از ماتیاس کروپا، پاریس
فرانسه شاهد شورش نویسندگان است. آنها علیه یک سرمایهدار راست افراطی و برای حقوق خود مبارزه میکنند. اما موضوع بسیار فراتر از صنعت نشر است.
در تئاتر دو لا کنکورد در پاریس، صحنه سیاه و ساده است. در سالن حدود دویست نویسنده گرد آمدهاند. برخی شناختهشدهاند و بیشترشان تا پیش از این یکدیگر را ندیدهاند. اینجا سرها به نشانه آشنایی تکان میخورد و آنجا سلامی کوتاه رد و بدل میشود. ویرژینی دپانت، یکی از مشهورترین نویسندگان فرانسه، میگوید: «شگفتزدهایم که اینهمه زیاد هستیم.» نویسندگی حرفهای منزوی است و به ندرت پیش میآید که این تعداد نویسنده همزمان گرد هم آیند.
نشستی که آن بعدازظهر بهطور فوری برگزار شده، عنوان «مجمع سخاوتمند نویسندگان زن و مرد» را دارد. میشد عنوانی پرطنینتر برای آن انتخاب کرد، زیرا فرانسه این روزها چیزی کمتر از یک شورش نویسندگان را تجربه نمیکند.
بولوره برنامهای سیاسی را دنبال میکند
یک ماه از زمانی میگذرد که اولیویه نورا، مدیر انتشارات معتبر گراسه، از کار برکنار شد. او بیش از یکربع قرن این انتشارات را اداره کرده بود. گراسه بخشی از یک گروه بزرگ نشر است که ونسان بولوره در سال ۲۰۲۲ آن را تصاحب کرد.
بولوره میلیاردر راستگرایی است که ثروتش را از راههایی مانند راهآهن و مزارع نخل روغنی در آفریقا به دست آورده و اساساً ارتباطی با کتاب ندارد. اما در دهه گذشته، او بهتدریج یک امپراتوری رسانهای ساخته است: مالک شبکههای تلویزیونی، رادیوها، روزنامهها و انتشارات متعدد است.
در تمام مجموعههایی که تصاحب کرده، الگوی مشابهی را اجرا کرده است: افراد وفادار به خود را در رأس قرار داده و نیروهای قبلی را کنار گذاشته است. بولوره آشکارا یک برنامه سیاسی دنبال میکند؛ بسیاری از رسانههای او از مواضع راست افراطی حمایت میکنند.
پس از برکناری نورا، بیش از ۲۰۰ نویسندهای که آثارشان در گراسه منتشر میشد اعلام کردند این انتشارات را ترک خواهند کرد. از جمله ویرژینی دپانت، آن برهست و فردریک بگبده. بسیاری از آنان در همان گردهمایی در تئاتر دو لا کنکورد حضور داشتند. از مقاومت علیه بولوره یک جنبش شکل گرفته است؛ مبارزهای که از دنیای ادبیات فراتر رفته است.
هراس از «تصاحب فاشیستی»
بیش از ۶۰۰ سینماگر، از جمله بازیگر ژولیت بینوش، همزمان با آغاز جشنواره فیلم کن، نامهای سرگشاده امضا کردند که هشداری علیه بولوره بود. امپراتوری او شامل شبکه کانال پلاس، یک شرکت تولید فیلم و یکی از بزرگترین استودیوهای اروپا نیز میشود. او همچنین سهامی در یو.جی.سی، یکی از بزرگترین زنجیرههای سینمایی فرانسه، به دست آورده است.
در این نامه آمده است: «اگر سینما را به یک سرمایهدار راست افراطی واگذار کنیم، نهتنها خطر یکسانسازی فیلمها را میپذیریم، بلکه خطر تصاحب فاشیستی تخیل جمعی را نیز به جان میخریم.»
همزمان، دو دوجین نویسنده خارجی که آثارشان در گراسه منتشر میشد با نویسندگان فرانسوی اعلام همبستگی کردند. از جمله امضاکنندگان: هان کانگ، برنده نوبل ادبیات از کره جنوبی، کولم تویبین از ایرلند، و اووه ویتشتوک، نویسنده آلمانی. آنان اعلام کردند دیگر در گراسه کتابی منتشر نخواهند کرد.
در بیانیه آنان آمده است: «ما نمیپذیریم که کار ما برای اهداف سیاسیای استفاده شود که با آنها موافق نیستیم. راست افراطی فراملی عمل میکند و باید با مقاومت فراملی با آن مقابله کرد.»
نامه دیگری نیز در پاریس منتشر شد. حدود ۱۳۰ نویسنده انتشارات قدیمی استوک آن را امضا کردند، از جمله ژان-ماری گوستاو لو کلزیو و آنی ارنو، دو برنده نوبل ادبیات فرانسه. آنان نیز تهدید به ترک ناشر خود کردند. استوک قدیمیترین انتشارات فرانسه است که در سال ۱۷۰۸ تأسیس شده و از سال ۲۰۲۳ تحت مالکیت بولوره قرار دارد.
«برای غمگین بودن، اتفاقات زیادی در جریان است»
ویرژینی دپانت پس از پایان گردهمایی زمانی را برای گفتوگو اختصاص میدهد تا وضعیت خود را توضیح دهد. او یکی از رهبران این مبارزه است. نویسنده کتاب کلاسیک فمینیستی نظریه کینگکنگ و سهگانه پرفروش زندگی ورنون سوبوتکس میگوید:
«من ۳۰ کتاب در انتشارات گراسه منتشر کردهام که حالا متعلق به ونسان بولوره است و ناپدید خواهند شد.»
او ادامه میدهد:
«ما میدانستیم که انتشار کتاب در گراسه یک امتیاز است. حتی نویسندگانی که تیراژ بالایی نداشتند نیز خوب با آنان رفتار میشد و آثارشان با دقت ویرایش میشد. عامل انسانی نقش بزرگی داشت؛ ما واقعاً از همکاری با آنجا خوشحال بودیم.»
اکنون، به گفته دپانت، نویسندگان «درگیر نبردی برای بقا» هستند. او میگوید:
«من باید حقوق آثارم را پس بگیرم تا بتوانم کتابهایم را جای دیگری منتشر کنم.»
افزون بر این، قوانین نیز باید تغییر کنند. وقتی از او میپرسند آیا غمگین است، پاسخ میدهد:
«برای غمگین بودن، اتفاقات زیادی در جریان است. ما بسیار مصمم هستیم!»
در آوریل، زمانی که این شورش آغاز شد، ونسان بولوره هنوز میکوشید آن را کماهمیت جلوه دهد. او در یکی از روزنامههایش، ژورنال دو دیمانش (JDD)، نوشت که این اعتراض کار «قشری کوچک است که خود را برتر از همه و هر چیز میپندارد». در مجموعهای از مقالات که در همان روزنامه منتشر شد، خروج نویسندگان بهعنوان توطئه «نیکاندیشان ووک» بدنام شد: «چپ اشرافی» دچار هراس شده و اکنون «بازارچهای ضد فاشیستی» به راه انداخته است.
حتی فردریک بگبده هم در میان آنهاست
اما بر صحنه تئاتر دو لا کنکورد، فردریک بگبده نیز حضور دارد. این نویسنده ۵۹ ساله در گذشته سردبیر یک مجله مردانه بود؛ لذتگرا و تحریکآمیزی که بیشتر به مواضع راست گرایش دارد.
بگبده سخنرانی کوتاهش را با اعترافی آغاز میکند. او میگوید در پایان ماه مه، مسابقه نهایی لیگ قهرمانان اروپا میان پاری سن ژرمن و آرسنال را از شبکه کانال پلاس، متعلق به بولوره، تماشا خواهد کرد. حتی در سایر موارد هم «زندانی بولوره» است، زیرا شبکههای او بیشتر از رسانه عمومی از وی دعوت میکنند.
او سپس با لحنی جدی ادامه میدهد:
«من همهچیز را برای از دست دادن دارم. اما میخواهم از ناشرم دفاع کنم؛ خانهای که همهچیزم را مدیون آن هستم.»
بگبده، مانند ویرژینی دپانت که از نظر سیاسی اشتراک چندانی با او ندارد، از علاقه و وابستگیاش به اولیویه نورا، مدیر برکنارشده انتشارات، سخن میگوید. او میگوید بولوره برایش اهمیتی ندارد.
«آنچه مرا شوکه میکند، مالکیتی است که هیچ مخالفتی را تحمل نمیکند. رئیسی که تحمل دیدگاههای متفاوت را ندارد، دیگر رئیس نیست، بلکه دیکتاتور است.»
آغاز راه
پس از دو ساعت و نیم، برنامه به پایان میرسد. سپس نویسندگان در رستورانی روی قایقی در رود سن گرد هم میآیند تا برنامههای بعدی را طراحی کنند. قرار است از این جمع نویسندگان، سازمانی دائمی شکل بگیرد؛ در اینترنت نیز از هماکنون صفحهای برای آن ایجاد شده است.
لور لیمونژی میگوید:
«من هیچ توهمی ندارم. به ما حمله خواهد شد و باید ضربههایی را تحمل کنیم. ما هنوز در ابتدای راه هستیم.»
تنها یک نفر تا این لحظه ظاهر نشده است، حتی در تئاتر دو لا کنکورد: اولیویه نورا. ظاهراً او به دلیل بندهای حقوق کار هنوز محدود است. گفته میشود حتی هنوز اخراج رسمی خود را دریافت نکرده است. به همین دلیل، او همچنان هر روز به دفتر میرود؛ به همان ساختمانی که نویسندگانش آن را ترک کردهاند.
به نقل از دی سایت ۱۶ مه ۲۰۲۶