شهریار حاتمیتوهم
اکنون، پس از آنکه این "کمکهای بشردوستانه" به چله نشست و به اوج خود رسید، آتشبسی که هرچند بیشتر چون آتشی ست زیر خاکستر، میان طرفین برقرار شد. نتیجه پیش چشم ماست و جمهوری اسلامی حالا به هیولایی زخمخورده و بهمراتب خشنتر از پیش بدل شده است، هیولایی پر از کینه که اکنون فرصت بیشتری برای "پاکسازی" در داخل دارد، بهویژه برای قتل عام اسیرانی که در سیاهچالهای خود محبوس دارد، پاکسازیای که برای بسیاری یادآور تجربههای تلخ و فراموشنشدنی، تابستان ۶۷ است.
محمد حسین صدیق یزدچیسلطنتطلبان، اپوزیسیون رژیم حاکم نیستند،
مدعّی قدرت و بازگردانی سلطنت پهلویها هستند
رضا پهلوی و حامیان سلطنتطلب، اکثریّت ایرانیان را در سقوط سلطنت پهلوی مقصّر میشناسند. از اینرو از قربانی شدن تودهها خواه با سرکوب رژیم حاکم، خواه با جنگ، نه تنها کوچکترین خمی بر ابروی شان نمینشیتد، بلکه سرکوب تودهها، مرگ و نابودیشان را سزای ناسپاسی شان نسبت به سلطنت پهلوی میدانند که در اکثریّت نود در صدی در انقلاب سال ۵۷ به خیابانها آمدند و رژیم شاه را پائین کشیدند و رضا پهلوی را از سلطنت محروم ساختند.
علی فياضچرا رژیم جمهوری اسلامی، هیچ ربطی به منافع ملی ما ندارد؟
ایران یا رژیم جمهوری اسلامی؟
این روزها، بسیاری از نیروهایی که حتا مخالف رژیم جمهوری اسلامی هستند، به اشکال گوناگون و بدون این که خود بخواهند، دارند در کنار رژیم جمهوری اسلامی قرار می گیرند. من هرگز آنها را به وابسته گی و یا پیوسته گی به رژیم جمهوری اسلامی متهم نمی کنم. سوابق، کارنامه و مواضع کنونی آنها، نشان می دهد که آنها به راستی مخالف رژیم جمهوری اسلامی هستند. اما آن چه که خوش آیند نیست، موضع گیری آنها در رابطه با جنگ و "صلح" کنونی است.
رضا جاسکیدر محفل دوستان
آنچه مسلم آن که زمانی که رضا پهلوی به پارلمان سوئد میآید، خود را در محفل دوستان مییابد. حزب دموکراتهای سوئد سالها از او حمایت کرده است. طرفداران تازهنفس دموکراتهای مسیحی رضا پهلوی، وی را در مبارزه بر علیه اسلام و دفاع از هر جنایت اسرائیل، فردی بسیار قابل اعتماد میدانند. برای افرادی چون تئودورسکو نیز، «برقراری دموکراسی» حتی اگر با نسلکشی و نابودی یک تمدن نیز همراه باشد، نیز میسر است. در بدترین حالت، از بین رفتن یک تمدن، موجبات نجات دیگران را فراهم میکند.  [نظرات 1]
بهمن پارسااین رشته سرِدراز دارد!
آنچه تا امروز مسلم است، این است که از دل آن همه بمباران، دستاوردی برای مردم ایران حاصل نشده است. آمریکا از انواع سلاحهای خود استفاده کرده و اسرائیل نیز آنچه در توان داشته به کار گرفته است؛ اما نتیجه، تنها سرسختتر شدن حکومت اسلامی–شیعی تهران بوده است—گویی چنین وضعیتی را سالها انتظار میکشیده است. همانگونه که از نظر نتانیاهو کار هنوز به پایان نرسیده، از منظر حکومت ِاسلامی -شیعی تهران نیز این تازه آغاز ماجراست. [نظرات 1]
الف. کیوانپایههای رابطه ویژه آمریکا و اسرائیل
از منافع راهبردی تا ایدئولوژی و صهیونیسم مسیحی
رابطۀ ویژه امریکا و اسرائیل را نمی توان با یک علت منفرد توضیح داد و شاید مهم ترین دستاورد این بررسی نیز همین باشد. نه نفوذ لابی به تنهایی برای فهم این پیوند کفایت می کند، نه منفعت ژئوپلیتیک به معنای محدود و تکنیکی آن، نه همسویی ایدئولوژیک، و نه صهیونیسم مسیحی به مثابه عاملی مستقل و خودبسنده. آنچه در برابر ما قرار دارد، پیوندی تاریخمند و چندلایه است که در آن منفعت راهبردی، درهم تنیدگی نظامی و فناورانه، اجماع های نهادی در سیاست داخلی آمریکا، بسیج مذهبی راست انجیلی، و نوعی همذات پنداری تمدنی غرب با پروژه اسرائیل، بر روی یکدیگر انباشته شده اند. از همین رو، دوام این رابطه را باید نه در یک راز پنهان، بلکه در همپوشانی و تراکم این سطوح جست.
سیاوش قائنیتنگه هرمز؛ ژئوپلیتیک قدرت،
و تاریخ حاکمیت در شاهراه پرتنش خلیج فارس
در پی تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه منافع و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، این کشور با اتخاذ رویکردی راهبردی مبتنی بر اصول دفاع مشروع و الزامات بازدارندگی مؤثر، اقدام به اعمال محدودیت و کنترل بر تردد در تنگه هرمز نمود. این اقدام را میتوان بهمثابه پاسخی مستقیم و هدفمند به مداخلات قدرتهای فرامنطقهای و سازوکارهای نفوذ آنها در محیط امنیتی منطقه ارزیابی کرد؛ پاسخی که بهطور معناداری بر محاسبات راهبردی بازیگران غربی تأثیر گذاشت و برخی مفروضات پیشین آنان را با چالش مواجه ساخت.
دکتر علی میرسپاسیمیان دولت، ملت و آتش:
دشواری تفکیک دولت از جامعه در شرایط جنگ
از دشوارترین لحظههای تاریخ سیاسی یک جامعه زمانی است که مردم ناچار میشوند همزمان به دو خشونت فکر کنند: خشونتی که از درون بر آنان اعمال میشود و خشونتی که از بیرون بر سرشان فرود میآید. در چنین لحظهای، زبان سیاست دیگر ساده کار نمیکند. واژهها از تعادل میافتند، مرزها تیره میشوند و داوری اخلاقی دشوارتر از همیشه میشود. دیگر نمیتوان با آسودگی گفت «دولت» یک چیز است و «جامعه» چیزی دیگر؛ زیرا در زمان جنگ، موشک و بمب بر مفاهیم فرود میآیند، بر شهر و خانه و زیرساخت و بدن فرود میآیند.
تقی روزبهپایان زودرس «وقفه» در جنگ؟
گسترش دامنه جنگ و مداخله آمریکا در تنگه هرمز باحتمال زیاد با افزایش دامنه و شدت جنگ و تشدید بحران جهانی سوخت، در حکم قمار جدیدی است که دولت ترامپ به آن مبادرت می ورزد و این در حالی است که مخالفتهای داخلی علیه سیاست های جنگ طلبانه وی و تهدیدهای خطرناک و ضدمتمدنانهاش، و حتی پیرامون سلامت فکری و روانیاش،آنهم درسال انتخاباتی و چند ماه مانده تا آن، گسترش پیدا می کند. هم چنین طبق گزارشات دولت اسرائیل که تلاش زیادی را برای شکست مذاکرات بکارگرفت، از هم اکنون خود را آماده مداخله و بهبودبانک اهداف و ادامه بقول خودکارنیمه تمام جنگ و تضعیف و بی رمق کردن حداکثری حکومتگری در ایران، از طریق نابودی زیرساختها کرده است.
بهروز ملکشاەچشمانداز جنگ جاری و معادلات داخلی: میان آتشبسهای شکننده و بازآرایی قدرت
برای ایران، چالش اصلی در این میان، ایجاد توازن میان مدیریت فشارهای خارجی و پاسخگویی واقعی به مطالبات داخلی است؛ مطالباتی که بخش قابلتوجهی از آنها حاصل سالها نارضایتی، سرکوب و شکاف میان جامعه و حاکمیت است. حتی در صورت موفقیت در کاهش تنشهای خارجی و پیشبرد مذاکرات، این امر لزوماً به معنای رضایت یا آشتی اجتماعی نخواهد بود، بلکه در بهترین حالت میتواند به مهار موقت بحرانهای داخلی بینجامد. در مقابل، ناتوانی در ایجاد این توازن، خطر تشدید نارضایتیهای انباشته، گسترش بیثباتی اجتماعی و تضعیف بیشتر پایههای سیاسی حاکمیت را به همراه خواهد داشت.