logo





از تهران تا کابل؛ زن، زندگی، آزادی، مانیفست رهایی در برابر استبداد مذهبی

شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳ ژوين ۲۰۲۶

بهروز اسدی

new/behrouz-asadi.jpg
جنبش «زن، زندگی، آزادی» صرفاً یک شعار نیست؛ این جنبش به مانیفستی جهانی برای آزادی، برابری و کرامت انسانی تبدیل شده است. آنچه در ایران پس از جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی آغاز شد، فراتر از مرزهای جغرافیایی رفت و به الهام‌بخش مبارزاتی تبدیل شد که امروز در افغانستان نیز در برابر یکی از واپس‌گراترین نظام‌های سیاسی و مذهبی جهان جریان دارد.

«زن، زندگی، آزادی» حرکتی است به سوی آینده؛ آینده‌ای که در آن انسان، فارغ از جنسیت، مذهب، قومیت و عقیده، از حقوق بنیادین خود برخوردار باشد. این جنبش اگرچه در خیابان‌های ایران طنین‌انداز شد، اما امروز صدای آن را در کوچه‌ها و خیابان‌های هرات، کابل، مزار شریف و دیگر شهرهای افغانستان نیز می‌توان شنید؛ جایی که زنان شجاع افغانستان در برابر سرکوب سیستماتیک طالبان ایستاده‌اند.

زن، زندگی، آزادی؛ جنبشی فراتر از مرزها

جنبش زن، زندگی، آزادی در ایران نشان داد که مبارزه برای آزادی صرفاً یک مطالبه زنانه نیست، بلکه خواستی انسانی و اجتماعی است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این جنبش حضور گسترده مردان در کنار زنان بود؛ مردانی که دریافتند آزادی زنان شرط لازم برای آزادی کل جامعه است.

در ایران، زنان در صف نخست مبارزه قرار گرفتند اما مردان نیز دوشادوش آنان ایستادند؛ برای عدالت، برابری، آزادی و پایان دادن به ساختارهای سرکوبگر. همین همبستگی بود که جنبش را به یک جنبش ملی و فراگیر تبدیل کرد.

امروز زنان افغانستان نیز در برابر رژیمی ایستاده‌اند که بسیاری از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی آنان را سلب کرده است. محرومیت از آموزش، محدودیت‌های شدید اجتماعی، حذف زنان از عرصه عمومی و نقض گسترده حقوق بشر، افغانستان را به یکی از تاریک‌ترین نقاط جهان برای زنان تبدیل کرده است.

اما در برابر این تاریکی، زنان افغانستان سکوت نکرده‌اند. آنان با وجود تهدید، بازداشت، شکنجه و سرکوب، صدای اعتراض خود را بلند کرده‌اند. این مقاومت، ادامه همان آرمان جهانی است که در شعار «زن، زندگی، آزادی» متبلور شده است.

زنان افغانستان؛ پیشگامان مقاومت در برابر طالبان

آنچه امروز زنان افغانستان انجام می‌دهند، فریادی علیه استبداد مذهبی و واپس‌گرایی است. آنان در برابر رژیمی ایستاده‌اند که تلاش می‌کند زنان را از عرصه عمومی حذف کند و جامعه را به قرائتی افراطی و بسته از قدرت سیاسی و مذهبی بازگرداند.

اما واقعیت این است که زنان افغانستان در این مبارزه تنها نباید باشند. همان‌گونه که در ایران مردان در کنار زنان ایستادند، در افغانستان نیز مردان باید نقش تاریخی خود را در دفاع از آزادی ایفا کنند.

مردان افغانستان باید از شجاعت زنان کشورشان بیاموزند. آنان باید در کنار مادران، خواهران، همسران و دختران خود بایستند و اجازه ندهند مبارزه برای آزادی به دوش زنان تنها باقی بماند. هیچ جامعه‌ای بدون مشارکت همگانی قادر به دستیابی به آزادی و عدالت نخواهد بود.

از جمهوری اسلامی تا طالبان؛ شباهت‌های ساختارهای سرکوب

بسیاری از فعالان حقوق بشر بر این باورند که میان شیوه‌های سرکوب جمهوری اسلامی ایران و طالبان شباهت‌های قابل توجهی وجود دارد. محدود کردن آزادی‌های فردی، سرکوب مخالفان، اعمال فشار بر زنان، استفاده از دستگاه‌های امنیتی و تلاش برای کنترل جامعه از طریق ایدئولوژی مذهبی از جمله ویژگی‌هایی است که منتقدان این دو حکومت به آن اشاره می‌کنند.

در نگاه بسیاری از کنشگران منطقه، تهران و کابل امروز نماد دو شکل از استبداد مذهبی هستند که تلاش می‌کنند جامعه را از مسیر توسعه، آزادی و برابری دور نگه دارند. با این حال، در برابر این ساختارهای سرکوب، یک نیروی مشترک نیز شکل گرفته است؛ نیرویی که نام آن «زن، زندگی، آزادی» است.

اگر ارتجاع مرز نمی‌شناسد، مبارزه برای آزادی نیز نباید مرز بشناسد. از تهران تا کابل، صدای آزادی‌خواهان به هم پیوند خورده است.

سیاست اروپا و مسئله مشروعیت‌بخشی به طالبان

در سال‌های اخیر، برخی دولت‌های اروپایی برای مدیریت بحران مهاجرت و بازگرداندن پناهجویان افغانستانی، به دنبال ایجاد کانال‌های ارتباطی و همکاری‌های عملی با طالبان بوده‌اند. هرچند دولت‌ها این اقدامات را در چارچوب ملاحظات امنیتی یا مدیریتی توجیه می‌کنند، اما چنین سیاست‌هایی با انتقادات گسترده نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی مواجه شده است.

واقعیت این است که هرگونه عادی‌سازی روابط با طالبان، بدون تضمین حقوق زنان، آزادی‌های مدنی و رعایت اصول بنیادین حقوق بشر، می‌تواند به معنای اعطای مشروعیت سیاسی به حکومتی باشد که هنوز از سوی بخش بزرگی از جامعه جهانی به دلیل عملکردش مورد انتقاد قرار دارد.

اتحادیه اروپا خود را بر پایه ارزش‌هایی چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و برابری بنا کرده است. بنابراین هرگونه همکاری که به تضعیف این ارزش‌ها منجر شود، نه تنها با اصول بنیادین اروپا در تضاد است، بلکه پیام خطرناکی به حکومت‌های سرکوبگر جهان ارسال می‌کند؛ پیامی مبنی بر اینکه نقض حقوق زنان و سرکوب جامعه مدنی می‌تواند بدون هزینه سیاسی باقی بماند.

بازگرداندن اجباری پناهجویان به کشوری که در آن حقوق اساسی شهروندان به طور گسترده نقض می‌شود، نمی‌تواند راه‌حلی پایدار و انسانی باشد. جامعه جهانی باید در کنار مردم افغانستان، به‌ویژه زنان این کشور، بایستد و از حقوق بنیادین آنان دفاع کند.

جهانی شدن مانیفست زن، زندگی، آزادی

جنبش زن، زندگی، آزادی امروز دیگر متعلق به یک کشور نیست. این جنبش به زبان مشترک آزادی‌خواهان منطقه و جهان تبدیل شده است. زنان افغانستان، زنان ایران و همه کسانی که علیه تبعیض، خشونت و استبداد مبارزه می‌کنند، بخشی از یک زنجیره جهانی هستند.

جهانی شدن این مانیفست می‌تواند به تقویت مبارزات زنان افغانستان کمک کند؛ مبارزاتی برای حق آموزش، حق کار، حق مشارکت سیاسی، حق انتخاب سبک زندگی و حق تعیین سرنوشت.

جامعه جهانی باید صدای زنان افغانستان را بشنود و از تبدیل شدن طالبان به یک شریک عادی سیاسی بدون تغییرات بنیادین در رفتار و سیاست‌هایش جلوگیری کند. دفاع از حقوق زنان نباید قربانی مصلحت‌های کوتاه‌مدت سیاسی شود

. از تهران تا کابل، شعار بنیادین این مبارزه تنها «زن، زندگی، آزادی» نیست، بلکه فریاد مشترک برای «تحصیل، کار، زندگی و آزادی» است؛ فریادی که حق زیستنِ آزاد، آموختن، کار کردن و تعیین سرنوشت را در برابر تاریکی استبداد مذهبی قرار می‌دهد.

در نظام‌هایی مانند طالبان، سرکوب تنها به منع آموزش و کار محدود نمی‌شود؛ گزارش‌ها و روایت‌های دردناک از بازداشت، ناپدیدسازی، شکنجه، خشونت جنسی و فشار بر خانواده‌های دختران و زنان معترض نشان می‌دهد که این ساختارها برای خاموش کردن صدای آزادی، از غیرانسانی‌ترین ابزارهای ارعاب استفاده می‌کنند.

نتیجه‌گیری

«زن، زندگی، آزادی» پیام امید در برابر ناامیدی، آزادی در برابر استبداد و انسانیت در برابر خشونت است. این جنبش در ایران بشکل یک مانیفست راهبردی نمایان گشت ، اما امروز شاهدیم که در افغانستان نیز نفس می‌کشد و الهام‌بخش هزاران زن و مرد آزادی‌خواه است.

از تهران تا کابل، مبارزه برای آزادی ادامه دارد. زنان ایران و افغانستان نشان داده‌اند که هیچ قدرتی قادر نیست آرزوی آزادی را برای همیشه سرکوب کند. آنان پرچم‌داران آینده‌ای هستند که در آن برابری، عدالت و کرامت انسانی جایگزین تبعیض، سرکوب و استبداد خواهد شد

و در برابر تمام صداهای ارتجاع، هنوز این شعار طنین‌انداز است:

از تهران تا کابل؛ زنده باد زن، زندگی، آزادی
زن زندگی ازادی در المان


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد