«خسارات جانبی» اصطلاحی است برای پیامدهای ناخواسته یا نسنجیدهی یک جنگ. حملهی ایالات متحده و اسرائیل به ایران چنین پیامدهایی را در سراسر جهان برجای گذاشته است: این جنگ گرسنگی را در کشورهای دوردست تشدید میکند، وفاداریهای سیاسی را درهم میشکند و وفاداریهای تازهای میآفریند. برای برخی کشورها سود اقتصادی دارد و به بسیاری دیگر زیان میرساند. اما شاید دو شگفتی نیز به همراه داشته باشد: یکی در حقوق بینالملل و دیگری در حوزهی حفاظت از اقلیم.
بحران گرسنگی ممکن است از سال ۲۰۲۲ هم بزرگتر شود
برنامه جهانی غذا (WFP) سازمان ملل در اصل قصد داشت تا سال ۲۰۳۰ گرسنگی را ریشهکن کند. اما اکنون همهچیز تغییر کرده است. این نهاد هشدار میدهد که اگر جنگ ایران حداکثر تا ژوئن پایان نیابد، ۴۵ میلیون نفر دیگر در سراسر جهان در معرض ناامنی شدید غذایی یا گرسنگی قرار خواهند گرفت. در این صورت شمار افرادی که غذای کافی ندارند به ۳۶۳ میلیون نفر خواهد رسید—بیش از زمان حملهی روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲.
انسداد تنگه هرمز زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرده است. نهتنها نفت و گاز، بلکه کودهای شیمیایی و مواد غذایی نیز کمیاب و در نتیجه گران شدهاند. برای بسیاری از مردم در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین—جایی که پیش از جنگ نیز بخش بزرگی از جمعیت ناچار بود حدود نیمی از درآمد خود را صرف انرژی و غذا کند—مواد غذایی پایه بهزودی دستنیافتنی خواهد شد. همزمان، محاصرهی دریایی انتقال کمکهای بشردوستانه را دشوار کرده است. در برخی مناطق خطر فروپاشی نظام بهداشت وجود دارد، زیرا سوخت ژنراتورهایی که تجهیزات پزشکی را فعال نگه میدارند رو به اتمام است.
برای نمونه در اتیوپی—کشوری سه برابر آلمان، اما بدون منابع نفت و گاز و بدون دسترسی به دریا—دولت از چند هفته پیش و پس از بازداشت صدها نفر به اتهام قاچاق بنزین، سهمیهبندی سوخت را آغاز کرده است. قرار است اکنون تأمین سوخت در اولویت به مزارع بزرگ کشاورزی داده شود تا از کاهش برداشت محصول در فصل آینده جلوگیری شود. چنین کاهشهایی در دیگر مناطق آفریقا و همچنین در کشورهایی مانند برزیل و هند—که از بزرگترین صادرکنندگان مواد غذایی جهان هستند—نیز تهدیدی جدی است، زیرا کشاورزان این کشورها به کودهای وارداتی وابستهاند که با گاز طبیعی تولید میشوند.
طبق اعلام سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، اگر کمبود کود بیش از ۴۰ روز ادامه یابد، رفتار کشاورزان تغییر میکند. این آستانه اکنون در کشورهایی مانند اتیوپی، کنیا و سومالی، درست در میانهی فصل کاشت، پشت سر گذاشته شده است. کشوری مانند کنیا بیش از ۹۰ درصد گندم خود را از خارج وارد میکند. در سومالی، افزایش قیمت بنزین حتی مستقیماً هزینهی آب آشامیدنی را بالا برده است. خشکسالی طولانی بسیاری از منابع آب را خشک کرده و مردم به تانکرهای آب وابسته شدهاند—در حالی که گرمترین فصل سال هنوز در پیش است. کمبود انرژی و سوخت برای خنکسازی خانهها، مدارس و بیمارستانها میتواند گرما را به تهدیدی مرگبار بدل کند.
چین با صبر نظاره میکند و سود میبرد
در روزهای پس از آغاز جنگ، مفسران محافظهکار در واشنگتن این نظریه را مطرح کردند که ترامپ با حمله به ایران در واقع نوعی «شطرنج پنجبعدی» علیه رقیب اصلی خود، شی جینپینگ، بازی میکند. چین یکهشتم نفت خود را از ایران تأمین میکند؛ بنابراین سقوط حکومت تهران ضربهای به ائتلاف اقتدارگرای تحت رهبری پکن خواهد بود.
اکنون اما میتوان جمعبندی کرد: جنگ ترامپ علیه ایران به تقویت چین انجامیده است. نخست از نظر نظامی: ایالات متحده در ایران ذخایر مهمات خود را مصرف کرده و منابع را از پایگاههای آسیایی به خاورمیانه منتقل کرده است. و نیز از نظر ژئوپلیتیک: بر اساس مطالعهای از مؤسسه پژوهشی ISEAS سنگاپور، در کشورهایی چون اندونزی، مالزی و سنگاپور اکثریت بزرگی از مردم خواهان نزدیکی بیشتر به چین هستند. این جنگ بهویژه جنوبشرق آسیا را بهشدت تحت تأثیر قرار داده، زیرا بسیاری از این کشورها بیش از ۵۰ درصد واردات سوخت فسیلی خود را از خاورمیانه تأمین میکنند. حتی فیلیپین—که در برابر مناقشات ارضی در دریای چین جنوبی به کمک نظامی آمریکا نیاز دارد—اخیراً از واشنگتن فاصله گرفته است. رئیسجمهور فردیناند مارکوس جونیور از «بازتنظیم جامع روابط با چین» سخن میگوید.
جنگ بهمثابه برنامهی محرک اقتصادی برای صنایع سبز چین
با این حال چین علاقهای ندارد که جنگ طولانی شود. هرچه اقتصاد جهانی ضعیفتر شود، تقاضا برای کالاهای چینی نیز کاهش مییابد. افزون بر این، شرکتهای چینی میلیاردها دلار در ایران و کشورهای خلیج فارس سرمایهگذاری کردهاند. اما در کوتاهمدت، جنگ همچون یک برنامهی محرک اقتصادی برای صنایع سبز چین عمل میکند. از ماه مارس، صادرات تولیدکنندگان پنل خورشیدی چین ۸۰ درصد افزایش یافته است. صادرات خودروهای برقی چین نیز در مارس نسبت به سال قبل ۱۴۰ درصد رشد داشته است.
از آغاز جنگ همچنین نشانههایی دیده میشود که دلار بهعنوان ارز مرجع و ذخیرهی جهانی جذابیت خود را از دست میدهد. این نیز به سود چین است: شمار معاملات تجاری با رنمینبی در حال افزایش است. در مجموع، شی جینپینگ احتمالاً با آرامش نسبی به دیدار دونالد ترامپ در اواسط ماه مه در پکن مینگرد. ترامپ پیشاپیش نشان داده که فعلاً تمایلی به تشدید تنش با چین ندارد.
«بومرنگ ترامپ» گذار انرژی را تسریع میکند
فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، میگوید: «ما در بزرگترین بحران انرژی تاریخ قرار داریم.» اما او همچنین میافزاید که تاریخ نشان داده چنین وضعیتهایی میتواند پیامدهای مثبتی هم داشته باشد. بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ نوآوریهای بسیاری را بهدنبال داشت. بهگفتهی بیرول، جهان امروز از یک جهت در موقعیت بهتری است: «اکنون گزینههای مقرونبهصرفهی زیادی در اختیار داریم.»
انرژی باد و خورشید هرگز تا این اندازه ارزان تولید و ذخیره نشده بود. از آغاز جنگ، تقاضا برای آنها بهطرز چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان از «بومرنگ ترامپ» سخن میگویند: جنگی که او آغاز کرده، دقیقاً همان گذار سبزی را تسریع میکند که خود با آن مخالف است.
با اینکه این بحران در سراسر جهان حفرههایی در بودجههای دولتی ایجاد میکند و بسیاری از دولتها ناچارند همزمان هزینههای روبهافزایش نفت و گاز و نیز سرمایهگذاری برای بازسازی ضروری نظامهای انرژی خود را تحمل کنند، با این حال پیامدهای جنگ ایران برای بسیاری از کشورها به استدلال نهایی بدل شده تا گذار انرژی را جدی بگیرند—در مقیاس کلان و خرد.
برای مثال در هند، بیشتر مردم هنوز با گاز آشپزی میکنند، امری که اکنون برای خانوارهای فقیر تقریباً غیرقابلپرداخت شده است. از این رو دولت قصد دارد خرید اجاقهای القایی را ترویج کند و صدور مجوز برای نیروگاههای بادی و سامانههای ذخیرهسازی باتری را تسریع بخشد تا برق لازم برای این تغییر فراهم شود. ویتنام لامپهای ۲۰ و ۶۰ وات را ممنوع کرده و برنامه دارد صنعت داخلی خودروهای برقی را تقویت و انرژیهای تجدیدپذیر را توسعه دهد. برزیل نیز بهتازگی مجوزهایی برای سامانههای ذخیرهسازی بزرگ انرژی به مزایده گذاشته است.
کمیسیون اروپا نیز—برخلاف وزیر اقتصاد آلمان—راهحل درست بحران را در تسریع گذار انرژی میبیند. یکی از پیشنهادهای آن این است که کشورهای عضو، برق را کمتر از گاز یا نفت مشمول مالیات کنند و برای خانوارهای کمدرآمد، مالیات برق بهطور کامل حذف شود. فرانسه میخواهد نرخ برقرسانی به اقتصاد خود را بهسرعت افزایش دهد. هفته گذشته، امانوئل مکرون در مرکز فرانسه یک معدن لیتیوم—مادهای کلیدی برای تولید باتری—را افتتاح کرد. اسپانیا نیز بهشدت در حال گسترش ظرفیتهای ذخیرهسازی برق است. همین روند در ایالت کالیفرنیا در آمریکا نیز دیده میشود، جایی که اخیراً در ساعات عصر تا ۴۰ درصد برق از ذخیرهسازها به شبکه تزریق شده است—امری که تا همین اواخر از نظر فنی ناممکن تلقی میشد.
ناخوشایند برای اوکراین، اما نه بیش از حد
جنگ علیه ایران برای اوکراین هم پیامدهای منفی دارد و هم مزایای پنهان. نخست، نکات آشکار: در خاورمیانه، ایالات متحده و اسرائیل هفتههاست مهمات سامانههای پاتریوت را مصرف میکنند—همان سامانههایی که اوکراین برای دفاع در برابر موشکهای بالستیک روسیه به آنها متکی است. اوایل آوریل، یکی از فرماندهان نیروی هوایی اوکراین گزارش داد که واحد او در هنگام حملات اغلب بهجای دو تا چهار موشک معمول، تنها یک موشک پاتریوت شلیک میکند.
روسیه همچنین از افزایش قیمت نفت—که ناشی از انسداد تنگه هرمز است—سود میبرد. هنوز در ماه فوریه، ولادیمیر پوتین با بحران بودجه روبهرو بود. دولت روسیه ناچار شد مالیاتها را افزایش دهد و هزینهها را کاهش دهد، امری که نارضایتی عمومی از جنگ بیپایان را تشدید کرد. اما اکنون افزایش قیمت انرژی و لغو تحریمهای آمریکا علیه نفت روسیه، ماهانه بیش از ده میلیارد دلار درآمد اضافی برای این رژیم به همراه دارد. بحران بودجه، دستکم موقتاً، پایان یافته است.
افزون بر این، تا پایان ژانویه چنین به نظر میرسید که دونالد ترامپ قصد دارد تا پیش از انتخابات کنگره آمریکا در پاییز، آتشبسی میان روسیه و اوکراین تحمیل کند. اما از زمانی که درگیر جنگ ایران شده، فشار او در این زمینه کاهش یافته است. همچنین دسترسی به مذاکرهکنندگان ارشد آمریکایی برای کییف دشوارتر شده است.
اما همین مسئله میتواند یک مزیت هم باشد. زیرا ترامپ پیشتر عمدتاً بر اوکراین فشار وارد میکرد، نه بر روسیه بهعنوان کشور مهاجم. کییف بارها مجبور شد در برابر این مطالبه مقاومت کند که «فقط» منطقه دونباس را واگذار کند تا صلح حاصل شود. اکنون انحراف توجه ترامپ به خاورمیانه این امکان را—هرچند اندک—فراهم میکند که توازن مذاکرات تغییر کند. رهبری اوکراین فرصت یافته تا موقعیت خود را تقویت و ائتلافهای جدیدی ایجاد کند. بهویژه در خاورمیانه، این کشور از آغاز جنگ بیشازپیش بهعنوان بازیگری در حوزه امنیتی شناخته میشود، زیرا میتواند در زمینه پدافند هوایی به دیگر کشورها کمک کند. ولودیمیر زلنسکی در ماه مارس به منطقه خلیج سفر کرد، در آوریل با رئیسجمهور انتقالی سوریه دیدار داشت و هفته گذشته بار دیگر با ولیعهد عربستان ملاقات کرد. دولت او با قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی توافقهای دفاعی امضا کرده است—شراکتهایی که در آینده میتوانند سودمند باشند.
از نظر نظامی نیز جنگ ایران تاکنون تأثیر چندان منفیای بر اوکراین نداشته است. در هفتههای اخیر، این کشور با حملات پهپادی بار دیگر زیرساختهای نفتی روسیه را بهشدت تضعیف کرده است. اکنون بیش از نیمی از پالایشگاههای روسیه آسیب دیدهاند، امری که توانایی این کشور برای بهرهبرداری پایدار از قیمتهای بالای نفت را بهطور قابلتوجهی محدود میکند.
حقوق بینالملل در بحران موجودیت
حتی پیش از آغاز جنگ ایران نیز حقوق بینالملل بهشدت تضعیف شده بود. قواعدی که بشر پس از جنگ جهانی دوم برای خود وضع کرد، در سالهای اخیر بهگونهای آشکار و خشن نقض شدهاند که احتمالاً از سال ۱۹۴۵ تاکنون بیسابقه است.
تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ نهتنها حمله به یک کشور مستقل، بلکه حملهای به نظم صلح در اروپا بود. از زمانی که روسیه بهطور سیستماتیک زیرساختهای غیرنظامی اوکراین را نابود میکند، ترور به بخشی از ماهیت این جنگ بدل شده است. از این رو، صدور حکم بازداشت برای ولادیمیر پوتین از سوی دیوان کیفری بینالمللی اقدامی موجه بوده است.
سپس جنگ غزه که احتمالاً با شمار زیادی از جنایات جنگی همراه است؛ در این مورد نیز احکام بازداشتی از سوی دیوان کیفری بینالمللی صادر شده، از جمله علیه نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو. ربایش رئیسجمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، توسط نیروهای ویژه آمریکا نیز نقض آشکار حقوق بینالملل بود. اما بزرگترین فاجعه—هرچند کمتر مورد توجه—نسلکشی در سودان است که تاکنون دستکم ۱۵۰ هزار قربانی گرفته و ۱۲ میلیون نفر را آواره کرده است. با این حال، جهان بیتفاوت مانده و مفهوم «مسئولیت حمایت» که پس از نسلکشی رواندا شکل گرفت، عملاً به فراموشی سپرده شده است: دیگر کمتر کسی به وظیفه جامعه جهانی برای مداخله در برابر نقضهای شدید حقوق بشر میاندیشد.
حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران، این بحران حقوق بینالملل را بیش از پیش تشدید کرده است. تنها شمار اندکی از حقوقدانان برجسته این حمله را بهعنوان اقدام پیشدستانه علیه برنامه هستهای ایران موجه میدانند؛ اکثریت قاطع آن را نقض اصل منع توسل به زور میان دولتها تلقی میکنند. بستن تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران توسط آمریکا نیز نقض آشکار حقوق دریاهاست. افزون بر این، تهدید دونالد ترامپ به نابودی کامل زیرساختهای کشور و «محو تمدن» ایران، او را بهکلی خارج از چارچوب حقوقی قرار داده است.
ایالات متحده از سال ۱۹۴۵ بارها مرتکب جنایات جنگی شده است—در ویتنام، افغانستان یا عراق. اما دستکم برخی از این موارد مورد تحقیق قرار گرفته و محکوم شدهاند، و هیچگاه هدف اعلامشدهی سیاست رسمی نبودهاند. برعکس، آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در شکلدهی، ایجاد و تضمین نظمی مبتنی بر حقوق بینالملل نقش اساسی داشته است—و همانند کل غرب، بهطور گسترده از آن بهره برده است. اگر اکنون واشنگتن از این نظم فاصله بگیرد، ترامپ نهتنها در سطحی برابر با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، قرار خواهد گرفت، بلکه نظم بینالمللی مهمترین بازیگر خود را از دست خواهد داد.
اما شاید در این بینظمی کنونی جهان، فرصتی نیز نهفته باشد. همانگونه که هرجومرج وحشیانهی دو جنگ جهانی دولتهای جهان را واداشت تا برای خود قواعدی وضع کنند و کموبیش به آنها پایبند بمانند، بحران کنونی حقوق بینالملل نیز میتواند یادآور این نکته باشد که این قواعد در اصل برای چه پدید آمدند: برای مهار قدرت و کاهش رنج انسانها.
از هفتهنامهی دی تسایت، شماره ۱۹/۲۰۲۶
۲۸ آوریل ۲۰۲۶