ناصر مهاجراول ماه مه
صدمین سال زادروز باقر مؤمنی را ارج مینهیم
به بیمارستان شیر و خورشید که رسیدم تازه متوجه شدم چقدر زخمی در آنجا است. مرد نسبتاً چاقی که اغلب روزها در کلوب اتحادیه میآمد و آمادهی هر خدمتی بود، روی موزائیک اطاق انتظار، افتاده بود. زنی بر بالینش نشسته بود و چادر نمازش را روی سینهی لخت او فشار میداد. وقتی چادر نماز را برداشت، دیدم که گلوله پستانش را بریده. چشمش را باز کرد و وقتی مرا دید با لهجهی کرمانشاهی گفت: «این هم به خاطر تو، این هم به خاطر آزادی»! بغض گلویم را گرفت و متوجه شدم که نگاه زن با سرزنشی گزنده، متوجه من است. لبخند سردی زدم و به کمک رانندهی سرهنگ، خودم را به اطاق پانسمان رساندم. پرستاری صورت و شانهام را پانسمان کرد.
بهمن پارساای آنکه خانه در ره سیلاب میکنی
برخاک رودخانه نباشد مُعَوّلی(سعدی)
از همان نخستین روزِ جنگِ خانمانسوزِ عراق، امام زمان، حاج روحالله خمینی، آن را «فوزی عظیم و نعمتی بزرگ» اعلام کرد. ندانمکاریهای حکومتی و بیسروسامانیِ ارتشِ کلاسیک، مرزهای غربی و جنوبغربی کشور را بهآسانی در اختیار نیروهای عراقی قرار داد. آسمان ایران برای جنگندههای عراقی شده بود مثل خیابان معروف «شانزلیزه» پاریس برای گردشگران؛ هرگاه میخواستند میآمدند و میرفتند و، البته، ویرانی بهجا میگذاشتند.
بهروز ملکشاەایران در مهِ بحران: فرسایش ساختاری، انسداد سیاسی و امکانهای مقاومت
جمهوری اسلامی در یکی از عمیقترین دورههای فرسایش خود قرار گرفته است. بحران کنونی ایران را نمیتوان به چند شاخص اقتصادی، چند رخداد امنیتی یا چند موج اعتراضی تقلیل داد. آنچه در برابر ما قرار دارد، یک بحران ساختاریِ درهمتنیده است که همزمان اقتصاد، سیاست خارجی، حکمرانی داخلی و نظم اجتماعی را فرسوده میکند. نشانههای این بحران در همهجا قابل مشاهدهاند: سقوط مستمر ارزش پول ملی، تورم مزمن، گسترش فقر و بیثباتی معیشتی، افزایش سرکوب و اعدام، انسداد در سیاست خارجی، و گسترش منطق امنیتی در همه ساحتهای تصمیمگیری. نتیجه این وضعیت، نه تنها تضعیف دولت، بلکه تحلیل رفتن ظرفیت جامعه برای برنامهریزی، اعتماد و آیندهسازی است.
اتابک فتحالهزادهاسرائیل و جمهوری آذربایجان
اگر نیک بنگریم سیاستهای ضد آمریکایی جمهوری اسلامی موجب تقویت و موقعیت اسرائیل در منطقه شد. آمریکا با قدرتی که داشت دست و پای جمهوری اسلامی را در منطقه آسیای میانه و قفقاز قطع کرد. روسیه هم از چماق آمریکا استفاده کرد و نگذاشت ایران منافع خود را در منطقه دنبال کند. در واقع به نفع روسیه و ترکیه نبود که ایران در قفقاز موقعیت طبیعی خود را پیدا کند. اگر ایران با آمریکا دشمنی نمیکرد روسیه و ترکیه به آن شکل نمیتوانستند در این منطقه با ایران مقابله کنند و طرف دیگر اسرائیل هم تا این حد نمی توانست در جمهوری آذربایجان برای ایران مشکل درست کند.
فرانک دِپِه طبقه کارگر و جنبش کارگری در قرن بیستویکم
ترجمه: هرمس برادری
در سرمایهداری امروز، تضاد طبقاتی دیگر در مواجههٔ یک طبقهٔ کارگر (تا حدی همگن) صنعتی با یک بلوک سلطه متشکل از بورژوازی، اشرافیت و خردهبورژوازی بروز نمیکند. حتی در مراکز سرمایهداری، انباشت سرمایه ـ با پشتیبانی راهبردهای سیاسی نئولیبرالیسم (یعنی مقرراتزدایی و انعطافپذیری) ـ بهطور مداوم به بیثباتسازی شرایط کار و حذف بخش فزایندهای از جمعیت (بهویژه جوانان) منجر میشود؛ بخشی که دیگر بهعنوان ارتش ذخیرهٔ بازار کار عمل نمیکند، بلکه گروهی رو به رشد از «سَربارانِ» اجتماعی را تشکیل میدهد که به کمکهای دولتی یا کار غیررسمی ـ شامل جرم و دیگر اشکال بازتولید خارج از هنجار ـ وابستهاند.
کیومرث صابغیایران در جنگ
جنگ ، اساسا و بر مبنای تعریف متعارف, برآمد تفاوت های بین دو یا چند نیروی متخاصم است که هدفش پایان دادن به اختلافات ایدئولوژیکی، سیاسی، اقتصادی و یا جغرافیایی است که به شکلی سازمان یافته و با استفاده از گزینه نظامی بین نیرو های در گیر رخ میدهد. در عین حال هم گفته میشود که آغاز جنگ هدفمند است اما پایانش ناروشن. خب این تعریف اگر چه در ظاهر صورتی قابل فهم دارد، اما در واقع توجیهی است برای کشتار قانونی و ویرانگری های غیر قابل ترمیم.
حسناین کاظیم آیا میتوان درباره اسلام شوخی کرد؟
البته دشمنی با مسلمانان، حملات، توهینها، تبعیض و خشونت وجود دارد—انکار این واقعیت نادانی است. اما هر نقدی، هر کاریکاتوری و هر شوخی بدی حمله محسوب نمیشود. من مدافع کاریکاتورهای محمد نیستم، اما طرفدار برخوردی اساساً محترمانه میان انسانها هستم. گاهی شوخی درباره ادیان را زننده میدانم، اما باید مجاز باشد. میتوان شوخیای را بیمزه یا بیسلیقه دانست و در عین حال از حق بیان آن دفاع کرد—در همینجا بلوغ یک جامعه آزاد آشکار میشود.
فریتس هابکوس، اولیویا کورتاس، پترا پینزلر، سامیها شافی، میشائل تومان، هاینریش وفینگ و شیفان یانگ جهان در چنگال خفقان
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پیامدهای جهانی دارد؛ بیشترشان تلخاند، اما شگفتیهایی هم در میان است.
خسارات جانبی» اصطلاحی است برای پیامدهای ناخواسته یا نسنجیدهی یک جنگ. حملهی ایالات متحده و اسرائیل به ایران چنین پیامدهایی را در سراسر جهان برجای گذاشته است: این جنگ گرسنگی را در کشورهای دوردست تشدید میکند، وفاداریهای سیاسی را درهم میشکند و وفاداریهای تازهای میآفریند. برای برخی کشورها سود اقتصادی دارد و به بسیاری دیگر زیان میرساند. اما شاید دو شگفتی نیز به همراه داشته باشد: یکی در حقوق بینالملل و دیگری در حوزهی حفاظت از اقلیم.
طلعت توفیقیچه کسانی تاوان تحریمها و فشارهای حداکثری را میپردازند؟
در چند دهه گذشته، تحریمهای اقتصادی بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار، تغییر سیاستها، تضعیف یا تنبیه کشورها و افراد، با روایتهای گوناگون بهصورت یکجانبه یا چند جانبه از جمله از سوی شورای امنیت سازمان ملل بهکار گرفته شدهاند. یکی از رایجترین و عامهپسندترین روایتها آن است که تحریمها با اعمال «فشار حداکثری» بر دولتها و رهبران، آنها را وادار به تغییر رفتار میکنند؛ بیآنکه به پیامدهای گسترده و اغلب مخرب این سیاستها بر اکثریت جامعه ای که توسط این دولت ها اداره میشوند، پرداخته شود. معمولاً اکثریت مردم این کشورها نقشی در تصمیمگیریهای کلان سیاسی و روابط خارجی ندارد.
الف. کیوانصف آرايی نوين قدرت در ايران
بحران در بالا، فشار از پایین
ايران امروز در لحظهای قرار دارد كه در آن بحرانهای گوناگون ديگر جدا از هم عمل نمیكنند. بحران معیشت، فرسايش پايههای اجتماعی اقتدار، انسداد سياسی، تشديد سركوب، مسئلۀ زندانيان سياسی، تهديد خارجی، شكافهای درونی حاكميت و فشار اجتماعی از پايين درهم تنيده شدهاند. چنين وضعيتی را نه با خوش بينی ساده میتوان فهميد و نه با بدبينی فلج كننده. مسئله اصلی، پيشگويي آينده نيست؛ مسئله، شناخت وضعيت مشخص و فهم نيروها، تضادها و امكانهایی است كه در دل واقعيت عمل میكنند.