logo





غزل غروب

شنبه ۷ دی ۱۳۹۸ - ۲۸ دسامبر ۲۰۱۹

بیژن باران

bijan-baran.jpg
عشق پایان سرگشتگی شد.
نقطه ای در زمان-مکان،
شد آغاز لانه و راه زندگی.

در این نقطه آرامش یافتم.
تلاش من و تو تنیدن پیله ما بود.
در این پیله با آسایش کنار هم، روز و شب
دست بر کمانه های تمنا،
در نجوای خواست و برخاست-
سال برف و باران
توالی ثنویت من و تو بود.
بوسه های تو آفتاب گرما بخش تن من بودند.
نسل آینده را آوردیم.

خیال راحت شد-
در دایره مینا، گردنه پیچیان، به جلو رفتیم.
با تو راه پایان یافته؛
ولی راه نو رو به آفتاب رفت.

151219




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد