logo





پیتر کومل

«فیزیک‌دانان»:
نه انسان، بلکه جهان دیوانه شده است

پنجشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۳۰ آپريل ۲۰۲۶



نمایشنامه‌ی «فیزیک‌دانان» اثر فریدریش دورنمات در سال ۱۹۶۲ به‌عنوان اثری درباره‌ی خطر قریب‌الوقوع جنگ هسته‌ای شناخته می‌شد. اکنون تئاتر آلمانی برلین آن را بار دیگر روی صحنه آورده است. آیا این آخرالزمان همچنان تازگی خود را حفظ کرده است؟

در سال ۱۹۶۲ در زوریخ نمایشی برای نخستین‌بار اجرا شد که همه‌ی جنگ‌های پیشین را همچون پیش‌درآمدهایی برای آخرین نبرد جلوه می‌داد: در آن زمان خطر جنگ هسته‌ای میان دو ابرقدرت، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، در کمین بود. در این اثر تعیین‌کننده درباره‌ی وضعیت جهان، حتی یک گلوله شلیک نمی‌شود و هیچ بمبی منفجر نمی‌گردد. تنها سه پرستار به‌طور بی‌سر و صدا خفه می‌شوند. محل وقوع داستان، آسایشگاهی خصوصی در کنار دریاچه‌ای آلپی است. سکوت این نمایش، که در آن زمان به موفقیتی جهانی دست یافت، در واقع همان عنصر تهدیدکننده‌ی اصلی است: سکوتی پیش از آخرالزمان.

این کمدی «فیزیک‌دانان» نام دارد. نسل‌های قدیمی‌تر به یاد دارند که مجبور بودند آن را در مدرسه بخوانند. موضوع نمایش درباره‌ی دانشمندی نابغه به نام موبیوس است که از سر عقلانیت، اختراع خود را نابود می‌کند و به تیمارستان پناه می‌برد، زیرا دستاورد او می‌توانست ابزار نابودی بشر را فراهم آورد. اما او در آنجا نیز آرامش نمی‌یابد. مأموران هر دو ابرقدرت زمانه، که خود را به‌عنوان دانشمندان دیوانه جا زده‌اند، او را تا داخل آسایشگاه تعقیب می‌کنند. در پایان، هم دانشمند نابغه و هم دو مأمور زیرک، توسط رئیس آسایشگاه از کار می‌افتند. او تنها شخصیت واقعاً دیوانه در این بازی است و اختراعات موبیوس را به تصرف خود درمی‌آورد. هدف او نه تنها سلطه بر جهان، بلکه بر کل منظومه‌ی شمسی و حتی تا سحابی آندرومداست.

دورنمات در دستورالعمل‌های صحنه‌آرایی خود، مکان وقوع نمایش را با دقت توصیف کرده است: چراغ‌های ایستاده، پرتره‌ی مردی ریش‌تیز در قاب طلایی بر دیوار، و «درِ سنگین بلوطی» که از آن وارد سالن می‌شوند. تماشاگر در طول اجرا این فضا را ترک نمی‌کند، زیرا به‌گفته‌ی نمایشنامه‌نویس، «نمایشی که در میان دیوانگان رخ می‌دهد، تنها شکل کلاسیک را می‌طلبد.»

اکنون باستیان کرافت در تئاتر آلمانی برلین «فیزیک‌دانان» را کارگردانی کرده است. ۶۴ سال پس از اجرای نخست، او نیز به فرم کلاسیک وفادار مانده است: ما هرگز «دیوانه‌خانه» را ترک نمی‌کنیم—همان‌گونه که دورنمات خود آن را آسایشگاه می‌نامد. با این حال، در ابتدا نشانی از دکوراسیون آن دیده نمی‌شود؛ نه اثاثیه‌ی سنگین وجود دارد و نه نشانی از فضای سنتی، بلکه صحنه‌ای بلند و سفیدرنگ، همچون محیطی بیمارستانی، پیش روی ماست. تنها عنصر پویایی، سایه‌های عظیمی است که بازیگران بر دیوار پشتی صحنه می‌افکنند. با نورپردازی پیچیده (کورنیلیا گلوت)، حتی سایه‌ی موجوداتی را می‌بینیم که بدنشان اصلاً بر صحنه ظاهر نمی‌شود؛ گویی قلمرویی از ارواح شکل می‌گیرد که در آن زندگان و مردگان درهم می‌آمیزند و برای قدرت دست‌وپا می‌زنند.

کرافت در این اجرا اغلب نقش‌ها را برخلاف انتظار انتخاب کرده و به‌اصطلاح «جنسیت‌گردانی» کرده است: سه دانشمند ظاهراً دیوانه—موبیوس، اینشتین و نیوتن—را بازیگرانی زن، یعنی آنیا اشنایدر، کارمن اشتاینرت و ماریکه بیکیرش، ایفا می‌کنند. در مقابل، رئیس واقعاً دیوانه‌ی آسایشگاه، خانم دکتر ماتیلده فون تساند، توسط بازیگری مرد، اولریش ماته‌س، به تصویر کشیده شده است.

تقریباً همه در اینجا خود را چیزی معرفی می‌کنند که نیستند.

تم نقاب، وارونگی نشانه‌ها و فریب هویت، که در متن نمایش وجود دارد، در برلین به سیاست انتخاب بازیگران نیز سرایت کرده است. با این حال، معنای عمیق این جابه‌جایی نقش‌ها چندان روشن نیست. شاید کرافت از این نکته الهام گرفته باشد که در نسخه‌ی اولیه‌ی دست‌نویس دورنمات، نقش «پزشک دیوانگان» مرد بوده است. در واقع، این بازیگر ترزه گیهزه بود که نمایشنامه‌نویس را به این فکر انداخت تا شخصیت واقعاً دیوانه را به‌صورت زنی طراحی کند—و دورنمات نیز در پاسخ، این نقش را به او سپرد و کل نمایش را به او تقدیم کرد.

سه بازیگری که اکنون نقش فیزیک‌دانان را در برلین ایفا می‌کنند، نوعی بی‌قراری تقریباً دلقک‌گونه به اجرا می‌بخشند؛ حالتی عصبی و وجودی. اضطراب هم‌پیمانانی را حس می‌کنیم که در حال فرار با یکدیگر روبه‌رو شده‌اند، نمی‌خواهند لو بروند و با سرسختی از نقاب‌های خود دفاع می‌کنند. اولریش ماته‌س پزشک دیوانه را با ریش، مدل موی کوتاه نقره‌ای، گردنبند مروارید، دامن و کفش‌های طبی بازی می‌کند. او هیچ نشانی از جنون یا تعالی به این شخصیت نمی‌دهد، بلکه آن را با اقتداری سرد و حیله‌گرانه، همچون شروری مصمم به براندازی، به تصویر می‌کشد. در این شخصیت، چیزی از فرمانروایان امروزی جهان دیده می‌شود—نوعی ریاضت تب‌آلود شبیه پیتر تیل، و نیز سردی نافذی شبیه جی‌دی ونس.

با این حال، کل اجرا حال‌وهوایی موزه‌ای دارد: گویی وحشتِ جرقه‌زنِ دوران گذشته به نمایش گذاشته شده است. این نمایش متعلق به زمانی است که شاید بستری شدن داوطلبانه در تیمارستان می‌توانست راه‌گشا باشد. اما اکنون خود جهان به تیمارستانی بدل شده است. دورنمات ظاهراً امکان نجات بشریت را در این می‌دید که ذهن‌های برتر (و خطرناک‌تر) را از صحنه خارج کند. «فیزیک‌دانان» حال‌وهوایی گرم و حتی امن دارد—گویی این جنونِ آرامِ سالنی می‌تواند پناهگاه همگان باشد. این نمایش در زمان خود اثری نبوغ‌آمیز تلقی می‌شد؛ گویی می‌توانست وحشت وضعیت جهان را در شوک و خنده مهار کند.

در اثر دورنمات، هر فیزیک‌دان پیوسته نه‌تنها رفتار خود، بلکه معنای آن رفتار را برای سرنوشت کل نوع بشر توضیح می‌دهد: این شخصیت‌ها با این یقین زندگی می‌کنند که تصمیم‌هایشان مسیر تاریخ را تعیین می‌کند؛ آنان باور دارند که کل جهان را می‌توان از طریق عقلانیت (یا پرهیز از جنون) افراد تحت تأثیر قرار داد.

این پیش‌فرض امروز تقریباً ساده‌دلانه به نظر می‌رسد: چه مضحک است این تصور که سه مرد بتوانند با توافق میان خود، آینده را تضمین کنند!

بشریت از سال ۱۹۶۲ تاکنون همه‌ی امکان‌های نابودیِ خویش را پشت سر گذاشته است؛ ما هنوز ادامه می‌دهیم. اما امکانِ نابودیِ خود هرگز از جهان رخت برنخواهد بست—تا زمانی که ما وجود داریم، به آن زنجیر شده‌ایم. جنگی که «فیزیک‌دانان» درباره‌ی آن است، هولناک‌ترینِ جنگ‌هاست: رخ نداد، اما با این حال ما را نابود کرد؛ نه فردی را از میان برد، بلکه ایده‌ی انسانیت را.

فریدریش دورنمات به‌جای پس‌گفتار، «۲۱ نکته» را به نمایشنامه‌ی «فیزیک‌دانان» افزوده است که همچون نظریه‌ای کوچک درباره‌ی کمدی مدرن خوانده می‌شوند. نکته‌ی سوم، که مشهورترین آن‌هاست، می‌گوید: «یک داستان زمانی به‌درستی تا پایان اندیشیده شده است که بدترین چرخش ممکن خود را تجربه کرده باشد.»

نکته‌ی چهارم چنین است: «بدترین چرخش ممکن قابل پیش‌بینی نیست؛ از دل تصادف پدید می‌آید.» پس آیا این می‌تواند بدترین تصادف ممکن باشد که بشریت هنوز خود را نابود نکرده است؟ گویی می‌توان خنده‌ی دورنمات را بر سر این تصادف، در پشت‌صحنه‌ی اجرای مؤدبانه‌ی برلینی، شنید.

به نقل از سایت هفته‌نامه دی سایت ۲۵ آوریل ۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد