سیاوش قائنیدیپلماسی «واشنگتن - تهران» در بن بست میدان؛
استمرار غصب اراضی غزه، کرانه باختری و لبنان در سایه توافق آتشبس
کالبدشکافی تحولات جاری از جنوب لبنان و غزه تا سوریه و مرزهای همسایه ایران، یک حقیقت ژئوپلیتیک را عریان میسازد: برای رژیم اسرائیل، مفهوم «مرز» یک حریم متحرک و پیشرونده است که وسعت آن را میزان پیشروی بلدوزرها و چکمههای نظامیانش تعیین میکند. در این چارچوب، میز مذاکرات دیپلماتیک واشنگتن درباره آتشبس، هرگز ایستگاهی برای صلح نیست؛ بلکه یک «سپر دفاعی سیاسی» و «فرصت تنفس تاکتیکی» است تا اسرائیل در سایه غبار دیپلماسی، واقعیتهای جغرافیایی جدیدی را روی زمین تثبیت کند که تغییر دوباره آنها با ابزارهای سیاسی غیرممکن باشد.
کیقباد یزدانینقش و سهم ساواک در رشد و گسترش انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم پهلوی
میتوان گفت ساواک که با هدف حفاظت از نظام سلطنتی تأسیسشده بود، در کنار مجموعهای از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به یکی از عناصر مؤثر در فرسایش مشروعیت و اقتدار رژیم پهلوی تبدیل شد. بااینحال، تقریباً تمامی خاطرات و روایتهای مقامات بلندپایهی حکومت بر یک نکته اتفاقنظر دارند: شاه نقش نهایی و تعیینکننده در سیاست امنیتی داشت. شاه شخصاً گزارشهای امنیتی را مطالعه میکرد، به جزئیات امور علاقه نشان میداد و تصمیمهای مهم امنیتی بدون نظر او اتخاذ نمیشد. ازاینرو، ساواک را باید بخشی از ساختار شخصمحور حکومت پهلوی دانست، نه نهادی کاملاً مستقل از ارادهی شاه.
ریچارد دی. وُلف سیاست ترامپ و سرمایهداریِ در حال افولِ ایالات متحده در سال ۲۰۲۶
ترجمه: هرمس برادری
کارزار جدی دونالد ترامپ برای ریاستجمهوری پس از چندین دهه جابهجایی قدرت میان ائتلافهای جمهوریخواه و دموکرات شکل گرفت. در طول این دههها، سرمایهداری آمریکا از حمایت مستمر دولت ایالات متحده بهرهمند بوده است. کاهشهای گسترده مالیاتی و برنامههای هزینهکرد دولتی به افزایش سود شرکتها کمک کردند. پس از بحرانهای بازار سهام و بازارهای اعتباری نیز بستههای نجات مالی عظیم از سوی دولت به اجرا درآمد. هر دو حزب، در رقابت برای جذب حامیان مالی بزرگ، از جهانیسازی نئولیبرال حمایت کردند، آن را گسترش دادند و از آن صیانت نمودند.
فرشید یاسائیایران در عصر خاموشی
«از فرسایش اپوزیسیون تا حکومت وحشت»
اگر اپوزیسیون ایران بخواهد در آینده نقشی واقعی ایفا کند، ناچار است از منطق حذف و جنگ فرقهای عبور کند. هیچ جریان سیاسی به تنهایی نماینده تمام حقیقت، تاریخ یا آینده ایران نیست. هر پروژهای که بخواهد تکثر را انکار کند، دیر یا زود به بازتولید اقتدارگرایی خواهد انجامید. شاید مهمترین درس این دوران آن باشد که آزادی فقط در سقوط یک حکومت خلاصه نمیشود؛ آزادی، پیش از هر چیز، در توانایی تحمل اختلاف و ساختن همزیستی سیاسی معنا پیدا میکند. بدون این بلوغ، حتی پیروزی سیاسی نیز ممکن است به شکست تاریخی تازهای تبدیل شود.
مهرداد درویش پورایرانِ پساجنگ: از امنیتیسازی و گیرکردگیِ سیاست تا سیاستِ زندگی و افقِ تحولطلبی
ایران در نقطهای ایستاده است که دو منطق در آن با یکدیگر در تقابلاند: منطق سیاست مرگ، مبتنی بر حذف، کنترل و فرسایش؛ و منطق سیاست زندگی، مبتنی بر بازسازی و تقویت جامعه مدنی، همبستگی متکثر و امکان زیستن مشترک. گذار از اولی به دومی نه خودکار است و نه صرفاً با تغییر توازنهای ژئوپلیتیک حاصل میشود. این گذار، اگر ممکن شود، از مسیر بازسازی جامعه مدنی، اعتمادزایی، توانمندسازی ظرفیت کنش جمعی، و صورتبندی یک سیاست اپوزیسیونال دموکراتیک بدیل ممکن میگردد؛ سیاستی که هم با منطق جنگ و امنیتیسازی مرزبندی میکند و هم از دام سیاست یکسره قدرتمحور ـ چه در دولت و چه در اپوزیسیون ـ فاصله میگیرد.
یدالله بلدی مجتبی و میثم فرزندان سرفراز دالاهو
مجتبی و میثم ویسی که در روستای دوشینان در اطراف دالاهو بهدنیا آمدهبودند، مانند بقیه مردم منطقه فرزند فقر و زحمت بودند این دو برادر که ساکن محله دره دریژ بودند، بهکارهای ساختمانی و جوشکاری مشغول بودند. این دو برادر آگاه و متعهد با تمام خطراتی که ممکن بود برایشان پیش بیاید، اقداماتی را در جهت بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگسازی را در این محله محروم آغاز کردند و با ایجاد کتابخانه و آموزش موسیقی و ایجاد تیمهای ورزشی تلاش میکردند تا هم سطح آگاهی کودکان و نوجوانان را ارتقا دهند و همچنین آنانرا از سقوط در ورطه اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی دور نگهدارند، اما این همان دیدگاهیست که ارتجاع آنرا تحمل نمیکند. همانطور که فرزاد کمانگر(صمد کردستان)را تحمل نکرد.
محمدعلی اصفهانیپنج پرسش و پاسخ، پیرامون جنگ جاری
در برابر تجاوز خارجی، با متجاوز داخلی همراه شدن، به او این امکان را خواهد داد که بعد از دفع تجاوز خارجی، دریده تر و درنده تر به سراغ مردم خود برود.
همین الآن هم داریم می بینیم که ج.ا به بهانهٔ جنگ و تجاوز خارجی، هر مخالفتی با خود را به نوعی با این جنگ و این تجاوز مرتبط میکند و برای تثبیت بیشتر فضای اختناق، دست به هر کاری میزند. از بازداشت ها و وادار به اعترافات دروغین کردن های زیر شکنجه گرفته تا اعدام های پی در پی.
س. حمیدیخانههای مصادرهای، محلی برای استقرار سپاه
جمهوری اسلامی امنیت تهران را به سپاه محمد رسولالله واگذار کردهاست. بر پایهی چنین تصمیمی است که تیمهای ایست- بازرسی را هم راه انداختهاند. اما در جنگ دوم ایران با آمریکا و اسرائیل همین تیمهای سپاهی، پادگان خود را واگذاشتند و در بافتهای مسکونی تهران بین تودههای عادی مردم پناه گرفتند. روبهروی خانهی مسکونی ما نیز منزلی است که سرآخر به همین نیروهای اجق وجق سپاه تعلق گرفت. شمار این نیروها هرچند از پنجاه نفر تجاوز نمیکند ولی حدود ده وانت تویوتای قدیمی و دهها موتور سیکلت نیز در اختیار خود دارند. گفتنی است که همسایههای محل از ترس حملهی آمریکا یا اسرائیل به این خانهی امن، همگی در ترس و وحشت به سر میبرند.
بهمن پارساهورا برای کی؟!
در چنین شرایطی، ایرانیای که سالها به دلیل ناسازگاری با وضع موجود در خارج از کشور زندگی کرده و خود را منتقد یا مخالف حکومت میداند، هنگام مسابقه از چه کسی حمایت خواهد کرد؟ برای کدام پرچم هورا خواهد کشید؟ و اساساً مناسبترین واکنش یک ایرانی در برابر تیمی که نمایندهٔ حکومت جمهوری اسلامی است، چه میتواند باشد؟
مسلّما ایرانیان هرجا که هستند به هیچ وجه کشتار و سلّاخی هزاران انسان بیگناه را که چندی پیش بدست حکومت اسلامی-شیعی تهران در سراسر ایران به وقوع پیوست از یاد نبرده اند.
رضا جاسکیابطال توهمی مرگبار
مسئله فقط این نیست که اعدام مجازاتی خشن و برگشتناپذیر است؛ مسئله این است که هر نظریهای که آن را به نام تاریخ، طبیعت، تمدن یا بقا توجیه کند، به تداوم ماشین کشتار دولتی کمک میکند. این به معنی آن نیست که نکات مثبت تاریخ گذشته خود، مثلا مداراگری هخامنشیان، را نادیده بگیریم، بلکه باید ضمن تجلیل از آنها و نیز مبارزه مردم عادی بر علیه خشونت و بیعدالتی طبقات حاکمه در ایران، از این تاریخ برای فراتر رفتن از میراث گذشته استفاده کرد. باید قاطعانه خواهان پایان دادن به خشونت دولتی، به ویژه مجازات اعدام و شکنجه، شده و برای قوانین جزایی عادلانه و برابر برای همه مردم این کشور تلاش کنیم.