
نقد مارکسیستی کوهی سایتو از سرمایهداری در دوران بحران اقلیمی در ژاپن بهشدت مورد توجه قرار گرفته است. او در کتاب «فروپاشی نظام» نگاهی غیرمعمول به مارکس ارائه میدهد؛ نگاهی که در آن، مارکس بهمثابه شاهدی بالقوه برای جریانهای سبز ظاهر میشود.
این زلزله و فاجعه هستهای فوکوشیما در مارس ۲۰۱۱ بود که فیلسوف ژاپنی، کوهی سایتو، را متوجه چیزی کرد که میتوان آن را «فیل در اتاق سیاست» نامید؛ یعنی پدیدهای آنچنان آشکار که هیچکس آن را نمیبیند. او که در آن زمان دانشجوی ۲۴ ساله فلسفه در برلین بود، از خود پرسید چگونه ممکن است تقریباً هیچکس به ارتباط مستقیم میان بحرانهای روزافزون زیستمحیطی—تغییرات اقلیمی، بهرهبرداری بیرحمانه از منابع طبیعی، و اقیانوسهای پر از زباله—و علت مشترک همه این پدیدهها یعنی نظام سرمایهداری اقتصادی اشاره نکند.
«ما بیش از حد کار میکنیم. برای چه؟»
کتاب سایتو در ژاپن با وجود آنکه نویسندهاش ناشناخته بود، به سرعت به موفقیتی بزرگ تبدیل شد: بیش از ۵۰۰ هزار نسخه فروش.
او در گفتوگو با روزنامه ایتالیایی La Repubblica با اعتمادبهنفس توضیح داد که نتایجش کاملاً روشن است: «ما بیش از حد کار میکنیم. در ژاپن همهچیز باید ۲۴ ساعته و هفت روز هفته باز باشد—برای چه؟ میتوانیم این وضعیت را کاهش دهیم: فروشگاههای رفاهی، مدِ یکبار مصرف، فستفود. میتوانیم جتهای شخصی را ممنوع کنیم، پروازهای داخلی کوتاهمدت را محدود کنیم، کشتیهای تفریحی لوکس، خودروهای شاسیبلند، و مصرف گوشت را کاهش دهیم و غیره.»
سایتو در برلین با آثار کارل مارکس آشنا شد، بهطور عمیق در پژوهشهای او فرو رفت و حتی عضو هیئت ویراستاری مجموعه عظیم آثار مارکس و انگلس شد. او به پیشفرضهای اقتصاد سرمایهداری آگاه بود و احتمالاً میدانست که زیر سؤال بردن آنها چه میزان جسارت میطلبد.
او با این حال این کار را انجام میدهد و میگوید:
«رشد اقتصادی مدرن به ما وعده زندگی در رفاه داده بود. اما بحران زیستمحیطی آنتروپوسن نشان میدهد که بهطور متناقض، خودِ رشد اقتصادی همان چیزی است که پایههای رفاه انسانی را تضعیف میکند.»
یادداشتهای فراموششده کارل مارکس
رشد، سوخت اصلی سرمایهداری است. تنها رشد است که سرمایه را افزایش میدهد. اگر رشد متوقف شود، رکود اقتصادی رخ میدهد: تشدید نابرابری اجتماعی، سقوط طبقه متوسط، بیکاری و رادیکالیزه شدن جامعه. اما ایده «کاهش آگاهانه» در نظریه کلاسیک سرمایهداری اساساً پیشبینی نشده بود. و در این نقطه، گویی داستان میتوانست به پایان برسد.
اما پایان نمییابد.
کارل مارکس، پس از بحرانها و سوءبرداشتهای قرن بیستم، تا حد زیادی کنار گذاشته شد؛ نظریه او درباره پویایی سرمایه بهعنوان ناکارآمد رد شد. اما سایتو به او وفادار میماند. او معتقد است مارکس بهدرستی فهمیده نشده است:
«مارکس هرگز کمونیسم را بهمعنای یک دیکتاتوری تکحزبی دولتی در نظر نداشت. برای او کمونیسم جامعهای بود که در آن ابزار تولید بهطور مشترک توسط تولیدکنندگان اداره میشود. اما نه فقط ابزار تولید؛ بلکه کل زمین باید در یک جامعه کمونیستی بهطور مشترک اداره شود.»
در آرشیوها، سایتو به یادداشتهایی ناشناخته از مارکس دست یافته است. مارکس پیش از انتشار آنها درگذشت و پیروانش آنها را انحراف از نظریه اصلی تلقی کردند—زیرا او تردیدهایی کاملاً غیرمنتظره درباره فرمول خود مطرح کرده بود: آیا نیروهای تولیدی سرمایه واقعاً میتوانند در خدمت رهایی طبقه کارگر قرار گیرند؟ او در ادامه، پس از آشنایی با علوم طبیعی، به این نتیجه رسید که طبیعت خود در برابر بهرهبرداری بیپایان سرمایهداری محدودیتهایی ایجاد خواهد کرد.
بدون احترام به هیچکس
این کشف یک «سنساسیون» (رویداد بزرگ و شگفتانگیز) بود. و خوانندگان سایتو با مارکسی کاملاً جدید روبهرو میشوند—مارکسی که «جامعه» را واقعاً جامعه میفهمد، نه یک طبقه حاکم جدید که به نام ایدئولوژی مردم را تحت سلطه میگیرد.
سایتو این تصویر را تصحیح میکند و حتی با نوعی طعنه، خوانندگان—بهویژه طبقه متوسط تحصیلکرده—را مستقیماً خطاب قرار میدهد:
«شما برای مقابله با گرمایش زمین چه میکنید؟ آیا از کیسه خرید استفاده میکنید تا مصرف پلاستیک کاهش یابد؟ آیا به خودروی برقی روی آوردهاید؟ صادقانه میگویم: این نیتهای خوب کافی نیستند. سرمایهداری وانمود میکند که نگران محیط زیست است و ما هم فریب این سبزشویی را میخوریم.»
او میگوید: احترام برای کسی قائل نیست—نه برای خوانندگان، نه برای منطق اقتصاد مسلط، و نه برای آموزههای اقتصاد بازار و سازوکار عرضه و تقاضا یا «گذار سبز نو». به نظر او اینها همه توهماند. اصلاحات سطحی فقط برای حفظ سیستم هستند. مارکس زمانی از «افیون تودهها» سخن گفته بود.
آیا این حرفها را پیشتر شنیدهایم؟ شاید بله، اما شاید نه در چارچوبی نظری که به جای ممنوعیتهای اخلاقی، بر آگاهی و منافع مشترک تکیه کند. مارکس بهعنوان شاهدی برای جریانهای سبز: شاید این بتواند نقطه شروع تازهای برای بحث اقلیمی باشد.
به نقل از دیچلاند فونک کولتور ۱۹.۰۸.۲۰۲۳