پرویز قلیچخانی، قهرمان ملی ایران و یار وفادار و پایدار جبههی جهانی سوسیالیسم، روز شنبه ۲۳ ماه مه ۲۰۲۶، در ساعت دو بعد از ظهر در پاریس، از این جهان بیسامان رخت بربست.
پرویز قلیچخانی، اما، بسیاری چیزها از خود بهجا گذاشت که نمیتوان آنها را نادیده انگاشت. یکی از چند میراث مهم و ارزشمند او که به عنوان آرشیو تاریخ فرهنگی و سیاسی ایرانیانِ در تبعید برای همیشه ماندگار خواهد ماند، مجلهی «آرش» است. پرویز قلیچخانی طی بیست و سه سال کار بیامان و تلاشی خستگیناپذیر، ۱+۱۱۰ شماره که بالغ بر هزاران صفحه میشود، فعالیت عرصههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، ادبی و هنری ایرانیان تبعیدی را در صفحات مجلهی «آرش» به ثبت رسانید. اسنادی که اگر تعهد راسخ، تلاش پیگیر، وفادارانه و بیاجر پرویز قلیچخانی نبود، بخش مهمی از آن امروز وجود نمیداشت و یا، بهجرئت میتوان گفت، به فراموشی سپرده میشد. اما، ما امروز این گنجینهی گرانبها را در دست داریم. در تمام دورهی تبعید تا امروز، هیچ یک از نشریات دیگر تبعید، مانند آرش - بهدلیل مشکلاتی که همهی ما میشناسیم - نتوانستند چنین گنجینهی گرانبهایی را فراهم آورند. من معتقدم که پیروزی پرویز قلیچخانی در عرصهی فرهنگی و مطبوعاتی پیشرو و نشر افکار آزادیخواهی و عدالت، همسنگ پیروزی او بهعنوان قهرمان در میدان ورزش فوتبال است.
دوام مجلهی آرش طی این سالها، نه تنها بهدلیل حمایت بسیاری از کسانی بود که به استمرار در انتشار آرش اعتقاد داشتند، بلکه همچنین - با تأکید میگویم - بهدلیل جاذبهی ورزشی، سابقهی اجتماعی و سیاسی، شخصیت فردی، و محبوبیت عمومی پرویز قلیچخانی نیز بود؛ بهنحوی که گاه نمیتوان دانست کدام یک مقدم بر دیگری است.
پرویز قلیچخانی با محبوبیت بیسابقهای که در میان ورزشکاران حرفهای و آماتور، و فعالان سیاسی چپ و روشنفکران پیشرو داشت، اما هیچگاه از این محبوبیت برای هیچ منظور شخصی سود نجست. او، این پشتیبانی و حمایت استثنایی نسبت به خود را، چه از جنبهی مالی و چه از جنبهی امکانات عملی، همواره در جهت منافع عمومی، در حمایت از کارگران اعتصابی و خانوادههای زندانیان سیاسی و کارگری در ایران کانالیزه میکرد.
پرویز قلیچخانی، با همهی حمایت و پشتیبانی معتمدانهای که داشت، فرصتطلب نبود، از فرصت طلبی نفرت داشت و از کسانی که برحسب موقعیت و یا با باد تغییر جهت و تغییر عقیده میدادند، روی برمیگرداند. او شخصیتی بدلی نبود، همواره خودش بود؛ او پرویز قلیچخانی بود.
پرویز قلیچخانی هرگز بهدنبال نام و شهرت نبود. حتا وقتی که کار نوشتن خاطرات او توسط یار و همکار نزدیکاش، نجمه موسوی، بهدلایلی کنار گذاشته شد، بی هیچ غمی به سادگی گفت: دربارهی من آنقدر گفته شده که احتیاجی به نوشتن خاطراتم نیست.
پرویز قلیچخانی الگوی ازخودگذشتگی بود. پیگیری و اصرار او در کار مجلهی «آرش»، بهویژه در سالهای آخر انتشار آن، دست تنها - باوجود دردهای مختلف مانند درد کمر، درد پا، درد زانو و سن بالا - نشانهی انکارناپذیر از خودگذشتگی و اعتقاد ژرف او به لزوم انتشار «آرش» درجامعهی ایرانی خارج از کشور بود.
پرویز قلیچخانی، نگهبان وفادار آزادی و عدالت بود. او در آزمایشها ثابت قدم ماند و در هر آزمایشی با صداقت روبرو شد، و حتی در شکست نیز هرگز تعهد خود را نسبت به آرمان جمعی و به سوسیالیسم از دست نداد. او تنها نمونهی شاخص و بیهمتا از صداقت فردی و سیاسی است که وقتی در برابر بازجویان و شکنجهگران ساواک شکست خورد، همچون یک قهرمان استوار ورزشی در میدان بازی، شکست خود را پذیرفت و با فروتنی از مردم پوزش خواست. ما، در عرصهی سیاسی چنین نمونهای نداشتهایم و همین امر احترام ما را نسبت به این قهرمان بیش از بیش بالا میبرد.
پرویز قلیچخانی به نحو چشمگیری به عنوان چهرهای از تعهد سیاسی مستقل شناخته میشد. در این تعهد، او هیچگاه دچار تنگنظری سیاسی و دگماتیسم ایدئولوژیک نشد. این رویکرد در منش آزادیخواهی قلیچخانی در صفحات مجلهی «آرش»، در طول بیست و سه سال بهخوبی مشاهده میشود. صفحات مجلهی «آرش» انعکاس طیف گوناگون و رنگارنگ چپ بود. پرویز قلیچخانی، در حفظ استقلال نظری خود، و در عین حال انعکاس نظرات متفاوت سیاسی دیگران در صفحات «آرش»، رویکردی اخلاقی و موضعی تزلزلناپذیر داشت.
برخلاف بسیاری از عناصر چپ، پرویز قلیچخانی به ندرت از اصول خود منحرف شد؛ او در طول زندگی خود، از دوران تحصیل تا میدان ورزش، از میدان ورزش تا فعالیت سیاسی، و از فعالیت سیاسی تا فعالیت فرهنگی و مطبوعاتی، همگی با انسجام قابل توجهی در خدمت هدف آرمان او بودند. در این امر همواره اخلاق راهنمای او بود و هرگز اصول را فدای مصلحت نکرد.
از منظر اجتماعی-سیاسی، میراث پرویز قلیچخانی از ایمان راسخ او به سوسیالیسم جداییناپذیر است. آنچه مسلم است اینست که پرویز قلیچخانی هرگز از آرمانهای سوسیالیسم دست نکشید، حتی زمانی که مصلحت میتوانست منافع شخصی او را تأمین کند.
پرویز قلیچخانی، بی آن که خود چنین قصدی داشته باشد، در ورزش، در رفتار اجتماعی، در روابطش با مردم، در بیپیرایگی ذاتی خود، الهام بخش بسیاری از جوانانی بود که در دورههای مختلف، در میدانهای ورزشی مربی آنان بود.
پرویز قلیچخانی دیگر در میان ما نیست، اما سیمای فراموش ناشدنی او با ماست، میراث او در دسترس ماست، و ما میتوانیم از گنجینهای که به یادگار گذاشته است، بهرهها ببریم و یاد او را گرامی بداریم.
یادت مانا و با ما، کاپیتان!
ناصر رحمانینژاد
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد