logo





صدمات جانبی جنگ ، حمله نتانیاهو و ترامپ به ایران

عواقب صدمات جانبی جنگ یا Collateral Damage در حمله ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا به ایران، چه بوده است؟

سه شنبه ۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱ آپريل ۲۰۲۶

نسرین آزاد

بر مبنای تعریف ویکی پدیا، صدمات یا آسیب جانبی جنگ به «آسیب های ناخواسته به افراد یا سازه های که عملیات جنگی به اشتباه بر اهداف دیگری، غیر جنگی وارد نماید.» این اصطلاح، از نظر تاریخی گویا برای اولین بار توسط ژنرال کرتیس لو مای (Curtis LeMay) ژنرال نیروی هوایی آمریکا در باره بمباران شهرهای ژاپن در جنگ جهانی دوم و سپس به قتل ناخواسته غیر نظامیان توسط نیروهای مسلح ایالات متحده در جریان جنگ با ویتنام بکار برده شد.

صدمات جانبی در حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران در جنگ ۴۰ روزه ، سال ۱۴۰۵، فوق العاده وسیع و وحشتناک بود، امیدوارم که صدمات جانبی توسط محققین ایرانی و خارجی بطور سیستماتیک مورد مطالعه قرار گیرد و عوامل ایجاد کننده این صدمات ، در سازمان ها و دادگاهی بین المللی ، جوابگوی رفتار ضد انسانی و غیر قانونی خود شوند.

آری در جنگ تلفات و تخریب زیاد است، زندگی میلیون ها صدمه می بیند، نظامیان زیادی کشته می شوند و مناطق و منابع زیادی تخریب می شوند و غالبا ترمیم خرابی های جنگ برای چندین دهه طول میکشد . اما صدمات و آسیبهای جانبی جنگ، چنان گسترده و عمیق ، اما، بی سر و صدا است، که در تیتر های اول انتشارات مهم منعکس نمی شوند. افراد و مفاهیم اجتماعی و تاریخی که در معرض این خطرات مهیب قرار میگیرند، ناشناخته باقی میمانند، از آن بطور وسیع گفتگو نمیشود. علی رغم تاثیرات دهشتناک آنی و طولانی مدت این صدمات به انسانها، حیوانات ، طبیعت ، تاریخ و خصوصیات اخلاقی، روانی و رفتاری بشر بعد از امضا قرارداد صلح، فراموش مید. اما ، عوارض آن در جان و بدن ملت های مورد تهاجم چون موریانه سبب تخریب بیشتر میشود.

متاسفانه به علت عدم دسترسی به آمار واقعی از ایران، من در این مقاله، مجبور شده ام از آمارهای که از مراکز متعدد و تا حدودی تایید شده، استفاده کنم.


از جمله صدمات جانبی این جنگ، طبق گزارشات: بیش از۱۰۰،۰۰۰ خانه مسکونی، ۲۳،۵۰۰ واحد تجارتی، ۸۵۸ مدرسه و مراکز آموزشی، ۳۲ دانشگاه، ۳۳۹ مراکز درمانی، حملات متعدد به آمبولانس های حامل بیمار، حمله به مراکز متعدد تحقیقاتی ( بیولوژی، فیزیک، تکنولوژی و غیره) ، تخریب حداقل ۶ کارخانه فولاد سازی ، کارتون سازی، باطری سازی، کارخانه جات سیمان، پلهای ارتباطی، خط راه آهن، جاده های متعدد، مجتمع های پتروشیمی، مراکز ورزشی ، شرکت کشتی سازی در خرمشهر، صنایع تولید مواد غذایی، وووو....

درحمله به این مراکز، هدف جه بود و چه کسانی در معرض این حملات بودند؟

یک بند از پنج بند حقوق بین المللی بشردوستانه جنگ: «تمایز یک اصل در حقوق بین المللی بشردوستانه است که استفاده قانونی از زور در یک درگیری مسلحانه را تنظیم می کند و بر اساس آن طرف های درگیر باید بین مبارزان و غیرنظامیان محافظت شده تمایز قائل شوند.»

اما صدمات جانبی جنگ اخیر در ایران :

صدمات جانبی، بر کودکان و زنان ایران:

در حمله نتانیاهو و ترامپ به ایران ، طبق آمار اورژانس کشور تا روز ۲۰ فروردین حدود ۲۰۰۰-۲۱۱۵ کودک زخمی و ۳۸۳ کودک (۲۶۲ کودک ۱-۱۲ ساله و ۱۲۱ کودک ۱۳-۱۸ ساله) جز کشت شدگان این جنگ و صدمات جانبی محسوب میشوند. کشته شدگان شامل ۱۶۱ کودک در یک مدرسه ابتدایی در میناب بود . جسد اغلب این اطفال قابل شناسایی نبود ، لذا، برای شناسایی جسد کوچکشان، از تکنولوژی تجزیه DNA استفاده شد. گفته میشود که این حمله به اشتباه و از استفاده با یک برنامه قدیمی AI که بروز نشده بود صورت گرفت . این دختران ، زنان اثر گذار ایران آینده بودند. آیا زندگی این دختران خردسال چنان بی ارزش بود که ترامپ و نتانیاهو داشت نخواستند به خود زحمت داده و از یک برنامه بروز تری استفاده کنند؟

در گزارشی دیگر از جانب «آمار اورژانس» آمده است که ۴۹۹۳ زن غیر نظامی آسیب دیده اند. آنها مادر، دختر، همسرو در اصل یک ایرانی هستند . آنها یا نان آور خانواده بودند یا به خانه و فامیل خود می‌رسدند. آنها زن بودند، یک زن ایرانی، زنی که ستون نگهدارنده خانه و فامیل هستند. آنها معلم، مهندس، پزشک و پرستار و غیره بودند. چه کسی باید پاسخگوی فرزندان و بستگان این زنها باشند. چطور میشود کمبود این زنان را در جامعه ارزیابی کرد؟

صدمات جانبی بر صنعت ، کار و کارگر در ایران :

در این جنگ تعداد زیادی کارخانه و کارگاهی صنعتی، تعداد زیادی صنایع زیربنایی، صنایعی که سازنده وسایل معیشت مردم بودند، مورد حمله ویرانگر این جنگ قرار گرفت. از جمله فولاد مبارکه اصفهان که در۱۳ فروردین بعد از حملات پی در پی هوایی، بالاخره اعلام توقف کامل فعالیت خود را اعلام کرد . نتانیاهو تقریبا در همان روز اعلام کرد که با هماهنگی با ارتش آمریکا حدود ۷۰٪ از ظرفیت فولاد ایران را از بین برده است. بر طبق گزارش، کانال کانون صنفی معلمان ایران، حدود ۱۴۰،۰۰۰ کارگر در صنایع مرتبط به فولاد مشغول به کار بودند با در نظر گرفتن زنجیره ای پائین دستی و بالادستی، این صنعت بیش از ۸٪ از اشتغال ایران را پوشش میداد.

کالای حاصله از کارخانه های فولاد سازی، مواد اولیه برای تعداد زیادی از کارخانه ها و کارگاه های صنعتی ایران را فراهم میکردند. از آن جمله صنایعی که محصولشان شامل ، وسایل گرمایش و سرمایش، الکترونیک، وسایل خانه، قفسه های آشپزخانه، بدنه ماشین ها، وسایل فلزی برای ساختمان سازی، بولبرینگ سازی و غیره ... با تخریب کارخانه های فولاد سازی در اثر بمباران، بعلت فقدان مواد اولیه صنایع بالادستی و پايين‌دستی آنها هم نخواهند توانست به کارشان ادامه دهند.

کارگران ایران در حال حاضر با دو خشونت مهم مواجه اند: خشونت مستقیم جنگ و خشونت ساختاری ناشی از بی پناهی اقتصادی و مدیریت غلط حکومت.

حدود بیش از ۹۰٪ از کل ۸-۱۰ میلیون کارگر در ایران ، کارگران رسمی نیستند ، حقوق آنها کمتر و فاقد بیمه های بهداشتی و بیکاری هستند. با بمباران این کارخانه ها میلیونها فامیل کارگر پولی برای پرداخت اجاره خانه و برای خرید غذا و دارو و غیره ندارند. آیا این بمباران برای این ۸-۱۰ میلیون بعلاوه خانواده هایشان آزادی آورد، یا کمکی بودند که آقایان رضا پهلوی ، ترامپ و نتانیاهو مدعی بودند، در راه است. کمکهای وعده داده شده نتانیاهو و ترامپ کجا هستند؟ آیا در زمان بمباران به مردم ایران فکر میکردند؟ به کسانی‌که سالها به وسیله سلطه گران حکومتی در فقر مطلق زندگی میکردند و این جنگ حتی آن حد فقر را نیز از آنها ربود. آیا ترامپ و نتانیاهو اهمیتی به حقوق بین المللی بشردوستانه زمان جنگ میدهند؟ آیا ترامپ و نتانیاهو مسئولیتی را به عهده میگیرند؟

خبری در پست اینستاگرام می‌گوید، در جریان حمله آمریکا واسرائیل به شهرک صنعتی حیدرآباد سولدوز، تعدادی از کارگران شیفت شب یک کارخانه تولید آرد و نشاسته کشته شدند و یک نفرهم مفقود شده است. آیا این حمله و کشتار برای حفظ امنیت کشور اسرائیل و آمریکا بود ؟ یا تشکیل یک حکومت تک رهبری دیگر در ایران؟؟ آیا تخریب زیر ساخت های انرژی و صنعتی و آب و غذا و ایجاد قحطی و بیکاری عمومی و عقب انداختن کشور برای آزادی مردم ایران بود یا توسعه و قدرت مند شدن اسرائیل؟

صدمات جانبی بر مراکز درمانی، بهداشتی و پیش‌گیری:

از آغاز حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ که تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ و برقراری یک آتش‌بس موقت دو هفته‌ای ؛ گزارش‌های متعدد از بروز اختلالات گسترده در زیرساخت‌های سلامت کشور حکایت دارد. این اختلالات، مجموعه ای از آسیب‌های کوچک تا جدی به مراکز درمانی را دربر میگیرد: کاهش کارایی خدمات اورژانسی و افت محسوس ظرفیت پاسخ‌گویی نظام سلامتی ، بخصوص در مواجهه با افزایش ناگهانی تقاضای درمانی کنونی. وضعیتی که آثار آن، فراتر از میدان‌های مستقیم درگیری و به‌طورعمده به حوزه سلامت عمومی سرایت کرده است.

حقوق بین‌الملل و به‌طور خاص حقوق بین‌الملل بشردوستانه، « جایگاهی بنیادین برای حمایت از تأسیسات پزشکی، خدمات درمانی و کارکنان سلامت قائل است. بر اساس این چارچوب، واحدهای درمانی، تجهیزات امدادی و پرسنل پزشکی باید در تمامی شرایط، مورد احترام و حمایت قرار گرفته و از هرگونه تعرض مصون بمانند.» اهمیت این حمایت «نه ‌تنها بر کارکرد های انسانی این مراکز در نجات جان انسان‌ها و کاهش آلام بشری نهفته است، بلکه در تضمین تداوم ارائه خدمات حیاتی در بستر مخاصمات مسلحانه نیز ریشه دارد.» در واقع، حتی آسیب‌های غیرمستقیم از جمله آثار موج انفجار، تخریب زیرساخت‌های حیاتی، اختلال در تأمین انرژی و تعطیلی یا تخلیه اضطراری مراکز درمانی ( بیماری های مزمن یا اورژانس)، می‌تواند به ‌سرعت توان عملیاتی نظام سلامت را در بحرانی‌ترین شرایط جنگی تضعیف کند.

در این جنگ، حداقل ۳۳۹ مرکز درمانی و بهداشتی مورد حمله قرار گرفته است.

از جمله، صدمات وارده به ناحیه ساختمان جمعیت هلال احمر، در روز اول مارس ۲۰۲۶ ، که با اصابت چندین پرتابه به شعاع ۵۰ تا ۱۰۰ متری ساختمان مرکزی جمعیت هلال احمر و مراکز درمانی مجاور آن دچار خسارت جدی شدند . چون این ناحیه یک منطقه‌ای درمانی و بیمارستانی وسیعی محسوب میشد، لذا، تمام مراکز درمانی مجاور آن نیز مورد آسیب قرار گرفتند. از جمله آنها میتوان به بیمارستان ولیعصر، مرکز توانبخشی هلال احمر، بیمارستان هزار تختخوابی خاتم، بیمارستان سوختگی شهید مطهری، بیمارستان قلب شهید رجایی و شیرخوارگاه آمنه اشاره نمود. آیا این منطقه درمانی به گفته نتانیاهو یک مرکز امنیتی و نظامی بود؟ تحت چه قانون بین المللی، این حملات و تخریب به مراکز درمانی انجام شد؟ آیا این حملات بر علیه حقوق بشر که خواهان امکان دسترسی آزاد به مراکز درمانی حتی در زمان جنگ برای همگان، نیست؟

دیگر صدمات ناخواسته جنگ اخیر تخریب بخشهای مهمی از انستیتو پاستور بود.

حمله به انستیتو پاستور برخلاف عقیده و نوشته بعضی افراد که حتما دسترسی و آشنایی به کارهای این انستیتو نداشتند و تحت تاثیر اطلاعات عجیب و نادرست بعضی از مراکز شایعه پراکنی قرار گرفته بودند، و بخشی از این مرکز را وابسته به دولت و محل تحقیقات و تولیدات مواد شیمیایی و میکروبی برای جنگ شیمیایی دولت معرفی کرده، در نتیجه، بمباران و تخریب این انستیتو را جایز دانستند .

اما حکایت انستیتو پاستور: پس از جنگ جهانی اول که ایران درگیر قحطی و گسترش بیماریهای عفونی بود، موافقتنامه تاسیس انستیتو پاستور در سال ۱۲۹۸ ، بین انستیتو پاستور پاریس و وزارت امور خارجه وقت به امضا رسید و آن به عنوان دهمین انستیتو پاستور دنیا اجازه تاسیس گرفت. امروزه انستیتو پاستور دارای ۶ گروه و ۲۰ بخش تحقیقاتی است. انستیتو پاستور بخش های متعدد شامل: تهیه واکسن های مختلف از بیماری سل و حصبه تا کوید۱۹ دارد، همچنین بخشی برای مبارزه با بیماری های واگیر شامل سل، بیماریهای بومی، طاعون، و غیره هست.

بخش‌های اپیدمیولوژی و تحقیقاتی آن بسیار فعال و خدمات ارزنده ای برای پیشگیری و درمان بیماریهای واگیری وهمه‌گیر با قدمت تاریخی در ایران نموده است. همچنین، بخش شیمی آن با تهیه سرمهای درمانی و واحدهای خون جان میلیون های ایران را نجات داده است.

این مجموعه، همچنین، به عنوان همکار سازمان جهانی بهداشت (WHO) ایفای نقش می‌کند، و بیش از یک قرن است ستون فقرات نظام پایش بیماری‌ها و تولید واکسن در ایران محسوب می‌شود.

از ابتدای جنگ، این مجموعه سه بار تحت‌تأثیر حملات آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته، آخرین مورد در ۲ آوریل اتفاق افتاد. در جریان این حملات، بخش‌هایی مانند بانک سلولی، مالاریا، تحقیقات بالینی و بیوتکنولوژی آسیب بیشتری دیده و بخش‌هایی از ساختمان‌ها نیز تخریب شده‌اند، به گفته ریاست این مرکز، مجموعه آسیب دیده در ۲۳ هزار مترمربع شامل ۱۳ آزمایشگاه مرجع کشوری، ۳ آزمایشگاه همکار مرجع، ۸ آزمایشگاه بهداشتی، ۲۳ بخش تحقیقاتی، ۲ مرکز همکار سازمان جهانی بهداشت، ۳ بانک زیستی، ۳ دبیرخانه شبکه‌های تحقیقاتی، ۳ مرکز تحقیقاتی، ۱ واحد واکسیناسیون و ۱ آزمایشگاه مورد تایید سازمان غذا و داروی ایران است.

تخریب کامل بانک‌های زیستی، تنها گوشه‌ای از فاجعه است. حمله به انستیتو پاستور را باید نوعی «حمله سیستماتیک» به سیستم بهداشتی و درمانی کشور دانست . تخریب انستیتو پاستور، فقط یک آسیب محدود به ایران نیست. بلکه اختلال فعالیت این انستیتو، سبب گسترش بیماری‌ها، به خطر انداختن امنیت زیستی و شیمیایی، مختل کردن اکوسیستم‌های انسانی و طبیعی ، از مرز گذشته و به یک تهدید منطقه‌ای و جهانی تبدیل می شود. با حمله به انستیتو پاستور حلقه‌های تعادل میان انسان، علم و طبیعت گسسته شده که بازسازی آن بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

تخریب مراکز درمانی بهداشتی ، کشتن اعضای گروه درمان چرا هدف این جنگ شد؟ جواب من این تخریب برعلیه جمهوری اسلامی نبود بلکه این حمله به زیر ساخت های علمی، تحقیقاتی، و درمانی کشور ایران بود تا امکان دسترسی مردم ایران را به این مرکز مهم را از بین ببرد.

صدمات جانبی بر مراکز علمی، مدارس، دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی:

در طول این جنگ تعداد حملات هوایی به مدارس ایران زیاد بود که در مجامع بین المللی هم مورد اعتراض قرار گرفت. حملات به مدرسه دختران میناب، مدارسی در شهرهای پرند ، ارومیه، قزوین، و غیره، یعنی حمله به حداقل ۶۵ مدرسه و مراکز آموزشی ، و کشتن ۲۳۷ دانش آموز و ۵۶ فرهنگی.

در این جنگ ۳۹-۴۰ روزه، طبق گزارشات ابتدائی ۵ استاد، بیش از ۶۰ دانشجو جان شان را از دست داده اند و ۳۰ دانشگاه مورد حمله لشکریان نتانیاهو و ترامپ قرار گرفت- لشکریانی که به تعبیر بعضی ها آورنده دموکراسی، توسعه و پیشرفت ایرا هستند.

بخش پژوهشگاه لیزر و فیزیک پلاسمای کاربرد صنعتی و علمی آن در دانشگاه شهید بهشتی در جنگ ۱۲ روزه ، همچنین دانشکده‌های مهندسی برق و عمران، پژوهشکده نانو تکنولوژی و محیط زیست و همچنین مرکز محاسباتی و پردازش گرافیک دانشگاه شریف در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ مورد حمله لشکریان آورندگان آزادی و استقلال برای تعدادی از ایرانی ها قرار گرفت. بخش توسعه فناوری فضايي دانشگاه علم و صنعت در ایران هم بتوسط همین لشکریان تخریب شد.

آیا تحقیقات در این دانشگاه ها فقط در خدمت سپاه پاسداران یا نیروهای نظامی بود ؟ من نمیدانم. اما میدانم که بودجه هنگفت مراکز تحقیقاتی دانشگاه ها در کشورهای پیشرفته غربی، منجمله آمریکا و اسرائیل، از جانب شرکتها و دولت های مرکزی حتی از بخش های نظامی آن کشور تامین میشود. آیا نتیجه علمی این دانشگاه ها فقط در خدمت نظامی آن کشورها خواهند ماند یا در فناوری ان کشورها هم مورد استفاده قرار میگیرند؟ جواب مثبت است. آیا نتایج تحقیقاتی دانشگاه های ایران در خدمت پیشرفت علمی و تکنولوژی مملکت نخواهد بود ؟ من به جزییات آن با خبر نیستم، اما احتمالا مثل سایر کشورها به پیشرفت تکنولوژی ایران هم کمک میکند.

ما میدانیم که بر اساس تمام کنوانسیونهای بین المللی ، مراکز علمی و آموزشی در هر جای دنیا به عنوان اماکن غیرنظامی محسوب شده و حمله به این مراکز از نظر حقوق بین الملل غیر قانونی به حساب می آید.

هدف در این جنگ آیا نابودی تجهیزات نظامی ایران بود یا عقب انداختن توسعه فناوری و صنعتی، و ممانعت برای پیشرفت اقتصادی و علمی کشور در آینده ؟

صدمات جانبی بر محیط زیست و آب:

خسارات وارده به زیرساخت آب ، حداقل در ۳۰۰ نقطه کشور گزارش شده است. صدمات حاصله از حملات پیاپی و متعدد هوایی و موشکی به لوله‌های آب و تجهیزات تامین انرژی، که منجر به اختلال انتقال آب به مخازن و ایستگاه پمپاژهای آب و تجهیزات آبرسانی در سطح وسیع و سبب اشکال در تامین اب مورد نیاز روزانه مردم شد. همچنین آسیب به مرکز آب شیرین کننده قشم یکی دیگر از صدمات جانبی جنگ بود، در جزیره قشم ، زندگی روزانه مردم بستگی کامل به این تاسیسات دارد.

هدف قرار دادن و ایجاد اشکالات در عملیات پاکسازی فاضلاب در مناطق مختلف ایران دیگر صدمات جانبی بمباران به سیستم بهداشت و زندگی مردم بود. البته : هدف قرار دادن زیرساخت های خدمات عمومی از جمله تاسیسات آبرسانی و فاضلاب مغایرت کامل با اصول و قوانین حقوق بین الملل دارد و نقض واضح حقوق بشردوستانه است.

دیگر صدمه جانبی جنگ: در روز هشتم ( ۱۷ مارس) جنگ، ارتش اسرائیل با صراحت کامل و با درجاتی از غرور اعلام کرد که به چند ذخیره گاه نفتی در تهران و تعدادی از شهرهای ایران حمله نظامی کرده است. البته طبق معمول، نتانیاهو بخود حق میدهند که هر مکانی و هر قدرتی که مانع توسعه طلبی آنها است حمله کنند و می‌گویند که برای حفظ امنیت کشور و مردم اسرائیل مجبور، دارای حق و مامور است ( حتی به عنوان ناجی قوم یهود) به آن عمل دست بزند. ما شاهد بمباران های متعدد این ارتش در غزه و لبنان هستیم ، اما این بار، مصیبت نصیب ایران گشت.

ارتش اسرائیل به انبارهای نفتی ایران و چند انبار نفتی تهران حمله کرد. حملات به انبار نفت فردیس کرج، انبار نفت شهران در غرب تهران و انبار نفت اقدسیه در منطقه سوهانک انجام شد. ارتش اسرائیل اعلام کرد که حمله به مخازن متعلق به سپاه پاسداران بود و او حق داشت که آنها را بمباران کند. آتش‌سوزی گسترده حاصل این بمباران سبب انتشار ستون‌های عظيم دود سیاه حاوی مواد سمی در جو شد. شدت این آتش سوزی ها چنان بود که امکان اطفاء حریق به کندی صورت میگرفت. دیدن شعله ها عظیم و دود سیاه حاصل از سوختن مواد نفتی، جریان آتش در خیابان های مجاور، حتی در ویدیو وحشت انگیز بود. اما ارتش اسرائیل مردم ایران، از نوزاد تا کهنسالان و بیماران مزمن، را در معرض این آتش سوزی های مهیب قرار داد.

فراورده های شیمیایی حاصل سوختن نفت خام حاوی مقادیر زیادی هیدروکربن‌، دی‌اکسید گوگرد، و دی‌اکسید نیتروژن است که به راحتی وارد لایه‌های پایینی جو میشود؛ مواد شیمیایی حاصل کیفیت هوا را ناسالم و باعث خطرات جدی برای سلامت عمومی است. ترکیب دی‌اکسید گوگرد و دی‌اکسید نیتروژن با رطوبت هوا ، باران اسیدی ایجاد می کند، تماس ذرات خورنده این باران باعث سوختگی شیمیایی پوستی و استنشاق آن ذرات، موجب آسیب بافت ریه و تشدید بیماریهای ریوی مانند آسم و و برونشیت میگردد.

این ذرات بسیار ریز آلاینده همچنین قادرند وارد جریان خون شده و به سیستم قلبی–عروقی آسیب بزنند. عوارض تماس و تنفس این آلاینده ها همچنین موجب تشدید بیماری های مزمن و ازدیاد مرگ ومیر در بیماران ریویی و عروقی میگردد. در معرض بودن چنین آلاینده‌های برای طولانی مدت می‌تواند نرخ بستری‌های بیمارستانی و مرگ ‌ومیر ناشی از بیماری‌های تنفسی و قلبی را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

از خطرات مستقیم ناشی از چنین آلاینده ها صحبت شد ، اما خطرات غیر مستقیم و پیامدهای بلند مدت آن برای سلامت عمومی و محیط زیست یک فاجعه بهداشتی منطقه ای محسوب میشود. خاکستر سیاهی که در مناطق مسکونی ، بعد از اطفا حریق، دیده شد، خود یک فاجعه محیط زیست است. این خاکستر سرطان زاست ، تماس طولانی به آنها سبب سرطان در انسان وحیوانات میشود. تمیز کردن این آلنده ها، ی بودجه هنگفت ، وسیله، و تجربه خاصی را طلب میکند. آلانده های این خاکستر سیاه ، بالاخره از آبهای زیرزمینی سر در خواهند آورد. آبی که برای آشامیدن مردم و دام‌ها و آبیاری محصولات کشاورزی مصرف میشود. آبهای زیر زمینی تا مدت زیادی آلوده خواهند بود.

همچنین، جریان‌های جوی ممکن است این آلاینده‌ها را به مناطق دورتر، حتی به کشورهای همسایه نیز منتقل کند ، لذا مردم زیادی در این ناحیه در معرض این آلاینده ها قرار خواهند گرفت.

آیا این بمبارانها فقط برای سرنگونی جمهوری اسلامی یا از هم پاشیدگی سپاه پاسداران بود ؟ یا نابودی ایران و حتی منطقه؟

صدمات جانبی بر فرهنگ و ابنیه تاریخی و خاطره تاریخی:

یکی دیگر از صدمات جانبی حمله نتانیاهو و ترامپ تخریب بیش از ۱۳۲ بنای تاریخی در ایران است، حداقل ۶۰ بنای تاریخی در شهر تهران .

کاخ گلستان و مجموعه فرهنگی آن، یا حمله به مجلس شورای ملی در میدان بهارستان ، یادگاری از انقلاب مشروطیت و ورود کشور به ایران نوین.

موزه تاریخ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در میدان شهدا، یکی دیگر از قربانیان این جنگ بود. این موزه در سال ۱۳۶۵ در تهران افتتاح شد، این موزه اولین و تنها موزه تخصصی، تاریخ برای کودکان بود و مکان مناسبی برای آشنایی کودکان و نوجوانان با تاریخ و فرهنگ ایران زمین. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نهادی بود که در سال ۱۳۴۲ شمسی تاسیس شد. این کانون زیر نظر آموزش و پرورش اداره میشد. هدف نهایی این کانون شناسایی و پرورش استعدادهای فرهنگی، هنری، و علمی و تاریخی برای فرزندان مابود و خطری برای کشوران دیگر نبود. چرا تخریب شد؟

همچنین، از هدف های تخریبی نتانیاهو و ترامپ حمام جارچی باشی در اصفهان را باید نام ببریم. این حمام در دوره صفوی ساخته شده بود و در سال ۱۳۸۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود.

تخریب کاخ موزه چهل ستون، که از جمله ابنیه تاریخ و هنری ایرانیان است. این ساختمان در دوره صفویان (قرن یازدهم هجری) در اصفهان بنا شد. نقاشی های بسیار زیبا بر دیوار های این تالار به سبک مینیاتور ایرانی، توسط هنرمند عصر « رضا عباسی» کشیده شده بود. نقاشی ها درباره برخی از آیین های ایرانی ، در پیوند به آتش از جمله چهارشنبه سوری و آیین سده میباشد. آیا این تخریب از بین بردن خاطره تاریخی ملت ما نبود؟

خلاصه:

تخریب مراکز علمی، صنعتی، و ابنیه های تاریخی فقط ایجاد ویرانه یا تلی از خشت و آهن نیست. بلکه تخریب آنها زدودن بخشی از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی ما ملت است. تخریب مراکز درمانی ، بهداشتی، و صنایع غذایی یعنی کشتن غیر مستقیم انسانها با ایجاد قحطی، بی غذایی و عدم دسترسی بیماران به مراکز درمانی، یعنی مرگ تدریجی.

تخریب کارخانه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی یعنی به عقب انداختن پیشرفت کشور و محروم کردن ایرانیان به دسترسی به علوم پیشرفته. تخریب صنایع مملکت نه تنها به معنای عقب انداختن کشور است بلکه سبب بیکاری و فقر طبقه متوسط و کارگر است.

آیا این جنگ برای آزادی مردم از یوغ حکومت جمهوری اسلامی بود؟ ایا ترامپ و نتانیاهو با هدف کمک به مردم ایران و جوانان ایران، دست به این جنگ زده اند؟

آیا حکومتهای سلطه طلب و فاشیستیک حق اقدام به نابودی بیش از ۹۰ میلیون ایرانی و یک تمدن هزاران ساله را دارند؟

در حالیکه مردم دنیا مخالف این جنگ بودند و هستند، اما اغلب دولتهای دنیا ، وحشت زده خاموش باقی ماندند.

آیا دولت های جنگ طلب و فاشیستیک، با تخریب یک کشور و یک تمدن و کشتار وسیع در کشوری، خواهان برقرای دموکراسی، آزادی تحت یک حکومت یک رهبر ی بودند؟ آیا آن رهبر که سالها در حاشیه مشغول زندگی خود بود و در زمان جنگ از قاتلان مردم و تخریب کنندگان کشور تشکر کرد قادر به ایجاد یک حکومت دموکراتیک، پیشرفته، مستقل و آزاد خواهد بود؟

شروع این جنگ غیرقانونی با ابعاد و کیفیت وسیع تخریبی عامدانه اش، نشان میدهد که این جنگ بر علیه کشور، مردم و یکپارچگی ایران و عقب انداختن کشور در پروسه پیشرفت جهانی بود.

ایا این خرابی ها صدمات جانبی جنگ بودند یا هدف اصلی جنگ ؟
نسرین آزاد


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد