فرشید یاسائیشهرت حرمت نمیآورد
«تأملی در خودبزرگ بینی، نفرت پراکنی، خشونت ایدئولوژیک و زخمهای پنهان در ایران امروز»
هرگاه اندیشهای، انسان را به ابزار تبدیل کند و تفاوت را جرم بداند، بذر خشونت کاشته میشود. بلوغ یک جامعه در آن است که بتواند اختلاف را بدون نفرت مدیریت کند. در برابر این تاریکی، راه نجات همچنان روشن است: بازگشت به فرهنگ گفتگو، آموزش، تفکر انتقادی، انصاف و احترام متقابل. انسانها باید بار دیگر بیآموزند که مخالف بودن، مترادف دشمن بودن نیست. خانواده، آموزش، رسانه و تمامی نهادهای اجتماعی مسئولاند که زبان فاخر و اخلاق انسانی را زنده نگاه دارند.
بهزاد كریمی«انقلاب ۱۳۵۷ کی اسلامی شد؟»
سخنی پیرامون جُستار جدید آقای مهرداد وهابی
انقلاب ۱۳۵۷ گذشت، روایتها از آن اما ادامه دارد و هر خوانشی نیز، اثرگذار بر امروز و رهگشای فردا. از اینرو نیز درنگ بر نوع روایت از انقلاب ۵۷ نه بخاطر برگشت به ناممکنها، بلکه برای سیاستورزی در اکنون است. متوجه این هشدار که، بیگانگی از برنامهمحوری ناظر بر واقعیتهای زمان، چه لطماتی که نمیتواند با پیامدهایی چندین دههای به مردم و کشور نزند. خوانش انقلاب نه در برنمایی منتجهی «حقوقی» آن، بلکه در واکاوی پیچهای راه انقلاب است که وجدان سیاسی را صیقل میدهد تا نقشها در هر مقطع از آن به فهم درآید. دست مهرداد را به گرمی میفشارم.
باقر ابراهیم زادهنه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی،
نه به مداخلهگران خارجی
از نگاه وجدان های بیدار و آگاه و نیروهای چپ، صلحطلب و ضدجنگ، مهمترین دستاورد این تفاهمنامه در شرایط کنونی آن است که خطر ادامه بمبارانها، گسترش جنگ و کشته شدن شمار بیشتری از مردم، را دستکم در کوتاه مدت، کاهش میدهد. توقف جنگ یک ضرورت انسانی است و هیچ نیروی مترقی نمیتواند از ادامه بمباران، ویرانی شهرها و کشتار مردم دفاع کند. از این منظر، هر توافقی که بتواند سایه جنگ را از سر مردم دور کند، شایسته حمایت و استقبال است.
شهریار حاتمیمحک تجربه
شاید مشکل از آنجا آغاز میشود که بیش از آنکه خود را در آینهی واقعیت ببینیم، در آینهی افسانههایی که دربارهی خود ساختهایم مینگریم. گذشتهی باشکوه، اگر واقعاً وجود داشته باشد، نمیتواند جایگزین مسئولیت امروز ما شود. کوروش، سعدی، فردوسی و دیگر بزرگان این سرزمین سرمایههای فرهنگی ما هستند، اما هیچکدام نمیتوانند پاسخگوی رفتار امروز ما باشند. هر نسلی باید اعتبار خود را با کردار خویش به دست آورد.
ملتها را نمیتوان با آنچه دربارهی خود میگویند سنجید. محک واقعی، رفتاری است که در بزنگاههای تاریخ از خود نشان میدهند؛ در روزهای بحران، در مواجهه با مخالف، در توانایی همکاری و در میزان مسئولیتی که در برابر سرنوشت مشترک خود میپذیرند.
امیرحسن چهلتن دیگر نمیدانیم چه چیزی به سود ماست
به نقل از هفته نامه اشپیگل
سرنگونی رژیم بهطور قطعی شکست خورده است. اما در تهران، زندگی ما همچنان ادامه دارد. هر کس با دخالت آمریکا مخالفت کند، دوست حاکمان تلقی میشود.
این روزها زمان در تهران به کندی میگذرد. جدا از تبلیغات رسمی که بیوقفه آیندهای درخشان و در دسترس را به مردم وعده میدهد، وضعیت تعلیقی و بلاتکلیفی که همچنان در آن زندگی میکنیم، ما را عمیقاً فرسوده کرده است.
حتی خبر نزدیکتر شدن ایران و آمریکا و توافق بر سر تمدید آتشبس برای شصت روز دیگر نیز کمکی نمیکند. بارها وعدههایی داده شده و سپس پس گرفته شدهاند.
دو ماه پس از پایان بمباران پایتخت، هنوز نمیتوان گفت که زندگی روزمره در تهران به حالت عادی بازگشته است.
س. حمیدیراهکارهای ترامپ برای بیمه کردن حاکمیت
در نگاه ترامپ به جهان سیاست، حقوق بشر هم در گسترهای از سوداگری نفت و معدن معنا میشود. پدیدهای نامردمی که پاسداران طرفدار "عقلانیت" او را نیز به وجد میآورد. چون پاسداران حاکم بر تهران چنان میپسندند تا جایگاهی از همپیمانان اقتصادی را برای ترامپ پر نمایند تا جمهوری اسلامی نیز از نو دوام بیاورد. اما همین پاسداران دیدگاهی را دنبال میکنند که ترامپ باید بپذیرد، تجارت نفت و معدن را در دنیا تنها به نام او به ثبت نرساندهاند. او باید به سنت ریزهخوارانی چون جمهوری اسلامی نیز در این خصوص گردن بگذارد. پدیدهای که در فضای سیاسی آن هم منافع ترامپ تأمین میگردد و هم اینکه ایران نیز در چهارچوبهایی از خواست و ارادهی ترامپ و سوداگران کلان نفت و گاز میتواند دوام بیاورد.
محمد حسین صدیق یزدچیسخنی در ماهیّت پادشاهی خواهی ایرانی
رضاخان با همراهی و مشارکت بخشی از درسخواندهها و فرنگ آشناهای آن سالها مثل عبدالحسین تیمورتاش، محمدعلی فروغی، علی اکبر داور، علی دشتی، حسن تقی زاده، حسین کاظم زاده ایرانشهری یا سعید نفیسی و برخی از اعضای گروه مجلهی "کاوه" برلن تقی زاده به عنوان پیکرهی فکری یا سیاسی ایران آنروزها و بعد از مشروطه، طرحی نوین از پادشاهی ایرانی را پی نهاد و سلطنت پهلوی را بر آن استوار ساخت. این سنگ بنای نوین که پادشاهی پهلوی بر آن قامت برافراشت، نوعی ناسیونالیسم قلاّبی ایرانی یا ناسیونالیسم خوانش/ ورسیون ایرانی آن بود که سنگ بنای اش در مجله ی،کاوهی برلن توسط تقی،زاده و یارانش، مثل کاظم زادهی ایرانشهری، یا محمد قزوینی و و... ها نهاده شد.
الف خمیرانیفوتبال؛ از آرزو تا واقعیت
در بازیهای جهانی فوتبال در این سالها غرور نقشی دیگر از خود نشان می دهد. کشورهای فقیر فرصتی می یابند تا در برابر کشورهایی بازی کنند که ثروتِ جهان در اختیار دارند و چه بسا سالهای سال استثمارگر آنان بودهاند. پیروزی بر این کشورها، یعنی شکستِ ابرقدرت، فریاد سالها ستم، پیروزی نمادینِ رنج و درد و کینه و فقر سالیان بر ثروتِ جهان، یعنی به زانو درآوردن ارباب. و اینجاست که بدن سراسر شور و شادی می گردد، وجود در تمامیتِ خویش جشن میشود، ملتی صاحبِ غرور می شود. این احساس اگرچه موقت ولی یگانه است.
جان بلامی فاستر مارکس و جامعه کمونال
مترجم: هرمس برادری
این ایده که گذشته میتواند سرنخهایی برای آینده انسانی فراهم کند و امکان گذار از وضعیت کنونی از طریق شکلگیری یک جامعه کمونال عالیتر وجود دارد، تقریباً از همان آغاز بر اندیشه مارکس حاکم بود.با توجه به اهمیت بنیادین جامعه کمونال در اندیشه مارکس، او در طول زندگی خود به تمامی دادههای تاریخی و انسانشناختی موجود در زمانهاش رجوع کرد تا اشکال گوناگون مالکیت اشتراکی و شیوههای گوناگون حاکمیت کمونال را بررسی کند، از جمله هم کمونهای زراعی و هم ساختارهای کمونال شهری. او بهطور عمیق به تاریخ یونان و روم، گزارشهای مدیران استعماری، و آثار اولیه مردمشناسی پرداخت.
نسرین آزادساواک بیشتر از یک مرکز شکنجه در حکومت پهلوی دوم بود
سؤال این است چرا و چگونه تشکیلات پهلوی که مدعی است « کشور ایران را بزودی آزاد کند» و «حکومتی دموکراتیک» بر پا نماید، اجازه میدهد که طرفدارانش با حرکات و الفاظ فاشیستی و مستهجن در مدیا و درخیابانهای اروپا و حتی ایران در افشانی نمایند.
گوا ینکه این تظاهرات کافی نبود، تعدادی گل به درگاه سفارتخانه های امریکا و اسراییل و حتی در قبرستان های پیر سربازان امریکایی در اروپا میگذارند. آنها از ترامپ و نتانیاهو برای حمله، کشتار غیرنظامیان حتی کودکان ایرانی، تخریب بناهای تاریخی، بیمارستانها، مراکز درمانی، علمی و زیر بناهای صنعتی، جاده ها و غیره تشکر میکنند و خواهان حملات و تخریب بیشتر در ایران هستند.