همه چراغها مال شما
همه تاریکیها مال
ما
سنگ بود واینه و
شیشه
توزدی به شیشه ها
شیشه شکست بی امید
درون خانه ریخت
شکستها
روشنی پرازخون
شد
هرچه هست زمین
است نما
پرازابرست اسمان
بروب ابرها را
اگرخورشید مال
ما بود
می اوردیم همه جا
همه سیاهی
وبدبختی
همه شکستند
چراغها
درازست دست مردم
گشنگی ازسرتا پا
به کجا بگریزند مردم
گویی ابرند درهوا
لبها درپی خوردن
دستها درپی غذا
همه درپی مردن
همه درترس بلا
یکی می میرد از
غم
یکی درخیال ناپیدا
یکی می میرد از
نداری
خوش وصفا ونبخشا
شنا میکنند درباغ من
ریزوریزازمن جدا
میزند موج درخانه من
چشم من تاریک است جزا
27 12 2021
شهاب طاهرزاده
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد