خوشبختی کلمهِ پنهان
در قلبِ سپیدارها
رویش شقایقها
و دامنه هایِ به یاد مانده
بارش نور بر صبحگاهِ تالابی تنها
خوشبختی،
صعودِِ ساق- های خسته
آرامش در قله هایِ پشتِ سر
سر بر شانه رفیق؛
گوش به نجوایِ عاشقانه سپردن
خوشبختی،
در بارش غُباری از آهن و آتش
و...مداخله بشر دوستانه!
حریقِ شعله ها
در سرزمین آرش!!
خوشبختی!
در راه است
گُماشته، با دُُعای نُدبه بر لب
و ستاره داوود بر پیشانی
بی قرار،
دور از کشتار وُ ویرانه ها
هنوز نمی داند...
ایران- سرزمین کاوه وُ...
کُنامِ شیران است!
رحمان- ا دوم فروردین ۱۴۰۵
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد