logo






ویرجینیا وولف: «دربارهٔ بیمار بودن»
وقتی سیاتیک بر حسادت غلبه می‌کند

چهار شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۳ ژوين ۲۰۲۶



دربارهٔ بیمار بودن، هر کسی حرفی برای گفتن دارد؛ اما طبعاً نه با ذکاوت و شیواییِ یک ویرجینیا وولف. جستار کوتاه او دربارهٔ بیمار بودن، که با چند یادداشت روزانه تکمیل شده، طعنه‌آمیز، شوخ‌طبع و ظریف است — و بیمارانِ اهل ادبیات آن را همچون دارو می‌خوانند.


برای برخی، یک سرماخوردگی ساده کافی است؛ برای برخی دیگر باید حتماً آنفلوانزا باشد تا به آن وضعیتی برسند که آنتیه راویک اشتروبل به‌درستی آن را «Kranksein» (بیمار-بودن) ترجمه کرده است. زبان آلمانی با امکان ساختن یک اسم مستقل از این حالت، این‌بار بر زبان انگلیسی پیشی گرفته است. چرا که «Kranksein» چیزی فراتر از صرفِ «بیمار بودن» است. این واژه بیماری را به‌مثابه — اگر بخت یار باشد — وضعیتی موقتی از هستی توصیف می‌کند که ادراک انسان از جهان را دگرگون می‌سازد.

«On Being Ill» عنوان جستار الهام‌بخش ویرجینیا وولف است که نخستین‌بار در سال ۱۹۲۶ در مجلهٔ «The Criterion» به سردبیری تی. اس. الیوت منتشر شد و سپس در سال ۱۹۳۰ به‌صورت کتابی مستقل در انتشارات «هوگارث پرس» به چاپ رسید؛ انتشاراتی که ویرجینیا وولف و همسرش لئونارد در سال ۱۹۱۷ بنیان گذاشته و مشترکاً اداره می‌کردند.

سلسله‌مراتبی تازه از شورها

«On Being Ill» از حیث بداعت، حیرت‌انگیز است — و این را می‌توان به معنای دقیق کلمه فهمید. زیرا ویرجینیا وولف جهان را از منظر بیماری که در بستر افتاده، توصیف می‌کند. از این زاویه می‌توان بازی رنگ‌های آسمان را با فراغ بال نگریست. جنب‌وجوش دنیای مدرن در «تنهایی اتاق خواب» اهمیتی ندارد، به‌ویژه آن‌که بدن سرگرم نبردهای خاص خود است.

خود وولف اغلب بیمار بود؛ به آنفلوانزا، میگرن، فروپاشی‌های عصبی و افسردگی گرایش داشت. ازاین‌رو با آنچه در دفتر خاطراتش «تمام کابوسخانهٔ بیماری‌ها» می‌نامد، به‌خوبی آشناست. او از «فقر زبان»ی می‌نالد که در اختیار بیمار قرار دارد. اساساً، به‌زعم او، بیمار بودن در ادبیات بسیار کم‌نمایانده شده است. باید سلسله‌مراتب تازه‌ای از شورها برقرار شود: عشق، مثلاً، باید به نفع تبِ چهل درجه‌ای از تخت سلطنت به زیر کشیده شود و حسادت جای خود را به «عذاب‌های سیاتیک» بدهد.

پیداست که این‌جا رنج‌کشیده، هر کسی نیست، بلکه برجسته‌ترین نویسندهٔ بریتانیایی مدرنیسم کلاسیک است. طعنه، شوخ‌طبعی و ظرافت او حتی هنگامی که موضوعی ملال‌انگیز در میان است، نیروبخش باقی می‌ماند.



دوگانگیِ بیمار بودن

دوگانگیِ بیمار بودن به‌ندرت به اندازهٔ این جستار — که هم دقیق و نکته‌پرداز است و هم هذیانی و سرشار از انحراف‌های آگاهانه — به‌گونه‌ای القاگرانه توصیف شده است. زیرا بیمار بودن اغلب هر دو سویه را در خود دارد: هم هولناک است و هم رهایی‌بخش. سرانجام می‌توان بی‌عذاب وجدان از زیر بار وظایف شانه خالی کرد؛ سرانجام انسان مسئول هیچ‌چیز نیست — دست‌کم اگر همسری به این اندازه مراقب و دل‌سوز، چون لئونارد وولف، در کنارش باشد.

در نزد ویرجینیا وولف، حتی در هنگام بیماری نیز همه‌چیز به نوشتن بازمی‌گردد. هرچند برای مدتی از مشقتِ رمان‌نویسی آسوده می‌شود، اما هم‌زمان از نوشتن دفتر خاطرات نیز بازمی‌ماند. بدین‌سان، هستی بیش از پیش در خود جمع می‌شود. با این همه، هنوز می‌تواند بخواند: مثلاً شکسپیر، یا شاعرانی چون جان دان، مالارمه، رمبو. برای یک بیمار معمولی، چنین خواندنی‌هایی احتمالاً سرگیجه‌آور خواهد بود. اما جستار ویرجینیا وولف خود عینِ داروست — دست‌کم برای بیمارانِ دلبستهٔ ادبیات. شتاب و نیروی سبکی آن اثر، روحیه‌بخش است.

برخلاف سوزان زونتاگ در جستار مشهورش «بیماری به‌مثابهٔ استعاره» که در آن، نحوهٔ مواجههٔ اجتماعی با سرطان در مرکز توجه قرار دارد، ویرجینیا وولف هدف مشخصی را دنبال نمی‌کند. طرح‌های طعنه‌آمیز اجتماعی، گویی به‌طور اتفاقی، از قلمش جاری می‌شوند؛ از جمله این مشاهده که همدردی عمدتاً از سوی «بازماندگانِ حاشیه‌نشین و ناکامان» ابراز می‌شود — به‌ویژه از جانب زنان. «نیکیِ الهی» لئونارد وولف، ظاهراً، ورای تمایز زن و مرد قرار دارد.

نقل دویچلند کولتور


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد