بار دیگر گفته میشود که توافقی میان آمریکا و ایران در آستانه نهایی شدن است. در ماههای اخیر چنین وعدههایی اغلب پوچ از آب درآمدهاند. اما شاید این بار ماجرا جدیتر باشد.
در آمریکا واژه جالبی وجود دارد که برای توصیف رویدادی به کار میرود که ابتدا سروصدای زیادی پیرامون آن به پا میشود، اما در نهایت معلوم میشود که بیاهمیت و بینتیجه بوده است. این واژه «nothingburger» است؛ یعنی «همبرگری از هیچ».
دونالد ترامپ از هشتم آوریل ـ یعنی از زمان برقراری آتشبس میان آمریکا، اسرائیل و ایران ـ جهان را با یک «همبرگر هیچ» پس از دیگری تغذیه کرده است. پیام همیشه یکی بوده است: «توافقی» با ایران در آستانه نهایی شدن است! اما اغلب تنها چند ساعت بعد روشن میشد که چنین خبری صحت نداشته است.
از پنجشنبه و جمعه این هفته، جهان وارد تازهترین چرخه «همبرگر هیچ» شده است. اما شاید این بار نه؟ آیا واقعاً توافقی در کار است؟
ترامپ روز پنجشنبه ابتدا در شبکه اجتماعی خود، «تروث سوشال»، تهدید کرد که آمریکا همان شب «ضربهای بسیار سخت» به ایران وارد خواهد کرد و در «آیندهای نه چندان دور» کنترل صنعت نفت و گاز ایران، از جمله جزیره خارک در خلیج فارس، را در دست خواهد گرفت. اندکی بعد نوشت که این «حملات» را «لغو» کرده است، زیرا «همه طرفها» بر سر «نکات نهایی» یک توافق احتمالی به توافق رسیدهاند.
کمی بعدتر، او در یک گردهمایی انتخاباتی مجازی گفت: «نمیدانم آیا تا حالا این خبر را شنیدهاید یا نه، اما ما امروز جنگ با ایران را پایان دادیم.» به گفته او، ایران پذیرفته است که از دستیابی به سلاح هستهای صرفنظر کند.
شامگاه پنجشنبه به وقت آمریکا، رسانههای مختلف آمریکایی به نقل از «منابع آگاه» یا «دیپلماتها» گزارش دادند که دو طرف بر سر یک «توافق موقت» به توافق رسیدهاند.
باراک راوید، روزنامهنگاری که برای پایگاه خبری آمریکایی Axios کار میکند و طی هفتههای گذشته چندین بار از توافقهایی خبر داده بود که هرگز تحقق نیافتند، این بار حتی نوشت که چهار هواپیمای ترابری آمریکایی در راه اروپا هستند تا مقدمات سفر معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، برای شرکت در مراسم امضای توافق در ژنو را فراهم کنند.
حالا خیالپردازیها آغاز شد
برای بسیاری از اروپاییها، از همین لحظه پرده خیال به حرکت درآمد. همین وضعیت در میان دیپلماتهایی که سرگرم آمادهسازی اجلاس گروه هفت در اوایل هفته آینده در شهر اویان فرانسه هستند ـ اجلاسی که انتظار میرود دونالد ترامپ نیز در آن شرکت کند ـ دیده میشود.
در ذهن آنان، صحنه چنین ترسیم میشد: روز یکشنبه، دونالد ترامپ هشتادمین سالگرد تولد خود را جشن میگیرد. به همین مناسبت، مسابقهای از سازمان مبارزات آزاد (UFC) در چمن مقابل کاخ سفید برگزار میشود. در حالی که ترامپ ـ درست در کنار گودال عظیم ساختمانی تالار رقص جدیدش ـ در حلقه هواداران خود از مسابقه لذت میبرد، جیدی ونس در ژنو «یادداشت تفاهم» یا توافق مقدماتی با ایران را امضا میکند.
سپس ترامپ راهی اویان میشود و از سوی دیگر کشورهای گروه هفت ـ از جمله آلمان و کانادا که در ماههای اخیر روابطشان با او دچار تنش شده بود ـ به عنوان «مرد صلح» مورد ستایش قرار میگیرد.
اما پیش از آنکه این خیالپردازیها بیش از حد اوج بگیرند، مقامهای ایرانی، به محض آنکه صبح جمعه با گزارشها و پیامهای منتشرشده از شب گذشته آمریکا روبهرو شدند، این اخبار را رد کردند. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که این خبرها صرفاً «گمانهزنی» هستند. خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز نوشت که این گزارشها «کاملاً نادرست» هستند. و بعدازظهر جمعه به وقت اروپا، خود ترامپ نیز بار دیگر لحنش را تغییر داد: او نوشت ایرانیها «افرادی بسیار بیافتخار» هستند و با چنین کسانی نمیتوان مذاکره کرد. سپس نیمهتهدیدی هم افزود: «آنها باید هرچه سریعتر سر و سامان بگیرند!»
اما اندکی بعد ـ توجه کنید، یک چرخش دیگر ـ عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در شبکه ایکس نوشت که «یادداشت تفاهم اسلامآباد بیش از هر زمان دیگری به تحقق نزدیک شده است.»
این چرخههای مداومِ اعلام خبر، هیجان کوتاهمدت و سپس تکذیب و فروکش کردن، خود به موضوعی مستقل تبدیل شدهاند.
شبکه سیانان اخیراً شمارش کرده است: از آغاز جنگ، دونالد ترامپ دستکم ۳۸ بار اعلام کرده که یک «توافق» یا «معامله» نزدیک است. عباراتی نظیر «در مراحل پایانی»، «بسیار نزدیک!» یا «تقریباً نهایی شده» بارها و بارها تکرار شدهاند.
پس اکنون وضعیت چگونه است؟
اینکه گفتوگوهایی میان هیئتهای ایرانی و آمریکایی در جریان است، تأیید شده است. اما این مذاکرات واقعاً در چه مرحلهای قرار دارند؟ باید گفت که تا عصر جمعه به وقت آلمان، پاسخ این سؤال همچنان نامشخص است.
اما آنچه روشن است، این است که از هشتم آوریل تاکنون، معضل بنیادین ترامپ تغییری نکرده است: تنگه هرمز همچنان بسته مانده است. این وضعیت برای ایران نیز هزینههایی دارد، بهویژه برای مردم ایران که با جهش قیمتها، دیگر به سختی قادر به تأمین مواد غذایی هستند. اما برای حکومت ایران، این مسئله اهمیت چندانی ندارد. در مقابل، برای دموکراسی آمریکا اهمیت دارد، زیرا زمان علیه آن در حرکت است. انتخابات در سوم نوامبر برگزار خواهد شد و بهای بنزین تقریباً به همان اندازه بالاست که محبوبیت ترامپ پایین آمده است. مداخله نظامی ـ که ترامپ بار دیگر به آن اشاره کرده ـ در آستانه انتخابات، از نظر سیاسی تقریباً ناممکن است، بهویژه برای جریان «ماگا»ی ترامپ که جنگ با ایران در میان طرفداران آن محبوبیتی ندارد.
افزون بر این، ایران یکی از شروط خود را برقراری آتشبس دائمی با لبنان اعلام کرده است؛ در حالی که ترامپ حتی بر متحد خود، بنیامین نتانیاهو، نیز کنترل چندانی ندارد. اسرائیل هر روز لبنان را هدف حمله قرار میدهد و نیروهایش بخشهای وسیعی از جنوب این کشور را اشغال کردهاند.
ترامپ بارها بادکنک به هوا فرستاد و بارها آنها ترکیدند
در تمام این هیاهو، اساساً سخنی از یک صلح واقعی در میان نیست، بلکه موضوع، یک توافق موقت است که آتشبس را تثبیت کند و تنگه هرمز را بازگشایی نماید؛ احتمالاً به بهای سنگینی چون لغو تحریمها علیه ایران و شاید حتی بازگرداندن داراییهای مسدودشده. در بهترین حالت، پس از این توافق موقت، مذاکراتی درباره توافق هستهای ایران آغاز خواهد شد؛ مذاکراتی که احتمالاً ماهها به طول خواهد انجامید. بنابراین، اگر همان «یادداشت تفاهم»ی که اکنون دوباره مطرح شده، امضا شود، ترامپ از موقعیتی ضعیفتر از پیش از جنگ برخوردار خواهد بود.
و چون عملاً پیشرفتی حاصل نشده، ترامپ طی هفتههای گذشته بارها و بارها موفقیتهایی خیالی را در واقعیت شخصی خود ـ عمدتاً در شبکه «تروث سوشال» ـ به نمایش گذاشته است. او بارها بادکنکهای طلایی جشن را به هوا فرستاده، جهان را وادار کرده است که به آنها خیره شود، رسانهها، دیپلماتها و سیاستمداران را مجبور کرده که به آنها توجه کنند؛ و هر بار این بادکنکها ترکیدهاند.
شاید بتوان از این وضعیت به خندهای عصبی و هیستریک افتاد، اگر اوضاع تا این اندازه خطرناک نبود. آتشبس شکننده است و دو طرف بارها یکدیگر را هدف حملات متقابل قرار میدهند. این هفته، سه ملوان هندی در خلیج عمان کشته شدند؛ زمانی که آمریکا کشتیای را که آنها در آن کار میکردند، هدف قرار داد. همزمان ذخایر نفتی رو به کاهش است و میلیونها نفر در کشورهای در حال توسعه از افزایش قیمتها و کاهش پیشبینیشده محصولات کشاورزی رنج میبرند.
بخش زیادی از این پیامدها بازگشتناپذیر است یا تنها در بلندمدت قابل تغییر خواهد بود؛ چه روز یکشنبه توافقی موقت امضا شود و چه نشود.
اما جای نگرانی نیست: به احتمال زیاد خیلی زود دوباره از یکدیگر خواهیم شنید؛ یا در ژنو، یا در جریان «همبرگر هیچ» بعدی.
به نقل از سایت هفتهنامه دی سایت ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶