logo





دیپلماسی «واشنگتن - تهران» در بن ‌بست میدان؛

استمرار غصب اراضی غزه، کرانه باختری و لبنان در سایه توافق آتش‌بس

چهار شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۳ ژوين ۲۰۲۶

سیاوش قائنی



مقدمه

توافقات دیپلماتیک روی کاغذ و مصلحت‌سنجی‌های لرزان بین‌المللی هیچ‌گاه نتوانسته‌اند ابعاد جنون‌آمیز دکترین غصب زمین و ماشین توسعه‌طلبی ارضی رژیم اسرائیل را مهار کنند. آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده که با ادعای جلوگیری از جنگ منطقه‌ای ارائه شد، در عمل به پوششی برای جنایات میدانی اسرائیل بدل گردید. هنوز مرکب این توافق خشک نشده بود که ارتش متجاوز اسرائیل با سوءاستفاده از این فرصت تنفسی، بمباران وحشیانه لبنان را از سر گرفت، شیپور کوچ اجباری را به صدا درآورد و آوارگی سیستماتیک هزاران خانواده لبنانی را بار دیگر رقم زد تا ثابت کند طمع اسرائیل به مرزهای جغرافیایی، هیچ توافق سیاسی را برنمی‌تابد.

امروز در جنوب لبنان، همان استراتژی جنایت، غصب، تخریب و پاکسازی که جهان پیش‌تر در نوار غزه شاهد آن بود، با بی‌شرمی تمام در حال بازتولید است: صدور هشدارهای تخلیه اجباری، شخم زدن محله‌های مسکونی با بمب‌های اهدایی غرب، و گسترش گام‌به‌گام اشغالگری نظامی بر روی خون غیرنظامیان. آوارگان ضاحیه جنوبی بیروت و روستاهای مرزی جنوب لبنان اکنون با این واقعیت عریان روبه‌رو هستند که گویا دیپلماسی آتش‌بس تنها جاده‌صاف‌کن اشغالگران برای پیشروی در خاک کشورشان بوده است.

واقعیت غیرقابل‌انکار آن است که خیمه‌شب‌بازی دیپلماتیک ترامپ نه تنها ترمز اشغالگری را نکشید، بلکه دست رژیم را برای بلعیدن اراضی بیشتر بازتر کرد. در غزه، ارتش اسرائیل در حال تبدیل ویرانه‌ها به پادگان‌های دائم است؛ در کرانه باختری، غصب اراضی با شتابی بی‌سابقه هویت فلسطین را نشانه رفته و در جنوب لبنان نیز ارتش اشغالگر به دنبال تحمیل یک واقعیت جغرافیایی جدید و غصب درازمدت خاک این کشور است.

در این میان، یاوه‌گویی‌های مایک هاکبی، سفیر آمریکا در تل‌آویو، در مصاحبه با تاکر کارلسون پیرامون برنامه درازمدت ارضی «نیل تا فرات»، انحراف عقیدتی یک فرد نیست، بلکه پرده‌برداری از نیت شوم و پنهان اتاق‌های فکر صهیونیسم است که هیچ مرزی را به رسمیت نمی‌شناسند.

در ادامه نشان داده خواهد شد چگونه در پسِ لفاظی‌‌های روزانه ترامپ درباره آتش‌بس و کاهش تنش، پروژه غصب جغرافیای سیاسی منطقه با حمایت همه‌جانبه کاخ سفید هرگز متوقف نشده و ماشین جنگی اسرائیل از میز مذاکره تنها به عنوان یک سپر دفاعی برای استمرار جنایات خود در غزه، کرانه باختری و لبنان استفاده می‌کند.

جنوب لبنان و ضاحیه بیروت :
دکترین زمین‌ سوخته، نقشه تغییر دموگرافیک

در جبهه شمالی، ارتش متجاوز اسرائیل با بی‌اعتنایی کامل به قواعد حقوق بین‌الملل و معاهدات مرزی، ایده «منطقه حائل» را به بهای نابودی کامل جغرافیای انسانی جنوب لبنان به پیش می‌برد. اسرائیل از فضای دیپلماتیک و لفاظی‌های واشنگتن درباره اعمال قطعنامه ۱۷۰۱، به عنوان پوششی برای پیشروی زمینی استفاده می‌کنند تا دستاوردهای استراتژیکی را که از جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ تا به امروز برای آن طراحی و تلاش کرده‌اند، در زمین واقعیت تثبیت نمایند:

اشغال مجدد قلعه تاریخی شقیف؛ سقوط بلندای راهبردی:
برای نخستین بار پس از جنگ ۱۹۸۲، رژیم اسرائیل بار دیگر توانسته است قلعه باستانی و استراتژیک «شقیف» (آرنون) را به اشغال نظامی خود درآورد. تمرکز عملیات‌های ارتش اسرائیل برتصرف این دژ باستانی، به دلیل تسلط دیداری و آتشباری مطلق آن بر عمق خاک لبنان است؛ تپه‌ای راهبردی که دید کاملی به شهر نبطیه، منطقه اقلیم التفاح، شهرستان‌های شمال سرزمین‌های اشغالی و جبهه جبل‌الشیخ به دشمن می‌دهد. تاریخچه تلاش‌های اسرائیلی ها ثابت کرده است که اسرائیل هرگز با تفاهم‌های لرزان سیاسی از این نقطه کلیدی عقب‌نشینی نخواهد کرد؛ مگر آنکه هزینه ماندنش سرسام‌آور شود..

پیشروی در دو محور شرقی و غربی:
ارتش اسرائیل نفوذی بلندمدت را در دو جناح مرزی مهندسی کرده است. در محور شرقی، دشمن از طریق دالان «یحمر-شقیف» تا عمق ۷ کیلومتری خاک لبنان پیشروی کرده و به جنوب رودخانه لیتانی رسیده است. در جناح غربی نیز پیشروی‌ها تا روستای «البیاضه» در نزدیکی شهر صور امتداد یافته است. این خطوط نفوذ نشان می‌دهد که رژیم با مقاصد لجستیکی بلندمدت در حال سنگربندی است تا مرزهای دوفاکتوی خود را بسیار فراتر از خط آبی سازمان ملل قرار دهد.

تخریب ۶۰ روستا، امحای امکان زیست و مهندسی دموگرافیک:
ارتش اشغالگر اسرائیل در جنوب لبنان دقیقاً در حال پیاده‌سازی و بازتولید تجربه نسل‌کشی غزه است. رژیم اسرائیل آموخته است که صرف بمباران نظامی نمی‌تواند مردم را برای همیشه از سرزمینشان جدا کند؛ از این رو، استراتژی خود را بر «امحای ساختاریِ امکانِ زیست دوباره» استوار کرده است. تصاویر میدانی نشان می‌دهند که ارتش اسرائیل بیش از ۶۰ روستا و شهرک پیوسته لبنانی (از جمله کفرکله، الخیام و طیبه) را با کارگذاری حجم عظیمی از مواد منفجره به طور زنجیره‌ای با خاک یکسان کرده‌اند. معنای روستا در بافت لبنان، شهرک‌های متراکم و توسعه‌یافته است. هدف اصلی اسرائیلی ها از این استراتژی زمین‌سوخته، تنها یک تخریب موقت نظامی نیست؛ آن‌ها با نابود کردن کامل خانه‌ها، سرپناه‌ها، مساجد، شبکه‌های آب و برق، مدارس و زیرساخت‌های حیاتی، تعمداً هرگونه امکان حیات، سکونت و بازگشت دوباره را از مردم جنوب پس از پایان جنگ سلب می‌کنند. این مهندسی دموگرافیک به دنبال آن است تا جمعیت جنوب رودخانه لیتانی را برای همیشه به شمال رودخانه زهرانی (بالاتر از شهر صیدا) کوچ اجباری داده و این جغرافیا را به یک بیابان برهو و منطقه امنیتی خالی از سکنه برای خود تبدیل کند.



فاجعه انسانی و نقض فاحش حاکمیت ملی:
هم‌زمان رژیم صهیونیستی با نقض فاحش آتش‌بس، تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان را پایمال کرده است. این تجاوزات وحشیانه منجر به شهید و مجروح شدن چندین هزار لبنانی، آواره شدن بیش از دو میلیون نفر از خانه و کاشانه خود و تخریب گسترده و بی‌سابقه زیرساخت‌های حیاتی آن کشور و منازل مردم شده است. این فاجعه انسانی اثبات می‌کند که نقض آتش‌بس در هر یک از جبهه‌ها، به منزله نقض آن در تمامی جبهه‌هاست و پیوستگی خطوط دفاعی جبهه مقاومت یک زنجیره غیرقابل تفکیک است.

دکترین ضاحیه و تروریسم ساختاری در بیروت:
بمباران‌های جنون‌آمیز و مجدد ضاحیه جنوبی بیروت، کانون اداری و مسکونی شیعیان لبنان، نشان می‌دهد که پایتخت لبنان نیز از این اشغالگری مدرن در امان نیست. اسرائیل با تخریب برج‌های مسکونی، مراکز درمانی و زیرساخت‌های شهری در ضاحیه، مدل تنبیه جمعی غزه را تکرار می‌کند تا هزینه حمایت از مقاومت را بالا ببرد.

کالبدشکافی جغرافیای اشغال و توسعه سرزمین

برای درک ابعاد واقعی دکترین توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی، نباید تحولات غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه و تحرکات پیرامونی مرزهای ایران را به عنوان رویدادهایی پراکنده و منزوی تحلیل کرد. واقعیت میدان اثبات می‌کند که تمامی این جبهه‌ها، قطعات یک پازل واحد ژئوپلیتیک هستند که بر اساس استراتژی «تغییر دائم واقعیت‌های روی زمین در سایه خرید زمان از طریق دیپلماسی» مهندسی شده‌اند.

در بخش‌های پیش‌رو، این زنجیره غصب را گام‌به‌گام رمزگشایی خواهیم کرد تا آشکار شود چگونه رژیم اشغالگر هم‌زمان با پادگان‌سازی در غزه و بلعیدن کرانه باختری، مدل زمین سوخته را به جنوب لبنان و شام تسری داده و به طور هم‌زمان، پروژه محاصره خاموش جمهوری اسلامی را در مرزهای همسایگانش تعقیب می‌کند؛ سناریویی خطرناک که نشان می‌دهد آتش‌بس‌های سیاسی، تنها دود اسبابی برای پیشروی بلدوزرهای نظامی بوده‌اند

باریکه غزه: مهندسی معکوس جغرافیا و تثبیت پادگان‌های دائمی در ویرانه‌ها

ارتش صهیونیستی در نوار غزه، فرآیند اشغالگری خود را از یک فاز عملیاتی-تاکتیکی به یک پروژه کلان مصلحتی و تثبیت ارضی دائم بدل کرده است. صهیونیست‌ها با تکیه بر لفاظی‌های واشنگتن درباره طرح‌های بازسازی، در زمین واقعیت دکترین «کوچک‌سازی و تکه‌تکه کردن» باریکه غزه را با شتابی بی‌سابقه به پیش می‌برند:

بزرگراه‌های اشغال در محورهای نتزاریم و فیلادلفیا: محور نتزاریم (که شمال غزه را از جنوب آن جدا می‌کند) و محور فیلادلفیا (در مرز مصر)، به اتوبان‌های عریضی تبدیل شده‌اند. ارتش اشغالگر با آسفالت‌ریزی گسترده، کشیدن خطوط انتقال برق، و ساخت پادگان‌های بتنی دائم مجهز به رادارهای پیشرفته و برج‌های دیده‌بانی هوشمند، عملاً غزه را به سه کانتون و بازداشتگاه بزرگ و مجزا تقسیم کرده است.

بلعیدن خاک با استراتژی مناطق عاری از سکنه:

رژیم صهیونیستی با تخریب سیستماتیک تمام بناهای مسکونی و زیرساخت‌ها در امتداد مرزهای شرقی و شمالی غزه، یک کمربند امنیتی به عمق بیش از یک و نیم کیلومتر در داخل خاک غزه ایجاد کرده است که دسترسی کشاورزان به حاصلخیزترین زمین‌ها را برای همیشه قطع می‌کند.

پروژه غصب ۷۰ درصدی باریکه:
مساحت کل غزه تنها ۳۶۵ کیلومتر مربع است. مستندات بین‌المللی نشان می‌دهند که تا می ۲۰۲۶، ارتش اسرائیل با پیشروی فراتر از خطوط حائل اولیه (مشهور به «خط زرد») و با اعمال مرزبندی‌های جدید نظامی (مانند «خط نارنجی»)، کنترل خود را به ۶۴ درصد از کل مساحت نوار غزه (حدود ۲۳۳ کیلومتر مربع) افزایش داده است. بنیامین نتانیاهو با حمایت‌های پشت‌پرده دولت ترامپ، رسماً به ارتش دستور داده است که این میزان اشغال و کنترل نظامی را به ۷۰ درصد از خاک غزه برساند. این اقدام سبب شده نزدیک به ۲ میلیون فلسطینی آواره، تنها در باریکه ساحلی بسیار محدودی محصور شوند.

کرانه باختری؛ الحاق خاموش و تجزیه تدریجی جغرافیای فلسطین

در حالی که تمام توجه افکار عمومی به بمباران‌های غزه و جنوب لبنان معطوف شده، کرانه باختری شاهد یک فرآیند الحاق بی‌صدا و ساختاری است که هویت ملی و پیوستگی سرزمینی فلسطین را هدف قرار داده است :

«منطقه ج» Area C انفجار شهرک سازی درمنطقه

دولت تل‌آویو با چراغ سبز آشکار دولت ترامپ، طرح‌های ساخت ده‌ها هزار واحد مسکونی جدید را در این منطقه کلیدی تصویب کرده است. در حال حاضر حدود ۶۴ درصد از کل مساحت کرانه باختری تحت کنترل مستقیم و کامل نظامی و اداری اسرائیل قرار دارد تا امکان تشکیل هرگونه دولت مستقل فلسطینی در آینده به یک محال جغرافیایی تبدیل شود.

اشغال ۸۵ درصدی با آپارتاید فضایی:
بر اساس آمار اداره مرکزی آمار فلسطین، اگر مناطق نظامی، کمربندهای امنیتی پیرامون اراضی کشاورزی و جاده‌های تحت (Bypass Roads) کنترل صهیونیستی
لحاظ شوند، اشغالگران عملاً بیش از ۸۵ درصد از اراضی تاریخی کرانه باختری را محدود یا مصادره کرده‌اند . این زیرساخت‌ها شهرهای بزرگ فلسطینی همچون نابلس، الخلیل و رام‌الله را به کانتون‌ها و جزایری منزوی و محاصره‌شده تبدیل کرده‌اند. روند ایجاد شهرک‌های غیرقانونی جدید در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ با تصویب طرح‌های چند ده گانه شتابی بی‌سابقه گرفته است.

تروریسم زیرساختی و غصب منابع زیستی:
مصادره چاه‌های آب، قطع درختان زیتون چندصدساله و تخریب سیستماتیک جاده‌های ارتباطی در اردوگاه‌هایی مانند جنین و طولکرم، زندگی روزمره را برای فلسطینیان غیرممکن ساخته تا آن‌ها را به کوچ اجباری خاموش وادار کنند.

جبهه سوریه: پیشروی به فراتر از جولان و ترسیم مرزهای جدید در شام

رژیم صهیونیستی در ادامه دکترین مرزهای متحرک، دامنه غصب اراضی خود را به جبهه سوریه نیز بسط داده و از تحولات داخلی سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ به نفع خود بهره‌برداری کرده است:

DMZ تجاوز به منطقه حائل سازمان ملل

اسرائیل پیش از این ۱۲۰۰ کیلومتر مربع از ارتفاعات جولان سوریه را در جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ اشغال و متعاقباً ضمیمه خاک خود کرده بود. اما پس از تحولات اخیر در اواخر سال ۲۰۲۴ و سال ۲۰۲۵، ارتش اشغالگر با نقض آشکار توافق‌نامه تفکیک نیروها (مصوب ۱۹۷۴)، به بهانه جلوگیری از نفوذ گروه‌های افراطی از خطوط مرزی پیشین فراتر رفت و وارد منطقه حائل غیرنظامی سازمان ملل شد..

استقرار نظامی در جبل‌الشیخ و حومه دمشق:
نظامیان صهیونیست مواضع مستحکم جدیدی را در بخش سوری ارتفاعات راهبردی جبل‌الشیخ (بلندترین نقطه منطقه) بنا کرده‌اند که تا حومه جنوبی دمشق امتداد یافته و هدف آن ایجاد تسلط دیداری بر پایتخت سوریه و قطع خطوط مواصلاتی محور مقاومت است.

پروژه حصار مرز شرقی و تغییر دائم جغرافیا:
وزارت دفاع رژیم صهیونیستی با سرعت در حال اجرای پروژه موسوم به «حصار امنیتی مرز شرقی» در عمق خاک سوریه است. ساخت جاده‌های تدارکاتی نظامی، حفر کانال‌های ضد تانک، و نصب سنسورهای هوشمند هوش مصنوعی در این مناطق جدیدِ تحت تصرف، تاییدکننده مواضع رسمی وزیر دفاع اسرائیل مبنی بر آماده‌سازی نیروها برای «حضور بلندمدت و دائمی» در خاک سوریه است تا یک کمربند امنیتی غصب‌شده جدید را به نقشه جغرافیایی خود اضافه کنند

نفوذ پیرامونی و چراغ خاموش:
استراتژی محاصره معکوس ایران در مرزهای همسایه

رژیم صهیونیستی هم‌زمان با غصب فیزیکی اراضی در شام و فلسطین، دکترین مرزهای متحرک خود را از طریق «نفوذ پیرامونی پیرامون جمهوری اسلامی ایران» به پیش برده است. تل‌آویو با اتکا به استراتژی چراغ خاموش و ایجاد اتحادهای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی با کشورهای همسایه ایران، تلاش می‌کند تا خط مقدم نبرد را از مدیترانه به مرزهای خاکی و آبی ایران منتقل سازد.

جمهوری آذربایجان؛ پایگاه اطلاعاتی و پهپادی در شمال مرزها:

یکی از خطرناک‌ترین منافذ نفوذ صهیونیسم، حضور گسترده امنیتی در جمهوری آذربایجان است. تل‌آویو در قبال فروش تسلیحات پیشرفته نظامی و پهپادی به باکو، به پایگاه‌های هوایی و ایستگاه‌های شنود الکترونیک و جاسوسی در چند کیلومتری مرزهای شمال غربی ایران دست یافته است. این حضور تا عمق پروژه‌های عمرانی مرزی در مناطقی مانند ارمنستان و مناطق قفقاز نیز با هدف پایش مداوم تحرکات نظامی ایران گسترش یافته است.

اقلیم کردستان عراق؛ آشیانه ترور و جاسوسی موساد:
منطقه اربیل در اقلیم کردستان عراق سال‌هاست که به حیاط خلوت فعالیت‌های پنهان سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. ایجاد مقرها و خانه‌های امن برای هدایت عملیات‌های تروریستی در داخل ایران، آموزش گروه‌های تجزیه‌طلب و استقرار تجهیزات پیشرفته سیگنالی، بخشی از تلاش صهیونیست‌ها برای ایجاد اهرم فشار دائم در مرزهای غربی ایران است.

امارات متحده عربی و بحرین؛ خنجر سازش در خلیج فارس:

پس از توافقات ننگین ابراهیم، حضور رژیم صهیونیستی در حوزه خلیج فارس از فاز پنهان به فاز علنی و ساختاری تغییر یافت. استقرار افسران ارتباطی و سیستم‌های راداری و پدافندی اسرائیل در امارات و بحرین، عملاً به معنای حضور نظامی و امنیتی این رژیم در چند ده کیلومتری سواحل جنوبی ایران و تنگه راهبردی هرمز است.

پیمان‌های پنهان اقتصادی و لجستیکی:

رژیم صهیونیستی با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های استراتژیک این کشورها، از جمله خطوط لوله انرژی، بنادر، شبکه ارتباطات و فرودگاه‌ها، در حال بافتن یک زنجیره اقتصادی-امنیتی برای محاصره ایران است. این استراتژی نفوذ نرم و سخت نشان می‌دهد که پروژه غصب خاک، صرفاً به جغرافیای عربی محدود نمی‌شود، بلکه تل‌آویو به دنبال چیدن مهره‌های تهدید در حاشیه مرزهای ایران است تا موازنه وحشت را تغییر دهد.

پایان سخن

کالبدشکافی تحولات جاری از جنوب لبنان و غزه تا سوریه و مرزهای همسایه ایران، یک حقیقت ژئوپلیتیک را عریان می‌سازد: برای رژیم اسرائیل، مفهوم «مرز» یک حریم متحرک و پیش‌رونده است که وسعت آن را میزان پیشروی بلدوزرها و چکمه‌های نظامیانش تعیین می‌کند. در این چارچوب، میز مذاکرات دیپلماتیک واشنگتن درباره آتش‌بس، هرگز ایستگاهی برای صلح نیست؛ بلکه یک «سپر دفاعی سیاسی» و «فرصت تنفس تاکتیکی» است تا اسرائیل در سایه غبار دیپلماسی، واقعیت‌های جغرافیایی جدیدی را روی زمین تثبیت کند که تغییر دوباره آن‌ها با ابزارهای سیاسی غیرممکن باشد.

تضاد میان زبان صلح‌طلبانه توافقات و واقعیت خشن پیشروی ارتش اسرائیل تا رودخانه لیتانی، اثبات می‌کند که استراتژی آمریکا و تل‌آویو هم‌پوشانی کامل دارند. افشای برنامه ارضی «نیل تا فرات» توسط مایک هاکبی، سفیر آمریکا، خط بطلانی بر این توهم بود که توسعه‌طلبی اسرائیل محدود به یک نوار حائل کوچک است؛ این مواضع نشان داد نقشه نهایی، مسخ کامل جغرافیای سیاسی منطقه است.

فرجام این بن‌بست نشان می‌دهد که مهار ماشین غصب و تجاوز اسرائیل، هرگز از راهروهای سازمان ملل یا کانال‌های لرزان دیپلماتیک عبور نخواهد کرد. تا زمانی که هزینه اشغالگری برای تل‌آویو افزایش نیابد، این زنجیره متوقف نمی‌شود. تنها متغیری که می‌تواند این نقشه شوم اسرائیل را در هم بشکند، ایستادگی مستحکم و مقاومت در کنار مسؤولیت‌پذیری جدی جامعه جهانی، نهادهای حقوقی بین‌المللی و دولت‌های مستقل برای اعمال تحریم‌های ساختاری و اهرم‌های فشار واقعی بر تل‌آویو است. حقیقت میدان و تاریخ منطقه اثبات کرده است که تنها با تغییر موازنه هزینه و فایده (چه در زمین مبارزه و چه در عرصه انزوای بین‌المللی) می‌توان ماشین توسعه‌طلبی صهیونیسم را متوقف و آن را وادار به عقب‌نشینی کرد.

سیاوش قائنی

۱۲ خرداد ۱۴۰۵



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد