logo





«ایرانیان در خارج از کشور از همه طرف تهدید می‌شوند»

چهار شنبه ۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲ آپريل ۲۰۲۶

اسفنديار جاويد

این نام برنامه ایی است که یکشنبه شب، ۱۹ ماه آپریل، ساعت ۲۲:۰۰ در یکی از کانال های تلویزیونی هلند پخش شد. مدت این برنامه حدود ۲۵ دقیقه بود لینک آن را در زیر قرار داده ام.

به نام پهلوی «دموکرات» بسیاری از ایرانیان ساکن خارج از کشور مورد ارعاب و تهدید قرار می‌گیرند.

برخلاف تصور بسیاری از مردم، این اتفاق صرفاً از طریق بازوی بلند تهران رخ نمی‌دهد، هواداران برجسته‌ترین رهبر اپوزیسیون ایران، رضا پهلوی، در این امر مقصر هستند.

پهلوی از طرفداران حمله آمریکا و اسرائیل به ایران است. او در آمریکا زندگی می‌کند و می‌گوید که می‌خواهد روزی به وطن خود بازگردد تا دموکراسی را در آنجا برقرار کند. این امر باعث شده است که طرفداران قابل توجهی داشته باشد. در عین حال، منتقدان او در مقیاس وسیعی، چه آنلاین و چه حضوری، مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. در یک کانال تلگرامی به نام «مزدوران»، ایرانیان مخالف به عنوان «همدستان رژیم» معرفی می‌شوند. نام بیش از ۱۷۰ ایرانی در هلند و بلژیک اکنون در این کانال فهرست شده است. در میان آنها نام وکلا، اساتید دانشگاه و روزنامه‌نگاران دیده میشود. هر کسی که طرفدار پهلوی نباشد، یا حتی از فریاد زدن «جاوید شاه» خودداری کند، مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. نگین شیرآقایی، فعال مدنی و خبرنگار سابق بی بی سی فارسی میگوید که، عکس‌ها و اطلاعات شخصی آن افراد به اشتراک گذاشته می‌شود. به گفته جوپ لیندمن، استاد حقوق آیین دادرسی کیفری (دانشگاه اوترخت): به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی با هدف ارعاب مردم، در هلند ممنوع است و حداکثر دو سال حبس دارد.

تاکنون، حداقل بیست ایرانی به پلیس شکایت کرده‌اند. به گفته امین روزدار، وکیل (که خود نیز مورد تهدید قرار گرفته است)، موکلانش نه تنها به صورت آنلاین بلکه بصورت فیزیکی نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. مثلا در یک مورد از پرونده ها آنها با رنگ بر روی دیوارخانه یکی از موکلانش، شعار " مرگ بر خائن " نوشته بودند، که توسط خود عاملان فیلمبرداری و به صورت آنلاین منتشر شد. به گفته این وکیل، قربانی مجبور شد هفته‌ها پنهان شود و جرات بازگشت به خانه را نداشت.

جواد منتظری، روزنامه‌نگار، و آصفه اسکندری، که هر دو در هلند زندگی می‌کنند، اغلب به صورت آنلاین تهدید می‌شوند، یکی از انها : «می‌گویند که می‌خواهند دخترم را بدزدند و می‌دانند کجا زندگی می‌کنم»، اگرچه بسیاری از تهدیدها ناشناس هستند، اما برای وکیل، آقای روزدار، روشن است که منشأ این حرکات ایذایی و رعب آور، اردوگاه پهلوی است. بسیاری از این حساب‌های ناشناس، تصویر پهلوی یا پرچم سلطنت ایران را نشان می‌دهند. همچنین برای نگین شیرآقایی، روشن است که این تهدیدها از کجا می‌آیند: «هر کسی که طرفدار پهلوی نباشد، یا حتی از فریاد زدن «جاوید شاه» خودداری کند، مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. ایرانیان در سراسر اروپا مورد ارعاب قرار می‌گیرند.» ویدیوهایی که به صورت آنلاین منتشر می‌شوند، مغازه‌داران و رستوران‌دارانی را نشان می‌دهند که مجبور می‌شوند تحت تهدید خشونت، تصاویر ولیعهد را آویزان کنند.

پانویس، من قبلا در نوشته کوتاهی در دسامبر ۲۰۲۵، * خطر این جریان هتاک و خشن را گوشزد کرده بودم، از جریانات مترقی و طرفدار حقوق بنیادین انسانی خواسته بودم که در مقابل اینگونه اعمال بی تفاوت نباشند و به طرق مختلف قانونی، مدنی، بطور وسیع با این جریان شبه فاشیستی مقابله کنند، زیرا در غیر اینصورت این مار به افعی تبدیل خواهد شد، که متاسفانه الان دارد به اژدهایی تبدیل میشود که تاکنون به دستاوردهای چندین ساله مبارزات مردم و حریانات دموکراسی‌خواه، آسیب های جدی وارد کرده است.

از کسانیکه از سر دلسوزی و حسن نیت به این جریان پیوسته اند و در مقابل این خشونت ها و قانون شکنی ها، سکوت میکنند نیز تقاضا دارم که اندکی عمیق تر ، همه جانبه تر و به دور از تعصب به این جریان هوچی بنگرند، کسانیکه امروز و در دنیای آزاد، دنیایی که با مبارزات و مرارت های چند صد ساله مردمان این کشورها، حاصل شده، اینگونه اعمال و رفتار را بدون داشتن نیروی قهریه سازمان یافته همچون ارتش، پلیس و ساواک انجام میدهند، در فردای فرضی و خیالی خود در ایران چه خواهند کرد.

اسفندیار جاوید- هلند
۲۱
آپریل ۲۰۲۶
لینک برنامه


از ترافالگار تا مشهد
اسفنديار جاويد

از زمانی که عده‌ای اوباش با حمله به آقای عالی‌پیام در "ترافالگار" (ميدانی در شهر لندن - انگلستان)، با آن رفتار و گفتار مشمئز کننده و با هوچی‌گریِ آنگونه ظاهر شدند، رفتاری که نه تنها علیه آقای عالی‌پیام، بلکه و در واقع حمله به آزادی اندیشه و بیان بود و این جریان فاشیستی علیرغم عوامفریبی های رهبر شان ولی با رضایت تلویحی وی و دادن شعارهای انحرافی و تفرقه افکنانه، دشمنی و کینه خود را با آزادی بیان و اندیشه نشان دادند، زنگ خطر جدی ظهور جریانی فاشیستی را به صدا در آوردند. زنگ خطری که آنگونه که باید مورد توجه و هشدار، قرار میگرفت، قرار نگرفت و جدی به آن پرداخته نشد.
ظهور اندک اما پر سر وصدای عده ایی فحاش که تاب و تحمل هیچ نظر غیری را ندارد. ظهوری که در ادامه در مراسم زنده یاد خسرو علی‌کُردی، زمانی که جمعیت شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدادند، این بار خشن تر و وقیح تر و در داخل کشور، خود را نشان داد، اینان آگاهانه و به قصد یاری حکومت جهل و جنایت اسلامی، تجمع اعتراضی مردمی که در اعتراض به قتل حکومتی وکیل مردمی، گرد آمده بودند و به قصد برهم زدن این تجمع، دگر باره همان شعار بانویشان در "ترافالگار" را سردادند و نشان دادند که تفاوتی بین اینان و حکومت اسلامی وجود ندارد، بار دیگر به یاری حکومت اسلامی شتافتند و او را زیر ضرب خارج کردند ،البته رهبرشان هم ضمن چشم بستن بر همه این حوادث، بر فحاشی ها، بر سنگ پرانی‌ها، بر هتک حرمت میهمان محترم برنامه، خانم نرگس محمدی و از قِبَلِ آن هتک حرمت آزادی اندیشه و بیان، با خرسندی کودکانه‌ای خوشحال بود که در مراسم از او یاد کرده اند.

مگر ایشان و اطرافیانشان بارها از داشتن "بسیار هواداران" که به کرات نام ایشان را در تظاهرات، به زبان آورده اند، سخن نگفته بودند، حال چگونه است که اینبار بدینگونه به وجد آمده و از آنها بخاطر نامبردن از او، تقدیر میکنند؟

یا آن ادعاها دروغ بوده، یا اینکه کاملا همسو با خواست حکومت اسلامی، عمل میکنند.
از ترافالگار تا مشهد، از حمله به آقای عالی پیام، تا حمله به سخنرانی بانوی صلح نوبل و بر هم زدن مراسم زنده یاد خسرو علی‌کُردی، همصدایی و همراهی سلطنت با ولایت، بیش از پیش عیان و آشکار گردید.

با اینگونه حرکات مخرب که در سایه سکوت رهبرشان، هر روز در جایی بروز پبدا میکند، تا دیرتر نشده و پیش از آنکه این افعی به اژدها تبدیل شود، بطور جدی و گسترده باید به مقابله برخاست.

یادمان نرفته است که اوایل انقلاب نیز گروههای کوچکِ سازمانیافته چگونه به تجمع‌ها و تشکل‌ها حمله می‌کردند، گروههای بسیار کوچک اما بسیار فحاش و خشن و حمایت شده، زیر چتر و با اشاره بالا دستی ها، کسان بی ارزش و لاتی مثل "عباس فالانژ و زهرا خانم"، من پس از سالها صدای "زهرا خانم" را که فریاد "مرگ بر سه فاسد" میداد شنیدم.

این سیاست از فضای مجازی، با حمله به هر دگر اندیش، با حمله و تهمت و افترا به نویسندگان، شعرا و هنرمندان، با وقاحت تمام به خیابان و از خارج کشور به درون کشیده شده، عده قلیل اما پر سر و صدا و حمایت شده، که اینگونه در راه جنبش مردم، مانع ایجاد میکنند.

سیاستی تمامیت خواه در مقابل صداهای دیگر.

سیاستی که هیچگونه صدای دیگری را از هم اکنون بر نمی تابد، از دیگران میخواهد که در زیر چتر آقای رضا پهلوی باشند تا بتوانند اظهار نظر بکنند، اینان حتی به دوستان سابق خود هم رحم نمی‌کنند و مثلا برای از بین بردن آقای امیر طاهری، کسی که در جائی گفته بود، باید چکمه های شاه را میبوسید، اما اکنون بخاطر انتقاداتی به "بچه شاه"، جایزه تعیین کرده‌اند.

سیاستی فاشیستی و مخرب، که برنده اصلی آن حکومت اسلامی و بازنده آن مردم رنجدیده و تحت فشار ایران و کند شدن مبارزات آنها در راه رهائی از این حکومت فساد و تباهی است، آنانی که در مظان اتهام چنین حرکات و رفتاری هستند، چنانچه مزدور و دست پرورده حکومت اسلامی نباشند، باید از این حرکات دست بردارند و منافع مردمی را بر منافع جناحی و گروهی خویش ترجیح دهند و در قدم اول بصراحت و روشنی این سیاست و شعار تفرقه افکنانه، تمامیت خواهانه، ضد همگان و مرگ و نیستی دیگری خواهان را، "مرگ بر سه فاسد" ...، را محکوم کنند و از حمله به دیگران دست بر دارند.

چنانچه به این روش ها ادامه دهند، باید گفت که اینان نیابتی های جدیدِ حکومت اسلامی هستند، مگر اینکه با محکوم کردن اینگونه شعارها و دوری جستن از اینگونه سیاست ها، خلاف آنرا ثابت کنند.

در صورت محکوم نکردن صریح اینگونه حرکات ضد مردمی توسط رهبرشان، شایسته نام " انصار رضا" هستند.

٢١ دسامبر ٢٠٢٥



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد