از راست به چپ: وریشه مرادی- پخشان عزیزی (ردیف بالا) - نسیم غلامی سیمیاری و شریفه محمدی (ردیف پائین)
تاریخچەی اعدام زنان در جهان
اعدام از جملە مجازات هایی است کە ردپایش را میتوان در اولین نمونەهای ثبت شدە در نظام قضایی دوران باستان مشاهدە کرد کە غالبا در ملاء عام در میادین با کارکردی نمادین صورت میگرفت. در قانون حمورابی، پادشاه وقت بابلیان که در ۱۷۵۴ قبل از میلاد مسیح برقرار شد، بیش از بیست جرم سزاوار دریافت مجازات اعدام بودند. در رم، مصر و یونان باستان، مجازات اعدام غالبا برای تقویت قدرتهای حاکم و برقراری نظم عمومی، بصورت ابزاری برای کنترل جامعه در آمد. اگرچە بە طور کلی زنان بە مراتب کمتر از مردان اعدام می شدند، اما برای پارە ای از جرم ها از جملە جادوگری، خیانت به همسر یا نوزاد کشی مجازات اعدام برای آنان اعمال میشدند. اعدام زنان در این موارد علاوە بر جنبەی تنبیهی، هشداری جدی برای تابعیت از هنجارهای پدرسالارانە صورت میگرفت. در اروپای قرون وسطی، درسایەی دادگاههای مذهبی، اعدام زنان متهم بە جادوگری بە ویژە از قرن ١٥تا ١٧ میلادی بە اوج خود رسید.(۱) این دوران کە از آن تحت عنوان دورە «شکار ساحرەها» نیز یاد می شود، یکی ازتاریکترین ادوار تاریخی است کە خشونت جنسیتی بە شکل ساختاری و نهادی اعمال می شد.
اعدام ها برای جرایمی که توسط مردم عادی صورت میگرفت در ملا عام همراه با شکنجه های دردناک و طی مراسمی نمایشی بە اجرا در می آمدند. در حالیکه اعدام اشراف در خفا و بدون حضور مردم در داخل قصرها صورت میگرفت. روش های اعدام برای مردم عادی اکثراٌ بە دار آویختن و سوزاندن بودند، اما بر أساس قوانین منطقەای گهگاه بە شکل گردن زنی و غرق کردن در آب نیز بە اجرا در می آمدند. در این سده ها بین چهل تا شصت هزار نفر بە اتهام جادوگری اعدام شدند کە در این میان اکثر قربانیان را زنان تشکیل می دادند. در واقع ابعاد جنسیتی اعدام ساحرەها منعکس کنندەی تبعیض ساختاری جامعە درباره موقعیت ویژه زنان مجرد، بیوه، سالخوردە، بدون فرزند و فقیر بود. اتهام آنان اخلال گری در نظم روابط پدرسالارانە دیدە می شد. اتهامات جادوگری بر اساس اعتقادات دینی(کاتولیک و پروتستان) در اروپا و مستعمرات، زمینە را برای کنترل و حذف فیزیکی زنان فراهم آورد. جرم این زنان جنایت علیه «اعتقادات و اصول» مذهبی بود.
اگرچە دادگاهای اعدام ساحرگان در تمام اروپا برگزار می شدند، لکن از نظر جغرافیایی در آلمان، سوئیس، فرانسە و اسکاتلند شدت بیشتری داشتند. در آلمان بە تنهایی، پس از هراس افکنی در بارەی جادوگران، هزاران نفر بە اتهام جادوگری سوزاندە شدند. پارلمان فرانسە دادگاههای متعددی در این زمینە برگزار کرد. مصوبەی جادوگری ١٥٦٣ در اسکاتلند، اعدام بە جرم فریب و جادوگری را قانونی کرد. سپس مستعمرات انگلستان در آمریکای شمالی این سنت را اقتباس کردە و در سالهای ١٦٩۰میلادی زنجیرە ای از دادگاهها تحت عنوان دادگاههای جادوگری سی لم- ماساچوست آمریکا(۲) برگزارکردند کە در مجموع ٢٠٠ نفر بە ساحرگی متهم و در نهایت ١٩ نفر از آنها اعدام شدند.
آغاز دوران روشنگری
اگرچه در این دوران پیشرفت های تاریخی در زمینه آزادی، ارتقاء حقوق بشر و برابری صورت گرفت، اما زنان از این تغییرات بی بهره مانند. اکثر فیلسوفان مانند کانت و روسو همچنان نگاه سنتی نسبت به زنان داشته و نقش آنان را همچنان در امور خانه میدیدند. زنان تا اوایل قرن بیستم از حقوق قانونی مانند مالکیت و سیاسی مانند حق رای برخوردار نبودند.
اولیمپ دو گوژ(۳) (۱۷۴۸–۱۷۹۳)، در مونتوبان فرانسه، نمایشنامهنویس، فعال سیاسی و یکی از برجستهترین زنان انقلابی دوران خود بود. او بیش از همه به خاطر اثرش در سال ۱۷۹۱، «اعلامیه حقوق زن» و «زن شهروند» شناخته میشود که چارچوب سیاسی مردسالار انقلاب فرانسه را به چالش کشید و خواستار برابری حقوق زنان در قانون جدید، از جمله حق آموزش، مالکیت و مشارکت سیاسی شد. دو گوژ منتقد سرسخت بردهداری و افراط گری رهبران انقلاب بود که ایدههای آزادی و برابری را زیر پا میگذاشتند. مواضع رادیکال او، به ویژه تاکیدش بر اینکه زنان باید صدایی در حکومت داشته باشند و مخالفتش با اعدام پادشاه لوئی شانزدهم، او را مورد هدف مقامات انقلابی قرار داد. اولیمپ دستگیر و به اتهام خیانت محاکمه گردید و در ۳ نوامبر ۱۷۹۳ در پاریس با گیوتین اعدام شد. او به نمادی از فعالیتهای فمینیستی پرخطر زنان تبدیل شد که در مقابله با قدرت سیاسی حاکمیت مردسالار در طول انقلاب با آن مواجه بودند.
اگرچە شاید نتوان ادعا کرد کە از نظر تاریخی تمامی سیستم های قضایی و قانونی برای اجرای عدالت از ادیان رایج در دورەهای تاریخی مختلف سرچشمە نمی گیرند، اما بە جرات میتوان گفت کە دین بە عنوان یک نهاد اجتماعی موثر در کنار دیگر قدرت های حاکم، زمینه ای برای ساختارمند کردن و مشروعیت بخشیدن بە قوانین موجود بودە است. بنابراین بستە بە میزان نفوذ دین در ادوار تاریخی متفاوت، آنچە در رابطە با اجرای قوانین و مجازات ها مشاهدە میکنیم یک نظم ساختاری متشکل از دین و قوای سیاسی و در راستای تحکیم نظم موجود در زمانها و مکانهای خاص در جهان روی دادە است.
تاریخچەی اعدام زنان در ایران
بر اساس مستندات موجود، از زمان انقلاب مشروطە تا روی کار آمدن جمهوری اسلامی تنها یک زن بە نام ایران شریفی نیا در تیر ماە سال ١٣٥١ بە اتهام قتل دو فرزند ٥ و ١٠ سالەاش اعدام شد. اطلاعات موثق دربارەی اعدام زنان قبل از این دورە در دسترس نیست. با روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی اعدام زنان شدت گرفت. با حکم صادق خلخالی از همان ابتدای انقلاب، تعدادی از کارگران جنسی شهر نو بە مرگ محکوم و بلافاصلە اعدام شدند. دهەی ٦٠ شدت اعدام زنان و بە ویژە زنان فعال سیاسی بیشتر شد. در سال ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی زن و مرد بدون طی روندهای دادرسی عادلانە پس از دادگاههای چند دقیقه ایی اعدام شدند. اگرچە آمار دقیقی از تعداد کشتە شدگان در دسترس نیست، اما حدود ٥٠٠٠ نفر از زندانیان سیاسی مخالف رژیم در سال ٦٧ اعدام شدە و در گورهای دستەجمعی دفن شدند.
جمهوری اسلامی همچنین اعدام بە روش سنگسار کە از جملە وحشیانەترین روشهای اعدام میباشد را در کارنامەی جنایات خود دارد. این حکم کە غالبا مجازات زنای محصنە است برای زنان و مردان بە کرات اجرا شدە است. اگرچە در سال ١٣٨١ با بخشنامەای از سوی رئیس قوەی قضاییە صدور احکام سنگسارمتوقف شد، اما سنگسار همچنان در سالهای بعد در شهرهای مشهد و تاکستان اجرا شد و همچنان بخشی از قانون مجازات اسلامی میباشد.
به سبب وجود قوانین تبعیض آمیز سیستماتیک در کل جامعه علیە زنان و بخصوص در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، زنان حتی در زندگی روزمره شان بیش از پیش از عدم آزادی و عدالت مورد ستم قرار میگیرند. تبعیض جنسیتی در تلاقی با ستم ملی و فقر اقتصادی بستری از بی عدالتی مضاعف و ساختاری را در مورد زنان رقم میزند. در همین راستا بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، استان های آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان نسبت بالایی از پروندەهای اعدام در رابطە با مواد مخدر را بە خود اختصاص می دهند. همین مرکز گزارش می دهد بین سالهای ٢٠١٠ تا ٢٠٢٤، ٢٤١ زن إعدام شدەاند کە تنها ١٢درصد از این اعدام ها توسط رسانەهای رسمی اعلام گردیده اند. در هیچ کدام از استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان، کردستان،آذربایجان شرقی و خراسان جنوبی اعدام زنان بە طور رسمی اعلام نشدە است. بر طبق آمارها طی پانزدە سال گذشتە درصد بالایی از اعدام های زنان ، بە دلیل جرم های مرتبط با مواد مخدر و قتل عمد بودە است.
منبع آمار- سازمان حقوق بشر ایران
قتل عمد توسط زنان در ایران
اگرچە در مورد ریشەهای بروز این جرائم از سوی زنان نیاز به مطالعات گستردە و همەجانبە هست ، اما با نگاهی اجمالی بە بسترهای اجتماعی-اقتصادی کە وقوع این جرمها در آنها بیشتر میباشد، میتوان بە روشنی دریافت کە وقوع این جرائم نسبت مستقیمی با فقر اقتصادی ودرحاشیە ماندگی اجتماعی دارد. بر طبق آمار بیشترین نرخ اعدام زنان در استانهایی صورت میگیرد کە در زمرەی مناطق محروم در ایران قرار دارند. عدم دسترسی به امکانات اولیه رفاهی، آموزشی و شغلی همراه با ستم ملی و جنسیتی، باعث گسترش و بازتولید خشونت در میان این طبقات اجتماعی میشود. بنابراین جای تعجب نیست کە بیشتر زنان قربانی اعدام با فقر اجتماعی دست و پنجە نرم میکنند و غالبا پیشینەی خشونت خانگی، کودک همسری، تجاوز و دیگر اشکال ستم های جنسی و جنسیتی دارند. بی تردید برای درکی همەجانبە از ریشەهای اعدام زنان در نظام قضایی جمهوری اسلامی کە عمیقا با ستم جنسیتی گرە خوردە است باید علاوە بر برجستە کردن شدید ترین نوع خشونت علیە زنان در قالب اعدام و رویەهای دادرسی ناعادلانە بە نابرابری های ساختاری در نظام حقوقی نیز پرداخت. بطور نمونه ، ریحانه جباری برای دفاع از خود در مقابل تجاوز مرتضی سربندی دست به قتل او زد و در بیدادگاه رژیم در سال ۱۳۹۳اعدام شد. نداشتن حق طلاق، عدم جرم انگاری تجاوز در چهار چوب ازدواج، عدم مصونیت قانونی در صورت بروز خشونت خانگی، نبود حقوق حضانت فرزندان در صورت طلاق، ازدواج کودکان و مصونیت از مجازات برای مردان در پارەای از پروندەهای قصاص نفس، تنها نمونە های کوچکی از نابرابری های ساختاری و جنسیتی می باشند. بنابراین زنی کە در نتیجەی انباشت خشونت خانگی و دیگر اشکال تبعیض جنسیتی در جامعه مرتکب قتل می شود، از قربانی منفعل خشونت بە عامل بازتولید خشونت علیە خود تبدیل شدە و با صدور حکم اعدام بار دیگر در چرخەی معیوب خشونت علیە زنان قربانی می شود.
کودک همسری و قتل ناموسی پدیده ای نیست که صرفاً به دلایل فرهنگی یا روانی رخ دهد، بلکه اغلب نتیجه ترکیبی از عوامل فرهنگی-اجتماعی و قوانین پدرسالارانه میباشد.
کودکهمسری در ایران همچنان یکی از تلخترین معضلات اجتماعی است که زندگی دختران را در سنین بسیار پایین نابود میکند، بهویژه در مناطق محروم و حاشیهنشین مانند بلوچستان. بسیاری از خانوادهها به دلیل فقر یا رسوم قبیلهای، دختران خود را پیش از رسیدن به سن قانونی وادار به ازدواج میکنند، ازدواجی که اغلب همراه با خشونت همسر میباشد، عدم آمادگی برای روابط زناشویی و بچه دار شدن، محرومیت از تحصیل و سلب ابتداییترین حقوق همراه است. بطور نمونه، سمیرا سبزیان مادر دو کودک ۱۱ و ۱۵ ساله سرانجام به جرم قتل شوهرش در سال ۱۴۰۲ اعدام شد.
قتل خواهر، دختر یا همسر به دست برادر، پدر و یا همسر طی سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است. قتل رومینا اشرفی در سال ۱۳۹۹، دختر ۱۳ ساله ای که پدرش سرش را با داس برید و پس از مدت کوتاهی از زندان آزاد شد. طبق گزارش سازمان حقوق بشر ایران، در سال ۲۰۲۳ مجموعاً ۱۴۹ قتل زنان ثبت شده که بیانگر بهطور متوسط یک قتل در هر دو روز است. زنان از حمایت قانونی در مقابل خشونت روزافزون خانگی که توسط مردان صورت میگیرد، برخوردار نیستند.
افزایش اعدام زنان در ایران
درسال ٢٠٢٤، ۳۱ زن اعدام شدند که بالاترین تعداد اعدام زنان در طی هفده سال گذشته میباشد. ایران دارای بالاترین تعداد اعدام زنان در جهان میباشد. هر ساله حداقل ۱۵ زن به دلایل مختلف اعدام میشوند. هم اکنون زنان زیادی در صف اجرای حکم اعدام قرار دارند. اگرچە بر اساس مستندات موجود اعدام زنان بە دلایل سیاسی و امنیتی درصد کمی از اعدام ها را تشکیل می دهند اما در طی چند سال گذشتە بە ویژە پس از خیزش ژینا، صدور احکام سنگین برای فعالین مدنی و سیاسی زن افزایش یافته است. وریشە مرادی، پخشان عزیزی ، شریفە محمدی و نسیم غلامی سیمیاری خواننده موزیک رپ با حکم اعدام رو بە رو هستند و علیرغم تلاش های بسیار برای لغو صدور احکام اعدام این فعالان، رای قضات این پروندەها تغییر نکردە است. جمهوری اسلامی با صدور احکام اعدام برای این زنان مبارز سعی در بازدارندگی از رشد اعتراضات مردمی و انتقام گیری از جنبش شجاعانه زنان، مبارزین کرد و فعالان کارگری میباشد.
این نوشته را با بخشهایی از نامه خانم ها گلرخ ایرایی ابراهیمی و مریم اکبری منفرد دو زندانی سیاسی در ۷ مارس ۲۰۱۹به مناسبت روز جهانی زن به پایان میبریم:
«روز جهانی زن را به زنان جهان و به زنان آزاده تبریک میگوییم. به تمامی زنانی که علیه حکومتهای مرتجع و زن ستیز پیشتاز بوده و هستند، به زنان والا و رهایی که بنبستها و عجز و ناتوانی را در نوردیدند و همواره به تحقق آزادی و رهایی مردم و کشورشان میاندیشند. مطالعهی وضعیت زنان در طول تاریخ نشان میدهد که نابرابریهای اجتماعی و سیاسی زنان بیش از هشت هزار سال است که پدید آمده است. مساله زنان فقط مساله زنانه نیست و هر کس به مساله زنان میپردازد به کل جامعه توجه دارد.
زنان ایران نیز در طول تاریخ ثابت کردهاند که همیشه در خط مقدم نبرد علیه تبعیض جنسیتی بودهاند. نخستین دوره در تاریخ ایران که زنان به طرح مطالبات خود پرداختند همانا حضور فعال آنها در دوران مشروطه است که تا امروز همچنان ادامه دارد. به گواه اغلب کارشناسان و مدافعان حقوق زنان، ایران تنها کشوری در جهان است که هزاران زن در آن به دلیل مخالفت با ظلم و ستم اعدام شده و یا زیر شکنجه به قتل رسیدهاند. در دهه ۶۰ هزاران زن و دختر جوان و زنان باردار و مادران سالخورده به خاطر بیان عقیده اعدام شدند. آنها حدود یک سوم شهدای راه آزادی ایران را تشکیل میدهند.».
1-Silvia Federici, “Caliban and the Witch-Women, the body and primitive accumulation”
2-1692-1693 Salem Massachusetts, fear of devil and witchcraft
3-Olympe de Gouges, real name was Marie Gouze, French playwriter, activist and her famous work was “Declaration of the Rights of Woman and of the Female Citizen 1791” 1748-1793
4- Other women who were executed for their fight against gender oppression and equality
-Qurrat al-Ayn(Tahireh) 1817-1852, Iran
-Flora Tristan 1803-1844, France
- Anne Akew 1521-1546, England
-Hypatia of Alexandia 350-414, Egypt
آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران!
لغو فوری تمام احکام اعدام ها در ایران!
«اعدام هرگز، هیچگاه و برای هیچکس»
فعالان علیه مجازات اعدام
شهریور ۱۴۰۴