بهمن پارساخود کرده را تدبیر چیست؟!(نیست)
اکنون دیگر هیچکس از هیچ کجای جهان به مردم ایران پیام نمیدهد که «روز فتح و پیروزی نزدیک است» یا آنان را به حضور در خیابانها برای دستیابی به آزادی فراخواند. حکومت اسلامی-شیعی تهران نشان داده است که برای بقا—چه در جنگ و چه در صلح، چه با مذاکره و چه بیآن—از ریختن خون مردم هیچ ابایی ندارد. از سوی دیگر، مردم نیز به تجربه دریافتهاند که هیچ نیروی خارجی سپر بلای آنان نخواهد شد و مسئولیت حفظ جان و آیندهشان بر عهده خودشان است.
مهرداد درویش پوردر کشاکش جنگ، دعوت از پهلوی چه پیامی به جهان میفرستد؟
دعوت از رضا پهلوی به نهادهای سیاسی اروپا، در متن جنگ جاری، صرفاً یک اقدام نمادین نیست، بلکه میتواند بهعنوان نشانهای از همسویی با رویکردی نظامی تعبیر شود. بازتاب این موضوع در رسانههایی چون لوموند، نشان میدهد که چنین دعوتهایی پیامدهایی فراتر از سطح داخلی دارند.
الف. کیوانامپریالیسم و بازآرایی پرتنش نظم جهانی
جنگ دیگر یك استثنای ناخواسته نیست، بلكه به یكی از شیوه های عادی عمل نظم بدل می شود. قانون هنوز سخن می گوید، اما بیش از پیش گزینشی و نامتقارن عمل می كند. بازار همچنان می گردد، اما بر بستری از هراس، اختلال، و فشار روزافزون بر بازتولید اجتماعی. در چنین لحظه ای، جهان نه صرفا با چند بحران پراكنده، بلكه با آشكار شدن منطق درونی یك نظم تاریخی روبه روست.
کیقباد یزدانیهم نام حکومت مهم است هم محتوای آن
هر نظام حکومتی از سه بُعد یا مؤلفه تشکیل می شود: "نام"، "شکل" و "محتوا". برخی بر این باورند که نام حکومتها بهتنهایی گویای ماهیت و کارکرد آنهاست. برخی دیگر، شکل را کافی میدانند و گروهی نیز نامها و شکلها را صرفاً برچسبهایی فریبنده میشمارند و تنها محتوا را مهم میدانند. واقعیتهای تاریخی نشان میدهند که این سه مؤلفه، چنان در هم تنیده اند که همیشه و همه جا نمی توان آن ها را به سادگی از هم تفکیک کرد.
فرشید یاسائیتوهم برتری و بازی قدرت
«جستاری در خودبزرگ بینی و بازیهای پنهان برتری»
ر جهانی که انسان بیش از هر زمان دیگری به دانش، اطلاعات و ابزارهای قدرت دسترسی دارد، پرسش از «خود» و جایگاه آن در میان دیگران، به مسئلهای اساسی بدل شده است. این رساله تلاشی است برای واکاوی یکی از پیچیدهترین ابعاد روان انسانی؛ جایی که خودشناسی به خودبزرگ بینی میلغزد و اعتماد به نفس به اشرافیت ذهنی تبدیل میشود. در این میان، مرز میان واقعیت و توهم، میان توانایی واقعی و ادعای برتری، اغلب آن چنان باریک است که تشخیص آن نیازمند تأملی عمیق و چندلایه است. آنچه این رساله دنبال میکند، نه صرفاً توصیف این پدیده، بلکه فهم ریشهها و پیامدهای آن در زندگی فردی و جمعی است.
حميد فرخندهحمله شاهزاده به خبرنگاران اروپایی!
به نظر میرسد شاهزاده همراه و همگام جریانهای تندرویی که اطرافش حضور دارند، شده است. این مواضع افراطی که حتی آتشبس ترامپ و نتانیاهو و تلاش برای مذاکره را برنمیتابد، شاید در کوتاهمدت برای بخشی از مخاطبان و هواداران او جذاب به نظر برسد، اما در بلندمدت هزینههای سنگینی به همراه دارد. تجربههای مشابه در عرصه سیاست جهانی نشان داده که رادیکالیزه شدن گفتمان، بهویژه بدون پشتوانه قدرت واقعی، اغلب به انزوای بیشتر منجر شده است.
ایرج فرزادنکاتی پیرامون مذاکرات بین آمریکا و جمهوری اسلامی
به نظر من نفس پذیرش مذاکره از طرف جمهوری اسلامی با آمریکا، نشان از آغازی بر پایان یک دوره تاریخی است. در ادامه توضیح خواهم داد که بی نتیجه ماندن هر نشست میان نیروهای درگیر و متخاصم، نباید انظار را از تغییرات واقعی در صف آرائی بین این نیروها، منحرف کند.
شهریار حاتمیمجروح زمانه
این چه زخمی است که در جان این سرزمین افتاده که پس از قرنها هنوز تازه است و از آن خونابه میچکد؛ زخمی که نسل به نسل منتقل شده بیآنکه درمان یابد. زخمی که از دل تاریخِ کهنهی سرزمینمان، از میان روستاها و شهرهای سوخته و ویران، از حکومتهای برخاسته و فروپاشیده، از جنگها و غارتها، از خونریزیها و تجاوزها برخاسته است و با ما عجین شده و همچنان همراه ماست.
سرور علی محمدیبه یاد نسرین که سرسخت و مهربان زیست
سال ها در تمام جلسه ها و دیدارها ، حضور نسرین با آن لبخند گرم و مهربانش ، رفاقت و صمیمت را به جان تک تک ما ریخت . کلامش به مهر و نگاهش امیدوار و رفتارش همواره به شور انقلابی و آگاهی عجین بود. انگار همین دیروز بود که با اشاره ی دست و نگاه پرمهرش کنارش نشستم . در یکی ازگپ و گفت هایمان ، در حالی که نگاهش با عشق بر قامت همسرش می چرخید ، گفت : همه ی سختی ها با بودن او آسان ترشد ، و اولین نگاه مارال ، گرمای خورشید را برایمان به ارمغان آورد .
بهروز ملکشاەایران در آستانه تغییر فاز: از بحران انباشته تا امکان گسست سیاسی
تحولات جاری در ایران و منطقه را دیگر نمیتوان در قالب «بحرانهای مقطعی» توضیح داد. آنچه در حال شکلگیری است، یک وضعیت انباشته و چندلایه از بحران است که بهتدریج به سمت تغییر فاز حرکت میکند. جنگ و مذاکرات، شکافهای درون حاکمیت، تشدید سرکوب، و پایداری جنبشهای اجتماعی، اجزای بههمپیوسته یک کلیت ناپایدارند؛ کلیتی که نشانههای فرسایش آن از هر سو قابل مشاهده است.