مهدی رجبی«داستان های موازی» اصغر فرهادی
و نبرد واقعیت و تخیل در ایران
تماشاگر فیلم که شاهد رویارویی دو جهان واقعی و آمیخته شدن آنها با روایتی تخیلی است، چه بخواهد، چه نخواهد و چه آگاه یا ناآگاه با چند لایه تخیلی سروکار دارد. تامل روی رابطه این لایه های مختلف تخیلی و اندرکنشی آنها با جهان واقعی خود موضوع بررسی و نقد فیلم است که کار نویسنده نیست. ولی آیا می توان با اتکا به ماجراهای فیلم و اثرگذاری دنیای تخیلی روی دنیای واقعی که در گفته بالای سیلوی پیرامون جادادن یک اردک در یک بطری خلاصه شده است، نتیجه گرفت که فیلم تازه فرهادی کنایه به جهان واقعی ایران درحال حاضر دارد؟ و اینکه روایت خیالی از ایران در این روزگار، سیر واقعی زندگی را گرفتار خود کرده و مصیبت ساز شده است؟
حميد فرخندهنگاهی به سیاستورزیِ پساجنگ
جامعه ایران نیز در مجموع نشان داد که میان نارضایتی و مخالفت با حکومت و پذیرش حمله خارجی تفاوت بزرگی قائل است. حتی بسیاری از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی نیز با حمله خارجی مخالفت کردند. تجربه تاریخی ایرانیان، از حمله عراق تا دخالتهای خارجی در منطقه و مصائبی که برای مردم آن کشورها درپی داشته، نوعی حساسیت عمیق نسبت به حمله خارجی و اهداف پشت پرده متجاوزان ایجاد کرده است. به همین دلیل، جنگ نهتنها به فروپاشی انسجام داخلی منجر نشد، بلکه بعد از هفتههای اولیه احساس همبستگی ملی را تقویت کرد.
تقی روزبهنگاهی به ادعاهای پیرامون تسلیح گروههای کرد و ضرورت شفاف سازی!
بهرحال پرونده این موضوع بازاست و از قضا با پرسشگری و فشارافکارعمومی و نیروهای پیشرو و هشدارها و انتقادهای سازنده و تأکید برشفافیت، چه بسا بتوان گروههای کرد را- که از اعتبار و نفوذنسبی تاریخی برخوردارند وعموماهم در خیزش زن زندگی آزادی نقش مثبت و سازندهای داشتهاند، از وسوسه افتادن به دام این تله برحذر داشت. نکته مهم آن است که گروهها و سازمانها فقط در پیوند با جنبشهای اجتماعی و مدنی وکنشگری براین بسترمی توانند از افتادن به تله وسوسه قدرتهای بزرگ که حاصلی جز آسیب دیدن اعتبارو نفوذتاریخی شان ندارد، اجتناب ورزند.
فرامرز پارسانگاهی بر چند دهه اعتراض، سرکوب و عوامل بقای حکومت
اعتراضات مردمی در ایران تنها واکنشی به مشکلات اقتصادی یا سیاسی نبودهاند؛ بلکه بازتاب شکاف عمیقی میان جامعه و حاکمیتی هستند که بهتدریج فاصلهٔ خود را از خواستهها و زندگی مردم بیشتر کرده است. با این حال، در کنار سرکوب داخلی، عوامل دیگری نیز در تداوم حکومت و ناکامی بسیاری از خیزشها نقش داشتهاند؛ از نبود همبستگی و رهبری منسجم گرفته تا حمایتهای منطقهای و بینالمللی.
محمد حسین صدیق یزدچیملاحظاتی در «ایران گرائی» یا ناسیونالیسم ایرانیان
قدر مسلّم و بنابر واقعات صد سالهی اخیر یا دقیقا پنجاه یا شصت سال اول آن و دورهی پادشاهی ۵۷ سال پهلوی، ناسیونالیسم ایرانی خلاصه شد در بازسازی یا الگوبرداری از پادشاهی کهن و استبدادی کهن ایرانی. یعنی رضا شاه و پسرش محمدرضا شاه تمام انگیزههای تحوّل فرهنگی و سیاسی ایران را که هدف انقلاب مشروطیّت و ابداع «جامعهای مدنی/ civile» بود، در «بازسازی مجد شاهنشاهی کهن» ایرانی [عصر هخامنشی و اشکانی و ساسانی] جهت بخشیدند.
باقر ابراهیم زادهپنجاهمین سالگرد:
جانفشانی چریکهای فدایی خلق در اردیبهشت ماه ۱۳۵۵
برگی از تاریخ، از تاریخ چه میآموزیم؟
روزهای ۲۵ تا ۲۸ اردیبهشت ضربات بسیار گستردهای به خانه های تیمی چریکهای فدایی وارد شد. من هم در روز ۲۸ اردیبهشت ۵۵ از طریق کنترل طولانی مدت قرار های خیابانی و مکالمات تلفنی دستگیر شدم . ساعت ۲ بعداز ظهر بود که ماموران ساواک با محاصره کامل منطقه به خانهام ریختند و مرا دستگیر کردند. در این روز دهها نفر دیگر در ارتباط با چریک های فدایی خلق دستگیر و تحت شکنجه های وحشیانه ساواک قرار گرفتند و به سالهای طولانی زندان محکوم شدند. شبکه علنی و نیمه علنی سازمان همراه شبکهی مخفی و خانههای تیمی ضربات مهلکی خوردند.
باقر مرتضویلباس بالماسکه خلقهای ایران در مهد کودک سیاست آقای رضا پهلوی
باید همه، چه چپ وچه راست، بپذیریم که تنوع ملی، قومی، زبانی و فرهنگی در ایران یک واقعیت اجتماعی است. وجود ترکها یا آذربایجانیها، کردها، بلوچها، ترکمنها، عربها ووو همه نشانی روشن بر این واقعیت اجتماعی است. بنابراین پرداختن به این مسئله نباید به ابزاری برای شکاف انداختن بین مردم ایران بدل گردد. با نگاهی گستردهتر و آزادانهتر به موضوع، چندزبانه و چند فرهنگی بودن یک کشور میتواند سرمایهای بسیار افتخارآمیز برای آن جامعه باشد. این غنای ارزشمند را نباید در خفقان و عقبماندگی ذهنی به بند کشید. باید با چشمانی باز آن را ببینیم و بپذیریم، که اگر چنین نکنیم، دگربار باید فجایعی را شاهد باشیم. [نظرات 1]
یدالله بلدی جنایات بی حد وحصر حکومت اسلامی توجیهگر شکنجههای ساواک نیست
در شرایط فاجعهبار میهن مان که مردم انواع دردها ورنجهایی مانند گرانی، تورم، بیکاری وکمیابی داروهای ضروری، دستگیریها، اعدامها و نگرانی ازحملات دوباره را تحمل میکنند، در خارج از کشور نیز با یک جریان شبهفاشیستی مواجه هستیم که با لباسهای متحدالشکل وآرم ساواک و سلام دادن شبیه نازیها در خیابانها عرض اندام میکنند و افزون بر هتاکی و فحاشی، دگراندیشان را تهدید بهانواع شکنجه واعدام میکنند. از اینرو سازمانها وجریانات آزادیخواه که باید تمام انرژی و توان خودرا صرف مبارزه با جنایتکاران وسرکوبگران حکومت اسلامی کنند، ناچارند به برخی از اتهامات ودروغهای این نحله هتاک پاسخ دهند و مردم را به قضاوت بطلبند.
شهریار حاتمیانسان ناتمام
مسئله شاید این باشد که بعضی پرسشها، اساساً پاسخِ نهایی ندارند. شاید ارزشِ آنها نه در رسیدن به یک پاسخِ قطعی، بلکه در وادار نمودنِ انسان به تفکر، تشکیک و بازنگری در جهان باشد. جهان، دستکم تا امروز، نشان نداده که به فرمولی ثابت و نهایی تن میدهد. هر راهحلی که انسان برای معضلاتِ خویش ارائه کرده، همزمان معضلِ تازهای هم با خود آورده است. شاید بلوغِ فکری، نه در فرار از این پیچیدگی، بلکه در تواناییِ کنار آمدن با آن باشد.
بهمن پارسافسانه گشت وکهن شد حدیث اسکندر!
ایرانِ آینده، بیش از هر چیز، نیازمند آزادیهای فردی و اجتماعی، عدالت، رفاه عمومی، امنیت انسانی و حاکمیت قانون است؛ نه بازتولید دستگاههای امنیتی و هراسآور، با هر نام و عنوانی. تجربهٔ تاریخیِ مردم نیز نشان داده است که زخمی که از استبداد بر جامعه مانده، بهآسانی فراموش نمیشود. همانگونه که در فرهنگ عامه گفتهاند: «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد.» برای بسیاری از ایرانیان، خاطرهٔ نهادهایی چون ساواک، هنوز همان ریسمانی است که یاد آور مار است و هراس انگیز. خوبست که در پی برپایی حرکتی نوین و رو به آینده یی روشنتر باشیم چرا که : فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر...