تفاهمنامه ایران و آمریکا برای پایان دادن به درگیری نظامی و آغاز مجدد مذاکره بر سر موضوعات اصلی مورد مناقشه، برای ایران و ایرانیان خبر خوب و امیدآفرینی است. تبدیل این تفاهم به یک توافق پایدار، چالش بزرگ کنونی حکمرانی در ایران است.
در مذاکرات جاری، پای هستی و آینده ایران در میان است. در برابر رفع معتبر فشار، تهدید، تحریم و تجاوز، بایستی بر سر آنچه به دفاع از کشور و توسعه آن خدمتی نمیکند، حاضر به مصالحه شد. دونالد ترامپ بارها تکرار کرده است که موضوع محوری برای ایالات متحده آمریکا، تضمین عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای است. ایران در برابر تهاجمات نظامی گسترده اخیر ثابت کرد که برای دفاع از خود، نیازی به سلاح هستهای ندارد.
اما امروز هنوز خطر شکست این تفاهمنامه به شدت وجود دارد. جریانهای تندرو در ایران و منطقه برای برهم زدن چنین توافقی تلاش میکنند. اسرائیل سرسختترین دشمن چنین تفاهم و توافقی است و میتواند، از جمله با ادامه تجاوزاتش به لبنان، آن را به خطر بیندازد. محافل جنگطلب قدرتمندی در سیاست و رسانههای کشورهای غربی، در تلاشاند تا چنین تفاهمی صورت نپذیرد.
ترامپ بارها نشان داده است که هر آن میتواند مذاکره را فرصتطلبانه و غافلگیرانه با تهاجم نظامی قطع کند.
بدون پشتوانه قدرت دفاعی و مقاومت مدافعان کشور، دیپلماسی امکان و توان پیروزی ندارد. بنا بر تجربه، در عین تلاش همهجانبه برای دستیابی به توافق، حتی یک دم نمیبایستی خطر آغاز دوباره تهاجمات نظامی به ایران را نادیده گرفت.
این تفاهمنامه سند ناکامی آمریکا و اسرائیل در تغییر حکومت در ایران، از طریق حمله نظامی نیز هست. کسانی که منتظر دخالت نظامی بشردوستانه بودند، امروز به روشنی میبینند که سیاست داخلی ایران و خواستههای مردم هیچ جایگاهی در خواستهای مهاجمان ندارد. هدف آنان تنها تحکیم موقعیت برتر ژئوپلیتیک خود در برابر ایران است.
حمله نظامی به ایران نهتنها گرهای از مشکلات ایران نگشوده است، بلکه به گسترش بحران اقتصادی، بیکاری و فقر و نابسامانی، و تضعیف جنبشهای حقطلبانه مردم ایران انجامیده است. برای پایان دادن به تجاوزات خارجی، برقراری ثبات و امنیت، و دستیابی به شرایط توسعه در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، ایران به چنین توافقی نیاز دارد.
توافق با آمریکا میتواند راه را بر مبارزه با فساد، تبعیض، فقر، و خشونت حکومتی علیه مردم، و برای دستیابی به حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی هموارتر کند، و افق توسعه و رفاه و مشارکت همگانی در سرنوشت کشور را روشنتر سازد.
مردم ایران در همه این سالها، بار سختیهای ناشی از تحریم و جنگ را به دوش کشیدهاند و حافظان دوام حیات کشور بودهاند. این در حالی است که سیاست داخلی و خارجی ایران در دهههای گذشته، در بسیاری موارد، دشمنآفرین بوده است و در رسیدن ایران به بنبست کنونی نقش بزرگی ایفا کرده است. بازبینی اساسی این سیاستها برای دستیابی به صلح پایدار داخلی و خارجی ضرورت دارد.
برای دستیابی به صلح پایدار بایستی نگرانیهای دیگر قدرتها همچون اسرائیل، آمریکا و کشورهای عربی منطقه را، تا جایی که به امنیت و منافع ملی ایران آسیب نرساند، در نظر گرفت. بهبود دائمی روابط با دیگر کشورها و درهمتنیدگیهای سنجیده اقتصادی و سیاسی، پشتوانه صلح پایدار است.
اما مهمترین عامل برای عبور از بحرانها، ایستادگی، شکیبایی و همبستگی مردم ایران بوده است و خواهد بود. در دوران پساجنگ، خواستهای مردم برای صلح، عدالت، آزادی، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت و رفاه همگانی بایستی در مرکز ثقل سیاست قرار گیرد.
تا وقتی حاکمیت ایران اکثریت بزرگ مردم ایران را نمایندگی نمیکند، افق سیاست در ایران همچنان بحرانی باقی خواهد ماند و توان کافی برای خروج از بحرانهای همهجانبه را نخواهد یافت.
حزب دمکراتیک مردم ایران از روند دیپلماتیک جاری استقبال میکند و در کنار مبارزه خشونتپرهیز مردم برای ایرانی صلحجو، آباد و متعلق به همه ایرانیان ایستاده است.
هیئت سیاسی حزب دمکراتیک مردم ایران
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد