logo





نگاهی به لهستان و روابط تاريخي آن با ایران

سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۷ مه ۲۰۱۹

دکتر منوچهر سعادت نوری

ایران و لهستان روابط دیرینه ی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با هم دارند. اگرچه گاهگاهی بنا به دلایلی بر این روابط خدشه وارد گردیده اما دیری نپاییده است که سوء تفاهمات رفع و روابط دیرینه به نحو احسن و شایسته از سر گرفته شده است. در این نوشتار ضمن اشاره به "برخی از ویژگی های جغرافیایی و تاریخی و سیاسی لهستان"، روابط دوجانبه ی ایران و لهستان را در طول تاریخ با یکدیگر بررسی و مرور می کنیم

برخی از ویژگی های جغرافیایی و تاریخی و سیاسی لهستان

لهستان با نام رسمی جمهوری لهستان کشوری است در مرکز اروپا، از غرب با آلمان، از جنوب غربی با جمهوری چک، از جنوب با اسلوواکی، از شمال شرقی با لیتوانی و روسیه، از شرق با بلاروس، از جنوب شرقی با اوکراین و از شمال با دریای بالتیک همسایه است. مساحت این کشور بالغ بر ۳۱۲٫۶ هزار کیلومتر مربع است که آن را شصت و نهمین کشور بزرگ جهان و نهمین کشور بزرگ اروپا کرده ‌است. این کشور با جمعیت ۳۸٫۵ میلیون نفری، سی و چهارمین کشور پرجمعیت جهان، هشتمین در قاره اروپا و ششمین در اتحادیه اروپا می‌باشد. لهستان با حاکمیتی متمرکز دارای ۱۶ استان است و پایتخت آن ورشو نام دارد. نام این کشور در بیشتر زبان ‌های اروپایی صورتی از " پُل" است. در برخی زبان ‌های اروپای شرقی به آن صورتی از " لِه" می‌گویند. لِه از نام قومی می‌آید که حدود بیش از یک هزار سال پیش در سرزمین کنونی لهستان زندگی می‌کرده‌ اند. به این کشور به زبان ارمنی لِهستان و به فارسی لَهستان می‌گویند. قوه ی مجریه این کشور به ترتیب رئیس‌جمهور، نخست‌ وزیر و هیئت وزیران است. رئیس‌جمهور برای مدت ۵ سال انتخاب می‌گردد و می ‌تواند حداکثر دو دوره در این پست خدمت کند.
لِهِستان بزرگ در سال ۹۶۶ میلادی توسط میزکوی اول بنا نهاده شد که متعلق به خاندان پیاسْت بود. قبایل جنوبی لهستان، لهستان کوچک را تشکیل دادند. دو لِهِستان در سال ۱۰۴۷ میلادی توسط کازیمیر اول با یکدیگر متحد شدند، لهستان با یک ازدواج سلطنتی در سال ۱۳۸۶ میلادی بین دختر پادشاه لهستان و پسر پادشاه لیتوانی با این کشور ادغام شد. این دولت لِهِستانی - لیتوانیایی بین قرون ۱۴ تا ۱۶ میلادی به اوج اقتدار خود رسید و توانست در مقابل قدرت ‌های برتر آن زمان مانند شوالیه‌ های آلمانی، توتنی‌ها، روس‌ها و ترک‌های عثمانی، موفقیت‌هایی حاصل کند. فقدان یک پادشاهی نیرومند در سده ی ۱۸ میلادی باعث شد که ابرقدرت ‌های آن زمان مثل روسیه، پروس و اتریش بتوانند لهستان را سه بار در سال‌های ۱۷۷۲، ۱۷۹۲ و ۱۷۹۵ میلادی تجزیه و تقسیم کنند. برای آگاهی بیشتر در مورد ویژگی های تاریخی سیاسی لهستان در سال‌های بعد تا عصر حاضرنگاه
کنید به بخش منابع و مآخذ

برخی دیگر از ویژگی های لهستان

ظروف ورشو: بر پایه ی لغت نامه ی دهخدا ورشو فلزی سفید رنگ را گویند که در شهر ورشو (پایتخت لِهِستان) از آن ظروف می سازند. آلیاژی از نیکل و روی و مس که به خوبی ذوب و به آسانی قالب گیری می شود، از این جهت ساختن اسباب های مختلف از آن آسان است و چون سفیدرنگ و محکم و فساد ناپذیر است از آن جهت ساختن قاشق و چنگال استفاده می کنند
صندلی لهستانی: گونه‌ای صندلی چوبی است که در برخی اجزای آن چوب خم شده بکار رفته است. روش ساخت میز و صندلی به این روش را "میشائل تونت" در قرن نوزدهم ابداع کرد. میشائل تونت (۲ ژوئیه ۱۷۹۶ -- ۳ مارس ۱۸۷۱) کابینت (کمد یا قفسه‌) ساز آلمانی - اتریشی بود. چون نخستین بار یکی از مهاجران لهستانی این روش را در ایران بکار گرفت این صندلی در ایران به صندلی لهستانی معروف شد
کالباس (به لهستانی: کیل باسا): نوعی سوسیس سنتی در لهستان و کشورهای اروپای شرقی است. این محصول بطور سنتی از گوشت خوک یا گاو تهیه می‌شود، اما انواع دیگری نیز دارد که از گوشت بوقلمون، مرغ، اسب، بره، گوساله و غیره تهیه می‌گردد. در ایران به تمام سوسیس‌های حجیمی که به طور سرد مصرف می‌شود، کالباس گفته می‌شود. برخی کالباس‌ها از مخلوط کردن چند نوع گوشت مختلف تهیه می‌شوند. برای ایجاد طعم‌های گوناگون، در کالباس موادی مانند سیر، خلال بادام، پسته و زیتون نیز می‌افزایند

پیشینه ی روابط فرهنگی ایران و لهستان

قدمت روابط فرهنگی ایران و لهستان به مانند روابط سیاسی دوجانبه به قرن پانزدهم میلادی بر می گردد در حقیقت از همین زمان با برقراری تماس های سیاسی بین پادشاهان دو کشور به نوعی مناسبات فرهنگی دوجانبه نیز برقرار گردید. در این ارتباط شاید بتوان وجود صنایع دستی و فرش های ایرانی در دربار و در بین شاهزادگان لهستانی را نشانه ای از وجود این مبادلات و ارتباطات فرهنگی دانست. این ارتباطات به موازات مناسبات سیاسی دوجانبه در طول دوره های مختلف تاریخی تا دوره معاصر ادامه یافته است. در همین ارتباط می توان یکی از تاثیرات مهم این مناسبات را در تاسیس و راه اندازی موسسه ی تدریس زبان فارسی در سال ۱۸۲۰ میلادی در دانشگاه یاگلونی کراکوف برشمرد که بعدها در سال ۱۹۱۹ میلادی با شکل گیری دانشکده مستقل ایران شناسی در دانشگاه مذکور پژوهش های زبان و فرهنگ فارسی رسمیت بیشتری پیدا نمود. شایان ذکر است که در حال حاضر کرسی زبان فارسی علاوه بر دانشگاه کراکوف در دانشگاه ورشو و پزنان نیز فعال می باشد. بخش دیگر همکاری های فرهنگی دوجانبه با ورود صد و بیست هزار آواره لهستانی جنگ جهانی دوم به ایران در سال ۱۹۴۲ میلادی و استقبال و میزبانی دولت و مردم ایران از آن ها ایجاد گردید که این حضور لهستانی ها در ایران خود زمینه ساز شناخت و آمیزش فرهنگی ویژه ای شد که وجود گورستان های لهستانی در شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران، مشهد، اصفهان و همچنین ازدواج اتباع دو کشور در این دوران از جمله نماد های آن می باشد. البته مناسبات فرهنگی دو کشور در سال ۱۳۴۷ خورشیدی با امضای اولین موافقت نامه ی فرهنگی بین دولت های وقت ایران و لهستان شکل رسمی و قانونی به خود گرفت که تاکنون بعنوان بستر اصلی همکاری های فرهنگی دوجانبه عمل نموده است. مهمترین زمینه های همکاری فرهنگی در سند مبادلات علمی و فرهنگی را می توان همکاری های دانشگاهی، اعطای بورس های کوتاه مدت، همکاری جهانگردی، برگزاری هفته های فرهنگی، فیلم و نمایشگاه های عکس دانست. علاوه بر این نباید از نظر دور داشت که حضور قابل توجه دانشجویان ایرانی در دانشگاه های لهستان و همچنین اقلیت ایرانی موجود در این کشور از جمله پیوندهای فرهنگی دیگر دو کشور به شمار می رود

کشف سکه ‌های ایرانی عهد سامانی در لهستان

منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها به کشف سکه ‌های ایرانی عهد سامانی در لهستان اشاره دارند. یافتن سکه‌ های عهد سامانی در لهستان نشان می‌دهد که مناسبات تجاری این کشور با ایران را باید تا سده‌ های دور میلادی عقب برد، همچنین باید گفت کشف این سکه ‌ها در لهستان نشان از این دارد که از حدود بیش از هزار سال قبل، مردمان ایران و لهستان با یکدیگر رابطه داشتند. باید یادآور شد که امپراتوری سامانی (۸۷۴ - ۱۰۰۴ میلادی) یک امپراتوری سنی ایرانی بود که حدود دو سده بر بخش‌ های بزرگی از جهان ایرانی حکومت کرد. مرکز این امپراتوری در خراسان و فرارود بود. دولت سامانی توسط چهار برادر، نوح، احمد، یحیی و الیاس بنیان گذاشته شد. هر کدام از آن‌ها بخشی از سرزمین ‌های سامانی را زیر کنترل خود داشتند. سرانجام در سال ۸۹۲ میلادی، اسماعیل سامانی تمام قلمروی سامانی را زیر یک پرچم واحد در آورد؛ همچنین در دوران فرمانروایی او بود که سامانیان از عباسیان مستقل شدند. با این‌حال آنان به صورت دوژور حاکمیت خلیفه‌ را پذیرفته بودند
روابط تاریخی ایران و لهستان در دوران آق قویونلو و عهد صفویه
کتاب "ایران و لهستان"، مجموعه مقالاتی است که به پیوندهای تاریخی و فرهنگی ریشه ‌دار دو کشور می‌پردازد. کتاب با نوشتاری از «یولانتا شراکوفسکا ـ دیندو» آغاز می‌شود. او در جستار «مناسبات ایران و لهستان در دوران صفوی» ریشه‌های تاریخی نخستین آشنایی‌های دو ملت را برمی‌ شمارد. این آشنایی از آنجا ضرورت پیدا می‌کرد که اروپاییان به دلیل پیدایش امپراتوری عثمانی، خواهان اتحاد و همبستگی با ایران بودند. این ارتباط به پیش از صفویه، و به روزگار فرمانروایی «آق قویونلوها» باز می‌گشت. بنا بر گزارش تارنمای سفارت ايران در ورشو مکاتباتی بین "اوزون حسن آق قویونلو" و "کازیمیر چهارم" یا "گیلون" پادشاه وقت لهستان در سال ۱۴۷۴ میلادی صورت گرفته است. «دیندو» می‌نویسد که در آن زمان نام ایران برای لهستانی‌ها بیشتر با ثروت، شگفتی، هنر، توسعه و تجربه همراه بود
خدمات ژنرال بروسکی لهستانی در طراحی ارتش ایران در عهد قاجار
ژنرال ایزیدر بروسکی همکار ژنرال بارتلمی سمینو افسر فرانسوی بود. آن ها مورد توجه عباس میرزا نایب السلطنه (فرزند فتحعلی‌شاه و آسیه خانم که در فاصلهٔ سال‌های ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۳ م ولایتعهدی ایران و نیابت سلطنت پدرش در آذربایجان را بر عهده داشت و قبل از مرگ پدرش درگذشت) بودند و در طراحی سطوح ارتش ایران از تجربیات آن ها استفاده فراوانی شد. از نبردهایی که ژنرال بارتلمی سمینو به عنوان ژنرال ارتش ایران فعال بود جنگ‌های هرات بود. در این پیکارها یکی از کسانی که سمینو را همراهی می‌کرد ژنرال بروسکی لهستانی بود که در یکی از همین جنگ‌ها کشته شد و سمینو با بیوهٔ او ازدواج کرد و حاصل این ازدواج فرزندی بود به نام نیکلا سمینو. بنا بر نوشتاری در دانشنامه ی ایرانیکا، ژنرال ایزیدر بروسکی دو پسر داشت. یکی از آن ها استانیسلاس بروسکی بود که بعد ها در مدرسه ی معروف دارالفنون تهران به تدریس پرداخت و در سال ۱۸۹۸ در تهران درگذشت. فرزند دیگر ژنرال بروسکی نیز مانند استانیسلاس و پدرش در خدمت دولت ایران بود. وی متاسفانه در عنفوان جوانی خود کشی کرد و به زندگی خود پایان داد

مهاجرت لهستانی‌ها به ایران در جنگ دوم جهانی

مهاجرت لهستانی‌ها به ایران در میانه ی جنگ دوم جهانی روی داد. در طی سال‌های ۱۳۲۰ الی ۱۳۲۳ خورشیدی بیش از ۱۵۰ هزار نفر از لهستانی‌ها برای مهاجرت به فلسطین و آفریقا، از کشور شوروی وارد خاک ایران شدند. پس از دو سال و با آغاز حمله آلمان به شوروی، استالین مجبور شد با دولت در تبعید لهستان از در دوستی درآمده و فرماندهی واحدی در مقابل آلمان در جبهه لهستان ایجاد کند. طبق این توافق قرار بر این شد که علاوه بر عبور افراد نظامی تجهیز شده لهستانی از خاک ایران، زندانیان و افراد داخل اردوگاه‌ها نیز از طریق ایران به فلسطین و آفریقا مهاجرت کنند. این عمل با نقض بی‌طرفی ایران و اشغال ایران توسط قوای انگلیسی و سپس شوروی در تاریخ سوم شهریور ۱۳۲۰، امکان‌ پذیر گشت. نخستین گروه در اوایل فروردین ۱۳۲۱ با چهار کشتی روسی که حامل ۲۹۰۰ نفر سرباز و مهاجر بود، وارد بندر انزلی (پهلوی) شدند. این نیروی نظامی قرار بود از طریق همدان و کرمانشاه به عراق برود. تعداد مهاجرین در اردیبهشت ۱۳۲۱ خورشیدی به حدود ۱۳۰۰۰ نفر رسید

پژوهش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
متن کامل
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post.html
*
آرشيو مقالات و سروده ها
http://asre-nou.net/php/ar_author.php?authnr=1023


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد