logo





شعار های سازمان سیاسی

جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ - ۰۳ ژانويه ۲۰۲۰

بیژن باران

bijan-baran.jpg
گمان می کنم که من قهرمانی و تقدس را زیاد نمی پسندم، آنچه برایم جالب است انسان بودن است. کامو
خدمت به مردم؛ نه خدمت به ایده ها. پوپ فرنسیس در کوبا 2015

شعار پیام کوتاه حاوی خواسته های اصلاحی گروهی برای رساندن به قدرت بامید برآورده شدن است. شعار در جامعه باز رسانه ای و قانون می شود. ولی در جامعه بسته سرکوب می شود. سازمان سیاسی بنا به برنامه خود برای سهم خواهی در قدرت و برای بسیج مردم شعار را تعیین می کند.

شعارها صف اعتراض، اعتصاب، تظاهرات را همآهنگ می کنند. در سده 21 شبکه های مجازی اینستاگرم، تلگرام، فیسبوک، تویتر با تلفن همراه برای برنامه ریزی، سازماندهی، مستندسازی بکار روند. اندازه پلاکاردها با آزادی مدنی قانونی تناسب دارد. در اختناق کوچک و در آزادی به عرض خیابان اند. در تظاهرات سیاسی جلوی کارخانه کبریت سازی و دخانیات خیابان قزوین 1331 پلاکاردها مانند علم و کتل عاشورا به عرض خیابان بوده؛ با فریاد غرا و مارش کارگران از پیاده روها تحسین برانگیز بودند.

شعار گفتاری، نوشتاری، رفتاری است. شعار نویسی روی پارچه، کاغذ، تصویر حمل می شود. پلاکارد در تظاهرات رسمی بطول خیابان بوده؛ در اعتراض خودجوش بشکل مربعی حاوی شعار بر عصا منگنه اند. شعار با دیوار نویسی دائمی شود. رفتار شرکت کنندگان نخست مسالمت آمیز بوده؛ در پایان با درگیری، گاز اشگ آور، تیراندازی سرکوب می شود. مارشالها دیوار حفاظی در برابر تهاجم می شوند. در تظاهرات اعلانیه و برگهای توضیحی هم پخش می شوند.

شعار بیان اجتماعی، امیال پنهان، پندارهای سازندگان شعارها، دم گرفتن اعضا در اجتماع است. هر شعار یک سازنده، پیام/ محتوا، فرم، مخاطب، عملکرد، نتیجه دارد. سازنده آن را بداهه سرایی یا قبلا با نظر سران محفل سیاسی می نویسد. هر شعار 2 مخاطب دارد: حاکمیت برای رسیدگی به خواستها و مردم برای سازماندهی و فشار بر حاکمیت. در خاورمیانه حاکمیت مطلقه خواستهای مردم را سرکوب کرده؛ آنها انباشته شده به انقلاب یا فروپاشی رژیم منتهی شود. بخاطر استبداد شعارها غلو، آرایه های ادبی چون مجاز و استعاره؛ در اکثر مقالات فارسی احساسات غالبند.

هر شعار محتوا و فرم دارد. محتوای شعار چکیده کلامی وضع خاص طبقه، کشور، جهان در لحظه است. فرم شعار مانند هایکو ولی آهنگین، با قافیه، انگیزاننده است. فرم ساده، قافیه، ریتم هجایی کپی زبان محاوره شعارها ناشی از غریزه هنری ایرانی است. گاهی شعار یک بیت بچگانه هجایی است که ایده کلی را در خود دارد. شعار مانند ضرب المثل، ابیات پداگوژیک/ تربیتی سعدی، دگم ابدی، کد اخلاقی است. می توان در بازه های زمانی مبارزات شعارها را در علل، نتایج، پیشرو بودن بررسی کرد.

در استبداد مطلقه دینی محور آرمانی محافظه کاران، ائمه جمعه، بیت ولی، اصولگرایان با ایجاد دشمن، نظام گذشته گرا را تثبیت می کند. این محور آرمانی خارج از سرمایه جهانی گاهی نرمش قهرمانانه، تعامل تاکتیکی، پذیرش قدرت دیگر را نشان می دهد. استبداد مطلقه به شعارهای آرمانگرا، تقلیلگرا، تجریدی دامن می زند. کیسینجر پرسید: آیا ایران انقلابی است یا یک کشور؟ سلیمی نوشت: نظام‌ توتالیتر یک ویژگی بارز دارد- در آن ایده و پیشوا یکی پنداشته می‌شود. رهبر زندگی ساده در تقابل با تفرعن شاه و تجمل سلمان سعودی داشته؛ قدرت و ایده الوژی در خدمت استراتژی بکار برد.

اعتراضات خیابانی باید طرفدارانی در حاکمیت داشته باشد تا به خواسته هایش برسد. در استبداد مطلقه اعتصابات، تظاهرات، اعتراضات در حاکمیت حامی نداشته؛ رسانه ها، اجرای قانون، نهادهای مدنی ضعیف اند. لذا سرکوب می شوند. برای همین است که حکومت باید فروپاشیده یا سرنگون شود تا تغییر دلخواه مردم روی دهد. در الجزیره و سودان دیکتاتور به زندان افتاده؛ مردم با ارتش دولت ائتلافی در نیمه دوم 2019 ساختند.

در ایران اعتراضات خیابان "خس و خاشاک و فتنه" خوانده شده؛ در لیبی قذافی معترض را "موش" غیرآدم نامیده؛ در سوریه معترض "مزدور اجنبی" خوانده شد. اعتراضات طالبان و داعش وهابی در افغانستان دولت و آمریکا را به جنگ داخلی کشانده اند.

در دمکراسی با روند اصلاحات بموقع دولتمردان مطالبات، اعتراضات، تظاهرات در رسانه ها مندرج شده؛ سپس به قانون اجرایی تبدیل می شوند. رابطه با آمریکا مدرنیسم را تقویت کرده؛ اقتصاد را شکوفان می کند. نمونه: کره جنوبی، ترکیه، چین. هزینه دشمنی با آمریکا در 40سال تا 2 تریلیون دلار برآورد می شود.

اصولا تظاهرات خیابانی استوار بر مطالبات اقتصادی عاجل 2گونه اند: سازمانی بوسیله حزب یا نهاد مدنی؛ خودجوش. نیابتی چهار ویژگی جنبش خودجوش را اینگونه نوشت: صاحب ندارند، سازمان ندارند، هدف ندارند، بی دنباله اند. در مقابل تظاهرات تشکیلاتی را یک سازمان برنامه ریزی می کند. در جامعه بسته تظاهرات با سرکوب رکن قوه اجرایی، به قوه مقننه و قضاییه ربط نیافته؛ ولی در جامعه باز در بازه زمان وکلا آن را به 2 قوه دیگر ربط می دهند.

شعار باید قانون مربوطه پدید آورد؛ و گرنه حرف بلند گروهی در خیابان است. رسانه ها آن را به حاکمیت می رسانند. عمل طرد، دو جناح حکومت را صفر می کند که غیر واقعی است؛ زیرا حکومت تبلور طبقات، اقتصاد ملی، ابزار سرکوب دولت را بر می گیرد. در سازمان مخفی برنامه سیاسی، شعارها، شخصیت رهبران، ذات کادرها و نیاز اعضا باید بررسی شوند. شعار اصناف و اقشار بیرون از حاکمیت برای بسیج گروه‌ها ست که در بحران حاکمیت می توانند قدرت سیاسی را قبضه کنند تا پیوستگی بجا ماند.

شعارها از کجا می آیند که در مغز جوانان پیرو لانه کرده؛ آنها را تا آخر خط می برند؟ پیروان با استعداد شعری، پذیرای شعارها بودند. شعارهای سازمانهای برونمرزی بدون درک نظام موجود در ایران یا سرمایه جهانی، شعارهای عاریه از شوروی-سوسلوف، چین-مائو، آلبانی-انور خوجه، و نه هند، آمریکا، کانادا بودند. مانثلی رویو، پکن رویو، میلیتانت، نشریات حزب توده که ترجمه های ادبیات سیاسی مسکو بودند- آبشخور این شعارها در رقابت نفسگیر سازمانهای مخفی انقلابی خارج بودند.

مرکزیت احزاب از منابع گوناگون در فوق برخی مفسران در احزاب برادر یا نشریات چپ و نظرات عرفانی، مکاشفه ای، اشراقی شعارها را گرفتند. سازمانها شعار را چون ورد ایمانی تکرار می کردند. باید شمار عضو در محفل، نهاد، سازمان، حزب در شرایط خاص بیان شود. این شعارها در ارگان سازمان منظم، مکرر، بی تغییر نشر می شدند. در نشریه چند نفر با پشتیبانی کمیته مرکزی مقاله های کلیدی را می نوشتند.

نویسندگان استعدادهای زیر را دارند: خواندن متون مورد علاقه کمیته مرکزی، بیان قوی، فوت و فن تشکیلات، سازگاری با تصمیمات رهبری، سبک نگارش موثر در پیروان. پذیرش شعارها، پیدایش باور، ایمان، اجرای کدهای اعتقادی، فرد را آماده تحمل شکنجه، رودرویی با اعدام، مرگ، سختی می کند. کد، فرمول، لوح، دستور، فتوا، فرمان- جمله امری یا نهی برای کردار فرد است. نمونه: ده فرمان موسی: احترام اولیا؛ قتل، زنا، دزدی نکن.

هر شعار مخاطب، عملکرد، نتیجه دارد. نتیجه می تواند کوتاه مدت یا در آِینده باشد. معمولا مطالبات اقتصادی زود برآورده می شوند. مطالبات سیاسی تا از روند مقننه بگذرند و به قانون اجرایی درآیند، طول می کشند. نمونه: آاز الغای بردگی 1862 تا حق رای سیاهان در 1965 یک قرن طول کشید. عملکرد شعار هم می تواند زود مانند تخریب بانک یا دیر مانند رفراندوم باشد. نتیجه شعار می تواند به درگیری با پلیس یا روند قانونگزاری برسد.

آیا شعار اجرا می شود؟ روشن است که اجرا با قبضه قدرت سیاسی یا ائتلاف ممکن است. لذا بررسی شعار بدون در نظر گرفتن اجرای آن، تمرین ربط حرف برنامه با عمل جنبش اجتماعی است. اجرا، شعار را در جامعه مادی کرده؛ از کلام به ماده بدل می کند. "سرنگونی شاه" شعار سازمانهای مسلح از دهه 1340 بود که انقلاب آنرا در بهمن 1357 اجرا کرد.

سازمان ها یا اثباتی این شعارها را پذیرفته یا سلبی آنها را در کل نفی کنند. در انقلاب 57 شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را همه‌ سازمانها پذیرفته که نقطه گره تقاطع نیروها شد. مبارزه با امپریالیسم یا شاه وابسته به آمریکا تا حدی ظاهر جهانی مطلوب شوروی، احزاب چپ غربی، سازمانهای چپ ایرانی بود. این شعار در نهایت سرمایه داری دولتی شبیه کوبا در انزوا را ببار می آورد. آمریکا پرزیدنت را بخاطر تقاضای کمک خارجی بنفع انتخابات ش، در دسامبر 2019 استیضاح و با خواست کنگره و سنا بر کنار کند. ولی کمک به کودتا بضد 10 ها دولت قانونی مانند دکتر مصدق، دکتر سوکارنو، دکتر آلینده را نادیده گیرد.

آموس اوز نویسنده اسراییلی.همو نوشت: "هرچه امور پیچیده تر شوند، عوام به ساده گرایی بیشتر میل می کنند. پیش بینی ناپذیری بهترین پیش بینی است- در خاور میانه." پس از نطق در لاهه 9 ژوئن ۱۹۵۲ یا ۱۹ خرداد ۱۳۳۱ مصدق به تهران برگشت؛ در کوچه و خیابان بچه ها دم می گرفتند: آب اومد، آب اومد./ دکتر مصدق اومد./ با کشتی نفت اومد.

در این شعار فروش نفت برای ارز خارجی از قلم افتاده. ولی انگلستان با تحریم فروش نفت ایران، فروش قرضه ملی برای هزینه دولت، وضع بد اقتصاد را تحمیل کرد. مضیقه مالی دولت و کمبود کالا واقعیت بودند. زیرا با تحریم، کشتی نفتی در خرمشهر نمی توانست پهلو بگیرد. تحریم به ناامیدی مردم می انجامد. شعار دیگر برای سخره دولت کوتاه قوام بود: قوام فراری شده./ سواری گاری شده. این شعار با استعاره گاری علیشاه برای توزیع آب قنات آشامیدنی پیش از لوله کشی بود.

در انقلاب بهمن شعارها غیراقتصادی، دینی، ضد آمریکا - متعددتر، سراسری، مداوم بودند. تکرارهای روزانه حنجره ها را خش دادند. شب هفت، چهلم شهیدان، عزاداری مُحرم، نوار کاست خطبه های رهبر، الله اکبر بر بامها هم محتوای تقاص قبیلگی داشتند. آنها هم شکل دسته راه اندازی با علم و کتل، دم گرفتن صف مردم، مویه و خشونت- هویت بنانگرایی و رجعت شیعی را نمایان کردند.

دسته های عاشورایی راهپیمایان شعار را به سیاق نوحه سینه زنی، زنجیر زنی، با میان داری سر داده؛ مرد و زن، دم می گرفتند. رفع اخنتناق 25 ساله صدای مردم را چون میکروفون غرا کرد. شعار نوحه شد: ای شاه خائن /آواره گردی / کُشتی جوانان وطن /آه واویلا. منبع: محمد رهبر.

مهندس بازرگان شعارهای انقلاب بهمن را 4 دسته کرد: ۱-ضد استبداد. ۲-انقلاب و جمهوری اسلامی. ۳-حمایت از رهبری امام. ۴- بزرگداشت یاد گذشتگان. هر 4 دسته را جمهوری اسلامی اجرا کرد. شعار آخر برای مردگان خودی رعایت می شود. شعارهای انقلاب اسلامی را محمد رهبر، محمد حسین پناهی، منوچهر محمدی، نجف‌زاده گردآوری کرده؛ تحلیل محتوا، ماهیت، چگونگی بازتاب آنها را نوشتند.

شعار 2نوع است: 1- تهییجی برای شوراندن جمعیت توان برانگیختن عاطفه مردم و تشویق به پیوستن به صف خواستها یا انقلاب است. نمونه: "مرگ بر فلان" که نفرین، عاق، خرافی، عاطفه منفی است. 2- تبلیغی برای برنامه سیاسی سازمان دراز مدت بنا به علوم اقتصاد، اجتماع، شرکت در حاکمیت، پیشرفت جامعه، سازگاری با همسایگان است. نمونه: "اتحاد، مبارزه، پیروزی" کنفدراسیون که تبلیغ منشور آن بود.

اعتراض مردم به خشم سرکوبگران در قتل و زندان گیر افتاده ها می رسد. دولت معترض را آشوبگر، اغتشاشگر، فتنه گر، مزدور خارجی و از اشرار نامد. بزرگترین تبلیغ از منبر امام جمعه تهران است. سپس برای اقتدار نظام دسته ها بنفع نظام راه می افتادند. گاهی لباس شخصیها، امنیتیها، موتور سوارها، وانتیها، تک تیر زنهای بام بجان تظاهرکنندگان می افتند. در نهایت قطع اینترنت رویدادهای خیابان را در اخبار به خارج تاریک می کند.

در تاریخ نگاری تنها شعارها را نباید ملاک قرار داد. شیوه اجرا و نتیجه آنها هم باید بررسی شده تا صحت و سقم، سود و زیان، اجرا و طرد آنها روشن شوند. نمونه اجرا، استقلال از دول استعماری و لغو کاپیتولاسیون پس انقلاب 57. کاربرد شعار در تاریخنگاری، جامعه شناسی، بررسی قیاسی انقلابات مفید است. شعارهای هر بازه زمانی برای مطالعات سیاسی گذشته، نوشتن تاریخ، تحلیل جامعه مناسب ند.

بررسی زمان و زبان شعار برای آیندگان، نتایج تاریخی، مقایسه با دیگر ملل چراغ قوه انداختن به ضمیر مردم روزگار گذشته است. البته اکنون تظاهرات در فیلم، ویدیو، پادکست، عکس ضبط و نشر می شوند. برای تدوین تاریخ مبارزات، تقویم رویدادها، خاطرات زندان، گزارشات حقوق بشر سازمان ملل بکار رفته؛ تا به کنه ذهن سرکوب شدگان و سرکوب گران پی برد.

گاهی حاکمان، ویراستاران، ناشران سند را بدون ذکر دلایل دستکاری می کنند. علل شجاعت، ایثار، ایمان، تحمل شکنجه، مقاومت تا سر حد مرگ را می توان در این اسناد یافت. در اوین زندانی را در انفرادی از جهان خارج جدا کرده؛ تنهایی، درد شکنجه، توهین به عصمت فرد، ترساندن از اعدام، شگردهای ضد مقاومت اند. در فرقه هم این گونه شگردها برای شستشوی مغزی بکار روند.

دولت نهایتا گورهای گروهی بی نشان اعدامیها را پنهان کنند. فرانکو هم در جنگ داخلی 1939-1936 اسپانیا غیرخودیها از جمله شاعر جهانی، گارسیا لورکا را در گورهای بینام پنهان کرد. فرانکو راست افراطی یا فاشیست بود که مخالفان را سرکوب کرد؛ ولی زیرساختهای سرمایه داری را تحکیم کرد که در دور بعدی دمکراسی از 1975 نضج گرفتند.

شعار ی تواند در بازه زمانی تغییر کرده؛ چون جهان در تغییر است. نمونه: مرگ بر امپریالیسم عصر جنگ سرد به مرگ بر نئولیبرالیسم کنونی. در سده 20 آمریکا از صلح گستری به جنگ افروزی گذار کرد. شعار ضد امپریالیسم انقلاب در پی تغییر نظم سرمایه جهانی و ضربه به ابر قدرت اول نبود.

رهبر انقلاب در اسناد اخیر قول قبول صدور نفت، حوزه نفوذ روسیه نشدن را به آمریکا داده بود. ایران با 80% جمعیت روستایی شیعی بود که در 4 دهه گذشته به اقتصاد رانتیر کنونی رسید. اقتصاد آمریکا بنا به نرخ رشد سالانه افزایش دارد. محافل 7 رنگ روشنفکری ضمن قبول یکدیگر در عمل بضد "غربزدگی" بودند.

ضد امپریالیسم شعار مرحله ای در چین و ویتنام مد بود. ولی در ایران انقلابی بضرر مردم و کاهش 40% اقتصاد ملی متکی به نفت شد؛ ارزش دلار از 7 به 15000 تومن در 4دهه جهش کرد. ویتنام پس از پیروزی در جنگ و بیرون راندن ارتش اجنبی و چین با پیروزی خط دن شیاپینگ بر باند 4نفره همسر مائو با آمریکا مناسبات نزدیک تجاری دارند. در فلسطین و ایران این شعار جز فقر چیزی ببار نیآورد. بدون این شعار ایران می توانست مانند ترکیه جزء جی 20 بوده؛ زحمتکشان آن در رفاه باشند.

در انقلاب بهمن 2 شعار مرکزی نه اقتصادی بلکه سیاسی بودند: "مرگ بر شاه" و "استقلال با جمهوری اسلامی"؛ نه رفاه و آسایش. انقلابیون عرفانی بوده؛ برنامه ای برای بهبود اقتصاد نداشته؛ به اقتصاد اولویت ندادند. آنها جادو شده؛ در این توهم، پنداشتند: انقلاب اقتصاد را سر و سامان می‌دهد.

تنها شعار اقتصادی نشریات چپ، این بود: نان / مسکن / آزادی. آنها قبلا توهم مسلحانه را در شعار زیر سر داده بودند: با پتک کارگر، با داس برزگر/ شاه ترا می کشیم. رهبر با ذکاوت وعده آب، برق، مسکن مجانی داد. او شعار "اقتصاد مال خره" را با الویت جنبه سیاسی رفع کاپیتولاسیون، استقلال، بنیانگرایی شیعی، سرکوب منقدان طرح کرد.

تضاد اقتصاد وابسته به نفت با سلطه جهانی آمریکا، تضاد دگمهای شیعی با هنجارهای جهانی مانند پوشاک و حضور زنان در استادیوم ورزشی هنوز هم حل نشده اند. گرچه با نئولیبرالیسم، تضیع حقوق کوخ نشینان، ویژگی ایران شده؛ به دهک تحتانی با یارانه ناشی از درآمد نفت و دهک فوقانی با فساد ساختاری کمک می شود. ولی لایه میانی شامل طبقات مدرن عقب می افتند. البته در دهه 1970 تجربه بنیانگرایی شیعه ولایت مطلقه فقیه، امارت سنی طالبان و خلافت داعش، حتی جمهوری اسلامی پاکستان هنوز رخ نداده بودند.

شعار سرنگونی شاه در راس ساواک، بمثابه عقیمی 3 قوه، همه گیر بود. همه جامعه از دولت، ارتش، کارگران، اقشار دیگر شخص شاه را دشمن خواندند. علت این امر استبداد، تفرعن و شخصی شدن حکومت پهلوی، تعطیل بکل قانون اساسی مشروطه بود. در فرد شاه با اختلال شخصیتی تفکیک 3 قوه مخدوش بود. نهادهای حکومت در شاه تمرکز یافتند.

در واقع خودکامگی شاه، دیوار میان او و مردم را زایل کرد. شعار مرکزی سازمان های مسلح دهه 1350 سرنگونی سلطنت بود که فریاد سراسری در انقلاب شد. عقده امپراتوری ایران در فرهنگ ضدخارجی یا کل استعمار پنهان بود. نقد این سازمانها برای دفاع از منافع و رفاه زحمتکشان است؛ از جان گذشتگی، پایداری، شجاعت اعضا اسطوره ای اند. بخاطر استبداد مطلقه این سازمانها نتوانستند در خدمت اقشار و طبقات دلخواه فعالیت کنند.

برای گروه عظیمی- از اسلام درباری نصر، شایگان، نراقی تا حوزویان، مطهری، شریعتی، مجاهدین، طالقانی- خواست بازگشت به اسلام بود. چه چیزی را مردم نمی‌ خواستند شعار مرکزی در خیابانها، اعتصابات، مساجد بود. اما شعار چه می‌خواستند در تجرید مبهم "جمهوری اسلامی" بعد ولایت فقیه با جامعه توحیدی در سرمایه جهانی نهان بود.

"جمهوری اسلامی" مبهم بود؛ چون نه در پاکستان نه در اروپا این نوع جمهوری در تاریخ ثبت نشده بود. روبنای ولایت فقیه مانند امارات کویت و خلافت عربستان در روند 40 ساله تحت فشار سرمایه جهانی شکل گرفت. https://www.khabarfoori.com نگاهی تحلیلی بر شعارهای انقلاب اسلامی


تظاهرات امنیت حاکمیت را بچالش می کشد. حاکمیت آنرا شدید سرکوب می کند. نمونه: 15خرداد 42، آبان 98. گاه هم نرمش نشان می دهد. اعتراضات نخست از مطالبه کوچک اقتصادی آغاز شده؛ سپس بهمن وار سیاسی برای بهبود جامعه و در نهایت انقلابی خواهان تغییر حاکمیت می شود. نمونه1: تظاهرات 4 روزه لبنان از 16 اوت 2019 نخست مطالبات اقتصادی بوده؛ اکنون با تغییر نخست وزیر سیاسی شده: کاهش 37% بیکاری و فساد، خواهان عدالت.

ولی ایجاد کار تابع ایجاد کارخانه و سرمایه است. نمونه 2: تظاهرات هزاران عراقی در اعتراض به بیکاری، فساد دولتی و نبود خدمات عمومی 2 اکتبر 2019 ادامه دارد. نمونه 3: اعتراضات مردم شیلی در اکتبر 2019 با اعلان استعفای آتی نخست وزیر، بضد افزایش نرخ مترو در پایتخت بود. نمونه 4: اعتراضات آبان 98 در 100 شهر با قتل بیش از 300 نفر سرکوب شد.

با تاخیر، دولت نرخ را بالا نبرد. ولی تاخیر مطالبه اقتصادی را سیاسی کرد. اکنون مردم خواستهای سیاسی اصلاحات مالیاتی، قوانین کار، تامین اجتماعی در سراسر کشور را در خیابان آورده اند. دولت شرایط اضطراری، آوردن ضد شورش به خیابان، دستگیری فله ای معترضان، محدودیت حق تجمع به درگیری سیاسی با اعتراضات افزود.

در 20سال گذشته 4 بحران کشور دانشجویان 78، جنبش سبز 88، اعتراضات در 100 شهر 96، گرانی 3برابر بنزین و گرانی اقلام مصرفی در 29 استان در 98 رخ دادند. همه راههای به روم یعنی ولی مطلقه ختم می شود. تحریمهای پسابرجام و اعتراضات آبان اعتدالگراها و اصولگراها را متحدتر کردند. تحریمها اعتدالگراها را تضعیف کرده؛ شرکت مردم در انتخابات آتی را کم کرده؛ اصولگراها اقبال بیشتر می یابند.

در شرایط کنونی تحریم، تظاهرات سران 3قوه و نهادهای حاکمیت را متحد کرده؛ به ولی مطلقه ختم می شوند. نظام دسته های طرفدار خود را بخیابان می آورد. اعتراضات خیابانی با درگیری، سرکوب از اقتصادی به سیاسی تبدیل شده؛ به دستگیری، قتل، زخم می انجامد.

در تظاهرات دی 96 در 100 شهر شعار برای "فلانی روحت شاد!" یک مرده گذشته گرایی دینی احساسی ناشی از "لا لحب علی بل لبغض معاویة" بود. زیرا او را انگلیس بدون هیچ مقاومتی به آفریقا تبعید کرد. شعار در باره پهلوی 1 بیانگر عاطفی گروه شعار ده در صف تظاهرات است. اگر آنها سواد تاریخی داشتند؛ باید آزادی از شهریور 20-32 یا بهار آزادی 1357-1360 را شعار می دادند. بخشی از اپوزسیون برخی شعارها را عاطفی گزیده؛ بازگویی کرده؛ آن را به آینده، بدون ابزار اجرا تعمیم می دهند.

پراتیک سلطنت، ولایت، فرقه محک حقیقت شعار در استبداد یک سده آنهاست. در فرقه گرایی بر مخفیگرایی رایج، غیبت رهبر هم قوز بالا قوز شده که حکایت از عدم شفافیت و پاسخوگویی است. دانشجویان ١۶ اذر 1398 شعارهای رادیکال، سیاسی، طبقاتی، منطقه ای، سلطه جهانی بر علیه همه سرکوب ها، تبعیض ها، استثمار سرمایه داری، خرافه در دولت دینی، فساد دادند. دانشجویان سطح تئوریک بالاتر از فقیران و جوانان در تظاهرات خیابانی نشان دادند: مجاهد، پهلوی، دو دشمن آزادی.

این شعار به گذار از اقتدارگرایی به دمکراسی نزدیک تر است. اتفاقا هیچ کدام از شعارها، مطلوب اپوزپسیون راست، محافظه کار، اپورتونیست، لیبرال، مجاهد، جمهوری خواه، سلطنت طلب نشد. آنها را از مرحله اقتصادی عاجل و حرف خیابانی به تجرید براندازی و عمل جاده صاف کنی برای رسیدن به قدرت مطلقه پرتاب می کند. شعار رد "اصلاحطلب، اصولگرا" نپذیرفتن تعامل با حاکمیت منجر به جنگ داخلی می شود. نمونه: لیبی، سوریه. http://www.lajvar.se/1398/09/20/88521/

در اعتصابات محل کار، تظاهرات خیابانی، اعتراضات در شبکه های اجتماعی- شعارها مطالبات اقتصادی و اجتماعی اند. شعار حرف است که مدیران، وکلای مجلس، دولتمردان باید آن را به یک قانون برای اجرا تبدیل کنند. حرکت حرف به قانون کند است. شعار رفع تبعیض جنبش مدنی مارتین لوتر کینگ به متمم قانون اساسی آمریکا به حق رای سیاهان در دهه 1960 یعنی یک سده پس از الغای بردگی رسید.

اصلاحات کند، مانا، تعاملی است؛ انقلاب تند، خشن، زودگذر است. تظاهرات تبلور خشم مردم است که خودجوش بخاطر یک مطالبه خاص یا با 2نوع رهبری ملی حزب و میدانی است. این رهبری در تعیین شعارها، زمان، مکان، درگیری با ضدشورش می باشد. حمایت عمق با پیگیری گروه ایثارگر و وسعت یعنی گستردگی اقشار فراگیر دارد. در انقلاب نخبگان 10% امل ایران 80% عوام را داشتند.

در کشورهای خاورمیانه اپوزیسیون با آغاز نافرمانی مدنی مسالمت آمیز سرکوب خشن می شود. از تظاهرات سودان، لبنان، عراق حاکمیت ایران عبرت گرفت. مهار گسترش اعتراضات خودجوش در 100 شهر، با درگیری جوانان با لباس شخصیها و سپاه زود پایان یافت. رژیم هم تظاهرات طرفداران خود را در برخی شهرها راه انداخت. از 1396 تا کنون 4200 اعتراض در 3 سال در ایران ضبط شده.

مرکز مطالعات استراتژیک نوشت: آلمان شرقی با بزرگترین نهاد امنیتی دولتی، سقوط کرد. دیکتاتورهای تاریخ به زیر کشیده می شوند. دیکتاتور رومی قرن 1م، به فردی را که تبعید کرد، گفت: برو ماه را برایم بیآور. آلبر کامو در کالیگولا، ابراز کرد دیکتاتور تنها قدرت مطلقه نیست بلکه خواستهای غیرواقعی هم دارد.

دیکتاتوری ایده الوژیک امکان بقای طولانی در منطقه را ندارد. نمونه: امارت طالبان افغانستان، خلافت داعش عراق، حاکم مطلقه بشیر سودان. اراده مردم اگر در خیابان اکثریت، ادامه دار، دامنه دار باشد؛ دولت یا رژیم ساقط می شود. آستانه خستگی برای پلیس، امداد، ثار الله وجود دارد که سرکوب را کمتر کنند. بمرور حامیان نظام ریزش کرده؛ تفرقه در حاکمیت پدید می آید.

قدرت بنا بر مطامع ش روایت را تغییر می دهد. بنا بر یک مثل آفریقایی: تا زمانی که شیر باسواد شود؛ هر روایت شکارچی را ارج می گذارد. رسانه ها اخبار اعتراضات را سانسور، تحریف، کتمان کرده؛ آن را مداخله خارجی قلمداد می کنند. خبرگزاری فارس با مصونیت از حاکمیت عکسی از اعتراضات گذاشت. ولی تظاهرات با برچسب اشرار، اخلالگر، فتنه گر، خارجی زده؛ منکر سختی معیشت مردم شد. برای پیروزی، تظاهرات باید اعتصابات سراسری را در پی داشته باشد.

شورای امنیت ملی رابطه ایران را با خارج گسست. لذا ترابری خبر به خارج را خاموش کرد. نبود خبرنگاران خارجی در شهرها، بازداشت نخبگان، حضور گسترده ضدشورش- بر خبر رسانی واکنش مردم به گران شدن بنزین سرپوش گذاشت. علت و هدف اعتراضات اقتصادی، فساد، بیکاری، مداخله در کشورهای همسایه، استبداد دینی اند. ولی سرکوب آنها با قهر، گلوله، زندان انجام می شود. روشهای اعتراض، نافرمانی مدنی، اعتصاب، مسالمت آمیز اند.

نهادهای بین المللی حقوق بشر، رسانه های غربی، اخطار دول غربی به توقف سرکوب، تحریم آمران شکنجه در غرب رسانه ای می شوند. به جای حمایت زبانی کشکی و تهدید حمله ی نظامی بدعاقبت، آمریکا به ایرانیان دسترسی بر اینترنت را با ماهواره، موج میکرو، بیسیم برساند.

در شهرهای بزرگ شهرداری مجانی برای توریستها؛ نیز در مناطق دور از شهر اینترنت تجاری، پر سرعت، بیسیم، 2طرفه، ماهواره ای مخابراتی با بسآمد ال، سی، ک یو، ک آ وجود دارد. یحیی نژاد مدیر شرکتی است که برای سه سال است که با هدف دسترسی همگانی و آزاد اطلاعات، محتوای اینترنت را به طور رایگان و از طریق دیشهای ماهواره توسط سرویسی به نام «توشه» به دست کاربران در داخل ایران می‌رساند.

شرکت اپل با به کارگیری مخفیانه یک تیم مهندسی می خواهد با بهره‌گیری از فناوری ماهواره‌ای، داده‌های اینترنتی را مستقیما به تلفن‌های همراه آیفون برساند بدون اینکه نیازی به شبکه بی‌سیم باشد. در آغاز 2020 نخستین گروه از هزارها ماهواره ارتباطی به فضا پرتاب می‌شود. هدف، ایجاد دسترسی اینترنتی در سراسر جهان است. آیا ارتباط اینترنت ماهواره‌ای در ایران امکان پذیر است؟ farsi.euronews.com

امید به بهبودی فقر 40% جامعه زمینه تظاهرات است. در تظاهرات احساسات مثبت فریاد مطالبات و منفی خشم و نفرین به مقامات دیده می شوند. تظاهرات با مطالبه اقتصادی آغاز شده؛ با درگیری سرکوب به خشم مردم می انجامد. دیدن ویدیوها در تشکل و همصدایی شعار فرد را بر می انگیزد.

نیروهای سرکوب، یگانهای امنیتی امام علی، سپاه، بسیج، ضدشورش به مردم یورش بردند. گروه معترضان را درجا دستگیر در نفربر کرده؛ بردند. واکنش نظام به تظاهرات آبان 98 منفی بوده؛ ولی واکنش اپوزیسیون مثبت است. عناصری به تخریب، آتش، پرداختند. آتش در بانکها، تخریب ایستگاههای بنزین، غارت مغازه ها هم رخ دادند. آتش زدن پمپ بنزین مهدیه در شهریار بود. قطع اینترنت و ارتباطات الکترونیک شبکه های مجازی اجتماعی را خاموش کرده؛ به تجارت الکترونیک ضرر زد. برخی شعارهای آبان 98: نترسید، نترسید/ ما همه با هم هستیم. ماشین ت و خاموش کن/ اهوازیها واویلا ست. حمایت، حمایت/ پیروزی ما پیداست. نیروی انتظامی/ تشکر، تشکر. تبدیل جمهوری ایرانی.

منابع. ‏2020‏/01‏/03 WPواشنگتن پست
https://www.radiofarda.com/a/iran-usa-war-scenarios/30183431.html آرین
http://www.babakamirkhosrovi.com/documents/

کدکنی در "جامعه استبدادی" نوشت: تجاوز در حریمِ کلمات در جامعۀ استبدادی چنان راحت انجام می‌شود که خیلی به‌آسانی می‌توان کلمه «پاپ» را -که مفهومی منحصر به فرد و هیچ‌گاه در تاریخ دو تا نبوده است- اندک‌اندک بر هر دربان و کشیشی، اطلاق کرد. این تجاوز به حدود کلمات را تا آن‌جا گسترش داد که در هر روستایی چندین پاپ در عرض هم وجود داشته باشند.

همان‌طور که در جامعه استبدادی می‌توان به حقوق افراد تجاوز کرد به حدود کلمات هم می‌توان تجاوز کرد. همان‌طور که در جامعۀ برخوردار از آزادی و قانون به حقوق افراد نمی‌توان تجاوز کرد، به حدود کلمات هم نمی‌توان تجاوز کرد. از این روی زبان قلمروی است که از مطالعۀ در آن می‌توان به حدود رعایت حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی موجود در آن جامعه پی بُرد.

{در نسبت دادن القاب غلو شده به مافوق} جای هر کلمه را با همسایه‌های آن و با مدارجِ بالای آن به‌راحتی می‌توانید عوض کنید. نه مخاطب شما از این بابت احساس شرمساری خواهد کرد. نه جامعه شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد که این کسی را که تو مثلاً فلان عنوان را به او داده‌ای، او دارای چنین مقامی نیست.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد