الف خمیرانیفلسفۀ عملگرایی و نسبت آن با سیاست معاصر
در زبان روزمرهٔ سیاسی، «عملگرایی» اغلب به معنای واقعگرایی، سازش با شرایط و پرهیز از ایدئولوژی به کار میرود؛ سیاستمداری که به جای آرمانگرایی به «نتیجه» فکر میکند. اما در ریشهٔ فلسفی، عملگرایی معنایی ژرفتر دارد: فلسفهای است که اندیشه را جزئی از عمل میداند و اعتبار هر نظریه را تنها در پرتو کارکرد عملی آن میسنجد.
این فلسفه برخلاف سنتهای نظری اروپایی (از افلاطون تا کانت) که دانستن را برتر از عمل مینهادند، تأکید دارد که اندیشیدن خود نوعی کنش است؛ یعنی تفکر نه بازتاب جهان، بلکه ابزار تغییر آن است.
فرشید یاسائیایرانِ فرسوده، انسانِ محاصره شده
« کالبدشکافیِ زوالِ اختیار در جامعهی زیرِ سلطه »
جامعه ذاتاً فرسوده نیست، مسئله صرفاً «اصلاح مردم» یا «نقد فرهنگ» نیست. نقدِ فرهنگی بدون نقدِ نهادِ مولدِ فرسایش، بهسادگی به سرزنشِ قربانی بدل میشود. باید روشن گفت که جامعهی عصبیِ ایران، محصولِ مستقیمِ پیوندِ نهادِ روحانیت با نهادِ امنیتی - نظامی است؛ پیوندی که طی دههها، هم معنا را فرسوده، هم اعتماد را، هم روان را... تا زمانی که این ساختارِ مولدِ فرسایش شناخته نشود، هر بحثی دربارهی انفعالِ مردم، بیتفاوتیِ اجتماعی یا زوالِ اختیار، ناقص خواهد ماند. مسئلهی اصلیِ جامعهی امروز ایران فقط فرسایشِ اختیار نیست، بلکه تولیدِ سازمانیافته این فرسایش بهدستِ ساختارِ درهمتنیدهی روحانیتِ سیاسی و اقتدارِ نظامی است. انسانِ ایرانی ذاتاً منفعل نشده است؛ او در یک نظامِ فرساینده، بهطور مستمر فرسوده شده است!
دکتر محمد حسین یحیاییبار سنگین جنگ بر دوش زحمتکشان
آنچه مسلم است بار همه این بازی های سیاسی و نظامی بر دوش طبقه زحمتکش سنگینی می کند، همه کالا ها گرانتر می شود، دولت می گوید کاری از دست ما بر نمی آید. ولی همه بدبختی ها را بر دوش طبقه زحمتکش آوار می کند. نگاهی به تصمیم شورای عالی کار در اسفند ماه در تعیین حداقل حقوق کارگران آن ظلم و ستم را برملا می سازد. شورای عالی کار در نشست های پی در پی و گفتگوهای خسته کننده، حداقل حقوق را ۱۶ میلیون و پانصد هزار تومان تعیین کرد که در مقابل افزایش قیمت ها بسیار ناچیز است. روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش خود که در ۲۳ اردیبهشت منتشر کرد نوشت: شکاف بسیار عمیق بین حقوق اسمی و قدرت خرید واقعی بوجود آمده، یعنی زحمتکشان به شدت فقیر تر شده اند.
بهزاد كریمیگشتاپو پروری در لوای پهلوی
تمامیتخواهی، ماهیتاً یکی است. نمودها هستند که متفاوتاند با بروزهایی متنوع. هم اکنون شبهای تهران قرقگاه بسیجیهای مسحور از ۱۲ ساله تا مداحان موگندمی است؛ عربده میکشند و شعار کاذب ای ایران سرمیدهند تا اسلامشان هر سحرگاه جوانی از مردم را حلقآویز کند. این تاج خواهان هم در لس آنجلس، تورنتو، لندن، مونیخ، سیدنی، آمستردام و بروکسل... به قصد چشم درآوردنها چشم در چشم هر غیر خود میدوزند. تکرار تهران امروز در فردای موعوداند.
مسعود نقره کارگُلهای کویر
روشنفکران و روشنفکری در ایران
روشنفکری در ایران سرگذشت پُر فراز و نشیب و روایتِ آزمون و خطای زنان و مردان، گرایشهای فکری و سیاسی، تشکلها و جنبشهایی است که به انسان و جامعهای درخورِ کرامت انسانی اندیشیده و تلاش و مبارزه کردهاند. مجموعهای که در خوشی و ناخوشی مردم شریک و سهیم شدهاند، اما قدر و منزلتشان پاس نداشته اند؛ در مطبخ سورچرانیها و جشنها و عروسیها به سیخ و صلّابه کشیده شدهاند و در عزاداریها، تکهتکۀ وجودشان سفرۀ مردهریگها و مردهخواران تاریخی را رنگین کرده است.
فردریک لوردون آیا یک بمب مالی در آستانه انفجار است؟
برگردان: تقی تام
دیگ زودپزی که در زیر سطح نظم مالی مقررات زدائی شده قرار دارد، به حالت انفجاری درآمده است. بهدور از چشم همه، از سالها پیش آبگوشت «وام و اعتبار خصوصی» در حال قلزدن است. عجالتا طلبکاران به هراس افتادهاند. بحرانی در این بخش موجب واکنش زنجیرهای ویرانگری در اقتصادی خواهد شد که افزایش قیمت انرژی، هم اکنون آن را تضعیف کرده است.
فرامرز پارسارهبری در خفقان
هماهنگی بدون فرمان و نمایندگی بدون رهبر
تا زمانی که جامعه در انتظار چهرهای نجاتبخش بماند، احتمال تکرار همان الگوهای فرسوده وجود دارد. اما اگر سیاست از وابستگی به نامها فاصله بگیرد و بهسوی فرآیند، هماهنگی و خواستههای مشترک حرکت کند، شاید برای نخستین بار، هزینههایی که جامعه میپردازد به آیندهای واقعی منتهی شود.
بهروز ملکشاە«ملت کورد؛ قربانیِ تاریخیِ قدرتها، نه مزدورِ تاریخیِ آنان»
واقعیت این است که سخنان ترامپ، بیش از آنکه بیانگر ضعف کوردها باشد، اعترافی غیرمستقیم به شکست پروژههای مداخلهگرایانه در منطقه است. وقتی سیاست فشار، تحریم، جنگ روانی و عملیات نیابتی به بنبست میرسد، قدرتها به دنبال قربانی میگردند تا شکست خود را بر گردن او بیندازند. و در خاورمیانه، کوردها همواره آسانترین هدف برای این انتقال تقصیر بودهاند؛ ملتی بدون دولت رسمی، بدون کرسی در سازمان ملل، اما با تاریخی انباشته از خیانتهایی که از سوی همان قدرتهای مدعی «دموکراسی» بر آنان تحمیل شده است.
بهروز ملکشاەتشدید بحرانها در سایه جنگ و انسداد سیاسی
ایران امروز در یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ مقطعی که در آن جنگ خارجی، بحران مشروعیت داخلی، فروپاشی اقتصادی، امنیتیشدن ساختار حکومت، و فرسایش امید اجتماعی همزمان بر سر جامعه آوار شدهاند. آنچه در هفتهها و ماههای اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل جریان داشته، صرفاً یک رویارویی نظامی محدود یا آتشبسی شکننده نیست؛ بلکه نشانه ورود منطقه به مرحلهای تازه از بیثباتی و تشدید بحرانهای درونی جمهوری اسلامی است. آتشبس موجود نه پایان جنگ، بلکه مکثی موقت در میانه یک تقابل فرسایشی است؛ تقابلی که هنوز هیچیک از ریشههای آن حل نشدهاند.
ناتان اسپِربر پس از نئولیبرالیسم؟
ایدئولوژی، سیاست، رژیم، طبقه
ترجمه: هرمس برادری
اینکه آیا نئولیبرالیسم در حال ترکِ صحنه تاریخ است یا نه، پرسشی است که با هر بحران اقتصادی و سیاسی از نو مطرح میشود؛ با این حال، این پرسش همچنان فاصله قابل توجهی با یک پاسخ قانعکننده دارد. در واقع، داوریها درباره مرگ قریبالوقوع نئولیبرالیسم در سراسر مسیر تاریخی آن همواره با آن همراه بودهاند. حتی در نامحتملترین مقاطع - برای مثال، اریک هابسبام در سال ۱۹۹۸ نوشت که «بادکنک نئولیبرال بهطور آشکار در حال خالی شدن است». از زمان بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، چنین ارزیابیهایی تکثیر شده و شدت یافتهاند و از جمله بر رکود بزرگ، برگزیت، نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ، همهگیری کووید-۱۹، چالش «ژئواکونومیک» ظهور چین، «بایدنومیکس»، آشفتگی اقلیمی، جنگ اوکراین و نهایتاً بازگشت ترامپ با تبعات تجاری و تهاجمات نظامی آن تکیه کردهاند.