به نظر میرسد شاهزاده رضا پهلوی همچنان اصرار دارد مسیر پرهزینه و اشتباه حتی برای خود اردوگاه سیاسیاش را در عرصه سیاست و دیپلماسی دنبال کند. مسیری که نهتنها به تقویت موقعیت ملی و بینالمللی او منجر نشده، بلکه به تدریج او را بیش از پیش به سمت انزوای سیاسی میبرد. تازهترین نمونه این رویکرد، حمله او به خبرنگاران مطبوعات آزاد اروپایی است. اقدامی که بازتاب نوعی خطای محاسباتی در فهم مناسبات رسانهای و سیاسی در جهان امروز است.
در این موضعگیری، شاهزاده عملاً تلاش کرده است برای خبرنگاران اروپایی تعیین تکلیف کند؛ اینکه چه بپرسند و چه نپرسند. چنین رویکردی، حتی اگر با نیت دفاع از خود یا مقابله با روایتهای انتقادی صورت گرفته باشد، در عمل در تضاد کامل با اصول پذیرفتهشده در نظامهای رسانهای حرفهای در جهان آزاد است. خبرنگاران در این فضا نه بازوی یک جریان سیاسی، بلکه پرسشگری مستقل است که حق دارد از هر زاویهای موضوع را بررسی کنند یا روی یک موضوع مشخص تمرکز کنند. هرگونه تلاش برای محدود کردن این حق، بهویژه از سوی فردی که خود مدعی حمایت از دموکراسی است، تناقضی آشکار ایجاد میکند.
از سوی دیگر، لحن و ادبیات بهکاررفته در این اظهارات نیز قابل تأمل است. نوعی دلخوری و حتی عصبانیت در گفتار او دیده میشود که نشان میدهد فشارهای سیاسی و رسانهای بر او افزایش یافته است. اما تجربه نشان داده است که واکنشهای احساسی در چنین شرایطی، نهتنها کمکی به بهبود وضعیت نمیکند، بلکه اغلب به تشدید بحران منجر میشود. سیاستمداری که در سطح بینالمللی سخن میگوید، ناگزیر است زبان دیپلماسی و خویشتنداری را بیاموزد. او طبیعتا فرصتهای زیادی دارد تا مطالبی که خودش ترجیح میدهد بر آنها متمرکز شود را مطرح کند. کسی که خود را در معرض کنفرانس آزاد خبری قرار میدهد باید تحمل سوالهای چالشی نیز داشته باشد.
شاهزاده همچنین بهطور غیرمستقیم سیاستمداران اروپایی را نیز در صحبت اخیر خود مورد انتقاد شدید قرار میدهد. نوعی انتظار یا حتی فشار برای همراهی آنها با جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، آن هم در قالب ادبیاتی هشدارآمیز، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. دولتهای اروپایی مانند دیگر دولتها در چارچوب منافع ملی و محاسبات پیچیده دیپلماتیک تصمیمگیری میکنند و بهسختی تحت تأثیر چنین خطونشانهایی قرار میگیرند. احتمالا چراغ سبز اخیر آلمان و فرانسه به ایران که آماده لغو تحریمهای ایران در صورت باز شدن تنگه هرمز هستند، نیز باعث این واکنش او شده است.
کسی که در عرصه سیاست داخلی از دریای خون و خیابان به مثابه میدان جنگ سخن میگوید، در سیاست خارجی کنار نتانیاهو و ترامپ برای حمله به کشورش قرار میگیرد و به خبرنگاران و سیاستمداران اروپایی میتازد، تا آخر تاخته است و میدان بازی دیگری چندان برای خود بازنگذاشته است.
به نظر میرسد شاهزاده همراه و همگام جریانهای تندرویی که اطرافش حضور دارند، شده است. این مواضع افراطی که حتی آتشبس ترامپ و نتانیاهو و تلاش برای مذاکره را برنمیتابد، شاید در کوتاهمدت برای بخشی از مخاطبان و هواداران او جذاب به نظر برسد، اما در بلندمدت هزینههای سنگینی به همراه دارد. تجربههای مشابه در عرصه سیاست جهانی نشان داده که رادیکالیزه شدن گفتمان، بهویژه بدون پشتوانه قدرت واقعی، اغلب به انزوای بیشتر منجر شده است.
حمله به خبرنگاران دنیای آزاد و متهم کردن آنها به سانسور، نهتنها تأثیر مثبتی برای شاهزاده ندارد، بلکه میتواند اعتبار او بیش از پیش زیر سؤال ببرد. این صبتهای اخیر او نقطهای است که تفاوت میان یک سیاستمدار حرفهای و یک کنشگر احساسی را آشکار میکند
واکنش شاهزاده، الگوی رفتار دونالد ترامپ در برخورد با خبرنگاران است. سبکی که مبتنی بر تقابل مستقیم با رساناهای مستقل و استفاده از ادبیات تند و چالشبرانگیز است. با این حال، باید توجه داشت که چنین الگویی حتی در بستر سیاسی آمریکا نیز با پیامدهای جدی همراه بوده تا چه رسد به اروپا.
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد