logo





چهار شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۵ آپريل ۲۰۰۹

اشاره:
... این رمان سه جلدی در سخت ترین و بحرانی ترین دورة زندگی نویسنده و در تبعید به رشتة در آمد و تا به پایان برسد، بیش از هفت و سال و اندی از عمر او گذشت. جلد اوّل و دوّم کتاب را به ترتیب نشر نقطه و انتشار فروغ، به فاصلة دو سال چاپ و «منتشر!!» کردند. سه و سال و نیم بعد نویسنده عبرت گرفت و جلد سوّم را بی نام و نشان « ناشر و نشر و انتشاراتی!» به چاپ رساند.

در نقد و معرفی رمان ُگدار آمده است:
«... رمان، به عنوان یك وسیلة بیان هنری نیرومند، پرجنبه و حساس، در برابر شرایط و اوضاع و احوال دائماً متغیر زندگی ، شیوه ها و شگردهای گوناگون پذیرفته و بر اثر رویدادها و جریان ها و پدیده های جدید، واكنش های جدید از خود نشان داده و خود را با آن ها هماهنگ كرده و آن جا كه لازم بوده از پیشی گرفتن بر سیر امور پرهیز نكرده است. حسین دولت آبادی به این همه بی اعتنا نیست و با وجود بالیدن در بستر جاافتاده و سنّتی رمان نویسی، شیوة روایت تك خطی مبتنی بر ناقل همه جا حاضر و همه چیز دان را كنار گذاشته و داستان را از قلب حادثه آغاز كرده و آن را از طریق سه روایت از زبان سه شخصیت اصلی پیش می برد. در نتیجه، خواننده از همان ابتدا به درون انبوه درهم پیچیده ای از رویدادها و صحنه ها و آدم ها و یادها كشیده می شود كه بدون هیچ ترتیب و تقدم زمانی از پی هم می آیند و در هم فرو می ریزند و با یكدیگر می آمیزند و در مجموع ما را در برابر دنیائی قرار می دهند كه گمان می كرده ایم آن را می شناسیم ولی با پیشرفت رمان است كه در هر صفحه زاویة تازه ای بر ما گشوده می شود و یا پرده ای از جلوی چشمانمان كنار می رود ...»
محس یلفانی، نقل از « یادداشتی دربارة رمان گُدار» گاهنامة چشم انداز شمارة ۲۳ تابستان ۱۳۸۳



«...گُدار درلغت به معنای مسیر کم خطری است برای عبور از رودخانه و یا سیلاب. ضرب المثل معروف «بی گدار به آب زدن» ریشه درهمین لغت دارد. ولی حسین دولت آبادی از این «گُدار» مفهوم فلسفی آن را مراد می کند. و بی گمان تمثیلی است از سیلاب های پرمخاطره زندگی و عبور هشیارانه از بستر رودخانه های عمیق و باتلاقی به ظاهر آرام. و در این معناست که بعد از پشت سر گذاشتن سه چهار فصل از کتاب، هنوز درته دل دنبال چیزی هستی برای کشف تله یا حسی درهم تنیده از امید و نا امیدی ها. پنداری پیچ و خم های گدار زمینه ایست برای آغازی که به کندی نزدیک می شود و چهره ها هویّت پیدا می کنند. آدم ها شناخته می شوند. گرمای اشتیاق و ادامه خواندن رمان زیر پوستت می خلد. آفریده های دولت آبادی را دنبال می کنی. مفهوم گدار روشن می شود، معنا پیدا می کند. نام های چندگانه بازیگران آرام آرام رنگ می بازند. در یک قالب شکل می گیرند هریکی با چهره ای مشخص ظاهر می شوند. درادامه گذر از صحنه ها ژرفای گدار وسعت پیدا می کند. مجالی پیش می آید و فرصتی برای فکرکردن و برتری گدار در همین است که لحظه ای آرامت نمی گذارد.
رضا اغنمی، نقل از ( نقد و معّرفی گدار، نشریة آرش)



«... مجموعه ای که از آمیزش ویژگی های یاد شده، به نام رمان ُگدار فراهم آمده، مرا به عنوان یک خواننده، سه روز، یک نفس با خود کشید و برد. به طوری که کتابِ نازنین، کاملاٌ شکسته و چرک و چروک شد؛ از بس که در کنار بشقاب غذا، توی رختخواب، روی «تردمیل» باز و بسته شد...»
منیرة تیره گل، نقل از ( غرفة آخر، معرفی کتاب!)


«... من رمان گُدار را یکی دو ماه پیش خواندم و لازم میدانم این چند خط را بنویسم. به گمان من این نوشته یکی از زیباترین و قویترین روایتهای ادبیّات نوین ایرانی است و حکایتی بر جا ماندنی. من از جلد اوّل و دوّم این کتاب خوشم آمد و سبک نوشتن آن را بسیار دوست داشتم ولی جلد سوّم برای من چیز دیگری بود. جلد سّوم را با ولع می خواندم و همواره نگاه می کردم ببینم که چند برگ دیگر باقی دارم. دلم نمی خواست این نوشته هرگز تمام شود. گویا هراسی داشتم که به پایان نوشته برسم. بعد از آن که به حکم اجبار به پایان کتاب رسیدم و آن را بستم، هنوز در آن زندگی می کردم و تا هفتهای بعد از آن تعادل نداشتم. میتوانم حس کنم که نویسنده تا چه اندازه گرفتار این حکایت بوده.
نوشتن وقایع دوران انقلاب* به شکل رمان به گمان من کاری دشوار ولی به جا ماندنی است. این بخشی از ادبیّات و فرهنگ ماست. نگارش آنچه بر ما رفت و می رود در زمانی که همه گیج و منگ به دنبال سیل وقایع می روند و کسی فرصت و توان بازنگری بر آن ها را ندارد، کاری است بسیار بزرگ. من به سهم خودم قدردان و سپاسگزار کوشش شما هستم و فکر می کنم که درآینده کسان بیشتری ارزش کار شما را بدانند... »
نقل از نامة خواننده ای ناشناس (مهرداد؟!)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* بستر تاریخی رمان قبل و بعد از انقلاب را نیز در بر می گیرد.



بهای یک دورة سه جلدی ۵۰ یورو ( ۱۰% تخفیف + هزینة پست)
برای سفارش و کسب هرگونه اطلاعی با نشانی زیر تماس بگیرید:

hossein@dowlatabadi.com
http://www.dowlatabadi.net

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد