logo





ایدیت کرستا

تاریخ بدعت‌گذاران
برادران عیسی مسیح

دوشنبه ۱ تير ۱۴۰۵ - ۲۲ ژوين ۲۰۲۶



پیشروی مسیحیت به‌عنوان یک دین جهانی، در آغاز پیدایش خود، با سرکوب و طرد رقیبانش همراه بود.

قرن‌ها بر سر اصول جزمیِ کلیسای کاتولیک نزاع درگرفت؛ تردیدکنندگان تحت تعقیب قرار گرفتند و کشته شدند. دستگاهی پدرسالار و مبتنی بر قدرت، متشکل از اسقف‌ها و با پاپ در رأس آن، مسیر پیروزمندانهٔ خود را در تاریخ و بر انسان‌ها آغاز کرد. «مسیحیت به داستان موفقیتی بی‌همتا می‌نگرد، اما به‌عنوان یک دین، به‌هیچ‌وجه یگانه و بی‌مانند نبود»؛ این ادعای تاریخ‌نگار بریتانیایی، «کاترین نیکسی» است.

هر کس همواره از خود پرسیده باشد که چگونه روایت‌هایی چون تولد از باکره، تکثیر معجزه‌آسای نان، زنده‌کردن مردگان یا رستاخیز، توانستند به بنیان یک دین جهانی بدل شوند، در کتاب «بدعت‌گذاران» نه با یک پاسخ مشخص، بلکه با مجموعه‌ای رنگارنگ از گونه‌های مختلف ایمان مسیحیِ نخستین روبه‌رو می‌شود.

این تاریخ‌نگار بریتانیایی، بر پایهٔ شمار اندکی از منابع باقی‌مانده، و نیز از خلال جدال‌های منتقدان باستانیِ مسیحیت، در جهان شگفت‌انگیز نوشته‌ها و فرقه‌های مسیحیت آغازین سیر می‌کند. نویسنده می‌نویسد: «در سده‌های نخست مسیحیت، تقریباً هیچ‌کس نمی‌توانست با اطمینان پیش‌بینی کند که کدام‌یک از روایت‌های فراوان آن بر دیگران غلبه خواهد یافت. اما سرانجام، زمان و تصادف باعث شدند برخی از این روایت‌ها پیروز شوند. این‌ها همان داستان‌هایی هستند که امروز هنوز می‌شناسیم. من می‌خواهم روایت‌های دیگر را بازگو کنم.»

او خواننده را به روم باستان می‌برد؛ به کوچه‌های متعفن و جامعهٔ طبقاتی آن. از ترس مردم در برابر بیماری سخن می‌گوید؛ از درماندگی آنان در برابر تاریکی، حتی در خیابان‌های بی‌چراغِ شبانهٔ روم. بنابراین عجیب نبود که در آن زمان جادوگران، درمانگران و منجیان بسیاری وجود داشتند؛ و نیز افراد فراوانی که خود را پسران خدایان می‌خواندند و لنگان را درمان می‌کردند و بیماران را شفا می‌بخشیدند. مردم با رغبت به آنان ایمان می‌آوردند و از آنان پیروی می‌کردند. زیرا ترس، ناامنی، بیماری و احساس گم‌گشتگی، انسان را به‌سرعت به سوی چنین وعده‌های رستگاری‌بخش سوق می‌دهد.

تصورات گوناگون از عیسی

برخلاف آموزه‌های امروزی کلیسا، در سده‌های نخست مسیحیت هیچ توافقی دربارهٔ اینکه عیسی چه کسی بود، وجود نداشت. گروه‌های مختلف از برداشت‌های متفاوتی دربارهٔ او پیروی می‌کردند. و در هر جایی که مسیحیت گسترش می‌یافت، با باورهای موجود در آن منطقه درهم می‌آمیخت.

نیکسی می‌نویسد: «مسیحیت از همان آغاز انکار می‌کرد که چیزی به جهان یونانی ـ رومی‌ای که از آن برخاسته بود، مدیون است.» همچنین اختلاط خود با عناصر فرهنگ‌های دیگر را نیز انکار می‌کرد.

کاترین نیکسی در کتاب خود چنین القا می‌کند که دلیل آنکه تاکنون چیزی از این روایت‌های متفاوتِ تاریخ مسیحیت آغازین نشنیده‌ایم، این است که همهٔ دیگر گونه‌های مسیحیت سرکوب شدند. پدران نخستین کلیسا مدعی بودند که تنها ایمان راستین را در اختیار دارند و برای اطمینان از نابودی هر روایت دیگری، زمین و زمان را به حرکت درمی‌آوردند. هرگاه با چیزی روبه‌رو می‌شدند ــ متنی، آیینی یا باوری ــ که مورد تأییدشان نبود، آن را «بدعت» می‌نامیدند و با شدت با آن برخورد می‌کردند.

بدعت؛ این حربهٔ دفاعیِ مطلق‌گراییِ کاتولیکی، قرن‌ها بر تاریخ کلیسا سایه افکند. این مفهوم به تعقیب دگراندیشان، تکفیر «مارتین لوتر»، حبس خانگی «گالیله» و برپایی دادگاه‌های تفتیش عقاید انجامید.

نیکسی در آغاز کتابش روایت می‌کند که خود ــ به‌عنوان فرزندِ یک راهبهٔ سابق و یک راهب سابق ــ تا اواخر دههٔ بیست زندگی‌اش، خویشتن را مسیحیِ مؤمنِ کاتولیکِ رومی می‌دانست. او می‌نویسد: «حتی زمانی که سرانجام از کاتولیسیسم روی گرداندم، این مذهب همچنان همچون غباری بر من نشسته بود که به ریزترین شکاف‌ها نفوذ می‌کند.»

«مدت‌ها پس از آنکه دیگر به خدا ایمان نداشتم، باز هم در ذهنم بارها با بقایای این کاتولیسیسم روبه‌رو می‌شدم.»

زیرا داستان‌ها و افسانه‌هایی که مدام در ذهن ما تکرار می‌شوند، درونی می‌گردند و سرانجام چنان می‌نمایند که گویی حقیقتی تغییرناپذیر و انکارناشدنی‌اند.

به نقل از سایت تاتس در آلمان ۲۴ مه ۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد