محسن شهمنش حمله به مراکز درمانی: برگی نوین در جنگهای همه گیر
حمله وحشیانه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به بیمارستانها و قتل و یا ربودن مجروحان و مصدومانی که در طی قتل و عام هزاران پیر و جوانی که علیه ستم و فقر و نابرابری در دیماه ۱۴۰۴ در بزرگترین خیزش پس از قیام بهمن در سرتاسر کشور به خیابان ریختند، فصل نوینی در تاریخ کشورمان را رقم زد. سبعیت رژیم جمهوری اسلامی را این بار نه فقط در انبوه جنازه هایی که در کیسه های پلاستیکی سیاه روی هم تلنبار شده، بلکه در هزاران چشم آسیب دیده و کور شده دختران و پسران ما دید که ننگ خاطره تاریخی کوه چشمان تلنبار شده مردم کرمان را زنده کرده و نادر شاه افشار، بانی آن جنایت، را رو سپید کرد.
الف. کیوانچرا اتحاد عمل در چپ و نیروهای مترقی سخت پیش می رود؟
از هدف مشترک تا سازوكار همگرایی
چپ و نیروهای مترقی در ایران از كمبود هدف مشترک رنج نمی برند. آزادی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، و پایان دادن به استبداد، در اكثر متن ها و مواضع تكرار شده است. با این حال، فاصله میان این هدف های روشن و «اتحاد عمل» هنوز زیاد است. اعلامیه ها و نشست ها كم نیستند، اما آن چیزی كه كمتر دیده می شود، همكاری های محدود، قابل سنجش، و تكرارشونده ای است كه بتواند اعتماد اجتماعی بسازد و به جنبش نیرو بدهد.
هرمز عابدی زمانی که نقابها میافتند و فاشیسم عریان میشود!
در مرکز این پروژه، فردی قرار دارد که طی دههها فرصت در خارج از ایران، کمترین توان، اراده یا لیاقت سازماندهی سیاسی از خود نشان نداده است. شخصی که نه نشانی از میهندوستی در گفتار و رفتار او دیده میشود، نه از دانش، شجاعت و توان سخنوری یک رهبر سیاسی، حتی در قالبهای اقتدارگرا، برخوردار است. کارنامهٔ او بیش از هر چیز، به زیست اشرافی با سرمایههای ملی خارج شده از کشور، فاصلهگرفتن از مردم ایران و مصونسازی خود و خانوادهاش از هرگونه هزینه و خطر خلاصه میشود. دختر بزرگتر وی حتا به زبان فارسی،زبان مادری خود نیز آشنایی ندارد.
منیره برادرانتحول در آیینهای سوگواری
فاجعه ملی سوگواری جمعی می طلبد و ایستادن در کنار داغدیدگان. چهلم فرصت آن را فراهم کرد. آرامستانها در شهرو روستاهای مختلف شاهد جمعیتی بود -از پیر و جوان - که پیشتر به خود ندیده بود. تنها تعداد نبود که باعث می شد این سوگواری ها هیچ شباهتی با سنتهای مرسوم و ریشه دار عزاداری نداشته باشد. این «چهلم» شکل و حتی مضمون متفاوتی داشت. بغض جمعی در سرود و آواز خوانی و رقص تبلور یافت و شعارهای ضدحکومتی به جای فاتحه خوانی نشست.
فرزانه ر. یک گام به پیش
تشکیل یک «جبهه» یا «اتحاد عمل» در خارج کشور باید سالها پیش انجام میشد؛ اکنون هر روزی که میگذرد، این ضرورت دیرتر و دیرتر میشود. زمانی نیروهای خارج کشور در داخل وزنی داشتند، صدایشان شنیده میشد و بیانیههایشان خوانده میشد. اما امروز، با گذشت زمان و افزایش فاصله، اعتبار و نفوذشان در داخل کمرنگتر شده است؛ تا جایی که سالهاست کمتر کسی خود را به آنها منتسب میکند یا حتی بیانیههایشان را دنبال میکند.
الف خمیرانیبرگی از تاریخ
نگاهی کوتاه به آخرین پیام محمدرضا شاه به ملت ایران
پیام ۱۴ آبان ۱۳۵۷ یکی از مهمترین و در عین حال سرنوشتسازترین سخنان محمدرضا شاه پهلوی در ماههای پایانی نظام سلطنتی در ایران است. این پیام در اوج بحران سیاسی و اجتماعی ماههای پایانی سال ۱۳۵۷ صادر شد؛ زمانی که اعتراضات مردمی، اعتصابهای گسترده، و فروپاشی تدریجی اقتدار دولت، ساختار حکومت را به شدت متزلزل کرده بود. شاه در این پیام برای نخستین بار بهطور علنی از «خطاهای گذشته» سخن گفت و اعلام کرد که «پیام انقلاب ملت» را شنیده است.
مسعود نقره کارسخنگوی وزارت بهداشت و جنایت در بیمارستان ها!
نه فقط در سرکوب خونین و کشتار بزرگ و هولناک دی ماه ۱۴۰۴، از همان آغاز به قدرت نشینی آخوندیسم و جاهلیسم، این حکومت دست به جنایت در مراکز درمانی نیز زده است. حمله برنامه ریزی شده به بیمارستان ها، ایجاد ممانعت در درمان بیماران، دستگیری و زندانی کردن پزشکان و کادرهای درمانی، کشتار پزشکان و کادرهای بهداشتی و درمانی، ربودن بیماران زخمی و اجساد قربانیان، تفکیک مجروحان و انتقال معترضان زخمی با کامیون به مقاصد نامعلوم، بخش هایی از جنایت هایی است که این حکومت بارها مرتکب شده است.
فرشید یاسائیرسالهای در باب «حق شورش» و کرامت انسان
در نسبت با اقتدار سیاسی
حق شورش، اگر بهدرستی فهم شود، نه دعوت به بینظمی، بلکه یادآوری مسئولیت قدرت است. این حق همچون سایهای در کنار هر اقتداری حضور دارد و به آن هشدار میدهد که مشروعیتش مشروط است. هیچ حکومتی نمیتواند تنها با تکیه بر زور، برای همیشه بر وجدان انسان فرمان براند. اطاعتِ بیچونوچرا زمانی پایدار میماند که با عدالت همراه باشد.
محسن مسرتچند سئوال از همپیمایان رضا پهلوی
اگر رضا پهلوی واقعا بدنبال راهبردی است که مردم ایران در موقعیت عنصر تعیین کننده قرار بگیرند و خودشان از ته دل و با رای خود مستقلا نظام آینده ایران را تعیین کنند، چرا وی برای این دوره بسیار حساس و تاریخی برای خود بعنوان وارث سلطنت نقش انحصاری قائل است؟ چرا ایشان تا کنون هیچ گونه کوشش جدی برای تشکیل کمیتهای با ساختار دمکراتیک و رعایت رای طیف های دیگر جامعه که طرفدار نظام پارلمانی و غیر سلطنتی میباشند، را در دستور کار خود قرار نداده و همواره در پی نمایندگی مطلق از مردم برای دوران گذار میباشد.
شهریار حاتمیگذار، یا بازتولید قدرت؟
نگاهی به دفترچه اضطرار
ساختار پیشنهادی برای دورهی اضطرار، با نهادهایی موقت و یک "مرجع هماهنگکننده" تنظیم شده که عملاً در مرکز این معماری قرار میگیرد. با وجود آنکه ارائهی چنین طرحی برای فردای ایران، ارزشی فینفسه دارد، نمیتوان از این پرسش انتقادی گذشت که این مرجع، با کدام پشتوانه میتواند بر صدر بنشیند؟ بهویژه آنکه نقشی محوری به شخصی واگذار میشود که انتخابی مستقیم از سوی مردم ندارد؛ نکتهای که در خود متن نیز قابل مشاهده است و به این پرسش، مشروعیت و وزن بیشتری میدهد. به یاد داشته باشیم که سخن از انتخاب مردم، اشاره به برقراری انتخابات برپایه اصول دموکراسی ست و نه شعارهایی که در تجمعات خیابانی از طرف مردم سر داده میشود.