داستایفسکی قمار بزرگی کرده بود. در تابستان ۱۸۶۵ او در جریان اقامتی در ویسبادن ۳۰۰۰ روبل را باخت. این پول همان پیشپرداختی بود که ناشرش، استلوفسکی، برای حق انتشار مجموعه آثارش به او داده بود، مشروط بر اینکه تا اول نوامبر ۱۸۶۶ یک رمان جدید تحویل دهد. در صورت عمل نکردن به این تعهد، حقوق تمام آثار آینده او به این ناشر بیرحم واگذار میشد.
در حالی که این نویسنده بدهکار همچنان مشغول کار روی رمان بزرگ خود «جنایت و مکافات» بود که از فوریه ۱۸۶۶ بهصورت دنبالهدار منتشر میشد، مهلت تحویل اثر جدید نزدیکتر میشد. در ۴ اکتبر او آنا اسنیتکینا، تندنویس جوانی را استخدام کرد و در کمتر از چهار هفته رمان «قمارباز» را برای او دیکته کرد. این اثر بهموقع نزد دفتر اسناد رسمی تحویل داده شد. چند ماه بعد نیز داستایفسکی با همین تندنویس جوان ازدواج کرد.
«قمارباز» در رولتنبورگ
رمان داستایفسکی در یک شهر آبدرمانی خیالی در آلمان به نام «رولتنبورگ» میگذرد. در اینجا یک ژنرال روس که بهشدت بدهکار است همراه با اطرافیانش اقامت کرده و در انتظار مرگ عمه ثروتمند خود است. با وجود مشکلات مالی، آنها همچنان زندگی ولخرجانهای دارند:
«تمام جمعیت قماربازان دور من جمع شده بودند. به یاد ندارم که در تمام آن مدت حتی یک بار هم به پولینا فکر کرده باشم. آن زمان لذتی وصفناپذیر برایم داشت که هرچه بیشتر اسکناسها را جمع کنم و به سوی خود بکشم؛ آنها جلوی من به توده قابل توجهی تبدیل میشدند.»
راوی اولشخص داستان، آلکسی ایوانوویچ، که بهعنوان معلم سرخانه در جمع همراهان ژنرال حضور دارد، عاشق پولینا، دخترخوانده ژنرال، است. پولینا نیز از علاقه او برای اهداف خود استفاده میکند. یک فرانسوی که خود را مارکی دو گریو معرفی میکند و همچنین یک انگلیسی کمحرف به نام مستر آستلی نیز برای جلب توجه پولینا تلاش میکنند.
ژنرال نیز بهطور ناامیدانهای عاشق مادمازل بلانش، زنی بسیار جوانتر از خود، شده است. یک ارث بزرگ میتوانست امکان ازدواج با او را فراهم کند. اما به جای خبر مرگ مورد انتظار، عمه ثروتمند – که «بابوشکا» نامیده میشود – کاملاً سرحال وارد رولتنبورگ میشود و بخش بزرگی از دارایی خود را پای میز رولت از دست میدهد.
فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی در سال ۱۸۲۱ در مسکو به دنیا آمد و بهعنوان فرزند یک پزشک از خانوادهای اشرافی اما فقیر رشد کرد. بین سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۳ در مدرسه مهندسی نظامی سنپترزبورگ تحصیل کرد و از ۱۸۴۴ بهعنوان نویسنده آزاد فعالیت خود را آغاز کرد.
او بهدلیل عضویت در یک محفل مخفی که در آن درباره سوسیالیسم آرمانشهری بحث میشد، در سال ۱۸۴۹ به اعدام محکوم شد، اما در محل اجرای حکم، مجازاتش به چهار سال زندان در سیبری و سپس خدمت نظامی کاهش یافت. در سال ۱۸۵۹ اجازه یافت به سنپترزبورگ بازگردد.
در سال ۱۸۶۶ رمان «جنایت و مکافات» (که در ترجمه جدید با عنوان «جنایت و مکافات» یا «جنایت و کیفر» نیز شناخته میشود) منتشر شد که نخستین تراژدی بزرگ او محسوب میشود. پس از آن آثاری چون: «ابله»، «شیاطین»، «برادران کارامازوف» از او منتشر شدند.
بسیاری داستایفسکی را نماد تاریکی و اندوه میدانند. او فقر و فلاکت روسیه قرن نوزدهم را با قدرت توصیف کرد و به ژرفای روان انسان نفوذ نمود. پس از اقامتهای طولانی در خارج از کشور، او در سال ۱۸۸۱ در سنپترزبورگ درگذشت.
به نقل از نشریه تاتس آلمان
۳۰ مارس ۲۰۲۶