میبوسم
سربلند چون هرگز
مغرور به میهنم
چون هرگز
دستان آرشهای میهنم را که جان به کمان مینهند
تا مرزها
دبستانها
و تنگهمان را پاس دارند؛
دستان مادران دخترکان دبستان میناب؛
دست آنان که دست به دست
دور زیرساختهایمان زنجیره کشیدند؛
دستان نوجوانانی را که برای نجات قربانیان زیر آوار
به یاری مددرسانان شتافتند؛
دست آنانی را که هر شب در خیابانهای هر شهر
هر روستا
سرود مقاومت میخوانند؛
دست عزیزانی را که با قلمشان
و با گفتارشان
سم غربپرستی و تسلیمطلبی را
پادزهر میشوند؛
دستان آن دختر بیحجاب را در تظاهرات
که نه آقا مجتبی و نه پدر شهیدش را قبول دارد
و برای دفاع از وطن در خیابان است؛
دستان آقا مجتبی را
که پرچمدار مقاومت است؛
میبوسم
این پیروزی بزرگ
با همهٔ شکنندگیاش
ارمغان شماست
رضا هیوا
نوزده فروردین ۱۴۰۵
غار
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد