هوشیار علی از یک حمله شیمیایی جان سالم به در برد، پاهایش را از دست داد و دو برادرش را در اثر مینهای زمینی از دست داد. جهان میتواند از او چیزی بیاموزد. اما آیا میخواهد؟
این فقط یک موزه کوچک در حاشیه یک روستای کردی در عراق است، بدون هیچ تابلویی. مرز ایران از اینجا به زحمت بیش از ده کیلومتر فاصله دارد. به همین دلیل، ترس از پهپادها و جاسوسان سپاه پاسداران ایران بسیار زیاد است. خود هوشیار علی، بنیانگذار موزه، نیز میترسد—مثلاً از اینکه ربوده شود. او برای احتیاط، کلاشینکفش را همراه دارد.
اینکه بازدیدکنندهای به موزه علی نمیآید، چندان تعجبآور نیست. زمانی که ما در ماه مارس با او دیدار کردیم، هنوز سخنی از آتشبس در جنگ ایران مطرح نبود. حتی اکنون نیز در کردستان، پهپادهای شبهنظامیان طرفدار ایران فرود میآیند که چندان توجهی به آتشبس میان ایران، آمریکا و اسرائیل ندارند. با این حال، آدم آرزو میکند که دستکم اکنون افراد بیشتری بدانند چرا هوشیار علی این موزه را با دستان خود ساخته است.
در اینجا نه نقاشی به نمایش گذاشته شده و نه برنزهای باستانی، بلکه نارنجکها، مینها و مهمات عملنکرده. آنها روی قفسهها و روی زمین قرار دارند. هیچ تابلوی توضیحی وجود ندارد، اما علی شخصاً با جزئیات توضیح میدهد. چرا این کار را میکند؟ «میخواهم مردم ببینند ما چه بر سر خود آوردهایم. باید این را فراموش نکنند.»
گاز خردل چشمها، مجاری تنفسی و پوست را سوزاند
او بهخوبی میداند انسانها تا چه اندازه قادر به ارتکاب فجایعاند. علی کرد است و موزه در منطقه خودمختار کردستان عراق، در چند کیلومتری حلبچه قرار دارد. در آنجا، نیروهای عراقی تحت فرمان صدام حسین در مارس ۱۹۸۸، در اواخر جنگ اول خلیج فارس، حملهای شیمیایی علیه جمعیت کرد انجام دادند. تا پنج هزار نفر کشته شدند. هزاران نفر مجروح شدند. گاز خردل چشمها، مجاری تنفسی و پوست را سوزاند. حتی سالها بعد، در حلبچه شمار مبتلایان به سرطان و بیماریهای قلبی بهطور قابل توجهی بیش از میانگین بود. دههها بعد، میزان سقط جنین بسیار بیشتر از سایر نقاط کشور است و شمار زیادی از مردم از ناباروری رنج میبرند.
علی از این حمله جان سالم به در برد، زیرا در آن زمان در کوهها و خارج از شهر بود. او آن زمان پیشمرگه، یعنی یک مبارز کرد، بود. دو روز پس از حمله به حلبچه بازگشت. خیابانها را پوشیده از اجساد یافت. برخی از مردم ظاهراً در استفراغ خود جان داده بودند. این مرد که امروز ۶۷ سال دارد، تاریخ آن حمله را روی ساعد خود خالکوبی کرده است. نوشته کمی کمرنگ شده، اما خاطرهاش نه. جنگ خلیج فارس ردپای خود را بر او گذاشته—نه فقط بر او، اما بر او بهویژه.
او دید که چگونه روستاها کاملاً مینگذاری شدند. همانجا بود که فهمید مأموریت زندگیاش چه خواهد بود. در دیداری که در موزهاش داشتیم، تعریف میکند که شروع کرد به پاکسازی مینها—کاری تقریباً دیوانهوار. در این مسیر دو برادرش و هر دو پایش را از دست داد. در سال ۱۹۹۴ روی مینی با ساخت آمریکا رفت و پای چپش را از دست داد. در سال ۱۹۹۹ مینی ساخت ایتالیا پای راستش را متلاشی کرد. امروز با پروتز و عصا راه میرود. و هنوز هم تقریباً هیچجا به اندازه منطقه خودمختار کردستان پر از مین و مهمات عملنکرده نیست.
کردها دوباره در تیررس قرار گرفتند
علی ادعا میکند بیش از دو میلیون مین را پاکسازی کرده است. میتوان در این عدد تردید کرد، اما اینکه تعدادشان بسیار بوده، در موزهاش دیده میشود. همه یافتههایش را به نمایش نگذاشته، اما با این حال صدها مین و نارنجک در قفسهها قرار دارند: یک خمپاره از حمله شیمیایی که هرگز منفجر نشد؛ راکتهای سنگین، مهمات عملنکرده قدیمی، مینهای ضدتانک، نارنجکهای دستی. این موزه بهمعنای واقعی کلمه یک انبار باروت است. علی چاشنیها را از همه آنها جدا کرده، اما مواد منفجره هنوز درونشان هست.
حتی اکنون در جنگ ایران نیز کردها دوباره در تیررس قرار گرفتهاند، این بار از سوی ایران. این در حالی است که ایران زمانی از کردها در برابر صدام حسین حمایت کرده بود. اما این بار رژیم تهران دولت بغداد را متهم میکند که به سربازان آمریکایی پناه داده است. هنگامی که دونالد ترامپ علناً درباره استفاده از کردها بهعنوان نیروهای شبهنظامی علیه رژیم ایران سخن گفت، کردها به هدف تبدیل شدند. آنها همچنین از جنوب عراق، از سوی شبهنظامیان طرفدار ایران که هنوز بهصورت پراکنده مناطقی را کنترل میکنند، هدف حمله قرار میگیرند.
خاورمیانه پیچیده است. تلههای ژئوپلیتیکی، ائتلافهای شکننده، مذاکرات دیپلماتیک و تأثیرات اقتصادی جهانی ناشی از مسدود شدن تنگه هرمز—اینها توجهها را به خود جلب میکنند.
جنگها چیزی است که انسانها بر یکدیگر تحمیل میکنند
اما وقتی با علی صحبت میکنید، وقتی روبهروی او در میان همه این مواد منفجرهای که از دل خاک بیرون کشیده نشستهاید، درک موضوع ساده میشود: جنگ چیزی نیست که «اتفاق بیفتد»، جنگها به راه انداخته میشوند—توسط انسانها علیه انسانها. انسانها میمیرند، زخمی میشوند یا آواره.
جنگها فقط به خاورمیانه یا کردها یا رژیم ایران مربوط نیستند. آنها تکتک انسانها را هدف قرار میدهند. عراق با ایران، لبنان یا اسرائیل از این نظر تفاوتی ندارد. کردستان نیز با سودان، مالی یا اوکراین تفاوتی ندارد. جنگها چیزی است که انسانها بر سر یکدیگر میآورند. این همان چیزی است که هوشیار علی میخواهد با موزهاش نشان دهد. اینکه مردم در زمان صلح برای دیدن آن صف بکشند، بعید است. و اینکه اکنون کمتر از همیشه به آنجا میآیند، چون هر لحظه ممکن است پهپادی موزه پر از مواد منفجرهاش را منفجر کند، طنزی تلخ از تاریخ است.
با این حال علی میخواهد ادامه دهد—با موزه، و مهمتر از آن، با پاکسازی مینها. او کمبود کار ندارد. میگوید کوههایی که بارها با دستگاه فلزیاب در آنها جستوجو کرده، در جریان جنگ دوباره از سوی ایران مینگذاری شدهاند.
نویسنده همکار: آراس مامان
به نقل از دی سایت ۲۸ آوریل ۲۰۲۶