logo





ناصر فکوهی در همراهی با دولت حسن روحانی

سه شنبه ۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۷ اوت ۲۰۱۹

س. حمیدی

بدون شک امثال ناصر فکوهی در الگویی از رژیم شاه و نمایندگان دست‌آموز او در جمهوری اسلامی حقوق ملیت‌های ایرانی را به رسمیت نمی‌شناسند تا آنجا که حق تعیین سرنوشت همه‌ی این ملیت‌ها را به دست دولت حسن روحانی می‌سپارند. او روز روشن توهمی را تبلیغ می‌کند که هرکه از حقوق ملیت‌های ایرانی سخن بگوید لابد با امثال پمپئو و بولتون هماهنگ شده است. به همین اعتبار چماقی از ملیت‌ستیزی به دست کارگزاران جمهوری اسلامی می‌دهد تا آنان بتوانند همچنان از برآوردن حقوق ملیت‌های ایرانی طفره بروند.
روزنامه‌ی ایران تنها روزنامه‌ای در ایران است که بدون هیچ انتقادی از دولت حسن روحانی حمایت می‌کند. این روزنامه از پیش همین سیاست را در خصوص دولت خس و خاشاک محمود احمدی‌نژاد و دولت مدعی اصلاح‌طلبی محمد خاتمی نیز به کار بسته است. چون بنا به طبیعت دولتی خود از هر دولتی که رأس کار باشد به دفاع برمی‌خیزد. به عبارتی روشن، ظرف یک روز تمامی هیأت تحریریه‌ی روزنامه از این پهلو به آن پهلو می‌غلتند تا نیاز تبلیغی دولت جدید را برآورده نمایند. ولی مابقی روزنامه‌های کشور از دولتی گرفته تا غیر دولتی همگی سیاست انتقاد و نفی یا اتحاد و انتقاد را از دولت حسن روحانی در پیش گرفته‌اند.

در شماره‌ی 7142 این روزنامه که در تاریخ سه‌شنبه پنجم شهریور ماه سال جاری انتشار یافت، مصاحبه‌ای از ناصر فکوهی را منتشر کرده‌اند. عنوان این مصاحبه را "نقشه راه تدبیر" نام نهاده‌اند که اشاره‌ای است روشن و گویا به دولت تدبیر و امید حسن روحانی. گردانندگان روزنامه‌ی ایران هفته‌ی دولت را بهانه کرده‌اند تا به گمان خود دولت حسن روحانی را پای درس ناصر فکوهی بنشانند. روزنامه‌ی ایران به واقع تبلیغی را تعقیب می‌نماید که گویا دولت به راهکارهای سیاسی نخبگان کشور تمکین می‌کند. چنانکه ناصر فکوهی را هم در زمره‌ی همین نخبگان دولتی به شمار می‌آورد تا او نیز نقش تبلیغی خود را در این راه به انجام برساند.

در بالای مصاحبه‌ی یاد شده، از ناصر فکوهی به عنوان "استاد دانشگاه تهران و مدیر مؤسسه‌ی انسان‌شناسی و فرهنگ" یاد کرده‌اند تا همگی بفهمند که با نخبه‌ای استثنایی از نخبگان حکومت سر و کار دارند.

او در این مصاحبه مدعی است که سیاست "براندازی" را در ایران، بولتون و پمپئو به اشتراک طراحی کرده‌اند. با این رویکرد انتظار دارد که جمهوری اسلامی و به همراه آن دولت تدبیر و امید حسن روحانی بر اریکه‌ی قدرت باقی بماند. او می‌گوید که "پمپئو و بولتون از طریق دامن زدن به شورش و اغتشاش در ایران" قصد دارند بین مردم و قدرت سیاسی تفرقه بیندازند. بر این اساس لابد می‌پذیرد که در شرایط حاضر بین مردم و قدرت سیاسی شکاف روشنی به چشم نمی‌آید. طبیعی است که با این دیدگاه تمامی مبارزات حق‌طلبانه سیاسی و صنفی مردم را به پای تحریک افرادی چون پمپئو و بولتون می‌نویسد. او می‌گوید در "مناطق قومی برای بالا بردن فشارهای اجتماعی و سیاسی و ناراضی کردن مردم با مزاحمت هرچه بیشتر و در نتیجه تنش‌زایی در حداکثر ممکن بوده و هست". منظور ناصر فکوهی از "مناطق قومی" به طبع مناطقی است که ملیت‌هایی از ایرانیان سکنا گرفته‌اند. او که هنوز فرق و فاصله‌ی بین قوم و ملیت را نفهمیده است از اصطلاح قوم به جای ملیت سود می‌جوید. در حالی که اصطلاح قوم همواره با خانواده، تبار، خاندان و امثال آن بیش‌تر سازگاری نشان می‌دهد و نمی‌توان آن را جایگزینی مناسب برای ملت و ملیت به شمار آورد. همچنان که مردم عادی در محاوره‌ی خود می‌گویند: قوم و خویش. به عبارتی روشن قوم را معادلی مناسب برای خویش یافته‌اند.

بدون شک امثال ناصر فکوهی در الگویی از رژیم شاه و نمایندگان دست‌آموز او در جمهوری اسلامی حقوق ملیت‌های ایرانی را به رسمیت نمی‌شناسند تا آنجا که حق تعیین سرنوشت همه‌ی این ملیت‌ها را به دست دولت حسن روحانی می‌سپارند. او روز روشن توهمی را تبلیغ می‌کند که هرکه از حقوق ملیت‌های ایرانی سخن بگوید لابد با امثال پمپئو و بولتون هماهنگ شده است. به همین اعتبار چماقی از ملیت‌ستیزی به دست کارگزاران جمهوری اسلامی می‌دهد تا آنان بتوانند همچنان از برآوردن حقوق ملیت‌های ایرانی طفره بروند.

ناصر فکوهی برای مخدوش کردن صف مردم از صف نامردمی جمهوری اسلامی حیله‌های دیگری نیز به کار می‌بندد. او دولت ترامپ را در مصاحبه‌اش پوپولیست، نژادپرست، نولیبرال، راستگرا و ضد خارجی می‌شناساند که به گمان خود دولت میانه‌روی حسن روحانی را از تمامی این اتهامات برائت می‌بخشد. با چنین تبلیغی باید اننتظار داشت که تیم حسن روحانی و کلیه‌ی کارگزاران ریز و درشت جمهوری اسلامی هرگز در قالب‌هایی از پوپولیسم، نژادپرستی، نولیبرالیسم، راست‌گرایی و ضد خارجی نمی‌گنجند. او دانسته و آگاهانه از پوپولیسم و نولیبرالیسم چماقی می‌سازد برای مبارزه با مخالفان جمهوری اسلامی. در حالی که مدیران ارشد حکومت و دولت جمهوری اسلامی تا کنون با همین دو پای پوپولیسم و سیاست‌های نولیبرالی دوام آورده‌اند. سیاست‌های نولیبرالی جمهوری اسلامی به طور کلی در بی‌اعتقادی به آزادی اندیشه و بیان، آزادی مذاهب و بی‌اعتنایی به خواست مردم در شکل‌گیری نهادهای مدنی برای برگزاری انتخابات‌های آزاد نمود می‌یابد. به همین دلیل هم مدیران ارشد حکومت تا کنون هیچ تشکل مستقل و آزادی را در جمهوری اسلامی به رسمیت نشناخته‌اند. ناصر فکوهی همچنین خیلی راحت و آسوده تیم خودمانی و نامردمی حسن روحانی را از اتهامات پوپولیستی و نولیبرالی وامی‌رهاند تا به گمان خود وجاهتی نامشروع برای مردان سیاسی جمهوری اسلامی بیافریند.

او چنان تبلیغ می‌کند که عده‌ای با طرح "غیر قابل اصلاح بودن سیستم سیاسی" راه جنگ و تقابل با جمهوری اسلامی را در پیش گرفته‌اند که همه را از اتخاذ چنین سیاستی برحذر می‌دارد. به همین منظور کشورهای لیبی، افغانستان، سوریه و عراق را نمونه می‌آورد که به گمان او مردم نتوانسته‌اند در این کشورها همراه با دنبال کردن سیاست "براندازی" به اهداف سیاسی خود یابند. ناصر فکوهی در واقع بچه را از لولو می‌ترساند تا همگی دوام و بقای حقارت‌بار جمهوری اسلامی را بر خود واجب بشمارند. در همین راستا خیلی راحت و روشن می‌گوید: "عراق و لیبی بدون شک تا ده سال دیگر نیز نخواهند توانست به یک قدرت تبدیل شوند. این دام برای ایران هم مهیا است و هر روز از طریق تحریکات بیرونی و دشمنان درونی دنبال می‌شود". او خیلی راحت همان عبارت‌هایی را به کار می‌گیرد که همه روزه از سوی رهبر جمهوری اسلامی و مدیران ارشد حکومت بدون کم و کاست تکرار می‌شوند. با همین "تدبیر" آرزویی را نیز در دل می‌پروراند که ای‌کاش قذافی و صدام نیز بر کرسی قدرت باقی می‌ماندند تا لابد آرامش عراقی‌ها و لیبیایی‌ها تضمین می‌شد. به هر حال او انتظار دارد تا مردم از حق‌طلبی و حقوق طبیعی یا مدنی خود دست بشویند که امثال خامنه‌ای و روحانی نیز بر کرسی قدرت نامردمی خود دوام بیاورند. شاید هم دوست دارد از نو "یادگاری از اعلاحضرت همایونی" را بر اریکه‌ی قدرت بنشاند. او در نتیجه به همه‌ی مردم توصیه می‌کند از مطالبات خود دست بکشند و حضور در خرگاه جمهوری اسلامی را مغتنم بشمارند.

ناصر فکوهی در بخش‌های دیگری از مصاحبه‌اش دولت را به دوستی هرچه بیش‌تر با چین و روسیه تشویق می‌کند. یعنی به منظور خوش رقصی برای حکومت، بر همان سیاستی که دولت دنبال می‌کند، صحه می‌گذارد. اما از خود نمی‌پرسد که آیا جمهوری اسلامی سیاست‌هایی از این نوع را به تصویب مردم رسانده است؟ ولی خوب می‌فهمد که دولت حسن روحانی در الگویی از کلیت نظام، همیشه از پذیرش خواست و اراده‌ی مردم سر باز می‌زند.

ناصر فکوهی در مصاحبه‌ی خود همه جا مردم و دولت را به هم می‌آمیزد تا به خواننده چنان تلقین کند که جمهوری اسلامی همسو و همراه با توده‌های مردم حرکت می‌کند. او حتا دولت حسن روحانی را از اتخاذ سیاست‌های نولیبرالی برائت می‌بخشد تا زمینه‌های کافی و وافی برای القای چنین تبلیغی آماده گردد. در همین راستا می‌گوید: "سومین یورش بیرونی و درونی علیه مردم ما، دامن زدن به سیاست‌های نولیبرالی در زمینه‌ی اقتصاد است. سیاستی که از سال‌ها پیش آغاز شده تا بتوان پایه‌های مردمی حوزه‌ی سیاسی را از بین برد". مگر تا کنون در ایرانِ جمهوری اسلامی انتخابات آزاد و دموکراتیکی صورت گرفته که بتوان برای حوزه‌ی سیاسی آن پایه‌های مردمی تصور کرد؟ در واقع نخبگان حکومت هم در الگویی از رهبر و رییس جمهور آن یاد گرفته‌اند که همراه با نگاه کردن تو چشم مردم، به همه دروغ بگویند. جدای از این، جمهوری اسلامی بیش از سه دهه است که در گرداب نولیبرالیسم گام برمی‌دارد و سیاست‌های نولیبرالی تمامی ساختار حکومت را در نوردیده است. زندانی کردن و کشتار بدون وقفه‌ی کنشگران زیست محیطی، کارگران، معلمان، خبرنگاران، هنرمندان و زنان بخشی روشن از همین سیاست‌ها شمرده می‌شود تا در دزدی و فساد مردان حکومت هرچه بیش‌تر و به‌تر تسهیلگری به عمل آید.

پاسخ به مصاحبه‌ی ناصر فکوهی را فقط از آنجا لازم دیدم که در سایت‌های بسیاری از گروه‌های به ظاهر "برانداز" جمهوری اسلامی نیز گاهی مصاحبه و نوشته‌هایی منتقدانه از او انعکاس می‌یابد. گویا او آخرین نسخه‌ها را برای حل و فصل آسیب‌های جامعه می‌پیچد. اما دستگاه آموزشی کشور که اطلاعات‌چی‌ها را بر رأس آن گمارده‌اند به اعتبار همین گفته‌ها و نوشته‌های هدایت شده، برای مدرسان خود حکم استادی صادر می‌کند. باید کسی لایق سفره‌ی دولتی باشد تا او را بر حاشیه‌ای از آن بنشانند.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد