فرزانه ر. یک گام به پیش
تشکیل یک «جبهه» یا «اتحاد عمل» در خارج کشور باید سالها پیش انجام میشد؛ اکنون هر روزی که میگذرد، این ضرورت دیرتر و دیرتر میشود. زمانی نیروهای خارج کشور در داخل وزنی داشتند، صدایشان شنیده میشد و بیانیههایشان خوانده میشد. اما امروز، با گذشت زمان و افزایش فاصله، اعتبار و نفوذشان در داخل کمرنگتر شده است؛ تا جایی که سالهاست کمتر کسی خود را به آنها منتسب میکند یا حتی بیانیههایشان را دنبال میکند.
الف خمیرانیبرگی از تاریخ
نگاهی کوتاه به آخرین پیام محمدرضا شاه به ملت ایران
پیام ۱۴ آبان ۱۳۵۷ یکی از مهمترین و در عین حال سرنوشتسازترین سخنان محمدرضا شاه پهلوی در ماههای پایانی نظام سلطنتی در ایران است. این پیام در اوج بحران سیاسی و اجتماعی ماههای پایانی سال ۱۳۵۷ صادر شد؛ زمانی که اعتراضات مردمی، اعتصابهای گسترده، و فروپاشی تدریجی اقتدار دولت، ساختار حکومت را به شدت متزلزل کرده بود. شاه در این پیام برای نخستین بار بهطور علنی از «خطاهای گذشته» سخن گفت و اعلام کرد که «پیام انقلاب ملت» را شنیده است.
مسعود نقره کارسخنگوی وزارت بهداشت و جنایت در بیمارستان ها!
نه فقط در سرکوب خونین و کشتار بزرگ و هولناک دی ماه ۱۴۰۴، از همان آغاز به قدرت نشینی آخوندیسم و جاهلیسم، این حکومت دست به جنایت در مراکز درمانی نیز زده است. حمله برنامه ریزی شده به بیمارستان ها، ایجاد ممانعت در درمان بیماران، دستگیری و زندانی کردن پزشکان و کادرهای درمانی، کشتار پزشکان و کادرهای بهداشتی و درمانی، ربودن بیماران زخمی و اجساد قربانیان، تفکیک مجروحان و انتقال معترضان زخمی با کامیون به مقاصد نامعلوم، بخش هایی از جنایت هایی است که این حکومت بارها مرتکب شده است.
فرشید یاسائیرسالهای در باب «حق شورش» و کرامت انسان
در نسبت با اقتدار سیاسی
حق شورش، اگر بهدرستی فهم شود، نه دعوت به بینظمی، بلکه یادآوری مسئولیت قدرت است. این حق همچون سایهای در کنار هر اقتداری حضور دارد و به آن هشدار میدهد که مشروعیتش مشروط است. هیچ حکومتی نمیتواند تنها با تکیه بر زور، برای همیشه بر وجدان انسان فرمان براند. اطاعتِ بیچونوچرا زمانی پایدار میماند که با عدالت همراه باشد.
محسن مسرتچند سئوال از همپیمایان رضا پهلوی
اگر رضا پهلوی واقعا بدنبال راهبردی است که مردم ایران در موقعیت عنصر تعیین کننده قرار بگیرند و خودشان از ته دل و با رای خود مستقلا نظام آینده ایران را تعیین کنند، چرا وی برای این دوره بسیار حساس و تاریخی برای خود بعنوان وارث سلطنت نقش انحصاری قائل است؟ چرا ایشان تا کنون هیچ گونه کوشش جدی برای تشکیل کمیتهای با ساختار دمکراتیک و رعایت رای طیف های دیگر جامعه که طرفدار نظام پارلمانی و غیر سلطنتی میباشند، را در دستور کار خود قرار نداده و همواره در پی نمایندگی مطلق از مردم برای دوران گذار میباشد.
شهریار حاتمیگذار، یا بازتولید قدرت؟
نگاهی به دفترچه اضطرار
ساختار پیشنهادی برای دورهی اضطرار، با نهادهایی موقت و یک "مرجع هماهنگکننده" تنظیم شده که عملاً در مرکز این معماری قرار میگیرد. با وجود آنکه ارائهی چنین طرحی برای فردای ایران، ارزشی فینفسه دارد، نمیتوان از این پرسش انتقادی گذشت که این مرجع، با کدام پشتوانه میتواند بر صدر بنشیند؟ بهویژه آنکه نقشی محوری به شخصی واگذار میشود که انتخابی مستقیم از سوی مردم ندارد؛ نکتهای که در خود متن نیز قابل مشاهده است و به این پرسش، مشروعیت و وزن بیشتری میدهد. به یاد داشته باشیم که سخن از انتخاب مردم، اشاره به برقراری انتخابات برپایه اصول دموکراسی ست و نه شعارهایی که در تجمعات خیابانی از طرف مردم سر داده میشود.
اصغر شیرازیزبان مادری
بهترین راه برای تعیین زبانهای آموزشی در هر منطقه رآی مردم آن منطقه است. در همین رابطه است که می توان محدوده جغرافیائی واحدهای حاصل از تمرکززدائی حکومت را نیز تعیین کرد. این محدوده می تواند قومی باشد، به معنائی که حزبهای مربوطه می طلبند، یا نباشد. من به این موضوع در مقاله «از تمرکز زدائی تا فدرالیسم دموکراتیک» اشاره کرده ام. اما این راه حل همان قدر دموکراتیک است که تحقق آن در تفرق طیفهای اپوزیسیون حال حاضر بعید به نظر می رسد. می ماند احتمال سرنگونی ناجمهوری اسلامی با دخالت مؤثر قدرتهای خارجی. در این صورت همین قدرتها هستند که چگونگی حل مسأله یا باقی گذاردن آن را تعیین خواهند کرد.
محمد حسین صدیق یزدچی«ما در فاجعه ای تاریخی هستیم.»
ما در برابر پرسشی بینهایت بزرگ و خوفناک قرار داریم. پرسش این است که ما، یعنی ایرانیان و ابتدا نخبگان فکری اش، آدمهای درس خوانده، آدمهایی که ادعا دارند که علوم انسانی نوین مثلا سیاست و جامعه و تاریخ را می شناسند، چطور می شود که دهها سال بعد از کار و کوشش و پرداخت بهاء بسیار سخت و سنگین برای استقرار حدّاقّل " نظمی نوین" در جامعه ی مطلق استبداد زده ی ایرانی، شکست می خورند و راه حّل را بازگشت به خانه اوّل خود یعنی همان مدل تجربه شده ی قرنها استبداد یعنی " نظام پادشاهی ایرانی" می بینند؟!
بهمن پارسااُفقِ خاکستری و اُمید آبی
در سیاست، هیچ تضمینی برای هیچ طرح و تصمیمی وجود ندارد. پیشبینی آینده همیشه میان امکان و ابهام در نوسان است. تنها پرسش هولناک این است که خسارتهایی که در ۴۸ سال گذشته بر ملت ما تحمیل شده، چگونه و با چه هزینهای قابل جبران خواهد بود؟
پلهای ویران، راههای خراب، خانههای از دست رفته و اموال غارتشده شاید با سختی و رنج بسیار قابل ترمیم باشند؛ اما با جانهایی که بیگناه در این مسیر تباه شدند چه باید کرد؟ این پرسشی است که هنوز پاسخی برای آن پیدا نشده است.
مهدی استعدادی شاددود کدامین حرمان به چشم ما میرود؟
این که دود در چشم ما از کجا برخاسته و با آتش افروزی چه جریانی سروکله اش پیدا شده است؟ در جواب فوری میگوئیم، بنیادگرایی اسلامی؛ گرایشی که بیش از چهل سال خلافت خلیفه شیعه را بر سرنوشت ایرانیان تحمیل کرده است. البته هواداران خلیفه خودشان میگویند هدفشان بازگشت به صدر اسلام است. به همین دلیل نیز در رسانه ها آنها را بنیادگرا میخوانند. اینجا در روند تدقیق پرسش نخست مطلب باید پرسید که این نوع بنیادگرایی صدر اسلامی را چه کسی در قرن بیستم رواج داد و توجیه کرد؟ در این رابطه اگر اطلاعاتی جمع کرده باشید، جوابتان فوری بقرار زیر است: سید قطب مصری!