logo





تو - نیامدی

جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۲ ژانويه ۲۰۱۸

شهاب طاهرزاده

shahab-taherzade.jpg
- به هیلا صدیقی -
در زندان

مردم همه آمدند
! تو - نیامدی

اینهمه مردم که آمدند
شعری از تو بخوانند
دهانشان بسته شد
و حق باز شدن
. در گلو ماند

مردم آمدند
! تو - نیامدی

در شب
دست مردم
با خورشید یکی شد
و با تو که
زندگی را در زندان تاریک
روشن می بینی
. هم پروازشد

تو میدانی
که آسمان تاریک
هیچ سودی نداشت
نه پرنده می خواند
نه آب رود
از آن پیدا ست
تو میدانی
که زیر آسمان تاریک
نه زندگی
در جوش و خروش است
نه مردم
.فارغ از رنج و عذابند

وقتی تو نیستی
صدایی هم نیست
وقتی تو نیستی
شهر خالی ست
در کدام سلول
شعر تو زندانی ست؟
در کدام حبس
صدای تو
در بند است
حق بودن تو
حق فریاد تو
کجاست ؟

غمگین
گوشه ای نشسته ای
... درزندان
دستهای حکومت اند
زندان
چشمهای حکومت اند
زندان
تو بخوان
شعرت را
پروانه های کلمات
از میله های زندان خواهند گریخت
به گوش مردم

10 01 2018

شهاب طاهرزاده

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد