حميد فرخندهایراد طرح ظریف کجاست؟
واقعیت این است که بدون تعیین تکلیف روشن در قبال اسرائیل—چه در قالب اعلام ترک مخاصمه، چه پذیرش قطعنامههای سازمان ملل درباره اسرائیل و فلسطین، و چه تعریف یک چارچوب مشخص برای کاهش تنش—هرگونه توافقی با آمریکا نیز ناپایدار و شکننده است. چرا که یکی از عوامل اصلی تنش و حمله به ایران، همچنان به قوت خود باقی خواهد
بهزاد لادبننگاهی گذرا به گردهمائی«کنگره آزادی ایران»
در تاریخ ۲۸ و ۲۹ مارس ۲۰۲۶ گردهمائیای بنام "کنگره آزادی ایران" توسط گروهی از مخالفین جمهوری اسلامی در خارج از کشور در شهر لندن برگزار شد. پیش از برگزاری این گردهمائی نهادی نیز به نام "شورای هماهنگی" توسط دستاندرکاران این گروه تشکیل شد. در این گروه و "شورای هماهنگی" آن نحلههای گوناگون و حتی بسیار متفاوت فکری و با پیشینههای بسیار متفاوت در کنار هم قرار گرفتهاند.
احمد درخشاناز اصلاحناپذیری تا بنبست: روایتی از سرکوب و خطای محاسباتی در ایران
کسانی که با پرواز اولین هواپیمای آمریکایی-اسرائیلی بر فراز آسمان ایران شادی میکردند و نجات ایران را در گرو حملهی خارجی میدانستند و میپنداشتند با زدن «سر مار» به تعبیر نتانیاهو، بر این دو غلطخوانی استوار است که این نوشتار از ابتدا طرح افکنده است: یک: غلطخوانی و سادهسازی تاریخ و نادیده گرفتن تلاشهای مخالفین و بیاعتبار کردن آنان، بیاثر جلوه دادن تمام تلاشها و اعتراضات مسالمتآمیز مردم و در نتیجه بیثمر و بینتیجه دانستن هرگونه حرکت اعتراضی که نتیجهای جز ناامید کردن مردم و معترضان از هرگونه تغییری نداشت.
مهدی استعدادی شادگجسته و همدستانش
یورشهای اخیر اسراییل و امریکا به ایران را در این چشم انداز بایستی به ارزیابی نشست. چرا که رقابت ایدئولوژیهای مذهبی در ایران و اسرائیل ببار نشسته است. زیرا که همزمان با برآمد «فدائیان اسلام» و هیجانزدگی و تعصب آخوندی نواب صفوی و همدستانش از یکسو و «صخرۀ ایمان» (گوش امونیم) و موعظه های خاخامهای افراطی چون موسا لوینگر از سوی دیگر، بلبشو و بلوا رقم خورده است. این گونه کُل خاورمیانه به بحرانی کشیده شده که بنیادگرایی های ادیان ابراهیمی مسئول و مقصرش هستند. بگذریم که ترامپ دُچار خودشیفتگی مُفرط بدش نمیآید با شخصیتهای تاریخی و خیالی غرب (از اسکندر تا مسیحای موعود) در این میانه اینهمانی شود.
الف. کیوانآتش بس، صلح و آشتي
سه مفهوم، سه افق سياسي
آتش بس، صلح، و آشتی را نمی توان نه به جای یكدیگر نشاند و نه چونان مراحلی خودكار و از پیش تضمین شده فهمید. اینها سه نام برای یك مسئله واحد نیستند، بلكه سه سطح متفاوت از نسبت جامعه با جنگ و پیامدهای آن اند. آتش بس توقف فوری كشتار است، صلح كوشش برای مهار یا دگرگونی شرایطی است كه كشتار را بازتولید می كنند، و آشتی به نسبت جامعه با گذشته ای مربوط می شود كه هنوز در آن زنده است. از همین رو، هر آتش بسی لزوما به صلح نمی انجامد و هر صلحی نیز به آشتی راه نمی برد.
فرامرز پارساجنگ برای منافع، نه آزادی
این جنگ، از همان ابتدا درباره آزادی نبود.
درباره «منافع» بود؛
منافعی که روی ویرانههای کشورها بنا میشوند و با رنجِ مردم دوام میآورند.
حکومت آخوندی، سالهاست ایران را به مرز فرسایش رسانده و همزمان شعلههای بیثباتی را در منطقه گسترده است.
کیقباد یزدانی«جاوید شاه» یعنی چه؟
شعار «جاوید شاه»، بیش از آنکه یک برنامهی سیاسی باشد، نمادی ایدئولوژیک است که بر تداوم و مشروعیت یک قدرت متمرکز و مقتدرِ فردمحور تأکید میکند. از منظر دموکراتیک، این شعار بهدلیل شخصمحوری، نفی ضمنی تغییرپذیری و محدود کردن تکثر سیاسی، مردمستیز است. چنین شخصمحوریای از دید نظریههای مدرن سیاسی، بهویژه در سنت لیبرال و جمهوریخواه، با اصل حاکمیت مردم و گردش قدرت در تضاد است.
شهریار حاتمیپناهگاه
میانِ پارگیِ رشتهی امید و یأس و خستگیِ مفرط، پناهگاهی هست که آدمی را در نهایت نومیدی آرام میکند؛ پناهگاهی نه در عمق زمین، که در در امتداد آدمها و عمق دلها. و آن، در کنارِ آن دیگری بودن است؛ آنکه مثل اوست و همدرد او. همان همبودنی که حتی در میانهی ویرانی، آدمی را از فرو ریختن بازمیدارد؛ همان پناهگاهی که هیچ بمبِ سنگرشکنی نمیتواند آن را ویران کند.
حسین دولت آبادیمستأجرها و خانۀ اجدادی ما
کسی که در آن خاک ریشه داشته باشد، هرگز و به هیچ بهانهای و با هیچ «هدف مقدسی» حتا، به ویرانی خانۀ اجدادی و خانه خرابی مردم ما رضا نمیدهد. به همین دلیل بنظر من آن جماعتی که برای دونالد ترامپ و نتانیاهو در خیابان های آمریکا وکانادا و اروپا هورا میکشند و بابت موشکها و بمب هائی که روی سر مردم میریزند، دستخوش و دست مریزاد می گویند، «بی ریشه و بیوطن» هستند. این نسل در خارج از ایران به دنیا آمده و هیچ گونه دلبستگی و گذشتهای در آن دیار ندارد و با مردم ما بیگانهاست.
بهزاد كریمینیازمند اقدام عاجل هستیم؛
در جبران تاخیر اما، هر تعجیلی نشاید!
این «کنگره» میتواند و لازم هم دارد که بگونهی دمکراتیک و با تعریف وظایف، جمعی اجرایی از میان خود به عنوان «دبیرخانه» برگزیند تا با کوشش برای استمرار روند «کنگره» و گسترش آن، هماهنگیهای لازم را انجام دهد. این «کنگره» تا زمان تحقق تجمع نیازین از تشکلهای نمایندگی در وجود خود، بهتر است تصمیماتش را بر پایهی توافق همگانی پیش ببرد و حتی المقدور از مکانیسم رای مطلق در نشست عمومی بپرهیزد.