوان، بانه و سقز ببینید. خبرنگار صدای آمریکا تعداد این پایگاه ها را دستکم ۱۵ ذکر کرده است که به گفته او در “چند متری” پایگاه های سپاه پاسداران و “قرار گاه رمضان” قرار گرفته اند. این تونل های عظیم زیر زمینی را با تونل های حماس در نوار غزه مقایسه کنید که با کمک های مالی جمهوری اسلامی و “چمدان” های حاوی دلار از امارات به تل آویو و از آنجا توسط “موساد” به حماس تحویل داده شدند. انتشار این فکت ها توسط بی بی سی و صدای آمریکا، کوچکترین تردیدی در “مستند” بودن آنها ایجاد نمیکند.
ویدئوی دیدار ژیار گل از یکی از تونلهای تو در تو در اعماق چندین ده متری
به این گزارش هم توجه کنید:
عضو ارشد حماس: ایران ۲۲ میلیون دلار نقد در چمدان به ما تحویل داد.
زهار گفته است: حاج قاسم فورا درخواست ما را پاسخ داد و فردا در فرودگاه ۲۲ میلیون دلار در چمدان به ما تحویل داد.
آفتابنیوز:
محمود زهار از اعضای بلندپایه جنبش فلسطینی حماس که بارها به ایران سفر کرده است درباره خاطره خود از سردار شهید سلیمانی گفت که اولین بار در سال ۲۰۰۶ که به عنوان “وزیر خارجه دولت اسماعیل هنیه در غزه” به تهران سفر کرده بود با سردار سلیمانی ملاقات کرده است.
او در مصاحبه با شبکه تلویزیونی عربی زبان العالم گفت که در دیدار خود با محمود احمدینژاد، درخواست کمک مالی “برای پرداخت حقوق کارمندان و خدمات اجتماعی” در غزه داشته و احمدینژاد او را به سردارقاسم حواله داد. زهار گفته است: حاج قاسم فورا درخواست ما را پاسخ داد و فردا در فرودگاه ۲۲ میلیون دلار در چمدان به ما تحویل داد.
وی سردار شهید سلیمانی را مرد عمل و مردی با مسئولیتهای زیاد توصیف و افزود: البته قرار بود مبلغ بیشتری پرداخت شود اما ما ۹ نفر بودیم و نمیتوانستیم بیش از این بار حمل کنیم چون هر چمدان ۴۰ کیلو گنجایش داشت.
به فایل و ویدئو کلیپ مربوطه نیز نگاه کنید(ویدئو به زبان عربی است که ترجمه فارسی آن فوقا و در لینک نیز ضمیمه است):
خود شما قضاوت کنید که آیا این پروژه عظیم بدون حمایت رژیم های منطقه و تحت نظارت و تایید ارگانهای نظامی و امنیتی رژیم اسلامی، اصلا امکان دارد؟
به گمان من مهندسی پژاک چون حماس کردی جمهوری اسلامی برای کردستان ایران، تکمیل یک پرژوه امنیتی بسیار کار شده است.
نمیدانم آیا خوانندگان کتابهای* نهادهای امنیتی رژیم اسلامی که تحت نام آثار “موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی” انتشار یافته است دیده و خوانده اند؟
این باصطلاح موسسه ظاهرا آکادمیک، با در دست داشتن آرشیو ساواک، بازجوئی از زندانیان سیاسی و انواع اطلاعات درونی، تاکنون به بازخوانی تاریخ سازمان چریکهای فدائی(دو جلد قطور)، سازمان مجاهدین خلق(سه جلد قطور)، حزب توده(دو جلد قطور)، حزب دمکرات کردستان ایران(یک جلد) و کومه له(یک جلد) پرداخته است. در این کتاب ها به اتکاء همان اسناد درونی و یا جعلیات دست ساز، نشان داده اند که چگونه “رهبران” آن آحزاب و سازمانها، در بی خبری “اعضا صادق و فریب خورده” به جاسوسان عراق، شوروی سابق و … تبدیل شده بودند. اظهارات جناب امیر کریمی در مورد چگونگی تشکیل “کومه له” و نیز مناسبات درونی حزب دمکرات، انگار از همان کتابها برگرفته؛ و یا نیت و قصد ضد کمونیستی، که خمیر مایه تمام کتابهای مذکور است، از جانب “مسئول” مربوطه در وزارت اطلاعات به او دیکته شده است. به این معنی به باور من پژاک را باید در قالب این پروژه امنیتی برای لکه دار کردن سازمانها و احزاب کلاسیک و جریانهای سیاسی معتبر در کردستان ایران قرار داد. مبارزه با کمونیسم،به عنوان یگ گرایش معتبر در صحنه سیاست و تاریخ معاصر کردستان، و دامن زدن به تحریکات و پرووکاسیون های ضد کمونیستی با باد زدن تعصبات و باورهای ناسیونالیستی و قوم پرستانه و مهندسی جعل و دروغ، یک رکن اساسی پروژه های “تحقیقاتی” رژیم اسلامی است.
خلاصه کنم:
به نظر من حماس سازی از پژاک توسط جمهوری اسلامی، که چه بسا ممکن است سازمانهای امنیتی اسرائیل و ترکیه نیز پنهانی دست داشته باشند، یک پروژه خطرناک و در عین حال بسیار جدی و کار شده است. پژاک، فقط یک “سکت” نیست، پروژه ای است که در آن هزینه های بسیار زیادی، صرف مهندسی آن شده است. از روی نسخه “عربی” میتوان با احتمال قریب به یقین ادعا کرد که در ساختن نسخه کردی حماس، علاوه بر نهادهای اطلاعاتی و نظامی رژیم اسلامی، سازمانهای جاسوسی کشورهای منطقه و چه بسا اسرائیل، “سهم”ی بر عهده گرفته اند.
اشتباه محض است که پژاک را چون یک سازمان سیاسی اصیل “کردی”، اما با برخی انحرافات “تنگ نظرانه” و “سکتاریستی” در نظر گرفت. اشتباه است که این پروژه پیچیده و هزار لایه امنیتی را برای علم کردن یک حماس “کردی” با “سوتی” دادن امثال امیر کریمی یک اشتباه معرفتی آنهم توسط یکی از سران این باند نیابتی نهادهای جاسوسی دولتهای منطقه در نظر گرفت.
بحث صرفا و فقط به افشاگری پیرامون ضد حقیقتها و اتهامات زشت در اظهارات یکی از سران پژاک محدود نیست. در برابر پرژوه هزارتوی سازمانهای امنیتی برای به حاشیه راندن احزاب “کلاسیک” در کردستان ایران، و مهندسی پژاک چون یک حماس کردی، افشاگری و تومارنویسی در بهترین حالت فقط حرکتی برای تسکین وجدان شخصی است.
من مخالف تومار نویسی و افشاگری نیستم، اما در برابر پروژه کار شده سازمانهای امنیتی کشورهای منطقه برای راندن سازمانهای دارای سابقه روشن و قابل بررسی به حاشیه فراموش شده سیاست “روز”، اینها مطلقا کافی نیستند.
ایرج فرزاد
۱۸ نوامبر ۲۰۲۵
______________________
*. رفقا و دوستانی که مایل به دریافت این کتابها هستند، ایمیل خود را به آدرس من ارسال کنند.
آدرس من:
iraj.farzad@gmail.com